در حال بارگذاری ...
یادداشتی بر یک عمر فعالیت جعفر والی

والی دل های هر کسی که او را می شناخت

ایران تئاتر - پیمان شیخی : شایسته ترین جمله برای آغاز این یادداشت که درباره استاد جعفر والی به نگارش درآمده این جمله است که به گواه دو روز جرات دست بردن به قلم و توان آن را نداشتم.

 والی چنان بزرگ مردی است که نگارش درمورد او کاری بس خطیر و دشوار است و از سوی دیگر اینکه بی شک شایسته تر از من نیز در بین اهالی قلم وجود دارد.

 پیش از اینکه گذری بر اطلاعات فعالیت هنری استاد والی داشته باشم، شایسته می بینم قدری از نکات اخلاقی که از رفتار و منش او طی سالهایی که افتخار آشنایی با استاد والی را داشتم بنویسم. نخستین دیدار من با استاد والی مربوط به سال 1383 و برگزرای نخستین جلسات حرفه ای و بی نقص نمایشنامه خوانی آثار نمایشی سالهای دور ایرانی در اداره ی برنامه های تئاتر و خانه ی نمایش می شود که بر پایه ی ایده پردازی و همت سعید زین العابدینی مسئول وقت روابط عمومی این مجموعه و همایت بی دریغ استاد داوود فتحعلی بیگی در روزهای شنبه برگزار می شد و من از طرف سایت ایران تئاتر مامور نگارش گزارش از این جلسات بودم. مردی محترم، آداب دان، مهربان، بامعلومات و به شدت مردمی و خودمانی رو

کشف کردم که جعفر والی بود.

بزرگترین ویژگی رفتاری جعفر والی خوش رویی او بود که تو گویی با رفتار روزمره اش هم به نسل جوان و جوانتر درس می داد. حتی ذره ای تکبر یا رفتار سیاس گونه در رفتار والی دیده نمی شد و فقط و فقط بعنوان مردی هنرمند، شریف، مهربان و به شدت ایرانی شناخته می شد. رفتار والی با جوان دانشجو، هنرمند علاقمند، هنرمند پیشکسوت، چهره ی شناخته شده، مدیر یا کارمند یکسان بود و این رفتار نیز رفتاری پندآموز بود.

آخرین بار که با استاد والی تماس تلفنی داشتم درباره ی زمین و ساخته شدن تماشاخانه ی سنگلج از ایشان پرسشی داشتم که عین متن را در ذیل می آورم:

استاد جعفر والی طی گفت و گوی تلفنی که با ایشان داشتم در خصوص تماشاخانه ی " سنگلج " گفت: " قطعه زمین " تماشاخانه ی سنگلج " زمینی بایر بود که تبدیل به خرابه ای محلی شده بود. در انتهای آن که متصل به کوچه ی پایینی این تماشاخانه می شود نیز قهوه خانه ای سطح پائین وجود داشت که توسط مهندس بابایان تبدیل به تماشاخانه ی کنونی شد. او فردی فرهنگ دوست بود که بدون چشمداشت دست به این عمل فرهنگی زد و صرفا هر از گاهی تماس تلفنی داشت و چند بلیت نمایش درخواست می کرد. "

بی شک هر خواننده ای با مطالعه ی متن این مکالمه ی تلفنی به این باور می رسد که جعفر والی به شدت در کلام ادب را رعایت می کرد و بی اندازه مهربان بود و از بدگویی و بددهنی فاصله داشت و حتی از فردی که دیگر هیچگاه او را نمی دید نیز به نیکی یاد می کرد؛ چراکه این از ویژگیهای افراد صاحب اخلاق و بااصالت است و جعفر والی نیز هر دو ویژگی را داشت.

استاد جعفر والی عاشق کشور و شهر و دیار و هموطنانش بود و یکی از گواه های من برای این حقیقت همین بس که به خاطره ای از استاد جمشید مشایخی اکتفا کنم که سال 1386 طی مصاحبه ای که با ایشان داشتم گفتند که پس از انقلاب تصمیم بر آن شد که نام تماشاخانه ی سنگلج که به مناسبت زادروز محمدرضا پهلوی بیست و پنج شهریور نامگذاری شده بود تغییر پیدا کند و استاد جعفر والی پیشنهاد داد که چرا نام آنرا به نام این محله ی قدیمی تغییر ندهیم؟ و این شد که این تماشاخانه به نام محله ی سنگلج شد.

