در حال بارگذاری ...
  • آخرین نشست پروژه تبادل، از گروه تئاتر «بین» برگزار شد

    مارتینا کوسسکا: تمرین بسیار و اعتماد، اساس بداهه است

    آخرین نشست پروژه تبادل، در مرکز مطالعات قشقایی، پیرامون «از بداهه پردازی تا اجرا» با حضور مارتینا کوسسکا(موزیسین مهمان از لهستان) و آیدین صمیمی مفخم، روز گذشته، در مرکز مطالعات قشقایی برگزار شد.

    مارتینا کوسسکا، در آغاز این نشست، گفت: سوال اصلی این است که بداهه چیست؟  که یکی از جوابهای آن خلق در لحظه است. بداهه خلق یک اثر هنری به شکل زنده است، اثرهنری می تواند، فیلمی که در لحظه رخ می دهد، باشد یا نقاشی یا تئاتری که در لحظه اتفاق می افتد. خلق در لحظه،  مستقیم به احساسات آن لحظه­ی ما مربوط می شود. یکی از قوانین بداهه سرعت در خلق است وقتی هنرپیشه روبرویمان را به شکل بداهه همراهی می کنیم،  باید بتوانیم به سرعتُ پاسخگویش باشیم که رشته ارتباط از هم گسسته نشود. اینها تعریف های کلی بداهه است اما برای داشتن درک از بداهه باید تاریخ بداهه را خوب بدانیم.

     

    او با اشاره به تاریخچه مختصری از بداهه از انسانهای نخستین تا به حال گفت: در دوره انسانهای نخستین، احتمالا انسانها با حرکات دست شان با هم ارتباط می گرفتند و می توان گفت اولین شکل بداهه، کلماتی بوده که انسانها تلاش کرده اند، به بیان درآورند. در واقع، ارتباطات اولیه قبل از به وجود آمدن زبانها، بداهه بوده  و تا امروز هم هنوز، ارتباط برقرار کردن به شکل بداهه است مثل همین لحظه­ی  الان که ما داریم با هم به شکل بداهه ارتباط می گیریم.

     

    مارتینا کوسسکا ادامه داد: همانجور که به وجود آمدن زبان نوشتاری زمان زیادی برد تا به وجود بیاید، در موسیقی هم این نشانه­ها پس از گذشت زمان به وجود آمد. اشکال اولیه موسیقی به شکل سینه به سینه از استاد به شاگرد منتقل می شده است که اگر  بخواهیم شکل های اولیه بداهه در موسیقی را پی­گیری کنیم، به قرن نهم بازمی گردیم که اولین فرم نوشتاری موسیقی را داشته ایم. به این ترتیب تا اواخر دوره رنسانس، موسیقی پیش می رود و تمرکز روی صداهای دوم و سومی که به شکل بداهه اجرا می شده، بیشتر و بیشتر می شود. در دوره باروک، نگاه به بداهه و خلق موسیقی با نت های زینتی اضافه می شود ، مثل موسیقی ایران که وقتی نت های تزئینی به  ردیف­های موسیقی اصلی افزوده می شوند، می توانیم این تغییر در ملودی ها را ببینیم.

     

    این نوازنده در ادامه گفت: بالاخره وقتی در اروپا شروع به ثبت موسیقی کردند، آهنگسازها، ملودی اصلی را می نوشتند و به نوازنده ها می دادند و بخش زیادی از موسیقی به صورت بداهه توسط آنها در لحظه اجرا  انجام می شد. اما در دوره کلاسیک در تاریخ موسیقی، آهنگسازها به شکل دقیق موسیقی را با همه جزئیات می نوشتند و یک بخشی را برای نوازنده آزاد می گذاشتند که تکنیکش را به صورت بداهه به رخ بکشد. در دوره معاصر، تمرکز روی بداهه بیشتر می شود و شکل های مختلفی پیدا می کند و یکی از شکل های پر مخاطبش، موسیقی «جز» هست. موسیقی جز از اشکال موسیقی هست که برمبنای بداهه است در واقع یک گروه جز ایده هایی را در ذهن دارند و بر صحنه، از همان ایده های اصلی، دست به خلق در لحظه می زنند. خیلی از آهنگسازان معاصر در دهه 60 و 70 شروع  به نوشتن قطعاتی در حد ایده کردند و  از خواننده و نوازنده می خواستند که به شکل بداهه موسیقی را خلق کند.  یکی دیگر از شکلهای موسیقی هم این است که یک سری نوازنده دور هم جمع می شوند و در لحظه شروع به خلق موسیقی می کنند.

