در حال بارگذاری ...
  • نقد نمایش دودمان به کارگردانی فرزاد باقری

    سرنوشت دودمانی که شاید به نوعی حال امروز ما باشد

    ایران تئاتر_سید علی تدین صدوقی : بعضی از مواقع  برحسب اتفاق به دیدن نمایشی می نشینی که خیلی هم تبلیغات نکرده است ویا نتوانسته مثل بعضی ها بیلبوردهای آن چنانی در سطح شهر برپا کند وبی سر وصدا و بی مدعا با همین تبلیغات معمولی ای که همه انجام می دهند دارد در یک تماشاخانه اجرا می رود .

    وقتی باز  بر حسب اتفاق این نمایش را می بینی با خودت می گویی چه کارها ی خوبی  در گوشه وکنار این شهر به روی صحنه می روند که از بسیاری از نمایش هایی که با سر وصدا وتبلیغات و استفاده از بازیگران چهره ای و پول  در تالارهای معروف اجرا می شوند ... بسی بهتر است وبه روزترو قابل اعتنا تر.

     رفته بودم که طبق معمول  ببینم چه  نمایش هایی دراردیبهشت وخرداد در تماشاخانه عمارت ارغنون روی صحنه هستند . به ساعت که نگاه کردم نیم ساعت مانده بود به اجرای نمایشی به نام دودمان با خودم گفتم اسمش که آدم را جلب می کند بهتر است نمایش را ببینم . دوستان لطف کردند ویک بلیط مهمان به من دادند و اینگونه شد که به دیدین نمایش نشستم .

    نمایش یک رئالیست اجتماعی بود با رگه هایی از ملو درام والبته  پایانی تراژیک .

    متن انگشت روی مسئله ای گذاشته بود که سالهاست ودهه هاست که معضل اجتماع ماست . یعنی قاچاق مواد مخدر،  اما این بار از داخل یک خانواده که پدرشان راننده کامیون است ودر ضمن قاچاق هم می کند  موضوع را دنبال می کنیم البته خانواده اش این را نمی دانند .

    خانواده ای کرمانی که همگی با لهجه شیرین کرمانی صحبت می کنند . متن  ازدوسه تعلیق کوچک وبزرگ استفاده می کند وسعی دارد همان طور که جلو می رود این تعلیق ها را نیز باز کند تا به آخرین ومهمترین تعلیق برسد .

     قصه از انتها شروع می شود وپس از طی روند ماجرا به انتها می رسد؛  اما دراین روند تماشاکنان به یک آگاهی از پند وچون ماجرا رسیده اند ودر انتها ، دلیل آن صحنه دوسه دقیقه ای ابتدا نمایش برایشان باز می شود .

    دودمان در واقع میراث محتوم نسلی است که چه بخواهد وچه نخواهد قربانی وضعیت اجتماع وجامعه به لحاظ اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی و... شده است .

    پدر در سال تحویل نمی تواند خود را به  خانواده برساند .پسر بزگ می داند که چه شده است ؛ اما به دیگران نمی گوید نمی خو اهد آنها را ناراحت کند. پدرشان به دلیل قاچاق سی کیلو تریاک به زندان افتاده است .خانواده تمام تلاشش را می کند . پسربزرگ که کارمند است وفردی سالم و سر به راه منظر اولین فرزندش است .

    او به پدرش چک داده  وحال باید صدو پنجاه میلیون چک را پاس کند .لاجرم  به همراه دایی اش قالی هایی را که پدر با چک های او خریده با کامیونش می برد که در اصفهان بفروشد غافل از اینکه هفتادکیلو تریاک لای قالیی ها جا سازی شده . پسر راهم می گیرند وبه زندان می اندازند واعدامش می کنند  دایی نیز غیبش می زند .

    خواهر بزرگتر که مذهبی است خانه اشان را می فروشد وبدهکاری پدرش به زن عمویش را که بچه های صغیر دارد می دهد . همین موجب می شود که برادرش نتواند چک هایش را پاس کند وبه فکر فروش قالی ها می افتد و...  

    در نبود برادر؛  همسرش وضع حمل می کند ؛ وحالا در انتها نمایش همان صحنه اول را می بینیم و می فهمیم فرد در حال باز جویی ای را که فکر می کردیم برادر بزرگتر است  در واقع پسر او ست که به جرم قاچاق در زندان افتاده . پسری که در فروردین سال نود وهفت به دنیا آمده واین چرخه توگویی که ادامه دارد و تمام نمی شود . دودمانی که محکوم به این سرنوشت ومحتوم خود است .