این عشق به مردم و شهر و دیار والی در جای دیگری نیز نمایان شد و آن نیز زمانی بود که حدود شش گروه تئاتر در تماشاخانه ی سنگلج فعالیت خود را آغاز کردند و جعفر والی ، نام " شهر " را برای گروه خود انتخاب کرد و این شد که گروه تئاتر " شهر " شکل گرفت و آغاز به کار کرد تا برای مخاطبانش آثار نمایشی ایرانی با قصه ها و غصه های ایرانی و ملموس و پیام آور اجرا کند.

جعفر والی را گاه بعنوان بازیگر درمی یابیم و گاه در مقام کارگردان و من می خواهم مقام کاشف نویسندگان را نیز به او بدهم؛ چراکه در کارنامه ی هنری او این نکته مشهود است که جعفر والی نخستین کسی بود که از نمایشنامه های استاد بهرام بیضایی و غلامحسین ساعدی یا همان گوهرمراد استفاده کرد و نخستین کسی بود که در تماشاخانه ی سنگلج از نمایشنامه ی فریده فرجام بعنوان نخستین نمایشنامه نویس بانو در این تماشاخانه استفاده کرد و درحقیقت به ایشان و قلمشان اعتماد کرد که نشان از ژرف اندیشی این هنرمند دارد.

نام والی و تماشاخانه ی سنگلج دو نام جدانشدنی هستند که می بایست با نگاه دقیق تری به آن نگریست. استاد والی در " نخستین جشنواره ی نمایشنامه های ایرانی " و در نخستین اثر نمایشی شرکت کننده در این جشنواره و نخستین اثر نمایشی تماشاخانه ی سنگلج با ایفای نقش در نمایش " امیر ارسلان " نوشته ی پرویز کاردان و کارگردانی استاد علی نصیریان در تاریخ نوزدهم و بیستم مهر ماه سال 1344 در کنار بازیگرانی چون استاد عزت اله انتظامی، استاد علی نصیریان، مهین شهابی، فخری خوروش، منوچهر فرید، خسرو شجاع زاده، فرزانه کاردان، پرویز صادقی، محمد اسماعیلی، خسرو فرزین، محمود رئوفی و سیروس افهمی روی صحنه رفت و دومین اثر نمایشی این جشنواره و تماشاخانه ی سنگلج را کارگردانی کرد و " چوب به دست های ورزیل " غلامحسین ساعدی را در تاریخ بیست و یکم و بیست و دوم مهرماه با استفاده از قدرت بازیگری اساتیدی چون عزت اله انتظامی، علی نصیریان، جمشید مشایخی، محمود دولت آبادی، محمدعلی کشاورز، پرویز فنی زاده، منوچهر فرید، خسرو شجاع زاده، محمود رئوفی، سیروس افهمی، فریدون نوری، خسرو فرزین و پرویز طالبیان روی صحنه برد و خود نیز ایفای نقش کرد.

او در همین جشنواره در نمایش " بهترین بابای دنیا " نوشته ی استاد بهرام بیضایی و کارگردانی استاد عزت الله انتظامی در تاریخ بیست و هشتم و بیست و نهم مهرماه در کنار بازیگران و اساتیدی علی نصیریان، جمشید مشایخی، سرور امجدی و رامین انتظامی ایفای نقش کرد.

جعفر والی نمایش " خانه ی بی بزرگتر " با نویسندگی فریده فرجام را بعنوان دومین اثر نمایشی سال چهل و پنج کارگردانی کرد و آنرا با بازی هنرمندانی چون عزت اله انتظامی، فخری خوروش، علی نصیریان، عصمت صفوی، نصرت پرتوی، مهین شهابی و ظفیره داداشیان روی صحنه برد و در پنجمین اثر نمایشی این سال با عنوان " خطر مرگ استعمال دخانیات ممنوع " که با نویسندگی و کارگردانی استاد علی نصیریان اجرا شد در کنار هنرمندانی چون عزت اله انتظامی، جمیله شیخی، علی نصیریان و خسرو شجاع زاده ایفای نقش کرد.