     

    مارتینا کوسسکا پس از این نگاهی گذرا به تاریخچه بداهه، به قوانینی که در بداهه وجود دارد، اشاره کرد و گفت:  یکی از مهم ترین قوانینی که بداهه دارد، اعتماد داشتن به همدیگر است. اگر که اعتمادی  به طرف مقابل نباشد، در اجرا نتیجه خوبی حاصل نمی شود. یکی دیگر از قوانین این است که هرگز به جمله ای که طرف مقابل می گوید، نه نگوییم. نه نگفتن لزوما تایید او نیست بلکه می تواند گونه ای ادامه یا تغییر آن باشد. وقتی با یک جمله حتی غیرمنتظره روبرو می شویم آن را زیر سوال نبریم بلکه بپذیریم و ادامه اش دهیم. خیلی وقتها اشتباه کردن چه عمدی یا سهوی باعث یک اتفاق تازه می شود. یکی دیگر از نکاتی که در بداهه باید به آن بیندیشیم این است که ما حق اشتباه داریم و از آن اشتباه برای ادامه اجرا سود ببریم.  پیشنهاد دادن و جواب دادن در بداهه مهم است.

     

    او ادامه داد: به عنوان یک بداهه پرداز باید کنترل اوضاع در دستتان باشد و تمرکزتان بر اطرافتان باشد که وقتی طرف مقابل شما چیزی می گوید بتوانید به او پاسخ بدهید. تمرکز و نگاه کردن و شنیدن طرف مقابل نکته مهمی ست که باید به آن دقت کنیم ، اینکه ادامه دهیم یا سکوت کنیم تا طرف روبروی ما اجرایش را ادامه دهد.

     

    کوسسکا گفت: یک بخش مهمی که در بداهه وجود دارد، کل یک اثر است که باید بر روی کل یک اثر تمرین کنیم نه بر جزئیات،  اینگونه است که کل اثر شکل می گیرد و در نهایت، می توانیم به یک اجرای بداهه کنترل شده برسیم. وقتی که ما متن کامل با تمام جزئیات را نداریم و یک سری ایده داریم ولی بعدش را نمی دانیم چیست؟ این همان بداهه­ی کنترل شده است که از طریق تمرین های بسیار گروه به آن رسیده است.

     

    او گفت: نتیجه گیری کلی این است که ما با دانش به قوانین کلی بداهه،  اعتماد داشتن به طرف مقابل مان و پاسخ دادن به طرف مقابل و تمرین زیاد،  ما به دوشکل می توانیم بداهه داشته باشیم، یکی اینکه ما باهم به اجرایی می رویم و به دلیل شناخت کاملی که از هم داریم لازم نیست نقشه ای را با هم تثبیت کنیم.یکی از شیوه ها این است که با تمرین بسیار بدانیم وقتی اجرایی آغاز می شود، به کجا می رود؟ و شکل دوم این که در تمرین یا قبل از اجرا، نقشه راه را به هم می گوییم و می گوییم که به این شکل باید پیش برویم و باقی همه به شکل بداهه اجرا می شود.

     

    مارتینا کوسسکا درباره اینکه ما چطور می توانیم از یک بداهه به یک اجرای کامل برسیم؟، گفت: فرض براین است که گروه 6 نفره هستیم که می خواهیم به یک اجرا برسیم. کاری که می کنیم این است که دور هم می نشینیم و به این فکر می کنیم که به چه نتیجه ای می خواهیم برسیم. آن ایده هایی که نوشتیم را هر بار تکرار میکنیم و غربیل می کنیم که در نهایت به یک روند تثبیت شده ای برسیم و اینجاست که بخش زیادی ازآن،  از پیش نوشته شده و آماده است و بخشی ش به شکل بداهه اجرا می شود.

     نمایش«مده آ» در قالب پروژه تبادل در مرکز مطالعات قشقایی روز گذشته و پس از برگزاری سه کارگاه دو هفته ای و چندین نشست پژوهشی به کار خود پایان داد.

     

     

    گزارش از مریم آموسا




    نظرات کاربران