در حال بارگذاری ...
  • گفت و گوی ایران تئاتر باسیروس همتی نویسنده و کارگردان فیش آباد

    جدال نهنگ و ماهی ؛ نبرد تاریخی انسان کامل و دیو

    سیروس همتی از فعالان عرصه تئاتر است و در کسوت نویسندگی، کارگردانی، بازیگری و حتی طراحی صحنه آثار زیادی از خود به یادگار گذارده است. نمایش فیش آباد آخرین اثر همتی محسوب می شود که این روزها در تماشاخانه سرو اجرا می شود.

    سیروس همتی امسال را نیز بسان سال های گذشته فعال و پرانرژی ظاهر شد. او در حوزه نویسندگی مجموعه نمایش «سه سه» و اولین مجموعه داستانی خود یعنی «ننه کاراته»را به چاپ رساند. ضمن آنکه چند اثر او از جمله گوهر (به کارگردانی سعید نجفیان)، بر پهنه چشمان مغربی (به کارگردانی سعید بصیری)، یک شاخه گل سرخ (به کارگردانی مسعود یزدانبخش) و ... به روی صحنه رفتند.

    در حوزه بازیگری، بازی متفاوتی از خود در نمایش کلنل به جا گذاشت و فیش آباد را در پلاتوی اجرای تئاتر شهر خوانش کرد.

    همتی در بخش آموزش هم پرکار است و در سال 96 کارگاههای مختلفی را در کشور برگزار کرد، همچنین در بیستمین جشنواره ملی فتح خرمشهر و یازدهمین جشنواره سراسری تئاترهای کوتاه ارسباران به عنوان داور ظاهر شد.

    او این روزها نمایش فیش آباد، شمشمین نمایشنامه کتاب سه سه را که در تیرماه به چاپ رسانیده بود، در تماشاخانه سرو به روی صحنه برده است. نمایشی که تلاش دارد موضوع حقوق های نجومی را در قالب یک طنز تلخ روایت کند.

    ایران تئاتر گفت و گویی با ایشان در این خصوص انجام داد که ماحصل آن را در زیر می خوانید:

     

     نمایشنامه فیش آباد در یک فرایند خوب چاپ شد، در اجراخوانی تغییرات در آن انجام گرفت و سپس کار برای اجرا آمده شد، طی شدن این مسیر چه کمکی در ارتقای کیفی کار شما داشت؟

    همانطور که عنوان کردید سعی شد در یک فرآیند منطقی ایرادات حاکم بر متن گرفته شود، نقاط ضعفی که در چاپ اثر وجود داشت در اجرا خوانی مرتفع و در نهایت با پیشنهادهایی که بازیگران در حین اجراخوانی ارائه دادند متن برای اجرا آماده شود. بی شک این روند تاثیر بسزایی در کاهش اشتباهات دارد به خصوص آنکه از زمان اجراخوانی نمایش زمان زیادی نگذشته بود و هنوز بازیگران در آن فضا بودند و فقط قرار بود شنیده ها به دیده ها تبدیل گردد.

     

    در نمایش فیش آباد با یک  بمباران اطلاعات روبرو بودیم. معضلات و مشکلات اجتماعی زیادی اعم از فقر اجتماعی، وضعیت مستمری بگیران، حقوق های نجومی، فاصله های طبقاتی، اوضاع و احوال جانبازان و یادگاران جبهه و جنگ و ....مطرح شد و در نهایت داستان با منش عیاری ادامه یافت. تاکید اصلی شما در این نمایش بر چه موضوعی  است ؟

    من به همه موضوعاتی که بدانها اشاره کردید تاکید داشتم و همه آنها جزو اهداف فیش آباد محسوب می شوند. 

