در حال بارگذاری ...
  • مقاله داوود کیانیان در اهمیت جبار باغچه بان

    همه چیز درباره بنیان گذار تئاتر کودک در ایران

    ایران تئاتر : داوود کیانیان معلم و پیشکسوت تئاتر کودک و نوجوان مقاله ای ارزنده در مرور اهمیت حیات جبار باغچه بان را به مناسبت برگزاری صد سالگی تئاتر کودک و نوجوان در جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان در اختیارمان گذاشت . در این مقاله جامع ، زندگی ، خلقیات و نقش آفرینی این خادم نامدار فرهنگ سرزمین مان مرور شده است .

    داوود کیاینیان :  این مطلب را که؛ جبار باغچه بان در سال 1298 در مرند و در مدرسه احمدیه با کودکان دانش آموز آن مدرسه نمایش « خور خور » را اجرا کرده است؛ برای نخستین بار در جلد هفتم تاریخ ادبیات کودکان ایران، به همت محمد هادی محمدی و زهره قایینی، در نشرچیستا، به سال  1383 منتشر شد که  دست اندر کاران تئاتر کودک می بایست از این پژوهشگران برای طرح چنین مطلبی تشکر و قدر دانی نمایند.

     من این مطلب را در مقاله ای تحت عنوان: « نخستینهای تئاتر کودک در ایران» در بهمن ماه سال 94 از این منبع نقل کردم  که به نام « جبار باغچه بان؛ بنیان گذار نخستین های تئاتر کودک در ایران» در ص 61 کتاب « زندگی و آثار جبار باغچه بان، آغازگر تئاتر کودک و نوجوان در ایران »، به کوشش منوچهر اکبرلو، زیر نظر بنیاد نمایش کودک، در انتشارات نمایش، به تاریخ آذر ماه 1395  به چاپ رسید.

     

    هدف: در این مقاله ضمن بر شمردن اسناد دهه صد سالگی تئاتر کودک در ایران، هدف آنست که با علاقمندان و اهالی هنر نمایش به پیشواز آغاز قرن دوم تئاتر کودک در ایران برویم. محور این هدف بر شمردن و باز خوانی فعالیت های نمایشی « جبار باغچه بان» است؛ که حدود 100 سال پیش نخستین هایی را در تئاتر کودک ایران آغازگر بوده است.

    مقدمه: این مقاله در چهار بخش تالیف شده است:

    بخش اول؛ مروری در زندگی هنری جبار باغچه بان، با محوریت تئاتر کودک.

    بخش دوم؛  فعالیت هایی که به استناد مدارک موجود جبار باغچه بان آغازگرش بوده است؛ مانند: ادبیات نمایشی برای کودکان و اجرای تئاتر با کودکان.

    بخش سوم؛ آن دسته از فعالیت های نمایشی که به طور طبیعی از فعالیت های بخش دوم ناشی می شود. کوشش هایی که برای نخستین بار توسط او در زمینه تئاتر روی داده است، مانند؛ ساختن ماسک و تن پوشهای عروسکی، صحنه سازی و صحنه پردازی، آهنگسازی و سرودن اشعار نمایشی در تئاتر کودک ایران.

    بخش چهارم: نخستین هایی که برای اولین بار در این مقاله عنوان می شود مانند؛ پایه ریزی و خلق بازیهای نمایشی، فعالیت های  نمایش خلاق با کودکان و تاسیس نخستین NGO و یا تشکل مردم نهاد تئاتری.

    برای رسیدن به چنین بحثهایی و نتیجه گیری اهداف مورد نظر، نخست لازم است، تئاتری بودن جبار باغچه بان از روی اسناد و مدارک موجود به طور کلی مورد بررسی قرار گیرد. چرا که نمی توان به خلاقیت های نمایشی او پرداخت در حالی که از پیشینه ی تئاتری اش غافل باشیم. سپس ضرورت دارد که فعالیت های او در زمینه تئاتر کودک و انواع آن که برای نخستین بار انجام گرفته است، مورد تجزیه و تحلیل واقع شود. این جریان را بر اساس رویداد تئاتری و تاریخی سال 1298در دو قسمت؛ قبل و بعد از این تاریخ به عنوان مبداء بررسی خواهیم کرد. در بخش پایانی مقاله به ابداعات دیگر او خواهیم پرداخت که تا کنون عنوان نشده است.

    کلید واژه ها: جبار باغچه بان، بازی، نمایش و تئاتر کودک.

     

    بخش اول: سال 1298 آغاز تئاتر کودک در ایران.

    به استناد اسناد و شواهد موجود؛ میرزا جبار عسگر زاده( باغچه بان) در سال 1298 در مدرسه « احمدیه» مرند نمایشنامه « خُرخُر » تالیف خودش را با کودکان این مدرسه روی صحنه می برد. متاسفانه این متن در دست نیست. اما بنا به گفته خودش و به استناد نقل قولهایی از فرزندانش که بعد ها عنوان شده است؛ به نظر می رسد که این نمایش هم مانند سایر نمایشنامه هایی که بعدها در تبریز و سپس در شیراز خلق می کند، احتمالا موزیکال بوده است. این نمایش بوسیله خود او صحنه آرایی شده و ضمن طراحی لباسهای نمایش، بوسیله  همسرش « صفیه میر بابایی» دوخته شده است. اشعار نمایش را خودش گفته و برای آنها آهنگ ساخته و باز با کمک همسرش که با موسیقی آشنا بوده و تار می نواخته، با بچه ها هم خوانی و اجرا شده است.

    « عسگر زاده در آخرین سال جنگ جهانی اول به ترکیه رفت و پس از شکست دولت عثمانی در جنگ، به ایروان بازگشت. در سال 1298شمسی با کاروان آوارگان جنگ از راه جلفا به ایران آمد. پس از پشت سر گذاشتن دشواری های بسیار و بیماریهای سخت به مرند رفت و در دبستان «احمدیه» آن شهر آموزگار شد...

    او نخستین نمایشنامه خود به نام « خُرخُر» را در این دبستان اجرا کرد.»(1)

    «در مرند او در کنار تدریس، به نوشتن اشعار و نمایشنامههائی برای شاگردان خود میپرداخت و برای اجرای آنها هم از خود شاگردان کمک میگرفت که به عنوان مثال میتوان از نمایشنامه «خرخر» نام برد که میرزا جبار توانست آن را با حمایت و پشتیبانی میرزا آقا خان مکافات، رئیس هیئت مدیره حزب تجدد، در همان مدرسه احمدیه و توسط شاگردانش به روی صحنه برد.»(2)

    در کتاب « روشنگر تاریکی ها» به نقل از جبار باغچه بان آمده است: « در سال 1298 کاروان آوارگان جنگ جهانی اول از ایروان قفقاز از راه جلفای تبریز وارد خاک ایران شد. در این میان جوان 34 ساله ای بود  که با خانواده خود به شهر مرند رسید. در پی کار به دستور میرزا آقا خان مکافات در مدرسه دولتی احمدیه کار آموزگاری را آغاز کرد. نام این جوان « میرزا جبار عسگرزاده» بود. در آن مدرسه ضمن رسیدگی به مسائل بهداشتی کودکان، به تشویق آقای مکافات نمایشنامه ای به نام « خور خور» برای بچه ها نوشت و در حیاط مدرسه اجرا کرد.»(3)

    ثمینه باغچه بان دختر جبار باغچه بان که بعد ها تدریس و مدیریت مدرسه ی « کرو لالها» را به عهده می گیرد، می گوید:

    « پدر و مادرم پس از گذشتن از رود پر خروش ارس و پناهنده شدن به خاک ایران، به مرند رفته و در آنجا پدرم به لطف آقای الفت نوبری مدیر دبستان مرند به عنوان معلم استخدام شده و پس از دو سال به دعوت رییس فرهنگ تبریز به آن شهر می روند.»(4)

    در این جا مناسب است که خاطره ی مدیر مدرسه ی « احمدیه» عباسعلی الفت نوبری را از « جبار عسگر زاده» نقل کنیم تا با گوشه ای از طرز فکر این آموزگار کودکان و نمایشنامه نویس بچه ها آشنا شویم.