     نمایش در واقع از نقص هایی که در سیستم قضایی مملکت است می گوید . اینکه اعدام وزندان وحبس های طولانی شاید دردی را دوا نکند واین مسئله بسی فراتر از اینهاست که با برخوردهای قهری بتوان ان را حل کرد چرا که در طی این سالها جواب نداده است . این برخوردها جز ایجاد کینه وانتقام جویی  کاری از پیش نمی برد .

    پسری که بی گناه بردار مجازات آویخته می شود . پسری دیگری که بدون پدر بزرگ می شود وبرای همیشه بار خفت وننگ اعدام او را به عنوان قاچاقچی به دوش می کشد و ناخواسته بدین را کشیده می شود ، پدر بزریگی که هنوز در زندان است و حالا نوه ندیده اش نیز درهمان زندان به سر می برد و... همه وهمه نشان ازشکست سیستم قضایی در این بخش و ضرورت  بازنگری در امور اجتماعی و رسیدگی درست واصولی برابر با استاندار های جهانی  بر معضلات این چنینی وتصحیح روند امور قضایی  وبرنامه ریزی های فرهنگی  وهنری جهت مقابله با این امور تا برخوردها ی  شدید قهری دارد .

    نمایش از این بابت حرف هایی برای گفتن دارد . اما به لحاظ تکنکیی باید گفت که تعلیق البته با ابهام و" قلب "  عمدی بخشی از اطلاعاتی که باید به مخاطب داده شود متفاوت است . در واقع نویسنده برای اینکه در بخش اول  موضوع دستگیری پدر را لو ندهد مجبور شده به مسایل فرعی ای در قالب طنز بپردازد که در روند بعدی نمایش به لحاظ درامایتکی وساختاری  اثر نداشته وبود نبود ش چندان محلی از اعراب ندارد .

    لذا تعلیق ها در بخشی هایی عمدی به نظر می سرد در حالی که در یک درام منسجم تعلیق باید از درون اثر و متن وارتباط دراماتیک اجزا وشخصیت ها وموضوع بیرون بیاید .

    به همین دلیل چناچه از همان ابتدا مثلا تماشاکنان می فهمیدند که پدر برای قاچاق دستگیر شده وحالا پسر به دنبال کار اوست نمایش  هم به ریتم بهتری دست پیدا می کرد هم دیگر نیازی به طرح آن حرف های فرعی و اضافه و بی ربط به موضوع اصلی احساس  نمی شد و هم تعلیق آخر بهتر خود را نشان می داد. مانند شخصیت دایی که به نوعی اضافه می نماید ودر انتها هم به یک باره وبدون دلیل منطقی غیبش می زند تا جایی که آدم احساس می کند که  همه این ماجراها زیر سر دایی بوده  و مثلا این دایی است که پدرش را لو داده وپسر را نیز؛ وخودش هم غیبش زده .

    اما در کل از اینها که بگذریم نمایش با جسارتی که دارد موضوع مهمی رامطرح می کند که سالهاست جامعه ما در گیر آن است و تبدیل به یک تراژدی اسفبار اجتماعی شده است . اینکه با اعدام یک قاچاقچی ویا زندان ابد او آیا مشکل به کلی حل می شود ؟ تکلیف خانواده او چه می شود ؟ آنها باید چه کنند ؟ و...

    اصلا دراین میان مجازات آدم های سود جویی که همه چیز به آن ها مربوط است و اصل کاری هستند ومسبب همه ماجراها ، مانند  فردی که نامش "گروهی " است  چه می شود . افرادی که همیشه در پس پرده می مانند وکسی با آن ها کاری ندارد.  در صورتی که باید او را به دار مجازات می آویختند .

    از متن که بگذریم به کارگردانی وبازی ها می رسیم که باید گفت قابل قبول بودند .بازی هایی رئالیستی که در جاهایی می توانست بهتر هم بشود . شاید اگر کارگردان به جای بازی فقط به کار گردانی می پرداخت  هدایت بهتری می توانست داشته باشد اما دراین میان بازی پدرام شریفی و شیرین اسماعیلی قابل توجه تر بود .

    هرچند که دیگر بازیگران نیز تلاش خود را کرده بودند . شاید اگر روی بخش های طنز بیشتر کار می شد که به طرف تکرار وکلیشه  وادا واطوار نرود بهتر می بود در حال باید گفت شاهد کاری در خور وقابل قبول بودیم که چون آئینه جامعه  است وبه ما تلنگر می زند .

    تلنگری که شاید می باید مسئولین به دیدن آن بنشینند . کارهایی از این دست باید مورد حمایت قرار گیرند ودر جاهایی اجرا بروند که بیشتر وبهتر دیده شوند تا تاثیر اجتماعی خودش را بگذارد . به نویسنده وکارگردان فرزاد باقری ، بازیگران و گروه جهت کاری در خور خسته نباشید می گویم ودیدن نمایش را به مسئولین وهمگان توصیه می نمایم .   

     




    نظرات کاربران