در حال بارگذاری ...
  • نگاهی به نمایش «قند خون»

    روبرویی با تکه‌ای از واقعیت

    ایران تئاتر،کیوان اسماعیلی: نمایش «قند خون» که نوشته و کارگردانی لیلی عاج است، شعار نمی دهد، فریبت نمی دهد، تنها با تکه‌ای از واقعیت روزگار مردمانی روبرویت می‌کند که همین‌جا و در همین سرزمین و در کنارمان زندگی می‌کنند.

    به نظاره نشسته‌ایم جهان را
    بی پلک زدنی
    که هجوم این‌همه فریاد
    خوابمان را در ربوده است...
    نور صحنه که می‌آید همچون داستان‌های کافکا یکراست پرتاب می‌شوی به متن زندگی مردمانی که سال‌هاست برای لقمه نانی و زنده ماندنی از طلوع تا شام بیگاری می‌کنند و کارگری می‌کنند و در آخر حریف نظام سلطه و سرمایه نمی‌شوند. هشتشان گروی نه شان است اما عقب نمی‌نشینند و به کنجی نمی‌خزند. مرد (با بازی عالی ارسطو خوش رزم) که کوهستان نام دارد و چه نام پرمعنایی است، از کارش در کارخانه تعطیل‌شده‌ی قند، بیکار شده است و زن (با بازی بی‌نظیر الهام شعبانی) کله‌قند می‌شکند تاتار و پود زندگی‌شان از هم نگسلد. در این میان دخترک (خواهر مرد با بازی درخشان پریا وزیری) میان رویا و زندگی دست‌وپا می‌زند و دل در گرو معشوقی دارد که همچون اربابان سلطه و سرمایه رهایش کرده است، هرچند او مهرش را به امید بازگشتش بخشیده است. افسرده است و خیال نیستی دارد اما همچون کودکان به لبخندی و دعوتی شادمان می شود و بر قندفرش گسترده ی میان خانه شادمانه می رقصد.
    نمایش که نوشته و کارگردانی لیلی عاج است، شعار نمی دهد، فریبت نمی دهد، تنها با تکه‌ای از واقعیت روزگار مردمانی روبرویت می‌کند که همین‌جا و در همین سرزمین و در کنارمان زندگی می‌کنند. کسانی که فریادشان بلند است، اما فریادرسی ندارند. کسانی که زخم ها و دردهایشان بیشمار است اما مرهم گذاری ندارند. نمایشی ستودنی که هم می خنداند و هم اشک به چشم می آورد. نمایشی که طنز تلخی است از زخم های سرباز کرده و به تاول نشسته که با دستمال های رنگارنگ سفید و سبز و بنفش بسته شده است اما خون مردگی اش از درزهای دیوارهای دورادورمان شتک زده است.
    با تقدیر نمی شود جنگید، اما مگر نه اینکه تقدیر همان امیدی است که رویاهایمان را به واقعیت گره می‌زند؛ و این نمایش نوید دهنده و امید دهنده است و تو را سرگردان و سرگشته در فضای تهی و پوچ وانهادگی رها نمی‌کند.
    این نمایش را ببینید نه برای اینکه وجدانمان را آسوده کنیم که در غم ها و رنج های این مردمان سهیم ایم، بلکه وجدانمان را بیدار کنیم که تا دیر نشده برای این مردمان کاری بکنیم.

    با تقدیم احترام

     




    مطالب مرتبط

    یادداشت توماج دانش بهزادی درباره نمایش «قند خون»

معلق بین ذات شیرین و تلخی جامعه
    یادداشت توماج دانش بهزادی درباره نمایش «قند خون»

    معلق بین ذات شیرین و تلخی جامعه

    ایران تئاتر_توماج دانش بهزادی:نمایش «قند خون» مهمترین ویژگی خودش را از دغدغه نویسنده‌اش کسب می‌کند. لیلی عاج با از خودگذشتگی و مسولیت انسانی هنری به مهمترین و اساسی‌ترین مسئله کشور می‌پردازد.

    |

    نظرات کاربران