    « روزی در منزل خود نشسته بودم. خادم مدرسه وارد شد و اظهار داشت که یک نفر تقاضای ملاقات با شما را دارد. گفتم تشریف بیاورند. تازه وارد جوانی بود تقریبا 35 ساله، ولی با وضع پریشان و حالی شوریده. چایی آوردند. رد کرد و گفت:

     اول به دردم برسید و علاج کنید، بعد چایی می خورم.

    گفتم: بفرمایید.

    گفت: من جبار عسگر زاده و آذربایجانی هستم، چندین سال در مدارس قفقاز به تعلیم و تدریس مشغول بوده ام و ضمنا اشعار و مقالاتی در مجله « ملا نصرالدین» می نوشتم. اخیرا در اثر تغییراتی که در قفقاز حاصل شد تمام وسائل زندگی خود را جا گذاشته، تنها با خانمم پیاده و از بیراهه وارد ایران شده و خود را به مرند رسانده ایم. حالا دیگر قدرت ادامه زندگی ندارم و در این جا هم کسی را نمی شناسم. چون شما نیز فرهنگی هستید، آمده ام تا کاری به من بدهید.

    من از سخنان او و وضع پریشانش بی نهایت متاثر شدم. آن زمان حقوق ماهانه آموزگاران از سه تا شش تومان بود. در آن موقع تمام موجودی نقدی من دو تومان بود که تقدیم او کردم تا بطور موقت روزگار بگذراند تا بعد بتوانم کاری برای او بیابم. او دو تومان را به طرف من پرت کرد و با عصبانیت، مانند فرمانده ای مقتدر فریاد زد؛

     آقا من برای گدایی نیامده ام. من نقاشی و بنایی و شیرینی پزی بلدم. من می توانم نمایشنامه و شعر و مقاله بنویسم. من آموزگارم. به من کار بدهید و در مقابل کارم به من حقوق بدهید تا بتوانم زندگی خود وزنم را اداره کنم. ما اگر از گرسنگی بمیریم از کسی پول دستی نمی گیریم. هر چه برای گرفتن پول پافشاری کردم، نپذیرفت.»(5)

     

    فعالیت های تئاتری جبار باغچه بان در قبل از 1298

    آشنایی با زندگی پر فراز و نشیب و آموزنده جبار باغچه بان را به مطالعه ی کتاب « روشنگر تاریکی ها» حواله می شود. در باره ی آن کتاب همین بس که بگویم؛ من معنی « تراژدی» زندگی ایرانی را در این کتاب شناختم. دردها و رنجهای عظیمی که انسانهای بزرگی چون « صفیه میربابایی» و « میرزا جبار عسگر زاده» را نه تنها از پای نینداخت، بلکه مبارزات آنها پیروزی آنها را رقم زد.

    میرزا در پاسخ کسانی که در ایران او را ایرانی نمی دانستند؛ نوشت:

    « من مانند علف صحرائی

    به وسیله باد و باران

    و تابش نور آفتاب آسمان ایران سبز شدم،

    و به رنگ و بوی ایرانیت خود افتخار دارم.

    قدرت من، فکر من و ایمان من همه ایرانی است»(6)

    او قبلا در ایروان، به آموزگاری پرداخته بود، با شعر آشنایی داشت. مقاله نوشته بود، روزنامه راه انداخته و طنز را تجربه کرده بود. فعالیت های او در تبریز در سالهای 1299به بعد در زمینه تئاتر نشان می دهد که او نه تنها با تئاتر بیگانه نبوده است، بلکه آنرا به خوبی می شناخته است. اما متاسفانه هیچ گونه اطلاعی از این فعالیت ها قبل از این که به ایران بیاید در دست نیست.

    « باغچه بان پیش از نگارش نمایشنامه برای کودکان، چند نمایشنامه ویژه بزرگسالان به زبان آذری نوشته بود از جمله نمایشنامه ی: « خائنه گادین» ( عشق بی ناموس) به تاریخ 1296 شمسی.»(7)

    او پس از مهاجرت از مرند و استقرار در تبریز به نمایشنامه نویسی برای بزرگسالان ادامه می دهد:

    « نمایشنامه های: فداکار معلم یا « گندم از گندم بروید، جو ز جو» که تاریخ نگارش آن سال 1300است.

    « گل صنم خالا» نمایشنامه کمدی به تاریخ 1306و چند نمایشنامه دیگر مثل « شیخ شامل نهضتیندن» و « حیات معلمین» که به گمان فرزندش ثمینه باغچه بان برخی از آنها در تماشاخانه های تبریز اجرا شده اند.»(8)

    با توجه به علاقه مندی اش به آموزگاری کودکان و پیشینه ای که در این زمینه داشته، و با تجاربی که در تئاتر به دست آورده بوده است، و هم چنین فعالیت های تئاتری که بعدها در مرند و تبریز و شیراز به انجام می رساند؛ غیر منطقی نیست که برای فعالیت هایش در زمینه تئاتر کودکان نیز پیشینه ای را فرض کنیم.

    او حتی در زمینه ی ادبیات منظوم برای کودکان قبل از این که به ایران مهاجرت کند، فعالیت داشته است:

    « در سال 1297شمسی در شهر نوراشین، از توابع ایالت ایروان مدرسه ای تاسیس کرد که به علت آشفتگی اوضاع دیر نپایید. از اولین اثار او برای کودکان داستانهای منظوم « قیز بللی بایراق» ( برگ زر اندود) و « بایرا مچیلیق» ( مژده رسانی عید) بوده است. این آثار با نام جبار عسگرزاده، متخلص به «عاجز»، در سال 1290 شمسی در ایروان چاپ شد. » (9)

    او در سال 1298در مرند به مدیر مدرسه « احمدیه» که بعدا در آنجا آموزگار می شود، می گوید: « من نقاشی و بنایی و شیرینی پزی بلدم. من می توانم نمایشنامه و شعر و مقاله بنویسم. من آموزگارم. به من کار بدهید و در مقابل کارم به من حقوق بدهید تا بتوانم زندگی خود و زنم را اداره کنم.»(10)

    نکته ی قابل توجه در این کلام این نیست که او نمایشنامه نویسی برای کودکان را می دانسته است، بلکه آنست که او از « نویسندگی و نمایشنامه نویسی » به عنوان شغل  یاد می کند، چنانچه از مدیر مدرسه انتظار واگذاری حرفه ی آموزگاری را به خود دارد.

    بنابراین جبار باغچه بان قبل از 1298 تئاتر می دانسته است، در ادبیات کودکان تجربه داشته، و به توانایی خود در خلق نمایشنامه نویسی برای کودکان ایمان داشته است. فقط ما نمی دانیم که این توانایی ها دقیقا مربوط به چه زمان و کدام آثار او می شود که قبل از مهاجرت به مرند خلق کرده است. اما بی شک این گفته ی او جای هیچ شبهه ای در فعالیت های تئاتر کودک را باقی نمی گذارد. هر چند که متاسفانه از آن اثار چیزی در دسترس نیست. او بعد ها چندین بار به دلایل مختلف اشاره دارد که هنرپیشگی نیز می دانسته است که ما نیز به آن اشاره خواهیم کرد. اما شگفت آور آن که این فعالیت ها ی نمایشی را او برای کودکان، پیش از فعالیت های تئاتری« ناتالیا زاتس»(11) بنیان گذار نمایش کودک در شوروی سابق در ایروان قفقاز شروع می کند و سپس در مرند ادامه می دهد و بعد در تبریز و شیراز پی می گیرد.

