در حال بارگذاری ...
  • یادداشتی برای نمایش پلاک 729

    اشتباهات کوچک، فجایع بزرگ می آفرینند

    ایران تئاتر -علی رحیمی: نمایش پلاک ۷۲۹ را در یک جمله می توان تداعی گر طرح «اثر پروانه ای » بدانیم. طرحی که مدعی است هر عامل جزئی در یک سیستم می توان در خلق یک رویداد بزرگ غیرممکن دخیل باشد.

    بعضی نمایش ها ناخودآگاه به اندازه ای با دیدگاه، نظریه، تفکر و ... یک اندیشمند نزدیکی  دارند که مخاطب احساس می کند که  دیدگاه آن دانشمند در عمل در درون این نمایش جا خوش کرده است.

    نمایش پلاک 729 نیز همین جهت دهی فکری را برای من داشت و به نوعی برایم تداعی گر «اثر پروانه ای» ادوارد لورنز ریاضیدان و هواشناسی آمریکا در حوزه روانشناسی بود. اندیشمندی که با طرح موضوع «بال زدن یک پروانه در اقیانوس اطلس می تواند باعث ایجاد طوفان در فلورئد شود» مدعی شد پیش بینی یک رویداد بزرگ غیرممکن است مگر با درنظر گرفتن تمام عوامل جزئی که ممکن است کوچکترین تاثیر را بر سیستم داشته باشند. دیدگاهی که اگرچه برخی در حوزه هواشناسی، آن را تخیلی و مامورایی می دانند اما بی شک در حوزه هایی همچون جامعه شناسی و روانشناسی قابل تامل و بررسی است و به راحتی نمی توان از کنار آن گذشت زیرا طرح این موضوع که در زندگی هر کس، به کرات مسائل، مشکلات و اختلالات خرد و بی اهمیتی رخ می دهند که با یک جهت گیری اشتباه می توانند فجایع غیرقابل جبران به بار آورند، انکارناپذیر است.

    نمایش سازه خود بر همین پایه استوار ساخته و تلاش دارد این مضمون را در قالب یک داستان به مخاطب القا نماید:

    پستچی نامه ای را به اشتباه به جای ارسال به خانه پلاک 729 به خانه پلاک 726 که ساکنان آن یک زوج خوشبخت هستند، می‌برد. این نامه هیچ آدرس یا فرستنده ای ندارد اما محتوای آن پیشنهاد یک بازی با دو میلیون دلار جایزه است. این زوج  وسوسه جایزه می شوند و پیشنهاد را می پذیرند اما در خلال بازی اشتباهاتی می کنند که پرده از اصرار درونی آنها بر می دارد و در نهایت عشق آنها را به تنفر بدل می سازد تا تلنگر اصلی داستان یعنی «اشتباهات کوچک می توانند فجایع بزرگ بیافرینند» در ذهن مخاطب تداعی شود.

    مهدی کردی برای القای این تفکر، دکور صحنه را یک صفحه شطرنج قرار داد تا پیش از ورود پرسوناژها جهت فکری تماشاگر را به سمت این بازی فکری که هر اشتباه در آن می تواند جبران ناپذیر باشد، هدایت کند.بازیگران نقش اصلی-آنتونی و املی- و آکسسوار نمایش که مهره های اصلی شطرنج این داستان را تشکیل می دادند نیز همگی سیاه و سفید بودند، درست در روبروی یکدیگر برای یک مجادله سخت به نام بازی شطرنج زندگی. بازی ای که هر اشتباهی در آن می تواند به قیمت مرگ و زندگی فرد اثرگذار باشد.

    بی شک نمایش در محتوا برای مخاطب آموزنده بود و اگر نیم ساعت ابتدایی آن که هدف خاصی را دنبال نمی کرد و ارمغانی جز کسالت و خستگی برای مخاطب نداشت کنار بگذاریم؛ تلنگر خوبی به مخاطب زد و او را دست خالی از سالن خارج نکرد.

