در حال بارگذاری ...
  • کهن ترین تئاتر های تهران (فصل چهارم)

    تئاتر سعدی، تماشاخانه ای باشکوه، تاثیرگذار که خاکستر شد

    ایران تئاتر - پیمان شیخی:تهران طی دهه ی بیست شاهد ظهور تماشاخانه های متعددی با شکل و شمایل اروپایی و مدرن شد که این نشان دهنده ی آشنایی هنرمندان کشورمان با تئاتر روز دنیا و البته موفق بودن ایشان در آشنایی و جلب توجه عموم مردم نسبت به هنر تئاتر است. 

    نکته ی قابل توجه اینکه، برخی از تماشاخانه هایی که در این دهه و حتی طی دهه ی سی به وجود آمدند، حاصل توافق و شراکت کاری چند یا چندین هنرمند تئاتر بود که تصمیم به ایجاد تماشاخانه ای مستقل و مشترک المنافع برای گروه نمایشی خودشان بوده است. از سوی دیگر جلب توجه برخی بازاریان و صاحبان سرمایه ی اقتصادی برای سرمایه گذاری در هنر تئاتر را می توان در ردیف نکات قابل توجه و تامل دانست. یکی از نمونه های این ادعا نیز "تئاتر سعدی" است که در آخرین سال دهه ی بیست به وجود آمد.

    نزدیک ۲۰ ماه پس از تعطیلی "تئاتر فردوسی" شاگردان نوشین در پاییز ۱۳۲۹ "تئاتر سعدی" را در خیابان شاه‌آباد (تهران) با نمایش بادبزن خانم وندرمیر افتتاح کردند. فعالیت این تئاتر با تجهیزات عالی، سنِ گردان و سالنی با ظرفیت بیش از ۵۰۰ تماشاگر، با استقبال فراوان روبرو شد. برخی از رجال سیاسی از مشتریان دائمی تئاتر بودند و مردم هنردوست حتی از شهرستان‌های دور برای دیدن اجراهای آن به تهران می‌آمدند.

    شکلگیری تئاتر سعدی

    "تئاتر سعدی" یکی از تاثیرگذارترین تماشاخانه های تاریخ تئاتر کشورمان محسوب می شود. تماشاخانه ای که پس از اختلاف عبدالحسین خان نوشین با سرمایه گذاران "تئاتر فرهنگ" و قطع همکاری عبدالکریم عموئی از نوشین ایجاد و تاسیس شد.

    حدود بیست ماه پس از تعطیلی "تئاتر فردوسی"، در پائیز سال 1329 "تئاتر سعدی" تاسیس شد و با تجهیزات کاملا مدرن آن روزگار که وجود سن گردان، یکی از شاخصه های آن بود، با ظرفیت پانصد صندلی برای تماشگران آماده ی اجرای آثار نمایشی و پذیرائی از تماشاگران تئاتر شد و به واسطه ی مدرن بودن این تماشاخانه، رجال سیاسی و متمولین شهر نیز توجهشان به آن جلب شد.

    "تئاتر سعدی" را می توان در ردیف مجلل ترین تماشاخانه های اواخر دهه ی بیست دانست که عبدالکریم عموئی تاسیس کرد و پس از مدتی نیز با برطرف شدن اختلاف بین او و عبدالحسین نوشین، آشتی آن دو موجب رونق و شکوفایی "تئاتر سعدی" شد.

    پرویز خطیبی در صفحه ی 55 کتاب "خاطراتی از هنرمندان" درخصوص تئاتر سعدی چنین نوشته: " در سالهای 1328 و 1329 "عبدالکریم عموئی" صاحب تئاتر "تفکری" تغییر نام داد، تئاتر سعدی را در خیابان شاه آباد افتتاح کرد، در این تئاتر تقریبا اکثر بزرگان تئاتر آن روز یعنی "لرتا"، توران مهرزاد، ایرن، محمدعلی جعفری، خیرخواه و خاشع شرکت داشتند. تئاتر سعدی در واقع پس از تئاترهای فرهنگ و فردوسی، سومین محلی بود که با همکاری این هنرمندان شروع به کار می کرد. "