    در حالی که « چند ماه پس از انقلاب روسیه در سال 1917، در بهار 1918 است که، کمیسر مردمی برای آموزش؛ لونا چارسکی، شورایی را برای تئاتر کودک به وجود می‌آورد. اعضای آن فعالان و استادان تئاتر هستند. لونا چارسکی برای این شورا روش کار تئاتر مخصوص کودکان را تدوین می‌کند. و ناتالیا زاتس  در سن 15 سالگی مدیر دایره تئاتر کودک و موزیک این شورا می‌شود و برنامه‌های خود را به لوناچارسکی پیشنهاد می‌دهد.»(12)این درست زمانی است که (1297) که او در شهر « نوراشین» مدرسه تاسیس کرده است، اما به دلیل بحرانهای ناشی از جنگ ( بین مسلمانان و ارامنه ) و انقلاب اکتبر روسیه او ناچار به مهاجرت به سوی ایران شده است.

    ناتالیا زاتس در « 4 ژوییه 1920 است که اولین تئاتر دولتی برای کودکان را تاسیس و در آنجا آغاز به کار می‌کند. و در 1921 است که  تشکل «تئاتر کودکان مسکو » را به نام تئاتر مرکزی کودکان به وجود می‌آورد.» (13) یعنی زمانی که حدود 2 سال از فعالیت های تئاتری جبار باغچه بان برای کودکان در مرند و تبریز گذشته است. چون او از سال 1299 شمسی، مطابق با 1920 میلادی به تبریز می رود.

    توجه به این مطلب از دو جنبه اهمیت دارد:

    یک: استقلال این حرکت خود جوش ایرانی، بدون الگو برداری مستقیم از تئاتر غرب،

    دو: شروع تئاتر کودک در ایران، پیش از آغاز تئاتر کودکان در خیلی از کشورهای جهان.(14)

     

    فعالیت های تئاتری جبار باغچه بان بعد از 1298

    جبار باغچه بان در پایان اردیبهشت 1299 به دعوت رئیس فرهنگ تبریز، حاج ذکاء الدوله ( دیباج) راهی تبریز می شود. اما غافل از آن که او از سمت خود مستعفی شده است و دیگر نمی تواند کاری برایش انجام دهد.  میرزا جبار عسگرزاده بعد از مدتی سرگردانی، با میرزا  غفار خان زنوزی که او را در مرند دیده بود، برخورد می کند و هم او با معرفی اش به میرزا نورالله خان یکانی باعث می شود که در مهرماه 1299 در دبستان دولتی «دانش» استخدام شود. او در این زمینه می گوید:

    « متاسفانه فعالیت های من به جای این که  مورد تقدیر مدیر مدرسه واقع شود، به دلیل استقبال بیش از اندازه ی مردم و شاگردانم، موجب نگرانی او شد. ترس او از این بود که مبادا من جای او را بگیرم. بنابراین ایشان با همدستی پدر زنش که وکیل بود، از من به رئیس فرهنگ شکایت کردند، اما چون رئیس فرهنگ شکایت را بی اساس تشخیص داد، ضمن تشویق من، مرا به میرزا آقا بلوری شهردار تبریز معرفی کرد و من در دبستانی که او تازه در محله مقصودیه تاسیس کرده بود، مشغول به کار شدم.

    در همین سالها بود که من در تبریز «جمعیت تئاتر» را بوجود آوردم. مدت دو سال یعنی تا پایان 1302در دبستان میرزا آقا بلوری کار کردم. در ان زمان به پیشنهاد آقای فیوضات رئیس جدید اداره فرهنگ آذربایجان که از زمان فعالیتم در مرند مرا می شناخت، کودکستانی تاسیس کردیم که من نام « باغچه اطفال» را برای آن پیشنهاد کردم. و من ( در این مقطع زمانی بود که ) نام « باغچه بان» را نام خانوادگی خود قرار دادم.

    در آن زمان هیچ گونه وسائل تربیتی برای خردسالان از قبیل؛ کارهای دستی، بازی، نمایشنامه، سرود، شعر، قصه و غیره در ایران وجود نداشت. من به ابتکار خودم این وسائل را که مورد نیاز بود، به شکلی حتی غنی تر از آنچه امروز رایج است(15)با دست و فکر و قلم خودم تهیه کردم.

    با استفاده از قصه های عامیانه که از بچگی بیاد داشتم، برای بچه ها نمایشنامه و شعر و سرود و چیستان ساختم. برای کار نمایش، ماسک انواع حیوانات و حشرات را تهیه کردم. من به جرئت و با اطمینان ادعا می کنم که کارهای آن روز من، امروز ( اشاره به سال تحریر) هم قابل رقابت نیست.

    من علاوه بر معلمی، استعداد شاعری و ذوق نقاشی داشتم. روزنامه نویس بودم، هنرپیشگی می دانستم، قناد بودم. قسمت بزرگی از توانایی خود را در این زمینه مدیون پدرم هستم. بنایی و گچ بری و قالب کاری و مجسمه سازی را از او آموخته بودم. مثلا می توانستم برای بچه ها در قالب موش و زنبور و مرغ، طرح هایی بسازم که کودک بتواند هم به راحتی راه برود و هم مانند خروس لاری بال بزند و بجنگد. دکوراسیون صحنه های نمایش بچه ها را نیز خود می ساختم. کسانی که نمایش های مرا در تبریز و شیراز و تهران دیده اند،

    شاهد این ادعاهای من هستند.

    باغچه اطفال در سال 1303و کودکستان شیراز در سال 1307توسط من تاسیس شد. من تا سال 1306 توانستم باغچه اطفال را سرپا نگهدارم، اما با مخالفت رئیس جدید فرهنگ اقای دکتر محسنی که حتی گفتگو به زبان آذری را در مدارس قدغن کرده بود، از ادامه کار باز ماندم. من فعالیت برای تدریس به کرو لالها را از سال 1305 در باغچه اطفال شروع کرده بودم.»(16)

    ثمینه باغچه بان در گفتگو با روزنامه « شرق»در جواب سئوالهای خبرنگار می گوید: « پدرم در بسیاری از رشته های هنری نیز دست داشت. می توانست آنچه را که به ذهنش می رسد عملی کند، شعر بگوید، نمایشنامه بنویسد، دکورها و ماسک ها را خودش طراحی کند و بسازد و غیره.

      بعد ( ثمینه باغچه بان) عکس های کتاب «روشنگر تاریکی ها» را به ما (خبرنگاران روزنامه شرق) نشان می دهد. عکس اول عکسی سیاه و سفید است از نخستین نمایش کودکان کودکستان «باغچه اطفال» در تبریز در سال 1303 خورشیدی که توسط کودکان ترک زبان اجرا شده است.

        می گوید: دکور و همه ماسک ها و لباس ها توسط پدر و مادرم تهیه شده است. نزدیک به یک قرن پیش.

    مادرم صدای خوبی داشت، هنرمند بود و تار هم می زد. همکاری پدر و مادرم برای تهیه سرودهای کودکستانی در آغاز کار بسیار جالب بود. پدرم شعری را می ساخت و به مادرم می گفت این را این طوری بخوان صفیه. بعد مادرم می خواند. بعد پدرم می گفت نه، نه، نه، نشد، نشد. این طوری بخوانش و شعر را زمزمه می کرد. خودش صدا نداشت. مادرم دوباره می خواند. پدرم دوباره می گفت نه! این طوری نه. این طوری، و دوباره زمزمه می کرد. آنقدر این کار را تکرار می کردند که آن چیزی که در ذهن پدرم بود را می ساختند. می گویم پس به یاری مادرتان بود که خیلی از سرودهای کودکستانی ساخته می شد. می گوید: همین طور است!

