در حال بارگذاری ...
  • آرش سنجابی در گفت و گو با ایران تئاتر عنوان کرد

    دیدگاه من منطبق بر الگوهای شرقی است

    ایران تئاتر: نمایش «تمام زنان اجنه شیخ محمود» به نویسندگی و کارگردانی آرش سنجابی نمایشی سورئال مبتنی بر الگوهای رئالیسم جادویی و با ساختار تودر تو و جذاب است و کارگردان تلاش می کند در فضایی سورئال ذهنیتش را به مخاطب ارائه کند.

     آرش سنجابی هنرمند کرمانشاهی کارگردان ، نویسنده، مستندساز، فیلمساز، نویسنده و مترجم ادبیات است و تاکنون مجموعه داستان هایی تالیف و آثار زیادی از ادبیات کردی به زبان فارسی ترجمه و منتشر کرده و فیلم های مستندی از زندگی هنرمندان شاعران و نویسندگان ایرانی ساخته است. سنجابی تاکنون 17 مستند از زندگی شخصیت های برجسته ایرانی ساخته که از این میان فعلاً 3 مستند از زندگی «محمدعلی سپانلو»، «شمس لنگرودی» و «عباس کیارستمی» منتشر شده و بقیه ی مستندها هنوز وارد بازار نشده اند. فیلم پارمیدا هم از آخرین ساخته هایش محسوب می شود.رمان چینه دان ترک خورده درناها نیز به تازگی از این هنرمند روانه بازار نشر شده است. سنجابی که پیش از این کارگردانی نمایش هایی چون «عروسان» و «پوست انداختن» را در کارنامه هنری خود دارد؛ نمایش «تمام زنان اجنه شیخ محمود» را این روزها در تماشاخانه ارغنون روی صحنه برده است. نمایش «تمام زنان اجنه شیخ محمود» به نویسندگی و کارگردانی آرش سنجابی و با اقتباسی آزاد از رمان لطیف هلمت دی ماه روی صحنه است. بازیگران نمایش به ترتیب حروف الفبا عبارتند از: تینا آخوندتبار، ایمان اصفهانى، رامین پرچمى، مرجان پورمحمودى، روشنک رضایى مهر، شراره سلیم بیات، مهرداد سنجابى، شیرین کلاهى، علیرضا میرزامحمدعلى، نرگس نیک سیرت ، مه سا جلوه(مدیر روابط عمومی و مشاور رسانه ای)، امیر خدامی(عکاس)، تهمینه خرمی(گریم )، سپیده نورایی(دستیار و مدیر امور بین الملل نام سایر عوامل اجرایی نمایش هستند. با آرش سنجابی در باره ساختار و نوع روایت  نمایش «تمام زنان اجنه شیخ محمود» گفت وگویی انجام داده ایم.

     

    آیا در تئاتر قائل به استفاده از ساختار سورئال و رئالیسم جادویی در نمایش هایی که کارگردانی می کنید هستید؟

    همیشه دوست داشتم چه در سینما وچه در ادبیات، دست به تجربه‌های تازه بزنم و تجربه‌های خودم را به دیگران نیز پیشنهاد بدهم. به همین خاطر خیلی دوست داشتم رئالیسم جادویی را روی صحنه نمایش بیاورم و یکی از جذابیت های اصلی به روی صحنه بردن تئاتر، تجربه فضاهای متفاوت است و اعتقاد چندانی به قصه گویی ندارم و بیشتر ترجبح می دهم در آثارم تاکیدم به نظریه پردازی باشد ودرکنار تئاتر در سینما و ادبیات هم دوست دارم این رویه را تجربه کنم. در ادبیات به عنوان نویسنده مصالح بیشتری برای پرداختن به ساختار رئالیسم جادویی در اختیارم قرار دارد و در تئاتر هم بیشتر از این می شود از رئالیسم جادویی بهره برد. استاد اسماعیل خلج در این عرصه تجربیات ارزنده ای داشته است؛  بنابراین تلاش کردم در نمایشم از راوی اول شخص به راوی مرکب برسم و همینطور فضا در اثرم عنصر تعین کنندهای باشد. موقعی که ساختار رئالیسم جادویی را مورد استفاده قرار می دهم می توانم از قراردادهای رایج تئاتری عبور کنم و فضاهای متفاوتی را در پیش چشم مخاطبم قرار بدهم. در دو نمایش قبلیم هم چنین رویه ای را دنبال کردم. در نمایش قبلی هم اقتباسی آزاد از رمان «شهر هم‌نوازان سپید» بختیار علی نویسنده مشهور کردستان عراق انجام دادم؛ رمانی که به نظر من حتی از رمان «آخرین انار دنیا» چند قدم جلوتر است و در کردستان عراق نیز خیلی زود نظر منتقدان را به خود جلب کرد.