    اسامی که در یادداشت پرویز خطیبی مطالعه می کنیم همگی از اعضاء گروه تئاتر عبدالحسین خان نوشین هستند که با هدایت مستقیم نوشین از زندان قصر و توسط همسر ایشان "لرتا"، در "تئاتر سعدی" گرد یکدیگر آمدند تا آثار نمایشی بی نقصی را در این تماشاخانه روی صحنه ببرند و بنظر شخصی بنده اگر غلامحسین خان نوشین بطور کاملا ناخواسته در بازی سیاست قرار نمی گرفت، بی شک تئاتر کشورمان شاهد اتفاقات شگرفی در "تئاتر سعدی" می شد اما انگ توده ای بودن و در جریان قرار گرفتن نوشین در نقشه ی فرار از زندان، تمامی آمال این هنرمندان برای تئاتر را از میان برد.

     

    مکان تئاتر سعدی

    "تئاتر سعدی" واقع در خیابان شاه آباد سابق که در عهد قجر برخی مردمان به نام شغال آباد هم از آن یاد می کردند، یعنی حد فاصل میدان بهارستان و چهارراه مخبرالدوله است که در روزگار ما حد فاصل میدان بهارستان تا میدان جمهوری را به نام خیابان جمهوری می شناسیم. این تماشاخانه در سال 1329 در مکان سابق سینما اطلس، درست مقابل خیابان "باغ سپسالار" ساخته شد و بعنوان تماشاخانه ای باشکوه فعالیت خود را آغاز کرد.

    یکی از دلایلی که مکان "تئاتر سعدی" خارج از لاله زار انتخاب شد این بود که از هیاهوی خیابان لاله زار آن روزگار به دور باشد و به گونه ای نیز پیام آور این نکته باشد که "تئاتر سعدی" آثاری متفاوت با سایر تماشاخانه ها روی صحنه می آورد. از سوی دیگر، امکان یافتن مکانی برای ساختن و تاسیس تماشاخانه ای مدرن در خیابان شاه آباد بیشتر بود تا اینکه ملکی در خیابان لاله زار بعنوان خیابانی پر هیاهو درنظر گرفته شود.

    ناصر حبیبی که با همکاری مهیا آقاحسینی کتاب "تماشاخانه های تهران" را گردآوری و تالیف کرده، در صفحه ی 133 این کتاب درخصوص مکان "تئاتر سعدی" چنین نوشته که: محل تئاتر سعدی در دوره ی مشروطه، خانه ی "صاحب اختیار"، برادر "اقبال الدوله" بود که محل جلسات و اجرای تئاترهایی هم توسط روشنفکران آن دوره بوده است.

    تئاتر سعدی تا این اواخر به صورت ساختمانی مخروبه بود که بخش ورودی آن به فروش آلبوم های عکس و پوستر اختصاص یافته بود و بخشی از آن نیز بصورت قهوه خانه فعال بود.

     

    آثار نمایشی "تئاتر سعدی"

    آثار نمایشی "تئاتر سعدی" حاصل سواد آکادمیک و تجربیات عبدالحسین نوشین بود که با مدیریت "لرتا" و تجربیات هنرمندان صاحب سبک و نامدار گروه تئاتر نوشین در "تئاتر سعدی" روی صحنه می آمد و مورد توجه همگان قرار می گرفت؛ چراکه حتی طراحی صحنه و میزانسن های آثار نمایشی نیز توسط نوشین انجام می شد و طی ملاقات با همسرش به او تحویل می داد.

    از آثار نمایشی که در تئاتر سعدی اجرا شده اند می توان به نمایش هایی چون: "بادبزن خانم ویندرمیر"، "چراغ گاز"، "از طبع خارج شد"، "اوژنی گرانده"، "مونتسرا"، "شنل قرمز"، "تارتوف" اشاره کرد.