         می پرسم مادرتان موسیقی را کجا یاد گرفته بود. چگونه در فضای سنتی تر تقریبا یک قرن پیش این امکان برایش فراهم شده بود.

     می گوید: زمانی که مادرم کودکی بیش نبود، دایی عزیزش آقای میر مهدی جوادزاده که مردی روشنفکر بوده به استعداد مادرم پی می برد و برایش استاد تار زنی را می گیرد تا این هنر را به صفیه که سوگلی اش بوده، بیاموزد. یادم است که سال های بعد، مادرم در تهران برای آموزش تار کلاسیک نزد استاد شهنازی می رفت. مادرم تار زدنش را مدیون میرمهدی دایی عزیزمان است. »(17)

    جبار باغچه بان در مورد فعالیت هایش در این زمینه می گوید:

    «کودکستان نیازمند قصه ها و سرود ها و نما یشنامه ها و بازی ها و خلاصه فرهنگ مخصوص به خودش است. در آن زمان (1303 در تبریز و 1307در شیراز) نه فقط کسی از وجود آنها خبر نداشت، بلکه در نظر مربیان فاضل نیز این قبیل چیزها معنی نداشت و آن ها را ناقابل و زائد و هرزه می دانستند. اولیای اطفال هرگز راضی نبودند جگر گوشه هاشان با آن هرزه ها ارتباطی داشته باشند و طرز فکر مربیان نیز همین گونه بود. این امر مانع جمع آوری و تدوین این فرهنگ کودکانه می شد.

    برای بچه های شیراز شعرهای کودکانه و نمایشنامه ها نوشته و با چاپ سنگی به چاپ رساندم. لباس های نمایشنامه را همسرم می دوخت. صحنه ی نمایش، ماسک ها و دکور های نمایشنامه ها را هم خودم می ساختم. بچه های شیراز سرودهای کودکانه نداشتند. روی آهنگ های آسان و مناسب شعر گذاشته و برایشان سرودهای کودکانه به وجود آوردم.

    بچه ها در نمایشنامه ها و بازی های کودکستانی، ضمن تحصیل و تعلیم، باید با دنیای جانوران آشنا شوند و فی المثل صدا و رفتار و شکل آن ها را تقلید کنند. ولی اولیای اطفال این قبیل کارها را خلاف اخلاق و ادب می دانستند و نمی خواستند بچه هایشان به جای دعای « زاد المعاد»، داستان سرمه کشیدن خانم خزوک را با دم عسل آلوده آقا موشه بشنوند، یا صدای عو عو کردن سگ و میو میو ی گربه را از خود  در بیاورند. بنابراین با چنان وضع و شرایط دشواری، قبول چنین مسئولیتی جرئت فوق العاده و اعتماد به نفس نیاز داشت»(18)

    «خوشبختانه خیلی زود پی بردم که من به تنهایی قادرم بار آن کار بزرگ را به دوش بکشم. طبع اندکی که در شعر داشتم در تهیه بازی های مختلف و نوشتن نمایشنامه  و سرود به کمکم آمد و به تدریج مجموعه هایی تالیف کردم. گر چه در عالم شعر هرگز یارا و ادعای عرض اندام در مقابل نهنگان اقیانوس  شعر و ادب را نداشته و ندارم، ولی کوچولوها با جان و دل مشتری شعرها و سرودها و نمایشنامه هایی بودند که من می ساختم.

    در شیراز مشکل من چیز دیگری بود و آن فهمیدن زبان محلی بچه ها بود. البته مشکلی نبود که نتوان برطرف کرد. با وجود این بی زبانی، همیشه کوشش می کردم تا بلکه بتوانم برای زندگی نو باوه گان، فرهنگی پی ریزی کنم. در این دوران همکاری همسرم که زبان فارسی را به آسانی و روانی آموخته بود، در ایجاد ارتباط با کودکان و خانواده آنها در همه برنامه های کودکستانی یار و مدد کارم بود. صدای خوش و ضربه های تار او آموزش سرود های کودکستانی و نمایشنامه های موزیکال کودکستان را برایم ممکن می ساخت، و به کارهایم رونق می داد.

    باری، نتیجه زحمات من از جمله تالیف کتابی شد به نام « زندگی کودکان» بخش های آن عبارت بود از : شعرها و سرود های کودکستانی و چیستانها. هم چنین شش نمایشنامه نوشتم به نامهای: « پیرو ترب»، « گرگ و چوپان»، « خانم خزوک»، « مجادله  دو پری»، « شیر باغبان» و « شنگول و منگول». سه نمایشنامه نخست در شیراز به چاپ رسید و سه نمایشنامه اخیر هنوز چاپ نشده است. مع هذا  هر شش نمایشنامه بارها در کودکستان شیراز بازی شده است. گذشته از آنها ساختن دکور مناسب با صحنه ها، و تهیه لباس و ماسک حیوانات مهارت مخصوصی لازم داشت، و شخصی که بتواند از عهده این کارها برآید نه تنها در شیراز بلکه در تهران هم پیدا نمی شد. و جا دارد باز بگویم بدون همکاری همسرم فراهم کردن این همه لباس های جور و واجور و بال های فرشتگان، و دیگر وسائل نمایشی که همه ابتکاری و وقت گیر بود،

    ممکن نمی شد. ولی نبودن وسائل کار نمی توانست مانع کار من و تاسیس کودکستان باشد، زیرا از ده سالگی با گچ بری و مجسمه سازی و قالب ریزی که از کارهای پدرم بود، آشنایی داشتم. علاوه بر آن به اندازه ای که بتوانم شاگردانم را سرگرم کنم، نقاشی نیز می دانستم. هنرپیشه هم بودم، حتی برای ترویج آن و تشویق مردم به دیدن نمایش ها، زحمت ها کشیده و خسارت ها دیده ام. از جمله در تبریز نمایشنامه های اجتماعی: « حیات معلمین» و « ارکک خالا اغلو» را که به زبان ترکی بود اجرا کردم. در شیراز به یاری دوست با ذوق و هنرمندم آقای نصراله شادروان (قوامی) که بسیار علاقمند به ترویج هنر نمایش و از استعداد هنر پیشگی بسیار بهره مند بود، چندین نمایشنامه اجتماعی از جمله نمایشنامه « رب النوع سعادت» را اجرا کردیم. علاوه بر آن نصراله شادروان با استفاده از دانش زبان انگلیسی، چند نمایشنامه ترجمه کرد که با یاری روشنفکران شیراز بر روی صحنه آوردیم. به هر حال، بالاتر از همه اینها، من طرفدار پر و پا قرص تعلیم و تربیت نوین و حتی مومن و فدایی آن بودم. نود و پنج درصد خدمات فرهنگی ام به خاطر ایمان و اعتقادی است که به نفس تعلیم و تربیت داشته ام، و فقط پنج در صد آن برای تامین معاش بوده است. گفتم که کارهای من در کودکستان اغلب و بلکه تمام، ابتکاری بود. محرکم احتیاج و مشوقم توفیق بود. همه کارهایم در جهت هدف معین و هر یک مقدمه و مکمل دیگری بودند. بازی های بسیاری برای تربیت فکر و پرورش ذهن کودکان از طریق حس باصره و سامعه درست کردم، و آوازها و سرودهای بی شماری به منظور تربیت کلی کودکان سرودم. برای تربیت صوت و اعضای تکلم کودکان، و برای خوب و روشن حرف زدن آن ها نیز، بازی های مخصوص درست کرده بودم. ورزش و گردش در کوه و صحرا، قصه گفتن، نقل سرگذشت روزانه خود طفل، نقاشی، منبت کاری، کارهای گِلی، انواع بافتنی، دوختن و بریدن تصاویر و آلبوم درست کردن، حتی رختشویی و بنایی و خشت زنی از جمله کارهای برنامه ام بود. امتحان هوش و حافظه و ارزیابی پیشرفت اطفال را منظما در دفاتری ثبت می کردم. مبنای ارزشیابی شاگردان و سنجش پیشرفت آن ها در سال بعد قرار می دادم.»(19)