     

     تاکید بیش از اندازه بر طنز، به گمراه کردن ذهن مخاطب از این اهداف نمی انجامد؟

    این مقولات بی شک از حساسیت هایی برخوردارند و نیاز به نگاهی متفاوت برای اجرا دارند. نگاه طنز به آنها در فیش آباد باعث شد تا کار به  اجرای عمومی برسد. بی شک اگر این نمایش طنز نبود ما در اجرا با مشکلات زیادی روبرو می شدیم. مضاف بر اینکه در این نمایش، با توجه به تغییراتی که در حین تمرین ایجاد شد، سعی کردم طنز اجرا را به مراتب کمتر از طنز متن و حتی اجرا خوانی کنم. چون اعتقاد داشتیم طنز کلامی نباید از بروز مفاهیم درون متنی جلوگیری کند و در تمام دیالوگ ها، حتی دیالوگ های لحظه ای و آنی این موضوع را مدنظر بود.

     

    در این نمایش ، جدالی محسوس میان نهنگ با ماهی وجود دارد، چرا از این دو نماد برای توصیف نیک و بد بهره گرفتید؟

    موضوع در خصوص فیش حقوقی بود و فیش در انگلیسی به معنی ماهی است. ماهی در مثنوی مولانا به معنی انسان کامل است و در این اثر ارزشمند هرجا سخن از ماهی است تداعی به سالک یا انسان کامل می شود و در فیش آباد نماد شهدا بود. در مقابل ماهی ما یک غول یا آنتاگوریسم به نام مدیرعامل داشتیم که نهنگ را در تعریف آن بکار بردیم. 

     

    در خصوص شهید مسعود یاوری بگویید، داستان برپایه نامه ایشان شکل گرفت یا این صحنه پس از طراحی به داستان اضافه شد؟

    داستان کاملا منبعث از ذهن خودم بود. بی شک ما شهدایی با این خصوصیات داشته ایم اما من در این نمایش مسعود یاوری را در ذهن پروراندم و حتی نام ایشان نیز زاییده خیالماست. هر چندی پیش از طریق تلگرام نامه ای از شهید حبیب مهمانچی به من رسید و مطالبی در این نامه بود که من از زبان مسعود یاوری گفته بودم و یکی از تماشاگران پس از دیدن نمایش به دلیل این قرابت برایم فرستاد که نشان می دهد به بیراهه نرفته ام. 

     

     دکور نمایش متشکل از درهای تو درتو بود که به نوعی می توانست منعکس کننده ارتباط تنگاتنگ معضلات اجتماعی با هم باشد اما به نظر می رسد طراحی متناسب با سالن نیست. نظرتان در این خصوص چیست؟  آیا دکور توانست آنچه شما انتظار داشتید جامه عمل بپوشد؟

    کاملا با طراحی دکور موافق هستم. دکور متشکل از درهای تو درتوست که با هر حرکتی یک مفهوم را القا می کند. بسته شدن درها یک تعریف را به ذهن می آورد و باز شدن آن مفهومی دیگر؛ و این تغییرات سریع دکور، کمک شایانی برای من در کار محسوب می شد، چون ما توانستیم 7 صحنه را با آن به مخاطب القا کنیم. در صحنه اول درها تو درتو بود. در صحنه دوم حالت L پیدا کرد. در صحنه سوم به عنوان تور بدمینتون و کامیون مورد استفاده قرار گرفت. در صحنه چهارم دکور به شکل یک کوچه بن بست بود. در صحنه پنجم به عنوان منزل قاسم خان نوری از آن بهره گرفتیم، در صحنه ششم به کافه گردان تبدیل شد و در نهایت در صحنه هفتم محل تمرین کارگردان و نویسنده تئاتر و نیز محل اختفای دختر قاسم خان نوری توسط گروگانگیران بود.

    چه چیزی بهتر از این که با یک دکور ساده بتوانیم هدفی که در ذهن داشتیم به مخاطب القا کنیم؟

     

    خیلی ظریف با وارد نمودن همیاران صحنه با لباسهای مشکی و کلاه شاپو، بر باندهای مافیایی تاکید کردید. چه شد که به این طرح رسیدید. مهندسی بود یا در اجرا بدان دست یافتید؟

    من به شدت به خلاقیت گروهی یا خلاقیت شورایی در طول تمرین اعتقاد دارم و هیچ موضوعی از متن پیش از شروع تمرین تعیین تکلیف نمی شود. من تلاش می کنم نظرات گروه اجرا و بازیگران را دریافت کنم و در نهایت بهترین موقعیت را براساس آنچه خود مدنظر دارم پیاده نمایم. در بحث همیاران صحنه، نیز هیچ مهندسی خاصی پیش از تمرین نداشتیم. در طول تمرین احساس کردیم همیاران صحنه می توانند در طول اجرا به ما کمک کنند و به مرور آن چیزی شد که دیدید.