     مهدی کردی در این نمایش نشان داد که اولا عملکرد دیگران -حتی یک اشتباه کوچک آنها- در روند زندگی ما بی تاثیر نیست و می تواند جریان زندگی ما را مختل سازد؛ و این مسئله به خوبی در صحنه هایی که با حضور پستچی رقم خورد مشهود و واضح بود. داستان با یک اشتباه کوچک پستچی شروع شد. اشتباهی که اگر رخ نمی داد زندگی آرام و عاشقانه این زوج در کمتر از یک ساعت به تنفر بدل نمی شد، اما رخداد آن پس از تجمیع در سایر اشتباهات خرد و بی اهمیت، فاجعه آفرین شد.

    دومین تلنگر مهدی کردی به مخاطب، زیر ذره بین بردن خواسته ها، علائق، نیازها و ... به ظاهر کوچک ما بود، که اگر چه خللی در روند عادی زندگی ما ایجاد نمی کنند اما با کوچکترین بحرانی همچون دمل چرکین رخ می نمایانند و باعث بروز حوادث جبران ناپذیر می شوند.

    در این نمایش آنتونی یک افسر پلیس است.

    - او به خاطر جایگاه پدر املی در سازمان پلیس منطقه با او ازدواج کرده ...

    - از اینکه املی توانایی بچه دار شدن ندارد ناراحت است...

    - بی آنکه ذهنیت خاصی نسبت به ماری شاگرد کلاس نقاشی املی داشته باشد بدون آنکه همسرش بداند بارها پذیرای او در اداره پلیس بوده و ...

    این مسائل در طول دوران زندگی مشترک خللی بر علاقه اش به املی وارد نمی کند اما با شروع بازی، تلاش در مسیر پی بردن به افکار درونی یکدیگر و فاش شدن موضوعات به ناگاه روی دیگر سکه نمایان شد و این مسائل به ظاهر ریز، در پی اشتباهاتی که در حین بازی رخ داد، جو عاشقانه آنها را به تنفر بدل کرد.

    این محتوای آموزنده در روزگاری که جامعه تئاتر کشور از فقر نمایشنامه خوب می نالد و روی به نمایشنامه های خارجی برده است، بی شک قابل تقدیرند و باید به مهدی کردی به خاطر خلق این نمایشنامه تبریک گفت. هر چند عدم توجه به فضای بومی و جغرافیای محیطی که در سالهای اخیر متاسفانه بسیاری از نمایشنامه نویسان جوان کشور به دلایل مختلف از جمله آزادی عمل بیشتر، مقابله با سو برداشت ها و ... بدان روی آورده اند، از غنای کار او کاست.

    پلاک 279 در اجرا نیز اگرچه به خاطر حضور بازیگران جوان و نیز اجرا در سالن پلاتوی تئاتر شهر که در برخی صحنه ها، باعث بر هم خوردن میزانسن می شد، با مشکلاتی روبرو بود اما تصویر خوبی را در ذهن مخاطب به یادگار گذاشت و مخاطب را راضی از سالن روانه کرد.




    مطالب مرتبط

    تاملی بر نمایشنامه «هفت روز از تیر شصت»

دیالکتیک حاکم بر تئاتر مستند سیاسی
    تاملی بر نمایشنامه «هفت روز از تیر شصت»

    دیالکتیک حاکم بر تئاتر مستند سیاسی

    ایران تئاتر_علی رحیمی:مستند سیاسی «هفت روز از تیر شصت» اگرچه به خاطر عدم ارتباط موضوعی اپیزودها به یکدیگر با ضعف هایی روبروست، اما بی شک به واسطه وسواس نمایشنامه نویس در ارائه مستند و بدون دستکاری اطلاعات بزرگترین واقعه تروریستی کشور و توجه به دیالکتیک حاکم بر تئاتر مستند ...

    |

    گفت و گو با نویسنده و کارگردان نمایش «هفت روز از تیر شصت»

تابستان 60 جزو سوال برانگیزترین موضوعات تاریخ معاصر ایران است
    گفت و گو با نویسنده و کارگردان نمایش «هفت روز از تیر شصت»

    تابستان 60 جزو سوال برانگیزترین موضوعات تاریخ معاصر ایران است

    ایران تئاتر: کامران شهلایی از جمله نمایشنامه نویسان خوش فکری است که در طول سال‌های حضور در عرصه نمایش، همواره نام او به عنوان یک نمایشنامه نویس توانا مطرح بوده و هست.

    |

    نظرات کاربران