    « پنج سال بدون کدورت خاطر در شیراز خدمت کردم. پس از آنکه در سال 1312بنده شیراز را در میان تاثر و اشگ های برادران و خواهران فارس، ترک گفتم، دوشیزه نمازی با خدمات فرهنگی خود، زمام اداره آن را به دست گرفته و تا امروز با زحمات خود به حیثیت و آبروی این بنگاه افزوده است.»(20)

    ثمینه باغچه بان از سالهای بعد می گوید: « از سال 1312 که خانواده ما از شیراز به تهران کوچ کرد، پدرم دیگر نتوانست به کارهای کودکستانی اش ادامه بدهد و از آن پس تمام وقت خود را وقف آموزش ناشنوایان کرد.»(21)

    « مادرم در سال 1316 کودکستانی در شهر تهران در خیابان سیروس تاسیس کرد که پس از چند سال به خیابان بهارستان انتقال یافت و تا سال 1323در این محل دایر بود. مادرم در این کودکستان با همراهی بچه ها، علاوه بر اجرای برنامه های کودکستانی، نمایشنامه هایی(22) را با موفقیت اجرا کرد.»(23)

    این اواخر« مسوولیت برنامه های هنری مدرسه( یوسف آباد)  با پروانه (خواهرم) بود. پروانه هم مثل مادرم استعداد هنری و صدای خوبی داشت. نمایشنامه های هنری برای ناشنوایان می نوشت و اجرا می کرد و روی صحنه می برد. سالن اجتماعات مدرسه در این برنامه ها پر می شد و همه از دیدن هنرنمایی های شاگردان ناشنوا لذت می بردند. ولی متاسفانه در آن زمان امکان ضبط این گونه برنامه ها نبود.(24)»(25)

    بخش دوم؛ مروری بر فعالیت های نمایشی جبار باغچه بان نشان داد که ادبیات نمایشی کودک و اجرای تئاتر با کودکان در ایران با او آغاز شده است. اجرای نمایش « خُرخُر» با کودکان مدرسه ی « احمدیه» در مرند، و تالیف متن های نمایشی: «خانم خزوک»(26)،« جمشید و شاپور»(27)،«گرگ و چوپان»(28)« پیر و ترب»(29)نشانگر این مدعاست.

    « باغچه بان با نوشتن قطعه های نمایشی برای کودکان پیش دبستان از دو سو پیشگام به شمار می رود. نخست اینکه با این آثار نام خود را به عنوان پدر ادبیات نمایشی کودکان در ایران ثبت کرد. دوم اینکه مواد آموزشی و کمک آموزشی برای کودکان پیش دبستانی پدید آورد و این اهمیت آثار او را دو چندان می کند.»(30)

    جبار باغچه بان نه تنها پدر ادبیات نمایشی ایران محسوب می شود، بلکه باید او را بنیان گذار تئاتر کودک در ایران نامید، چرا که او؛ برای اولین بار « برای» کودکان نمایشنامه می نویسد، برای نخستین بار نمایشنامه ها یش را « با »کودکان کارگردانی می کند و به صحنه می برد،

     و برای بار اول در ایران، نمایشنامه ی کودکان منتشر می کند. نمایشنامه هایی مصور که خود آنها را تصویر سازی می کند. بنابراین دهه ی پایانی قرن چهاردهم شمسی که تئاتر کودک ایران صد ساله می شود، برای اهالی تئاتر، بویژه فعالین تئاتر کودک، دهه ای با شکوه است، و همگی برای هر چه پر بارتر شدن این  فعالیت های نمایشی، به پیشواز قرن دوم تئاتر کودک در ایران خواهیم رفت.

    نتایجی که به صورت منطقی از فعالیت های تئاتری جبار باغچه بان به دست می آید؛ پرداختن به عناصریست که در تئاتر کودک جایگاه مهمی دارند. جالب این جاست که لازم نیست برای کشف و ظهور این عناصر در صد سال گذشته، دنبال تاریخ پیدایش آنها بگردیم، چون تمامی آنها  بوسیله ی همان کسی پایه ریزی شده که نمایشنامه نویسی و اجرای تئاتر را با کودکان آغاز کرده است؛ یعنی نابغه ای به نام جبار باغچه بان.

     شاید در نظر نخست عنوان نابغه برای او قدری اغراق آمیز به نظر برسد، اما پی بردن به عمق و گستردگی فعالیت های نمایشی کودکان با توجه به؛ فضای بسته ای که او در آن زندگی می کرده است، عدم تسلط کافی به زبان فارسی، زندگی در مهاجرت های مکرر در بی سامانی ها، حضور در آشوب جنگهای داخلی و جنگ بین المللی اول، تحولات زیر بنایی در روسیه توسط انقلاب اکتبر، بیکاری و عدم تداوم برای پیگیری های آموزشی و تربیتی کودکان، آنگاه در چنین شرایطی بوجود آوردن تحولاتی زیربنایی در تئاتر کودک، به یک معجزه شباهت دارد. با توجه به این شرایط ا ست که می توان، شخصیت قهرمان او را بیشتر شناخت. فراموش نکنیم که خلق اولین ها معمولا از نخبگان نشئت می گیرد و جبار باغچه بان در حیطه های وسیعی پیشتاز بوده است، که ما در این مقاله فقط به بخشی از فعالیت های او در زمینه ی نمایش کودکان پرداخته ایم. البته توجه به این امر نباید ما را از سایر ابتکارات و اختراعات او در زمینه های دیگر بویژه به روش او در

    آموزش خواندن و نوشتن به کودکان و آموزش به کودکان کر و لال غافل کند.

    بخش سوم: آغازگری در زمینه تئاتر کودکان و نمایشنامه نویسی برای کودکان، او را در زمینه ی عناصر این هنرها نیز، پیشتاز معرفی می کند.

    • در زمینه ی نمایشنامه نویسی؛ سرودن اشعار نمایشی و همسرایی اشخاص نمایشنامه.
    • در زمینه ی اجرا، به کارگردانی، آهنگسازی، ماسک سازی، تن پوشهای عروسکی، صحنه پردازی،

    بازیگری و سرود خوانی کودکان، و سکو سازی برای اجرای تئاتر می بایست اشاره کرد که بی شک برای اولین بار در تاریخ تئاتر کودک ایران صورت گرفته است.

    دکتر یداله وفاداری در رساله دکترای خود در مورد همسرایی شخصیت های نمایشنامه آورده است: « پیر و ترب که بر گرفته از یک افسانه روسی است. داستان پیر مردی است که می خواهد تربی را که کاشته از دل خاک بیرون بیاورد. اما توانایی این کار را ندارد. خانواده اش به یاری او می آیند. سرانجام گربه و سگ هم به آنها کمک می کنند و پشت همدیگر را می گیرند تا ترب از خاک در می آید: (موسیقی می زنند. عروس پیر زن را، پیر زن پیر مرد را، و پیر مرد برگ ترب را گرفته می کشند.)

    هر سه : عناد بیجا تو مکن بعد از این               پای بیاور تو برون از زمین

               به یاریم آمد عروسم ببین                  حال در آریم ترا تُرب من

              های درا ! های درا تُرب من (هر سه از کندن تُرب عاجز می مانند بچه زاده را صدا می کنند.)