     

    سنخیت موسیقی کارتون رابین هود با این نمایش چه بود که بر آن تاکید زیادی کردید؟

    در طول تمرین به دنبال یک موسیقی خاص بودم که خلا بین صحنه ها را پر کند و در عین حال این نکته را به مخاطبان القا نماید که در حال تماشای یک نمایش طنز هستید لذا چون در متن نمایش به رابین هود اشاره شد پیشنهادی از سوی محمد لهراسبی برای این آهنگ به من داده شد احساس کردم می تواند خلا ما را پر کند و از آن استفاده کردیم.

     

    بی شک انتخاب فیش آباد در آیین بازگشایی تماشاخانه سرو، در ماندگاری این اثر در اذهان تاثیر زیادی خواهد داشت، چه احساسی در این خصوص دارید.

    خوب این اولین باری نیست که این اتفاق برای من می افتد. ما در گروه مانی در دو دهه قبل با نمایش قربانی، چراغ سالن اصلی تالار محراب را بعد از 6 سال خاموشی، روشن کردیم و دو سال پیش نیز با نمایش ریحانه تالار استاد محمدعلی کشاورزی در پردیس تئاتر تهران را افتتاح نمودیم. اتفاق میمونی است که برای سومین بار قرعه به نام گروه مانی افتاد تا بار دیگر چراغ تالار نمایشی دیگر را روشن کند.

     

    گفت و گو از: علی رحیمی




    مطالب مرتبط

    هاینر گوبلز در پنل «پلی فونی در تئاتر و جایگاه صدا»:

دنبال تجربه جدید هستم نه یک پیام یا بیانیه  
    هاینر گوبلز در پنل «پلی فونی در تئاتر و جایگاه صدا»:

    دنبال تجربه جدید هستم نه یک پیام یا بیانیه  

    ایران تئاتر: هاینر گوبلز تئوریسن، آهنگساز و کارگردان تئاتر آلمان در پنل «پلی فونی در تئاتر و جایگاه صدا» که با هدف تشریح دیدگاهش در حوزه اجرا برگزار شد گفت: قصد ارسال یک پیام یا بیانیه به مخاطب ندارم و فقط دنبال یک تجربه جدیدتر هستم.

    |

    یک بخش جذاب سی و ششمین دوره در آینه مطالب ایران تئاتر

همه آنچه باید درباره بخش مرور فجر بدانید
    یک بخش جذاب سی و ششمین دوره در آینه مطالب ایران تئاتر

    همه آنچه باید درباره بخش مرور فجر بدانید

    ایران تئاتر: دبیرخانه سی و ششمین دوره جشنواره تئاتر فجر از میان تولیدات تئاتری در فاصله زمانی آذرماه 1395 تا آبان‌ماه 1396 اسامی 36 اثر را برای شرکت در بخش مرور اعلام کرده است که به منظور همکاری با شما مخاطب گرامی جهت انتخاب نمایش های مورد علاقه، به برخی از آنها به صورت مشروح اشاره ...

    |

    گذر رودکی در حاشیه فجر 36 افتتاح خواهد شد

یکی از مهمترین گذرهای تهران به بار نشست
    گذر رودکی در حاشیه فجر 36 افتتاح خواهد شد

    یکی از مهمترین گذرهای تهران به بار نشست

    ایران تئاتر-علی رحیمی: براساس ماده 114 برنامه پنج ساله دوم شهرداری تهران (1393-1397) احداث و بهره برداری از طرح رودکی تا پایان سال سوم برنامه مورد تاکید قرار گرفته است، موضوعی که هرچند با تاخیر اما بالاخره به بار نشست.

    |

    نظرات کاربران