در حال بارگذاری ...
  • نگاهی به نمایش «آرسن» اثر بهزاد صدیقی

    حدیث تلخ دختران خیابان در جوامع غیرعقلانی

    ایران تئاتر- علی رحیمی: نمایش« آرسن» اگرچه با روایتی از زندگی یک دختر خیابانی خود را معرفی کرد اما در فهوای خود مفاهیمی را در ذهن مخاطبان پروراند که بی شک تعقل بر آنها می تواند گره طیف وسیعی از این قبیل آسیب های اجتماعی را باز کند.

    شناسایی دغدغه ها، آسیب ها و کمبودهای یک جامعه از جمله وظایفی است که هنر به ویژه هنر نمایش برعهده دارد و بسیاری از هنرمندان این عرصه در تلاشند تا عصاره ماهها تلاش خود را بر این مسئله متمرکز سازند.
    نمایش «آرسن » ساخته کارینه خودیکیان و پرداخته جدید بهزاد صدیقی بر پایه همین تفکر شکل گرفته است. نمایشی که اگر چه روبنا و ظاهرش در هیبت یک فاجعه دهشتناک به نام دختران خیابانی رونمایی شد و زخم ها و رنج هایی را به تصویر کشید که در کشاکش زندگی این قبیل کودکان و نوجوانان رخ نمایانده اند؛ اما در زیر بنا بار مفهومی دیگری را دنبال کرد و چرایی‌هایی را به چالش کشاند که ماحصل آن آسیب هایی از این دست می شوند. لذا زیبنده این اثر معناگرا نیست اگر بخواهیم مانفیست اصلی اش را بر مقوله دختران خیابانی که همچون لایه نازکی از غبار بر سطحش پراکنده است، استوار سازیم و از گستره مفاهیمی که گرچه نامحسوس بر دیالوگهای ساده و جوش خوردن های بی‌حساب و کتاب و گاها غیرمنطقی صحنه‌ها مستولی بود، اما سنگینی شان بر لحظه لحظه نمایش حکمرانی می کرد، غفلت کنیم.
    نمایش با یک تک شوی تلویزیونی در خصوص پیرزنی به نام اینسا که به دنبال نوه اش آرسن می گردد شروع شد و نقطه عطفش را در خانه آنت بازیگر نقش ایسنا و حضور دختر 17 ساله خیابانی که خود را در شکل و شمایل پسری در آورده و آرسن معرفی می کند، قرار داد و در نهایت دغدغه های یک دختر خیابانی، ترسها، مشکلات، فشارها، اخلاقیات، کنش‌ها و ... وی را در همین قالب بازگو نمود تا ظاهر نمایش شکل گیرد.
    اما نمایش به همین جا اکتفا نکرد. برآیندش نشان می دهد که معرف هدف والاتری است و به بیراهه نرفته ایم اگر بگوییم که «خودیکیان» مقوله دختران خیابانی را به عنوان پایلوتی در جهت معرفی برخی از عوامل زیربنایی وقوع آسیب های اجتماعی مدنظر قرار داده است. عواملی که به راحتی می توان از دل تقابل این دو زن و صحنه های حاکم بر نمایش استخراج نمود.
    اولین مقوله مورد توجه خودیکیان، تاکید بر مسئله جبر و اختیار است که به عقیده برخی حاکم بر تولد فردفرد ماست و ناخوداگاه عده ای را به واسطه نوع خانواده، محیطی که در آن زندگی می کنند، جنسیت، نژاد و ... برتر از عده دیگر می کند.
    آرسن داستان رویارویی زنی است که به واسطه حضور در یک محیط بهتر، خانواده هوشیارتر و ... توانسته به برخی از خواسته‌های خود برسد و دختری که فقط به خاطر تولد در یتیم خانه و ماحصل های این اتفاق نامیمون، به یک دختر خیابانی بدل آمد به عبارتی زندگی این دو ماحصل جبر حاکم بر تولد آنهاست و این اولین تلنگری است که از درونمایه این نمایش بیرون می زند.  آیا باید با پاک کردن صورت مسئله، جبر و اختیار را پذیرفت یا با نفی آن در جهت ارائه یک راه حل مناسب تلاش کرد. این سوال اگرچه در لفافه بیان می شود و نویسنده سعی می کند خیلی سریع از کنار آن بگذرد اما داغ خود را بر پیشانی نمایش گذاشته است.
    دومین مسئله مطروح، مسئله عوام فریبی است که نمونه های محسوس آن در گوشه گوشه نمایش دیده شد. عوام فریبی همانطور که آدرنو مطرح می کند ماحصل صنایع فرهنگی است و در پس آن، نوید روشنگری، ایمان به پیشرفت علمی و عقلانی و در نهایت گسترش آزادی‌های انسان به کابوس تبدیل می شود. بدنه نمایش آرسن نیز برپایه های همین ستون ساخته شده اند.
    ما تاک شوی تلویزیونی را که مجری مدام آن را یک برنامه زنده و واقعی لقب می دهد، در خانه آنت بازیگر پیرزنی که به دنبال نوه اش می گردد، مشاهده می کنیم تا از همان ابتدا اعلام شود که نه برنامه زنده و نه داستان واقعی است(شرح و تفسیر این موضوع و آسیبهای آن در جامعه در این مجال نمی گنجد).
    زارا، دختر خیابانی که فکر می کند اینسا واقعی است برای فریب او و بهره مندی از یک زندگی بهتر، به منزل آنت می رود. او در گفت و گو با آنت پرده از راز فریبی بر می دارد که منجر به تجاوز یکی از مربیان یتیم خانه به وی شد و او را از آنجا فراری داد. او در پرسه زنی های خیابانی برای اینکه دچار مشکل نشود، مجبور شد با پوشیدن لباس پسرانه خود و دیگران را فریب دهد و با همین تفکر که به هیچ کس نمی شود اعتماد کرد بارها با آنت درگیر می شود و ...
    در لحظه لحظه نمایش بوی تعفن فریبکاری به مشام می رسد. رسمی که روز به روز گستره وسیعتری را به خود اختصاص می دهد و ارمغانش تصرف روح اعتماد، هوشیاری، تعقل و ... از فرد فرد جامعه و انتشار بی اعتمادی در کالبد ارتباطات ماست.
    در کنار این دو مقوله، خودیکیان به یک مسئله زیربنایی دیگر نیز اشاره دارد که به نظر می رسد در صوری می تواند در جایگاهی والاتر از آن دوی دیگر قرار گیرد و آن تضارب آرای غبرعقلائی است.
    در نمایش آرسن، آنت نماینده یک زن سنتی می باشد. او به روال عرف جامعه ازدواج کرده و فرآیند زندگی را در کنار همسر و در سپس فرزندان و نوه ها ادامه داده است. او یک همسر خوب و در کنار آن مادر خوب با تمام ویژگی های عاطفی است و گرچه ایده آل هایش به نظر دم دستی می آیند اما همین ها را برای خوشبختی اش کافی می داند. در مقابل زارا نماد یک زن فمنیست و شاید در سطحی خردتر فمنیست رادیکال است. او زن را ستم دیده می داند و برای مردان قدرتی برتر قائل است. به همین دلیل تلاش می کند لباس مردانه بپوشد یا هر رفتار مرد با زن حتی روابط زناشویی را سلطه گری نشان دهد. این تضارب آرا به مرور اثبات حقانیت رای را جایگزین هدف نهایی که همان رساندن یکدیگر به خوشبختی است، می کند. فضا رنگ و بوی غیرعقلانی می گیرد. همزمان احساس فریب خوردن، هوشیاری را از هر دوی آنها سلب می کند و به جدالی مبدل می شود که در نهایتش مرگ آنت را به همراه دارد.  
    خودیکیان در حقیقت سه دغدغه مهم و زیر بنایی را که در مسیر رفع آسیب های اجتماعی همچون دختران خیابانی باید بدانها توجه کرد، از میان همه موضوعاتی که می توان در این مجموعه جای داد، چینش و از نظر گذراند و در اجرا نیز بهزاد صدیقی، بازنویس و کارگردان نمایش با تحلیل درست از متن، به ارتباط تماتیک هرچه بهتر عناصر درام در اجرا قوت بخشد و توانست این مسائل را به خوبی در میدان دید مخاطب قرار دهد.
    او همچنین با بهره گیری از یک دکور خاص آیینه ای که بسان زندانی پرسوناژها را در خود جای داده بود، تاکید موکدی داشت بر اینکه فرد فرد ما اسیر زندان هایی شده ایم که در آن غیر از خود به چیزی  نمی اندیشیم و ماحصل همین تفکر فرار از پاسخهایی است که صورت مسئله آنها را با پذیرش مفهوم جبر و اختیار، فریب، تضارب آراهای غیرعقلانی و ... پاک می کنیم.