    نکته ی قابل ذکر درمورد آثار نمایشی "تئاتر سعدی" این است که، نوشین به تئاتر ملی اعتقاد داشت ولی به هیچ عنوان تئاتر ملی را صرفا در نمایشنامه های ایرانی خلاصه نمی دید و همین امر نیز باعث می شد که نمایشنامه های پرقدرت آن روزگار اروپا را با ایرانیزه کردن و چیزی نزدیک به آداپته شدن روی صحنه آورد تا عموم مردم، بر حسب سطح آگاهی شان دریافتهای خود را از آثار نمایشی گروه نوشین داشته باشند.

    پرویز خطیبی در صفحه ی 136 کتاب "خاطراتی از هنرمندان" درخصوص چند اثر نمایشی که در تئاتر سعدی اجرا شده چنین نوشته:  لرتا در بازگشت به ایران با کمک عبدالکریم عموئی، سرمایه داری که از طرفداران حزب توده بود تئاتر سعدی را بنا گذاشت و شاگردان و همکاران سابق نوشین را دور هم جمع کرد. شاهکارهایی چون "چراغ گاز" و "بادبزن خانم ویندرمیر" در تئاتر سعدی به روی صحنه آمد.

    عبدالحسین خان نوشین تا جایی درمورد آثار نمایشی تولید گروهش حساسیت داشت که حتی طی دورانی محکومیتش در زندان با وسواس هرچه بیشتر بر نمایش های تولید "تئاتر سعدی" نظارت و مراقبت داشت. برای گواه این نظر، به صفحه ی 81 و 82 کتاب "جادوی صحنه" که مربوط به خاطرات هنری عزت الله انتظامی است مراجعه می کنیم که از قول "ایرن زازیانس " عاصمی" چنین نوشته: " برای افتتاح تئاتر سعدی قرار بود خانم لرتا "بادبزن خانم ویندمیر" را به روی صحنه ببرد. برای نقش "خانم ویندرمیر" مرا انتخاب کردند. ولی خانم مهرزاد توقع داشت با توجه به سابقه اش این نقش را به او بدهند نه به من که یک دختر جوان تازه از راه رسیده بودم. بعد خانم لرتا با آقای نوشین که در زندان بود صحبت کردند و جریان را گفتند. آقای نوشین خواسته بودند مرا ببینند. به همین دلیل من به همراه خانم لرتا به زندان قصر رفتیم. اولین بار بود که آقای نوشین را ملاقات می کردم؛ آن هم در دفتر زندان. نوشین از من خواست که از روی میز یک کتاب بیاورم. شاید می خواست به این بهانه راه رفتن مرا ببیند. درحقیقت آن روز در زندان قصر من اولین تست بازیگری ام را دادم. کلی با هم حرف زدیم. بعد خانم لرتا به زبان فرانسه صحبت کرد و گفت که این نقش را به من بدهند. "

     

    ویژگی "تئاتر سعدی" در مقایسه با سایر تماشاخانه ها

    نکته ی قابل توجه و تامل درخصوص تئاتر ایران در دهه ی بیست، توجه وافر هنرمندان و خالقان آثار نمایشی به دکور یا به قول هنرمندان روزگار ما، طراحی صحنه ی نمایش است. درحقیقت ساخت دکور نمایش، خود به تنهایی یک هنر واحد محسوب می شد و با طراحی خردمندانه که بر اساس شناخت کامل از قصه ی نمایش و جامعه شناسی آن روزگار که موجب شناخت مخاطب می شد شکل می گرفت و انجام می شد.

    بنابه گفته ی تنی چند از اهالی تهران قدیم که فی الحال در سالخوردگی به سر می برند، آثار نمایشی "تئاتر سعدی" همگی از دکورهای خیره کننده ای برخوردا بودند که موجب حضور دوباره و گاه چند باره ی مخاطبان برای تماشای نمایش موردنظر در "تئاتر سعدی" بوده است.