او در سال 1346 نمایش " آی با کلاه آی بی کلاه " با نویسندگی غلامحسین ساعدی کارگردانی کرد و آنرا با بازی هنرمندانی چون علی نصیریان، عزت اله انتظامی، محمدعلی جعفری، منوچهر فرید، آزیتا لاچینی، مهین شهابی و اسماعیل داورفر روی صحنه برد. همچنین در همین سال نمایش " دست بالای دست " با نویسندگی غلامحسین ساعدی را با بازی هنرمندانی چون علی نصیریان، جعفر والی، پرویز فنی زاده، اسماعیل داورفر و فخری خوروش اجرا کرد.

استاد والی در سال 1347 و 1348 در تماشاخانه ی سنگلج فعالیتی نکرد و در سال 1349 نمایش " بامها و زیر بامها " نوشته ی دکتر غلامحسین ساعدی را کارگردانی کرد و با بازی هنرمندانی چون مهین شهابی، محمد مطیع، ایرج امامی، آزیتا لاچینی، پورنگ شهابی، فرهاد صوفی، اسماعیل محرابی، اکبر زنجانپور و اسماعیل داورفر روی صحنه برد.

مچنین در سال 1350 نمایش " رزق " نوشته ی  نصرت اله نویدی را برای اجرا در تماشاخانه ی سنگلج انتخاب کرد و با بازی هنرمندانی چون مهین شهابی، ولی شیراندامی، محمود دولت آبادی، ایرج امامی، غلامعلی نبی پور، هرمز سیرتی، عسکر قدس، محسن نعمان فر و سمیعیان روی صحنه برد و پس از یک وقفه ی یکساله در آبان ماه سال 1352 نمایش " مطبخ " نوشته ی غلامعلی عرفان را به همراه محمد علی جعفری بصورت مشترک کارگردانی کرد و در کنار هنرمندانی چون فرزانه تاییدی، آذر فخر، تانیا جوهری، محمدعلی جعفری، نازی حسنی، سعید امیر سلیمانی، فریدون نوری، اکبر زنجانپور خود نیز ایفای نقش کرد.

والی در این سال باتوجه به اشتراک نظری که در حیطه ی کارگردانی و تئاتر با محمدعلی جعفری پیدا کرده بود برای دومین بار دست به کارگردانی مشترک یک اثر نمایشی زد و نمایشنامه ی " مرگ همسایه " نوشته ی غلامعلی عرفان را با این هنرمند کارگردانی کرد و با بازی هنرمندانی چون فرزانه ی تاییدی، اکبر زنجانپور، اسماعیل محرابی، آذر فخر و محمدعلی جعفری در تماشاخانه سنگلج روی صحنه برد.

استاد والی در سال 1354 نمایش " شنل " اثر نیکولای گوگول نویسنده ی روسی اوکراینی را کارگردانی کرد و خود نیز در کنار هنرمندانی چون اکبر زنجانپور، سرور رجایی، اسماعیل محرابی، غلامعلی نبی پور، محمد اسکندری، فریدون نوری و جواد خدادادی در آن ایفای نقش کرد و در نمایش" ابراهیم توپچی و آقابیک " نوشته ی منوچهر رادین با کارگردانی رکن الدین خسروی و طراحی ملک جهان خزایی در کنار هنرمندانی چون جمشید لایق، اکبر زنجانپور، سرور رجائی، ایرج راد، عنایت الله بخشی، سهراب سلیمی، بهروز بقائی، جعفر ساجدی، داوود آریا، محمد اسکندری، محمدرضا کلاهدوزان، مریم شیرازی، فریده دریامج و محمود جوهری به ایفای نقش پرداخت.

استاد والی در مهرماه سال 1355 نمایش " ساکت " نوشته ی محمد للری را کارگردانی کرد و با طراحی خسرو خورشیدی و بازی هنرمندانی چون علی نصیریان، فخری خوروش، محمدعلی کشاورز، جمشید لایق، کامران نوزاد، سرور رجایی، فیروز بهجت محمدی، داوود آریا، محمد اسکندری، محمد کلاهدوزان، هرمز سیرتی، مجید مظفری، جواد خدادای، سهراب سلیمی، هومن آذرکلاه، محمدکاظم بلوچی، محمد هندیانی، فرشید هاشمیان، حمیدرضا ضادقان، نصرالله عالی زاده، محمد زمان زاده و بهرام کیانی آنرا روی صحنه برد و در سال 1356 نیز در نمایش " بلبل سرگشته " که با نویسندگی و کارگردانی علی نصیریان روی صحنه رفت در کنار هنرمندانی چون عزت اله انتظامی، علی نصیریان، فخری خوروش، مهین شهابی و عصمت صفوی ایفای نقش کرد. و در همین سال نیز نمایش " نمایش طولانی " نوشته ی منوچهر رادین را کارگردانی کرد و با حضور هنرمندانی چون جمشید مشایخی، فرزانه تاییدی، فیروز بهجت محمدی، سرور رجایی،غلامعلی نبی پور، سعید امیرسلیمانی، پری امیرحمزه، محمد اسکندری، سهراب سلیمی، جواد خدادای، فریده دریامج، معصومه تقی پور، محمدکاسبی، حسین افصحی، مسعود رهنما، سرخوش محرمی، حمید هاشمپور روی صحنه برد.