    هرسه : ای بچه زاده پاشو                             بیا همدست ما شو !

    نکته ی  قابل توجه در این نمایش همسرایی بازیگران است. باغچه بان این نکته را به خوبی دریافته است که همسرایی و همخوانی، گیرایی نمایش را دو چندان می کند.»(31)

    تا اینجا  به روشنی  مشخص است که جبار باغچه بان در دو نوع از انواع نمایش کودکان، فعال و آغازگر بوده  است؛

    1- نمایشنامه نویسی برای کودکان.

    2- اجرای نمایش با کودکان.

    اما لازم است که به فعالیتی هایی نیز اشاره شود که تا کنون از دریچه ی؛ آغازگری به آن پرداخته نشده است.

     

    بخش چهارم:

    1- راه اندازی تشکل های مردم نهاد(32): تاسیس« جمعیت تئاتر» در تبریز حدود سال1300 و تاسیس

    « جمعیت حمایت کودکان کر و لال» در سال 1322 برای اولین بار در ایران. لازم به ذکر است که؛ «عبارت سازمان ‌های غیردولتی با تأسیس سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ که مفاد آن در ماده ۷۱ از فصل ۱۰ منشور سازمان ملل آمده‌ است، به وجود آمد و در ایران آیین ‌نامه تأسیس و فعالیت سازمان‌ های غیردولتی مورخه 29/3/1384 بنا به پیشنهاد مورخه 8/5/1383 وزارت اطلاعات و به استناد اصل ۱۳۸ قانون اساسی تصویب و اجرایی شد. عناوینی چون «جمعیت»، «انجمن»، «کانون»، «مرکز«،«گروه»، «مجمع»، «خانه»و«مؤسسه» می‌ توانند به‌ جای واژه «سازمان» و تشکل ‌های غیردولتی به‌ کار گرفته شوند.»(33)

    2- طراحی بازیهای نمایشی برای نخستین بار.

    ما بارها چه از زبان خودش و چه از زبان دیگران می خوانیم که او به « بازی » کودکان بسیار اهمیت می داده است و به انگیزه های مختلف برای آنها « بازی » طراحی کرده است. متاسفانه ما چیز زیادی از این بازیها را در دست نداریم. اما با توجه به دانش، تجربه و گرایش جبار باغچه بان به « تئاتر» بدیهی به نظر می رسد که بعضی از این بازیها از نوع بازیهای « نمایشی» بوده اند. منظور از نمایشی در این جا همان بازی هایی است که در آن « نقش آفرینی » روی می دهد.

    اجرای تئاتر با کودکان همیشه می طلبد که به عنوان دستگرمی و یا تمرین و آمادگی از بازیهای نمایشی کمک گرفته شود، تا کودک و بازیگر راحت تر و با آمادگی بیشتری به « نقش آفرینی » در تئاتر بپردازند.

    تمایل کودک به بازیهای نمایشی و تعهد جبار باغچه بان به بروز خلاقیت کودکان صحت این موضوع را پررنگ تر می کند.

    باغچه بان در این رابطه می گوید؛ (لازم است) « بچه ها در نمایشنامه ها و بازی های کودکستانی، ضمن تحصیل و تعلیم، با دنیای جانوران آشنا شوند و فی­المثل صدا و رفتار و شکل آنها را تقلید کنند ولی اولیای اطفال این قبیل کارها را خلاف اخلاق و ادب می دانستند.»(34) خلق صدای حیوانات در بازی ها، مستقیما به بازیهای نمایشی اشاره دارد.

    3- آغازگر اجرای « نمایش خلاق» با کودکان به صورت ابتدایی.

    این نوع از فعالیت های نمایشی در واقع معمولا پیش از اجرای تئاتر با کودکان انجام می شود. تقلید صدای حیوانات، انجام بازیهای نمایشی، تمرین و آمادگی کودکان برای اجرای تئاتر، خویشاوندی بسیار نزدیکی با

    « نمایش خلاق» دارد.

    من این تجربه را به عنوان یک معلم و بعد مربی نمایش با کودکان در دهه ی چهل داشته ام بدون این که آگاه باشم نام این فعالیت « نمایش خلاق» بوده است. این اصطلاح به نام « تئاتر خلاق» در اوایل دهه پنجاه در مرکز تولید تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بوسیله ی « دان لافون»عنوان می شود که خود از « ویولا اسپولین» و کتاب مشهورش « بداهه پردازی در تئاتر» ترجمه « هوشنگ آزادی ور»به وام گرفته است. اما اصطلاح « نمایش خلاق» با کتاب « قصه گویی و نمایش خلاق» اثر دیویی چمبرز با ترجمه خانم « ثریا قزل ایاغ» در دهه شصت پدید می آید.

    بنا براین اگر ردیف های دو و سه را نیز از فعالیت های جبار باغچه بان به حساب آوریم، که آنها نیز برای نخستین بار در ایران انجام شده است، آنگاه می توانیم ادعا کنیم که او در واقع به چهار نوع از انواع تئاتر کودک پرداخته است که با توجه به زمان وقوع آن، سال 1298- 1312 بیشتر به معجزه شبیه بوده است.

    ما امروزه انواع نمایش و تئاتر کودک را این گونه تقسیم می کنیم:

    « ا- بازیهای نمایشی

    2- نمایش بازی

    3- نمایش خلاق

    4- نمایش کلاسی

    5- تئاتر دانش آموزی

    6- تئاتر با کودکان و نوجوانان

    7- تئاتر برای کودکان و نوجوانان

    8- تئاتر در مورد کودکان و نوجوانان»(35)

    که فعالیت های تئاتری جبار باغچه بان با احتساب « بازیهای نمایشی» و « نمایش خلاق» چهار بخش از این انواع را شامل می شود: 1- اجرای بازیهای نمایشی. 2- اجرای نمایش خلاق. 3- اجرای تئاتر با کودکان. 4- نمایشنامه نویسی برای کودکان.

    به این اولین ها یک ردیف دیگر هم می شود افزود؛ یعنی او را هم چنین نخستین مولف « اُپرت» برای کودکان نامیداو در سطر نخست  نمایشنامه ی « دو پری» که تمامی آن به شعر است. و بازیگران کودک آن می بایست گفتگوهای خود را به شعر و با موسیقی بیان کنند، این نمایشنامه را « اُپرت» نامیده است.(36) چنانچه نمایشنامه های « خانم خزوک -  شیراز 1307»، « گرگ و چوپان – 1308 شیراز»، « شیرِ باغبان – 1309 شیراز »، « پیر و ترب -1311شیراز» و « شنگل و منگل - 1313» نیز منظوم اند.

