در حال بارگذاری ...
  • نگاهی به تازه‌ترین ترجمه فریدون پارسا نژاد

    کتاب «اولین تئاتر کودکان» از قهرمانی واقعی می‌گوید

    ایران تئاتر-المیرا حسینی: کتاب اولین تئاتر کودکان از قهرمانی واقعی می‌گوید که در مقابل هر مشکلی می ایستد و با هر ایستادگی، می‌آموزد و یاد می‌دهد و بزرگ‌تر می‌شود و به هدفش نزدیک‌تر؛ و خواننده درمیابد برای داشتن آنچه امروزه به‌راحتی در دسترس دارد وامدار چه تلاش و نبوغی ست.

    "آیا تابه‌حال به تئاتر برای کودکان رفته‌اید؟ اگر نه به آنجا بروید پشیمان نخواهید شد." ناتالیا زاتس کتاب اولین تئاتر برای کودکان را با این سوال شروع میکند و با زبان داستان گونه اش مثل قهرمان رمان یا فیلم، خواننده را با خود همراه میکند و از تلاشهایش جهت راه اندازی اولین تئاتر برای کودکان می‌گوید؛ اما آنچه نویسنده پیش روی خواننده قرار می‌دهد تنها برشی از زندگی ناتالیا زاتس نیست بلکه شامل تجربیات ... ساله دختری ست که تمام عمر خود را وقف کودکان و تئاتر آنها میکند؛ و از آنجا که تلاشهای ناتالیا از دوران کودکی و نوجوانی نویسنده آغاز می‌شود، به خواننده آرزوها و ترسها و تلاشهای کودکانه اش را یادآور می‌شود. همانطور که گفته شد این کتاب از زبان ناتالیا زاتس، درباره خودش و اولین تئاتر کودکان جهان است. لذا قبل از هر چیز لازم میدانم وی را مختصری معرفی کنم.
    ناتالیا زاتس متولد 1903 در روسیه است. وی در 14 سالگی مدیر دایره تئاتر کودکان و موزیک شورای تئاتر کودکان در مسکو شد و در سال 1920 با همکاری دولت روسیه اولین تئاتر مسکو برای کودکان را به نام "تئاتر مرکزی کودکان " به جود آورد. هم چنین به عنوان اولین پیشگام تئاتر کودکان در 1965 اولین "تئاتر موزیکال کودکان " جهان را در مسکو به وجود آورد.
    زاتس مانند قهرمان یک رمان به صورت اول شخص هر آنچه به او گذشته را بیان میکند البته با زبانی ساده که لازمه کتابهای آموزشی ست. کتاب آموزشی را عبارتی لازم برای این کتاب میدانم چرا که بیشتر از آنچه خواننده متوجه باشد از تجربیات نویسنده می‌آموزد در حالیکه روایت داستانی لذت میبرد.
     کتاب شامل چهل و یک فصل است که هر فصل یک گام نویسنده را به هدفش یعنی راه اندازی تئاتر کودکان نزدیک‌تر میکند و خواننده را برای دنبال کردن مشتاق تر.
    فصل های هر کتاب با یک تصمیم یا ایده و فکر تازه آغاز می‌شود و تمام مراحل برای عملی کردن آن ایده به طور دقیق توضیح داده می‌شود و در نهایت نتایج مثبت و منفی آن در اختیار خواننده قرار میگیرد.
    ناتالیا زاتس در دو فصل ابتدایی، از خاطرات کودکیش تا قبل از 14 سالگی می‌گوید و از پدر و مادرش که به او و خواهرش احترام به هنر را آموخته اند:
    "از اولین سالهای زندگی، ما احترام گذاشتن به خلاقیت هنری را آموختیم. همین که میدیدیم پاپا دارد آهنگی می سازد، سکوت می کردیم."
    در واقع او از چگونگی پیدایش انگیزه و علاقه¬اش به هنر و به خصوص تئاتر می‌گوید که از کودکی در او رشد کرده.
    همانطور که خواننده فصل به فصل جلو میرود ناتالیا بزرگ‌تر می‌شود و مثل یک دانشجوی تئاتر از تمرینهایی که به عنوان بازیگر یا نویسنده یا کارگردان در آنها فعالیت میکرده گزارشی دقیق ارائه میکند و با بیان اتفاقات خوشایند و ناخوشایندی که در کودکی در مواجهه با بزرگان تئاتر روسیه برایش رخ داده، به خواننده می‌آموزد در رفتار با کودکان در تئاتر یا حتی بالاتر از آن در هر اجتماعی چگونه باید عمل کند:
     "در دست دادن و حتی صدای واختانگوف چیزی بسیار اطمینان بخش وجود داشت؛ چیزی که یک خردسال که تازه پدرش را از دست داده حتما به آن نیاز دارد. من دست او را با هر دو دستم فشار دادم. هیچ کس تا آن لحظه به من "شما " نگفته بود. واختانگوف در صحبت کردن با کوچکترها روش به خصوصی داشت. او با کوچکترها مانند بزرگسالان صحبت میکرد. کلمات او ایمان به نیروی آدم و نیز احساس منزلت انسانی را بیدار میکرد." (27)