    درخصوص دکور های متفاوت در "تئاتر سعدی"، در صفحه ی 133 کتاب "تماشاخانه های تهران" نوشته ی مشترک ناصر حبیبیان و محیا آقاحسینی چنین نوشته که: " در این تئاتر شکوه اجراهای گروه نوشین به اوج رسید؛ روند پیشرفت دکورسازی که از تئاتر فردوسی تحولی نوین پیدا کرده بود در اینجا هم با هنرمندی و مهارت ولی الله خاکدان، ناپلئون سروری و همکاری نصرت کریمی و سلیمان محمدزاده، دوره ی شکوفایی را سپری کرد. غالب این دکورها نمونه های موفقی از فضایی رئالیستی متناسب با نمایشنامه ارائه می کردند دکورهاب فاخری که برای نمایشهای " از طبع خارج شده"، " اوژنی گرانده" و "چراغ گاز" توسط خاکدان ساخته شد از این دسته اند اما آنجا هم که قرار بود دکور نمایشی چون "پرنده ی آبی" با فضایی فانتزی افسانه ای ساخته شود، ناپلئون سروری با استادی تمام ظرافت های کاری اش را به رخ می کشید."

    لازم می دانم درخصوص چند نام به عنوان طراح دکور در "تئاتر سعدی" به نکاتی اشاره داشته باشم که نخستین آن، نام ناپلئون سروری یا به قول دوستانش "ناپل سروری" است که علاوه بر طراحی و ساخت دکور، طراح پوستر و پلاکارد هم بود که این هنر را برای دنیای سینمای آن روزگار ایران نیز به کار می گرفت. ایشان به همراه برادرش "موشق سروری" نه تنها در تئاتر بلکه در سینما نیز خوش می درخشیدند و در ردیف بهترینهای زمان خود بودند.

    نصرت کریمی نیز علاوه بر هنر بازیگری، در هنر کارگردانی، گریم، نقاشی و مجسمه سازی نیز یکی از بهترینهای زمان خود محسوب می شود که می توان گفت "تئاتر سعدی" جایگاه چنین افرادی بود که مجموعه ای از بهترینهای زمانه ی خود به حساب می آمدند و همین امر نیز موجب درخشش این تماشاخانه بود.

    نکته ی قابل تامل دیگر درخصوص "تئاتر سعدی" اینکه همان نظم و فضای مودبانه و قابل احترامی که در تئاتر فرهنگ توسط نوشین به وجود آمده بود، در "تئاتر سعدی" نیز ادامه یافت. از سوی دیگر، عبدالحسین خان نوشین به مسائل اخلاقی بسیار پایبند بود و همین امر نیز باعث ایجاد فضای محترمانه و امن برای بانوان هنرمند شده بود.

    نوشین در "تئاتر فرهنگ" نیز به لباس مناسب نقش بازیگران اهمیت می داد و این نکته بینی در "تئاتر سعدی" نیز نمود داشت و برای بازیگران، متناسب نقش هایشان، لباس نو خریداری می شد تا برای تماشاگران باورپذیری بیشتری ایجاد شود.

     

    یک اتفاق نادر در تئاتر سعدی

    پرویز خطیبی در صفحه ی 136 کتاب "خاطراتی از هنرمندان" درخصوص تئاتر سعدی چنین نوشته: 

    نمایش "بادبزن خانم ویندرمیر" بر پیشنهاد من بطور مستقیم از رادیو پخش شد. در آن زمان من مسئول برنامه های نمایشی رادیو بودم. بشیر فرهمند، سرپرست انتشارات و رادیو گفت که: اقای نخست وزیر " دکتر مصدق " دستور داده احنه ی تئاتر حضور داشته باشید و از اوضاع مراقبت کنید تا هنرپیشگان و سایر کارکنان از موقعیت سوء استفاده نکتتد ( بهنخست وزیر گزارش داده بودند که ممکن است هنرمندان ناگهان از پشت میکروفن رادیو شعار بدهند ). من آن روز از ابتدای کار در پشت صحنه حضور داشتم و به متصدی پخش که در کنار من قرار داشت سفارش کرده بودم که به محض اشاره ی من ارتباط سالن تئاتر را با شنوندگان رادیو تهران قطع کند. خوشبختانه نمایش جالب "بادبزن خانم ویندرمیر" بدون هیچگونه پیش آمد سوء اجرا شد و هزاران تن از مردمی که قادر به خرید بلیت و تماشای این اثر کم نظیر نبودند توانستند از طریق رادیو آن را بشنوند.