استاد والی در عرصه ی تلویزیون نیز فعالیتهای چشمگیر و ماندگاری داشته و از سال 1339 فعایلت تلویزیونی خود را آغاز کرده است. والی در سال 1339 در تلویزیون ثابت پاسال که شبکه ی دو کنونی است بصورت زنده دست به کارگردانی چهار اثر نمایشی زد به نامهای "طناب"، "اسب سیرک"، "پنجه" و " ده و سه دقیقه " و "  خانه اجاره‌ای" با بازی  محمدعلی کشاورز،  علی نصیریان،  "عزت پریان"  زد. همچنین در سال 1340 هفت اثر نمایشی را در تلویزیون اجرا کرد که عبارتند از نمایش های شکارگاه نوشته ی آلفرد سوار، پست‌خانه به کارگردانی رابیندرانات تاگور، سکه نوشته ی دیوید پینکی، ویولن‌ساز کره‌مونا نوشته ی فرنسوا کرپه، ترانه شادی نوشته ی علی نصیریان، روغن نهنگ نوشته ی یوجین اونیل، آهای کی اونجاست نوشته ی ویلیام سارویان، دیوانه‌ای روی بام نوشته ی کی‌کوچی کان.

مینطور در سال 1341 نمایش سنگر و خون نوشته ی اولیفنت دادن و در سال 1342 نمایش " سیسیل یا مکتب پدران" را با بازی داوود رشیدی، علی نصیریان و فرزانه تأئیدی را در تلویزیون کارگردانی کرد. همچنین در همین سال نمایش پنجره، فقیر نوشته ی غلامحسین ساعدی، نمایش صبحدم، خوب نیست، بدشان می‌آید نوشته ی عباس حکیم، عظمت در گلزار نوشته ی ویلیام اینچ و نمایش " مترسکها در شب " نوشته ی بهرام بیضایی و در سال 1343 نمایش عروس نوشته ی فریده فرجام، در گوش سالمم زمزمه کن، عاشق مترسک نوشته ی فیلیس هستینگز، و در سال 1344 نمایش های تلویزیونی ننه انسی نوشته ی غلامحسین ساعدی، عقل برتر از استعداد نوشته ی غلامحسین ساعدی، گاو، و در سال 1345 نمایش های تلویزیونی " بام ها و زیربام ها " نوشته ی غلامحسین ساعدی، " از پا نیافتاده‌ها " نوشته ی غلامحسین ساعدی، مسافرین و در سال 1346 نمایش های تلویزیونی " گرگ ها "، " دعوت"  و " دست بالای دست " که هر سه  نوشته ی غلامحسین ساعدی بودند را کارگردانی کرد.

والی در سال 1354 در " آتش بدون دود " به کارگردانی نادر ابراهیمی ایفای نقش کرد و در سال 1356 نمایش تلویزیونی شنل را کارگردانی کرد و از سال 1358 تا 1366 نیز در مجموعه ی تلویزیونی " هزار دستان " به کارگردانی علی حاتمی ایفای نقش کرد و در سال 1370 در مجموعه ی تلویزیونی " مسافران دره انار " به کارگردانی یدالله نوعصری ایفای نقش کرد. تا اینکه در سال 1389 در مجموعه ی تلویزیونی " معمای شاه " به کارگردانی محمدرضا ورزی ایفای نقش کرد.