    او از بازی در تئاتر می‌گوید و با بیان مثال گونه عملکرد بزرگانی مانند واختانگوف در تربیت کودکان به عنوان بازیگر، بازیگردانی برای کودکان را آموزش می‌دهد:
    "واختانگوف به من شهامت میداد:"تو باید تمام روز به آن توجه کنی. این یک نقش سودمند است. هر وقت بزرگ شدی و در تئاتر کار کردی، برای این نقش از من تشکر خواهی کرد. چشمانت را از ایوان مسکوین دور نکن و مطلقا مرتکب هیچ اشتباهی نشو! به من قول میدهی؟""
    "ما تمرین ها را آغاز کردیم. زولرشیتسکی و واختانگوف ما را یاری میکردند، اما جوری که ما با ایده های خود تحریک شویم."
    ناتالیا زاتس بارها از استانیسلاوسکی نام میبرد کسی که تئاتر و فیلم برای کودکان در اغلب کشورهای شوروی سابق، به ویژه در مسکو، تحت تاثیر او ایجاد شدند؛ و او را نه تنها یک کارگردان بلکه یک روانشناس آگاه در رفتار با کودکان و تئاتر کودکان معرفی میکند:
    "ما تماشاچیان زیادی نداشتیم، تقریبا 25 نفر، اما چه تماشاچیانی! ... واختانگوف در عوض یونیفورم ملوانی که همیشه در اوپاتوریا می پوشید، یک کت شلوار سیاه نو پوشیده بود و یک کلاه حصیری به سر گذاشته بود تا همه چیز مانند شب اول یک نمایش باشد. استانیسلاوسکی با یک کت نو، پیراهن سفید و پاپیون آمده بود. این گونه ما را با احترام به هنر پرورش می دادند و موجب باور کردن نیروهای خودمان می شدند."
    همانطور که گفته شد، ناتالیازاتس 14 ساله برای راه اندازی دایره¬ی کودکان در بخش تئاتر-موسیقیِ شورای نمایندگان کارگران داوطلب می‌شود و از فصل 5 به بعد، وی به صورت گام به گام هر آنچه برای راه اندازی یک نهاد یا مرکزی جهت مدیریت و تولید و اجرای تئاتر ویژه کودکان برایش رخ داده را بیان میکند و در خلال آن، تجربیات ناب خود را در اختیار خواننده قرار می‌دهد؛ درست مثل قصه گویی که برای بچه ها قصه بگوید و آنها را دنبال خود فصل به فصل بکشاند تا آخر؛ او، بدون اینکه متوجه باشید اطلاعات اجتماعی و تاریخی شما، درباره یک دوره زمانی در روسیه را کامل تر میکند و اشخاص ویژه ونهادهای دولتی و غیر دولتی را به شما معرفی میکند و حتی انقلابهای مردمی آن کشور و تاثیر آن بر روند فعالیت های تئاتر برای کودکان را بیان میکند؛ در حالیکه شما متصورید یک رمان مطول میخوانید.
    وی از نخستین روزهای شروع کارش، تک تک اجراهایش و تمام مشکلات پیش رویش می گوید. گاهی به بن بست میرسد، گاهی خودش را سرزنش میکند، گاهی جدی گرفته نمیشود، گاهی نا امید می‌شود ولی می ایستد و ادامه می‌دهد. او به خواننده می‌آموزد وقتی مخاطب اثری کودکان باشند کار سختی در پیش است، چون آنها تا زمانی آرام روی صندلیها مینشینند که آنچه را میبینند دوست داشته باشند و باور کنند، در غیر این صورت، بی پروا از روی صندلی بلند میشوند، با هم حرف میزنند یا وقتی قصه گو از آنها سوال میپرسد ممکن است جواب دور از انتظاری را دریافت کند:
    "خانوم نقش آفرین ماریا بولومنتال تامارینا روی صحنه رفت، با مهربانی به کودکان درود گفت و با ادب سوال کرد: " دوست دارید که من الان برایتان یک قصه تعریف کنم؟" ناگهان یک صدای پرطنین از سالن پاسخ داد: "نه ما نمیخواهیم " سکوتی ناگوار به وجود آمد. "پس چه میخواهید؟" " ما میخواهیم تو برای ما بازی کنی "... آنها میخواستند برنامه کلی داشته باشند، نه فقط قصه گویی را ببینند."