    این مقاله را با چند نقل قول از جبار باغچه بان به پایان می بریم:

    جبار باغچه بان: ( به پسرش ثمین به هنگام نام نویسی او در هنرستان موسیقی):

     « من همه رشته های هنری را دوست دارم. در دوره نوجوانی و جوانی که در قفقاز، در شهر ایروان زندگی می کردم، در اُپِرت « مشدی عباد»، که اثر « حاجی بک اوف» آهنگساز قفقازی بود، بازی کرده ام. بارها هم به تماشای اُپِرت « آرشین مالالان» که آن هم ساخته « حاجی بک اوف» بود رفته بودم. بعد ها در تبریز، «جمعیت حمایت از تئاتر» را تاسیس کردم. در همان روزها دو نمایشنامه به زبان ترکی نوشتم. یکی نمایشنامه ی « دخترخاله ی نر» و آن یکی نمایشنامه ی « زندگی معلم» است. و در سالهایی که در شیراز بودیم، شش نمایشنامه ی کودکستانی، برای بچه ها نوشتم که همه ی آن ها را خودم روی صحنه آوردم و نمایشنامه ها را به چاپ رساندم. این نمایشنامه ها سرود داشت، مادرت هم در زیر سن تار می زد. بعد از من هم دوستم « سروان نصرالله خان قوامی» دو نمایشنامه نوشت، یکی برای بچه ها به اسم « رب النوع سعادت» یک کمدی هم برای بزرگ ها. دکورهای این دو نمایش را من ساخته و نقاشی کرده بودم. این دو نمایش با موسیقی همراهی می شد. موسیقی و آوازهای این دو نمایش را هم خود سروان قوامی ساخته بود. سروان نصرالله خان قوامی بیش از آن که نظامی باشد، یک هنرمند بود.»(37)

     

     

    جبار باغچه بان: ( به پسرش ثمین ):

    « در شیراز « کودکستان شیراز» را تاسیس کردم. برای بچه های شیراز شعرهای کودکانه و نمایشنامه ها نوشته و با چاپ سنگی به چاپ رساندم. لباسهای نمایشنامه ها را مادرت می دوخت. صحنه ی نمایش، ماسک ها و دکورهای نمایشنامه ام را هم خودم می ساختم . بچه های شیراز سرودهای کودکانه نداشتند. روی آهنگ های آسان و مناسب شعر گذاشته و برایشان سرودهای کودکانه به وجود آوردم.»(38)

    جبار باغچه بان: « در سال 1302 با استفاده از قصه هایی که از بچگی به یاد داشتم، برای بچه ها نمایشنامه، شعر، سرود و چیستان نوشتم. ماسک انواع حیوانات و حشرات و پرنده ها و دکورها ی نمایش را هم با دست خودم می ساختم.»(39)

    بدون شک هر ایرانی به خدمات ارزنده ای که جبار باغچه بان برای ایران و ایرانی کرده است افتخار می کند و به خود می بالد. ما تئاتری ها به ویژه به او مدیونیم. باشد که با بزرگداشت او به عنوان آغازگر تئاتر کودک، در جشنهای «یک قرن تئاتر کودک در ایران»، گوشه ای از این دین را ادا کنیم.

     

     

    منابع:

     

    1- تاریخ ادبیات کودکان ایران، جلد7، بخش ادبیات نمایشی، ص 956

    2-  نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر ۱۳۸۶ساعت 20:39  توسط سید رمضان میرعماد، وبلا گ: کلاس چهارم دبستان شاهد دامغان.

    3- نقل به تلخیص از صفحات47،48و 49 روشنگر تاریکی ها از زبان جبار باغچه بان.

    4- سایت بالاترین،از مدرسه ما تنها تابلویی مانده است( ثمینه باغچه بان (پیرنظر) در مصاحبه با روز.

    5- روشنگر تاریکی ها، ص49« به نقل از عباسعلی الفت نوبری، در نخستین سالگرد در گذشت جبار باغچه بان ( بی جا، بی نا، 1346)، ص22و23

    6-  نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر ۱۳۸۶ساعت 20:39  توسط سید رمضان میرعماد، وبلا گ: کلاس چهارم دبستان شاهد دامغان.

    7- تاریخ ادبیات کودکان ایران، جلد7، بخش ادبیات نمایشی، ص 957

    8- همان.

    9- سایت: بیوگرافی دات کام، بیوگرافی جبار باغچه بان، 7/11/94

    10- روشنگر تاریکی ها، ص49« به نقل از عباسعلی الفت نوبری، در نخستین سالگرد در گذشت جبار باغچه بان ( بی جا، بی نا، 1346)، ص22و23

    11- ناتالیا زاتس، اغاز گر تئاتر کودک در شوروی و  یکی از اعضاء گروه تئاتر هنرمندان مسکو با پایه گذاری « استا نیسلا وسکی و  نمروویچ دانچنگو

     14 August] 1903 – 18 December 1993))

    12- مقاله منتشر نشده ی : ناتالیا زاتس،آغازگر تئاتر کودک، منوچهر اکبرلو.

    13- همان.

    14- بحث در این زمینه، خود مقاله ی دیگری را طلب می کند.

    15- زندگی نامه جبار باغچه بان به قلم خودش که در تاریخ 1356 در نشر سپهر به چاپ رسیده است.

    16- نقل به تلخیص از کتاب « روشنگر تاریکی ها»، جبار باغچه بان و همسرش، انتشارات چیستا،1389 ص67- 69

    17-  ناگفته هایی از «باغچه بان» ها؛ «ثمینه باغچه بان» در گفت وگو با «شرق» مطرح کرد. نویسنده: سعیده وحیدنیا   magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1544- 13/3/91 > صفحه 11 (گفتگوی ویژه)

    18- ص87 روشنگر تاریکی ها.

    19- ص91 روشنگر تاریکی ها

    20- ص87 روشنگر تاریکی ها

    21- ص26 روشنگر تاریکی ها

    22- متاسفانه سندی در دست نیست که به این نمایشنامه ها اشاره داشته باشد.

    23- نقل با تلخیص ( روشنگر تاریکی ها) ص26

    24- متاسفانه سندی در دست نیست که به این نمایشنامه ها اشاره داشته باشد.

    25- ناگفته هایی از «باغچه بان» ها؛ «ثمینه باغچه بان» در گفت وگو با «شرق» مطرح کرد. نویسنده: سعیده وحیدنیا   magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1544- 13/3/91 > صفحه 11 (گفتگوی ویژه)

    26- «خانم خزوک» , جبار باغچه بان، شیراز ،مطبع اسلامی1307

    27- جمشید و شاپور ( قطعه نمایشی)، نشریه زندگی کودکان، جبار باغچه بان، شهریور1308

    28- گرگ و چوپان، جبار باغچه بان، شیراز، مطبع سعادت، آبان 1308

     29- پیر و ترب،( اتفاق )جبار باغچه بان، به دست یاری میرزا مصطفی اسدالله خوانساری، شیراز ، مطبعه سعادت1311

    30-  تاریخ ادبیات کودکان ایران، جلد7، بخش ادبیات نمایشی، ص 955

    31- مطالعه ی تحلیلی روند تکاملی تئاتر کودک در ایران و ارزیابی نتایج آن، یداله وفاداری، رساله دکتری پژوهش هنر، دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده هنر و معماری، اسفند 1388، ص48 به نقل از: محمدی‏، محمد هادی قایینی، زهره، ١٣٨١، تاریخ ادبیات کودکان ایران ، جلد٧ ، تهران،  نشرچیستا.

    32- سمن یا NGO که مخفف؛ Non-governmental Organization در انگلیسی است.

    33- ویکی پدیا ( دانش نامه آزاد)، واژه ی « سازمان مردم نهاد»

    34- مطالعه ی تحلیلی روند تکاملی تئاتر کودک در ایران و ارزیابی نتایج آن، یداله وفاداری، رساله دکتری پژوهش هنر، دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده هنر و معماری، اسفند 1388، ص46به نقل از: باغچه بان جبار 2536، زندگی نامه جبار باغچه بان، تهران، انتشارات سپهر.

    35-  کتاب « یادداشتهای پراکنده پیرامون « نمایش و تئاتر کودک و نوجوان»، داوود کیانیان، منتشر نشده.

    36- در سطر اول نمایشنامه مجادله دو پری( شیراز 1307) آمده است: « طریق بازی این نمایش نامه ( اُپرت)عبارت از اینست که سن فصل بهار را نشان می دهد. ...)

    37- چهره هایی از پدرم، ثمین باغچه بان، تهران، نشر قطره، چاپ دوم1384 ص62

    38- چهره هایی از پدرم، ثمین باغچه بان، تهران، نشر قطره، چاپ دوم1384 ص101

    39- زندگی نامه آموزگار، نویسنده بزرگ کودکان؛ جبار باغچه بان، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، تهران، بهمن ماه 1381ص 96.

