در حال بارگذاری ...
  • یادداشت اختصاصی هایده حائری درباره نمایش «100 درصد»

    کاش جمیله می‌دید

    کاش جمیله شیخی می‌توانست شاهد ماترکی باشد که برای نوه عزیزش ستاره پسیانی به یادگار گذاشته و شک ندارم که ستاره همچون نامش سال‌ها خواهد درخشید.

    بّه گزارش ایران تئاتر، هایده حائری بازیگر و کارگردان شناخته شده تئاتر، سینما و تلویزیون پس از تماشای نمایش «100درصد» یادداشتی را اختصاصی درباه این نمایش نوشت و آن در اختیار ایران تئاتر قرار داد.

    در یادداشت هایده حائری درباره این نمایش آمده: «شاید بیش از هر بازیگر زن شناخته شده دیگری حضور جمیله شیخی طی چند دهه زندگی هنری بیشترین قابلیت قدردانی و بررسی را دارد. من خود از کودکی شیفته صدا و بازی قدرتمندانه او چه بر صحنه تئاتر و چه در فیلم بوده و هستم و به جرات ادعا می‌کنم کمتر کسی را از زن و مرد مانند او موثر و مسلط بر کار و هنر خود یافته‌ام.

    اما این مطلب درباره جمیله شیخی نیست و این مهم را باید به زمانی دیگر واگذار کرد تا بتوان خوانشی جدی و پایه‌ای از بازیگری این ایزد بانوی تئاتر به دست داد. همین‌جا اشاره می‌کنم که متاسفانه روحیه نگارش زندگینامه و همینطور تحلیل هنرهای اجرایی مثل بسیاری موارد دیگر از کمبودهاست؛ گرچه کوشش بسیاری از مجله‌های در خور سینمایی و گاه تئاتری در لایه‌های مختلف نقد و بررسی و ارائه گاه پرونده‌های حجیم به سبب‌های مختلف را نباید نادیده گرفت.

    این مطلب درباره اجرای بسیار حساب شده و باورپذیر و خلاقانه نوه‌ او ستاره پسیانی است که در نمایش «صد درصد»  یا «100%»، این شب‌ها در سالن دکتر ناظرزاده کرمانی در تماشاخانه ایرانشهر برقرار است.

    ستاره پسیانی در کنار هوتن شکیبا در این نمایش که نام نویسنده‌اش مارکس لید قید شده و مترجم آن وحید رهبانی است با کارگردانی و طراحی مرتضی اسماعیل کاشی بازی می‌کند و از نخستین لحظات شروع به شما می‌فهمانند که با کاری متفاوت روبرو هستید.

    نام او در این نمایش لیندا است که بنا به دلایلی روی صندلی چرخدار قرار دارد و بناست نمایشی را که خود نوشته به کمک بازیگری حرفه‌ای که استخدام کرده روخوانی کند.

     به زودی متوجه می‌شویم که این یک روخوانی معمولی نمایشنامه نیست بلکه طرحی بسیار زیرکانه و کاملاً پیش بینی شده از سوی لیندا است تا حقایقی در مورد گذشته را برملا کند.

    تا همین جای ماجرا ما با اثری طرفیم که برخلاف جریان همیشگی در حرکت است و به اعتباری می‌توان چنین برداشت کرد که معلول بودن لیندا ابداً به ضعیف بودنش و همین طور قابل ترحم شدنش منجر نشده بلکه از او با توجه به اتوماتیک بودن صندلی‌اش و کفش‌های سنگین‌اش انسانی توانمند و مصمم به  پیشبرد اهدافش ساخته و از بیان و حالت صدا و تاکیدگذاری‌ها و خنده‌های کوتاه و بلندش، او به مراتب قوی‌تر جلوه می‌کند.

    اینجاست که آه از نهادم بر‌می‌آید که کاش جمیله شیخی می‌توانست شاهد ماترکی باشد که برای نوه عزیزش ستاره پسیانی به یادگار گذاشته و شک ندارم که ستاره همچون نامش سال‌ها خواهد درخشید. این میان یاد همبازی کودکی‌ام  آتیلا پسیانی و همسر هنرمندش فاطمه نقوی را نیز گرامی می‌دارم و به عنوان یک جمله معترضه ادامه می‌دهم چرا به نام استاد جمیله شیخی تاکنون یک سالن نامگذاری نشده؟ و اشکم را فرو می‌خورم./ هایده حائری




    مطالب مرتبط

    گفت وگو با علی سرابی کارگردان و بازیگر نمایش «خدای کشتار»

با گذشت زمان تبعات زندگی مدرنیته در زندگی بشر بیشتر آشکار می شود
    گفت وگو با علی سرابی کارگردان و بازیگر نمایش «خدای کشتار»

    با گذشت زمان تبعات زندگی مدرنیته در زندگی بشر بیشتر آشکار می شود

    ایران تئاتر:«خدای کشتار» نمایشی درباره آدمهای این روزگار با تمام خصوصیات و خصلت‌هایشان است؛ آدم‌هایی که در پس ظاهر موجه و موقرشان، به شدت خوی حیوانی درونشان، آماده بروز و ظهور است.

    |

    نظرات کاربران