     

    در اجرای نمایش هایی از جنس کار شما با تکیه بر فضای سازی کاری که مارکز در آثارش انجام می داد، می توان مفهوم رئالیسم جادویی را برای مخاطب ایجاد کرد؟

    جنس رئالیسم جادویی ای را در نمایش هایم به کار می برم که با رئالیسم جادویی ارائه شده توسط مارکز متفاوت است.

     

    آیا دیدگاهتان نسبت به رئالیسم جادویی با مارکز هم متفاوت است؟

    دیدگاه من منطبق بر الگوهای شرقی است و یک جور رئالیسم اشراقی را مد نظر دارم.

     

    خاستگاه رئالیسم جادویی آمریکای لاتین است؟

    بله اما دهسال قبل رمانی با عنوان آخرین انار دنیا نوشته  بختیار علی نویسنده کرد زبان ترجمه کردم و بسیار مورد توجه مردم قرار گرفت و به نظر من آثار بختیار علی را باید نوعی رئالیسم جادویی شرقی خواند. در آن دوران کمتر ناشری برای چاپ نمایش نامه اظهار تمایل می کرد؛ زیرا بختیار علی نام شناخته شده ای نبود. اما امروز تبدیل به نویسنده معروف و پر مخاطب شده است. رنجی که من در شناساندن بختیار علی متحمل شدم؛ شمس لنگرودی با نوشتن یادداشت هایی منعکسش کرد و از او تشکر می کنم و من را متقاعد کرد که آن نوع رئالیسم جادویی که در کردستان عراق وجود دارد و بختیار علی و شیرزاد حسن پایه گذارانش هستند می توان در اینجا هم طرحش کرد. در سینما هم ساختار رئالیسم جادویی در چند فیلمم با آثاری نظیر محله مترسکها و اعترافات تجربه کردم.

     

    آیا هنرمندی که به سراغ سبک رئالیسم جادویی می رود باید ذهن خلاقی داشته باشد؟

    هر هنرمندی باید دارای خلاقیت داشته باشد. ادبیات که مادر سینما و تئاتر است نیازمند مدرن شدن است. هر دهه ای که می گذرد مصادیقی که ساختار مدرنیته دارند تبدیل به مسائل سنتی می شوند و من با این نگاه و رئالیسم سنتی مشکل دارم.

     

    راوی در آثار شما نقش مهم و پیش برنده ای دارند؟

     بله بیشترین بازیم را در کارهایم با راوی دارم.

     

    شکل گیری اجرای نمایش نامه تمام زنان اجنه شیخ محمود چگونه به وجود آمد؟

    متن اصلی این نمایش نامه را خواندم. نویسنده این متن لطیف هلمت است؛ هلمت یک شاعر نامی کردستان است و خیلی از اشعارش هم به فارسی ترجمه شده است و برایم جالب توجه بود که این شاعر رمان نوشته است. موقعی که رمان تمام زنان اجنه شیخ محمود را چند سال قبل خواندم پیش بینی نمی کردم که ممکن است از آن اقتباسی انجام بدهم. این رمان در ذهنم نقش بست و متن هایی می نوشتم که تحت تاثیر این اثر بودم. متنی هم که روی صحنه بردمش بیش از 15 درصدش متعلق به رمان لطیف هلمت نیست، اما روحش در نمایشم موج می زند.

     

    انتخاب اسم آلبر کامو برای یکی از شخصیت  های نمایش جنبه مفهومی دارید و یا زیباشناسانه است؟

    در نمایش شخصیت های زیادی وجود دارد که اغلبشان جن هستند و راجع به یک سری از کاراکتر منجمله آلبرت کامو حرف می زنند. ساختار نمایش را گونه ای طراحی کردم که جاهایی تماشاگر فریب بخورد و در انتها متوجه می شویم شخصیت نویسنده هم داخل بازی بوده و آن کسی که بازی می خورد تماشاگر است. آخرین صحنه نمایش حلول جن در کالبد تماشاگر است. شاید چرخش راوی در اینجا معنی پیدا کند و از راوی اول شخص به راوی مرکب می رسیم واین برایم دغدغه جدی بود و خوشبختانه در ارتباط با مخاطب هم خوب جواب داد.

     

    گفت وگو از احمد محمد اسماعیلی




    مطالب مرتبط

    نظرات کاربران