     

    منابع:

    1- تاریخ ادبیات کودکان ایران، محمد هادی محمدی، زهره قایینی،نشرچیستا، ج7تهران1383پنجشنبه نوزدهم مهر ۱۳۸۶.

    3- روشنگر تاریکی ها؛ جبار باغچه بان و همسرش؛ ( خود نوشت های جبار باغچه بان و صفیه بابایی)، موسسه فرهنگی هنری پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان، چاپ نخست 1389

    4- سایت بالاترین،از مدرسه ما تنها تابلویی مانده است( ثمینه باغچه بان (پیرنظر) در مصاحبه با روز.

    5- سایت: بیوگرافی دات کام، بیوگرافی جبار باغچه بان، 7/11/94

    6-  مقاله منتشر نشده ی: ناتالیا زاتس، آغازگر تئاتر کودک ( در شوروی سابق)، منوچهر اکبرلو.

    7- زندگی نامه جبار باغچه بان به قلم خودش، نشر سپهر، 1356 تهران.

    8- ناگفته هایی از «باغچه بان» ها؛ «ثمینه باغچه بان» در گفت وگو با روزنامه «شرق» نویسنده: سعیده وحیدنیا   magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1544- 13/3/91 > صفحه 11 (گفتگوی ویژه)

    9- ویکی پدیا ( دانش نامه آزاد)، واژه ی « سازمان مردم نهاد»

    10- مطالعه ی تحلیلی روند تکاملی تئاتر کودک در ایران و ارزیابی نتایج آن، یداله وفاداری، رساله دکتری پژوهش هنر، دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده هنر و معماری، اسفند 1388،

    11-  کتاب یادداشتهای پراکنده پیرامون « نمایش و تئاتر کودک و نوجوان»، داوود کیانیان، منتشر نشده.

     




    مطالب مرتبط

    رئیس جشنواره تئاتر کودک و نوجوان در جشن صدسالگی تئاتر کودک گفت:

توسعه پایدار در گروی اندیشه بارور شده است
    رئیس جشنواره تئاتر کودک و نوجوان در جشن صدسالگی تئاتر کودک گفت:

    توسعه پایدار در گروی اندیشه بارور شده است

    با حضور هنرمندان و چهره‌های مطرح تئاتر کودک ایرانی و خارجی جشن صدسالگی تئاتر کودک و نوجوان در حاشیه جشنواره تئاتر کودک و نوجوان در همدان برگزار شد. در این مراسم علیرضا درویش‌نژاد گفت: باغچه بان اندیشه را بارور کرد و توسعه پایدار در گروی اندیشه بارور شده است.

    |

    بررسی مهم‌ترین ویژگی‌های جشنواره تئاتر کودک و نوجوان در گفت‌وگو ایران تئاتر با  دبیر این رویداد؛

جشنواره امسال باشکوه‌تر از سال گذشته برگزار می‌شود
    بررسی مهم‌ترین ویژگی‌های جشنواره تئاتر کودک و نوجوان در گفت‌وگو ایران تئاتر با دبیر این رویداد؛

    جشنواره امسال باشکوه‌تر از سال گذشته برگزار می‌شود

    جشنواره تئاتر کودک و نوجوان در بیست و پنجمین ایستگاه خود شرایط ویژه‌ای را تجربه می‌کند. سالی که شاید بخش‌های جنبی آن به‌نوعی بر بخش اصلی سایه بیندازد. با مریم کاظمی دبیر بیست و پنجمین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان درباره ویژگی‌های این دوره از جشنواره گفت

    |

    در استقبال از جشنواره تئاتر کودک و نوجوان یادمان صدسالگی تئاتر کودک در مزار جبار باغچه­ بان برگزار شد

نام و نشانی نیست در این شهر هنوز
    در استقبال از جشنواره تئاتر کودک و نوجوان یادمان صدسالگی تئاتر کودک در مزار جبار باغچه­ بان برگزار شد

    نام و نشانی نیست در این شهر هنوز

    ایران تئاتر- رضا آشفته: صد سال از آغاز تئاتر کودک در ایران می گذرد و چه بهتر از این که بشود در این روزها که دارد مصادف با برگزاری بیست و پنجمین جشنواره تئاتر کودک همدان می شود، به یاد بانی این اتفاق نیکو، جبار باغچه بان بود.

    |

    اردشیر صالح پور جزئیات جشن صدسالگی تئاتر کودک را تشریح کرد

طلیعه جشنواره تئاتر کودک و نوجوان با بزرگداشت پدر تئاتر کودک
    اردشیر صالح پور جزئیات جشن صدسالگی تئاتر کودک را تشریح کرد

    طلیعه جشنواره تئاتر کودک و نوجوان با بزرگداشت پدر تئاتر کودک

    جشن صدسالگی تئاتر کودک و نوجوان صبح پنجشنبه 24 آبان در یادمان جبار باغچه‌بان آغاز می‌شود. اردشیر صالح پور جزئیات این مراسم را تشریح کرد.

    |

    بر سر مزار جبار باغچه‌بان

مراسم صدسالگی تئاتر کودک و نوجوان برگزار می‌شود
    بر سر مزار جبار باغچه‌بان

    مراسم صدسالگی تئاتر کودک و نوجوان برگزار می‌شود

    اردشیر صالح‌پور؛ مشاور و قائم‌مقام دبیر بیست‌وپنجمین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان خبر داد: نخستین مراسم جشن صدسالگی تئاتر کودک و نوجوان را در شهرستان ری برگزار می‌کنیم.

    |

    به قلم داوود کیانیان و به مناسبت سالروز تولد آغازگر تئاتر کودک در ایران

جبار باغچه‌بان؛ نخستین مؤلف «اُپرت» برای کودکان
    به قلم داوود کیانیان و به مناسبت سالروز تولد آغازگر تئاتر کودک در ایران

    جبار باغچه‌بان؛ نخستین مؤلف «اُپرت» برای کودکان

    ایران تئاتر: داوود کیانیان به مناسبت 19 اردیبهشت‌ماه، سالروز تولد جبار باغچه‌بان (19 اردیبهشت 1264-4 آذر 1345) متنی را در اختیار ایران تئاتر قرارداد. این متن که به خلاصه‌ای از مهم‌ترین فعالیت باغچه‌بان در حوزه نمایش کودک می‌پردازد با نقل‌قولی از خود او آغازشده است.

    |

      بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان

شورای انتخاب بخش مسابقه کودک و نوجوان معرفی شدند
      بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان

    شورای انتخاب بخش مسابقه کودک و نوجوان معرفی شدند

    شهرام کرمی دبیر بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان با دعوت از پنج هنرمند شناخته‌شده و حرفه‌ای تئاتر شورای انتخاب بخش مسابقه تئاتر کودک و مسابقه تئاتر نوجوان بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان را معرفی کرد.

    |

    داوود کیانیان در مراسم گرامیداشت روزملی وجهانی تئاتر در تالار هنر مطرح کرد:

امروز آغاز دومین صده تئاتر کودک و نوجوان در ایران است
    داوود کیانیان در مراسم گرامیداشت روزملی وجهانی تئاتر در تالار هنر مطرح کرد:

    امروز آغاز دومین صده تئاتر کودک و نوجوان در ایران است

    گرامیداشت روز ملی هنرهای نمایشی و روز جهانی تئاتر با حضور بزرگان تئاتر کودک و نوجوان، هنرمندان و اهالی رسانه به همراه اجرای نمایش «ساعت هشت در کشتی» در تالار هنربرگزار شد.

    |

    نظرات کاربران