    مشخصا این خاطره از پرویز خطیبی بنده را به یاد گفته ی یکی از هنرمندان عکاس تئاتر، خانم پریزاد فرزانه می اندازد که می گفت: در کشور اتریش روزهای مشخصی از ماه درنظر گرفته شده تا بزرگترین کنسرتهای موسیقی که با بلیتهایی به قیمت گزاف اجرا می شوند، بصورت رایگان و برای عموم مردم در میدان شهر اجرا شوند تا تمام اقشار جامعه امکان بهره مندی از این هنر را داشته باشند.

    تصور کنید که هنرمندان تئاتر کشورمان در دهه ی سی این اندیشه را داشته اند که کسانی که امکان خرید بلیت نمایش و صرف کردن هزینه ی زمانی برای تماشای یک اثر نمایشی شاخص را ندارند، از طریق رادیو که تا قبل از سال 1337، تنها رسانه و پرمخاطب ترین رسانه ی جمعی محسوب می شده، امکان بهره مندی از این هنر را پیدا کنند.    

     

    تعطیلی موقت "تئاتر سعدی"

    یکی دیگر از اتفاقاتی که درخصوص تئاتر سعدی رخ داد و در تاریخ تئاتر کشورمان نیز بی سابقه است، مربوط به تعطیلی موقتی این تماشاخانه توسط شهربانی بود. ماجرا از این قرار بود که "تئاتر سعدی" در سال 1330، در نخستین شب اجرای نمایش "شنل قرمز" توسط سرلشگر منصور مزیتی رئیس شهربانی وقت تعطیل شد و درست فردای آن روز، بازیگران و هنرمندان این تماشاخانه به اتفاق جمعی از مردم، در مقابل مجلس شورای ملی واقع در میدان بهارستان متحصن شدند که همین امر نیز موجب بازگشایی "تئاتر سعدی" و ختم به خیر شدن ماجرا شد.

     

    هنرمندان تئاتر سعدی

    لرتا هایراپتیان، توران مهرزاد، ایرن، محمدعلی جعفری، حسین خیرخواه، حسن خاشع، عزت الله انتظامی، عزیزالله بهاری، محمدتقی کهنموئی، عطاالله زاهد، مهین دهیم، فریدون دهیم، عباس شباویز، منوچهر کی مرام، ، تقی مینا.

     

    تعطیلی همیشگی "تئاتر سعدی"

    پس از نوشین، گروه نمایش او که متشکل از "لرتا" همسر وی و شاگردان و دوستان نوشین بود، در سال 1332 نمایشنامه ی "مونتسرا" نوشته ی "امانوئل روبلس" با ترجمه ی مهدی امینی  و کارگردانی حلمی را ابتدا در اصفهان و سپس در "تئاتر سعدی"

    اجرا کردند که مضمون سیاسی اجتماعی داشت.

    "تئاتر سعدی" یکی از مکانهایی بود که طی کودتای 28 مرداد، درست در نخستین ساعات کودتا مورد هجوم اوباش به سرکردگی شعبان جعفری ملقب به "شعبون بی مخ" قرار گرفت و بدون هیچ منطقی به آتش کشیده شد.

    مکان "تئاتر سعدی" بعدها تبدیل به "سینما سعدی" شد تا اینکه در سال 1348 دوباره طعمه ی حریق شد و طی سه ساعت، به خاکستر تبدیل شد.

    با امید به اینکه "تماشاخانه ی تهران یا همان نصر"، "تئاتر پارس"، "تئاتر دهقان" و "تئاتر تفکری" که همچنان در خیابان لاله زار وجود دارند حفظ، مرمت و راه اندازی شوند، چراکه در ردیف برگهای شناسنامه ی تاریخی فرهنگی کشورمان محسوب می شوند و چنانچه نسبت به این دست آثار بی توجه باشیم، دیری نخواهد کشید که همچون کشورک عمارات متحده، مجبور به تاریخ سازی خواهیم شد.

     

    پایان

       

       




    نظرات کاربران