    همیشه پذیرش مخاطب اثر هنری در اثبات لزوم وجود آن بیشترین تاثیر را دارد. زایس هم برای اینکه بتواند لزوم وجود تئاتر برای کودکان را اثبات کند باید در ابتدا نظر مخاطبان، یعنی کودکان را جلب کند و با تاثیر آن بر کودکان نظر والدینشان را. بدین منظور به شکل زیر عمل میکند و شاید بتوان گفت کمتر کسی در نهایت صداقت راهکارهای موفقیت خویش را اینطور صادقانه در اختیار خواننده قرار می‌دهد:
    "در حین برنامه، مربیان تعلیم و تربیت ما میان کودکان نشسته بودند. آنها کاملا عینی عکس العملهای تماشاچیان را هنگام برنامه بررسی میکردند، بدون اینکه توجه کودکان را به خود جلب کنند، اظهارات هر کدام، گفت و گوها و بانگ ناگهانی آن ها را یادداشت می کردند."
    کتاب اولین تئاتر کودکان از قهرمانی واقعی می‌گوید که در مقابل هر مشکلی می¬ایستد و با هر ایستادگی، می‌آموزد و یاد می‌دهد و بزرگ‌تر می‌شود و به هدفش نزدیک‌تر؛ و خواننده درمیابد برای داشتن آنچه امروزه به‌راحتی در دسترس دارد وامدار چه تلاش و نبوغی ست.
     ناتالیازاتس به خواننده یادآور می‌شود صحنه امروز، به‌راحتی بدست نیامده؛ چرا که اثبات ضرورت وجود هر چیز که برای کودکان در هنر به خصوص در تئاتر و سینما لازم است بسی دشوارتر از تولید و اجرای آن است. چنانچه در جامعه ایران هستند کسانی که همانند ناتالی برای اثبات آن تلاش میکنند و این کتاب میتواند نوید بخش آنان باشد که کامیابی میسر است هر چند به قول زایس معجزه به نظر برسد. او در فصل آخر می‌گوید:
    "معجزه آسا توجهی بود که به تئاتر کودکان میشد. همه چیزهای دیگر طبیعی بودند. "
    مساله توجه به تئاتر کودکان را مترجم اثر دکتر فریدون پارسا نژاد نیز در مقدمه مترجم متذکر میشوند:
    "مشکل‌ترین کار صحنه ای، تئاتر کودکان است، چون آن ها همه چیز را می‌بینند و همه چیز را می‌فهمند و همه چیز را درک میکنند. کودکان را نمیتوان گول زد. آنان هر آنچه را که واقعی و صادقانه نباشد باور نمیکنند."
    اما لازم به ذکر است که آنچه از کتاب برداشت می‌شود مدیون ترجمه دقیق و عمیق دکتر پارسا نژاد است که به دلیل شناخت جامعه مبدا که کتاب از آن برآمده در انتقال مفهوم موفق بوده است. البته نیاز به ویرایش مجدد در برخی جملات احساس می‌شود که در کلیت اثر قابل چشم پوشی ست.
    از سوی دیگر ترجمه کتاب در جامعه ایران که متاسفانه تئاتر و فیلم کودکان به دنبال جایگاه حقیقی خود می‌گردد، کاملا ضروری و لازم بوده و بدون شک برای علاقه مندان به حوزه تئاتر کودکان میتواند راهگشا باشد.
    او سرانجام در سال 1920 موفق می‌شود تئاتر کودکان را راه اندازی کند. به گفته ناتالیا زاتس "آدمی میتواند یک قصه را سریع تعریف کند ولی یک کار بزرگ، زمان لازم دارد." و او کار بزرگش را با همان زبانی که برای کودکان قصه تعریف میکند برای ما بازگو میکند.
    کتاب یا بهتر میتوان گفت دانش نامه اولین تئاتر کودکان گزارشی است صادقانه از زندگی و تلاشها و شکستها و پیروزی‌های ناتالیا زاتس نویسنده، کارگردان و متخصص تئاتر.
    خواندن این کتاب را به دلایل زیر به شما پیشنهاد میکنم:
    1)    ارائه راهکارهای مناسب جهت کار با کودکان در حوزه تئاتر که در حوزه سینما هم قابل تعمیم است.
    2)    آشنایی با شخصیتهای ویژه این حوزه و یادگیری عملکرد آنان.
    3)    آشنایی با نظام اجتماعی-سیاسی کشور روسیه.
    4)    لذت همراهی قرمان 14 ساله ای که گام به گام ما را در شعف نزدیکی به اهدافش شریک میکند.
    لازم میبینم در پایان ازشما بپرسم که آیا تابه‌حال کتاب اولین تئاتر کودکان را خوانده اید؟ اگر نه بخوانید، پشیمان نخواهید شد.
    کتاب «اولین تئاتر کودکان» نوشته ناتالیا زاتس و ترجمه فریدون پارسا نژاد توسط نشر افراز در قطع رقعی در ۳۶۲ با قیمت ۳۰۰, ۰۰۰ ریال دردسترس علاقمندان قرار دارد.




    مطالب مرتبط

    نظرات کاربران