استاد جعفر والی از سال 1348 نیز به همراه مجموعه ای از دوستان و همکاران تئاتری خود فعالیت در زمینه ی سینما را نیز با  فیلم سینمایی گاو به کارگردانی داریوش مهرجویی آغاز کرد و در سال 1352 در فیلم های سینمایی " تنگسیر " به کارگردانی امیر نادری، " خاک " به کارگردانی مسعود کیمیایی و " گرگ بیزار "  به کارگردانی مازیار پرتو ایفای نقش داشت.

از دیگر فعالیتهای سینمایی جعفر والی می توان به فیلمهای سینمایی چون " سفر سنگ " به کارگردانی مسعود کیمیایی در سال 1356، " آقای هیروگلیف " و " گفت هرسه نفرشان" به کارگردانی غلامعلی عرفان سال 1359، دادشاه با کارگردانی حبیب‌الله کاوش و ملخ زدگان به کارگردانی ناصر محمدی سال 1362، گل‌های داوودی به کارگردانی رسول صدرعاملی و مردی که زیاد می‌دانست ه کارگردانی یدالله صمدی سال 1363، و در سال 1364 در فیلم سینمایی "ستاره دنباله‌دار " به کارگردانی سیروس کاشانی‌نژاد، گمشده به کارگردانی مهدی صباغ‌زاده، مدار بسته به کارگردانی رحمان رضایی ایفای نقش کرد و در فیلم عروسکی مهمان ناخوانده به کارگردانی نصرت کریمی بعنوان گوینده ی گفتار متن فعالیت کرد. همچنین در سال 1365 در فیلم سینمایی " ناخدا خورشید " به کارگردانی ناصر تقوایی و در  سال 1366 در فیلم سینمایی " بهار در پاییز " به کارگردانی مهدی فخیم‌زاده و در فیلم سینمایی " پاییزان " به کارگردانی  رسول صدرعاملی ایفای نقش کرد.

والی در سال 1367 نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی " غروب "  در فیلم سینمایی " باد سرخ " به کارگردانی جمشید ملک‌پور ایفای نقش کرد و درسال 1370 در فیلم سینمایی " راه و بیراه " به کارگردانی سیامک شایقی و " مسافران دره انار " به کارگردانی یدالله نوعصری بازی کرد. او در سال 1372 در فیلم سینمایی " جاده عشق " به کارگردانی رجب محمدین، در سال 1378 در فیلم سینمایی " تهران روزگار نو " به کارگردانی علی حاتمی، در سال 1385 در فیلم سینمایی " پاداش سکوت " به کارگردانی مازیار میری و در سال 1391 در فیلم سینمایی " از تهران تا بهشت " به کارگردانی ابوالفضل صفاری بازی کرد.

آنچه مسلم است اینکه بی اغراق می توان مدعی شد که در تاریخ تئاتر کشورمان همچون جعفر والی هنرمند دیگری جایگزین نخواهد شد همانگونه که جایگزین پیشینیان نشدند و می توان گفت که در کنار علاقه و عشق وافر جعفر والی به هنر تئاتر ، مردمداری و مهربانی بی دریغ این هنرمند موجب موفقیتهای هنری او و جایگاه ویژه در قلب کسانی که او را می شناختند شد.

روحش شاد و امید که قدر هنرمندان پیشکسوت در قید حیات را بیش از پیش بدانیم. آمین

 

 

 




مطالب مرتبط

نقد نمایش «خواستگاری»

«از مسکو تا رشت»
نقد نمایش «خواستگاری»

«از مسکو تا رشت»

ایران تئاتر_ وحید عمرانی : نمایش «خواستگاری» به نویسندگی و کارگردانی عظیم موسوی و براساس نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای آنتوان چخوف نویسندۀ شهیر روسی به نگارش در آمده است. در این نمایش محمود راسخ فر، علی فتحعلی، ثمیلا کریمی، رضا گیلانپور، حمیدرضا مرادی، منصوره احمدی، نگار مقدسی بازی ...

|

روز پنج شنبه 26 اسفند ماه

پیکر خسرو شجاع زاده در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س)  آرام خواهد گرفت
روز پنج شنبه 26 اسفند ماه

پیکر خسرو شجاع زاده در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) آرام خواهد گرفت

مراسم تشییع  پیکر خسرو شجاع زاده بازیگر و کارگردان تئاتر، روز پنج شنبه 26 اسفند ماه ساعت : 9:30 صبح از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) برگزار خواهد شد.

|

نظرات کاربران