در حال بارگذاری ...
  • نقد نمایش سیه چشم به کارگردانی:فریبا آقا پور

    در مسلخ عشق جز نکو را نکشند

    ایران تئاتر_سید علی تدین صدوقی  : نمایش سیه چشم داستان عشق است ، عشقی که شگفتی ، معجزه وجاودانگی می آفریند .  عشق ، داستان خود را فراموش کردن ودر دیگری حل شدن است ،این قصه هماره تاریخ روابط انسانی بوده و خواهد بود  .

    نمایش سیه چشم داستان عشق است ، عشقی که شگفتی ، معجزه وجاودانگی می آفریند .  عشق داستان خود را فراموش کردن ودر دیگری حل شدن است ،این قصه هماره تاریخ روابط انسانی بوده و خواهد بود  . قصه ای که از خوردن سیب شروع شد وبه هبوط وطی مراتب نفس و رسیدن از عشق مجازی به عشق حقیقی تا اتصال به ابدیت وحضرت دوست ادامه می یابد .

    لیلی ومجنون، شیرین وفرهاد ، بیژن ومنیژه ، رمئو وژولیت ، یوسف زلیخا ، حسین بن منصور حلاج و ... همگی رهروان این طریق پر فراز ونشیب بوده وهستند که به مسلخ عشق برده‌شده اند .

    نمایش سیه چشم نیز قصه  یکی از همین عشق ها  است . عشقی نا متعارف ، ناهمگون ، بدون سنخیت غ اما عشق  که سنخیت نمی شناسد . سیه چشم قصه عشق خاصانه گرگی به  گوسپنده سپیدی به نام برفی است  . گوسپندی سیه چشم است که دین ودل از گرگ می رباید و او را آواره  کوه صحرا می کند وخوی دد منشی و حیوانی او را  رام خویش می گرداند واین چیزی نیست جز معجزه عشق .

     باید گفت در سال گذشته نمایش بنام پدر مساوات نیز بر همین موضوع تمرکز کرده بود،  یعنی عشق یک گرگ به یک گوسپند وزندگی گرگی که یک بچه دارد با گوسپندی که سه بچه دارد.  درانتهای آن نمایش  هر کسی به خوی طبیعی خودش باز می گردد حتی گوسپند نیز تحت تاثیر خوی دد منشی گرگ قرار می گیرد .

    در نمایش سیه چشم اما قضیه طور دیگری رقم می خورد . در شب عروسی گوسپند با گرگ طی توطئه قبلی بین سگ های گله ، گوسپند نری که دلباخته گوسپند سپید بوده والبته گرگ ها قرار می شود که گوسپند سپید توسط گرگ ها دردیده شود .این اتفاق می افتد وگرگ عاشق انتقام گوسپند سپید که همان سیه چشم است را گرفته وناپدید می شود .

    متن از زیاده گویی رنج می برد ،تکرار ها، و موضوع های فرعی  ای که تاثیر چندانی در روند اصلی درام وقصه ندارند و... موجب طولانی بودن متن ونمایش شده اند.  باید گفت حد اقل سی دقیقه از نمایش را می توان حذف کرد ، اینگونه نه تنها اتفاق خاصی در روند نمایش پیش نخواهد آمده بلکه به زمان و ریتم مطلوبتری هم دست پیدا خواهد کرد .

    این  اضافه گویی وزمان طولانی به حرکات ومیزان اضافه  وسر در گمی بازیگران در صحنه نیز می انجامد . این امر خود موجب شده که تماشاکنان حوصله اشان بدر شود . چرا که موضع اصلی ومفهوم و محتوای درام وقصه را در همان  سی چهل دقیقه اول نمایش متوجه شده اند ومابقی توضیح واضحات است .

    بازی ها اما در حد بازیگرانی که بیشترشان بار اول یا دومی  است که به روی صحنه می روند قابل قبول است این خود زحمات کارگردان وبازیگران را در طی هشت ماه تمرین مستمر می رساند . بازیگران از بدن وبیان وحس نسبتا قابل قبولی در حد ی که از آنها انتظار  می رفت برخور داربودند  اما باید گفت  در جاهایی  تصنعی عمل می کردند  وبازی اشان بیرون می زد ، یعنی معلوم است که دارند بازی می کنند . شاید با تمرین بیشتر و یک دراماتورژی  همه جانبه در متن واجرا  می توانستند  خیلی بهتر از این عمل کنند ؛ اما در همین حد هم می توان آنها  را پذیرفت به شرطی که با همین یک اجرا کارشان تمام نشود وبه  مطالعه عمیق و تمرین مستمر بازیگری بپر دازند .

    پیتر بروک وگروتسفکی جمله بسیار بنیادی ای را مطرح می کنند  و آن اهمیت  پروسه تمرین است . آنان شجاعت وعدم مقاومت درونی وبیرونی  واستمرار در تمرین  و مطالعه ژرف واندیشیدن در خصوص تئاتر و دیگر عرصه های هنر را یکی از اصول مهم بازیگری  می دانند

    قرار نیست هر کاری که تمرین می شود به اجرا برسد تمرین در واقع مرحله ساخت وساز بازیگر است چه به لحاظ ذهنی وفکری چه بدنی وبیانی و... بگذریم .

    طراحی حرکات و میزان توسط کارگردان نیز نسبتا بر اساس فضا ی درام وپرداخت شخصیت ها صورت پذیرفته بود . طراحی لباس نیز ساده وکاربردی می نمود .

    هرچند که حمایت چندانی از کار گردان  و گروه به عمل نیامده و اگر حمایت های مدیریت محترم مجموعه محراب  نیز نباشد شاید این گروهها هرگز به اجرا نرسند . در همین جا باید به مدیریت مجموعه محراب وکارکناش خسته نباشید گفت .

    باید گفت هیچ گروه تئاتری ای بدون حمایت نمی تواند به کار خود ادامه دهد واین وظیفه مسئولان وسازمان های ذی ربط است که از این گروههای جوان  ونو پا حمایت کنند ، تا با هنر تئاتر بتوانند خود را در روی صحنه باز نمایند وبه اعتماد به نفس دست یابند وشیوه فکری خود را بازشناسند وپیدا کنند وبه شخصیت وشناخت پویا ومحکمی دست یابند ، تا به نسل پرشور ، پرامید ، با نشاط وکاری برای آینده کشور تبدیل شوند .

    از همین رو تئاترهنر مهم  و زیر بنایی وتاثیر گذار است و باز از به همین دلیل است  که کشورهای غربی این هم را دریاقفته اند و رویش کار کرده اند و می کنند و جوانانشان را به سوی تئاتر سوق می دهند چون نمی خواهند فرهنگ و هنر و تاریخ شان دست خوش تهاجم فرهنگ ها وافکارو اندیشه های بیگانگان گردد .

    در انتها به کار گردان خانم فریبا آقا پور وگروه جوان و پویا وتلاش گرش بابت نمایش در خوری که روی صحنه برده اند خسته نباشید گفته ودیدین این نمایش را که خالی از لطف نمی باشد به همگان توصیه می نمایم تا تشویقی  باشد برا ی  جوانانی که اوقاتشان را صرف  فرهنگ کشور و ایضا هنری شریف و ارزنده  چون تئاتر نموده اند .

     




    نظرات کاربران