     

     




    مطالب مرتبط

    از میان 487 نمایشنامه ارسالی ناشران و نمایشنامه نویسان

30 نمایشنامه راه یافته به هشتمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران معرفی شدند
    از میان 487 نمایشنامه ارسالی ناشران و نمایشنامه نویسان

    30 نمایشنامه راه یافته به هشتمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران معرفی شدند

    هیئت‌داوران مرحله نخست بخش نمایشنامه های تألیفی هشتمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران، 30 نمایشنامه راه یافته به مرحله نهایی داوری این دوره را انتخاب و معرفی کرد.

    |

    یادداشت شهرام کرمی بر تئاتر «آرسن» به کارگردانی بهزاد صدیقی

اثری ساده و قابل باور که مخاطب در درک آن دچار مشکل نمی‌شود
    یادداشت شهرام کرمی بر تئاتر «آرسن» به کارگردانی بهزاد صدیقی

    اثری ساده و قابل باور که مخاطب در درک آن دچار مشکل نمی‌شود

    ایران تئاتر،شهرام کرمی: تئاتر «آرسن» به کارگردانی بهزاد صدیقی اثری درباره‌ی هویت است. در اجرای نمایش عناصر واقعی و غیرواقعی در هم ترکیب شده تا چیستی و هویت آدم‌های نمایش، جنبه‌ی عینی پیدا کند.

    |

    گفت و گو با بهزاد صدیقی کارگردان نمایش آرسن:

این نمایش رنگ و بویی از زخم های کودکان خیابانی دارد
    گفت و گو با بهزاد صدیقی کارگردان نمایش آرسن:

    این نمایش رنگ و بویی از زخم های کودکان خیابانی دارد

    ایران تئاتر: این روزها تماشاخانه قشقایی میزبان نمایشی است که بیش از هر چیز رنگ و بوی کودک آزاری می دهد و زخم ها و رنج هایی را به تصویر می کشاند که در کشاکش زندگی بچه های خیابانی رخ می نمایانند.

    |

    پیشنهاد عطاء‌الله کوپال برای تماشای نمایش «آرسن»:

«آرسن» ساختاری معماگونه دارد
    پیشنهاد عطاء‌الله کوپال برای تماشای نمایش «آرسن»:

    «آرسن» ساختاری معماگونه دارد

    عطاءلله کوپال، مدرس و پژوهشگر تئاتر با انتشار دست نوشته‌ای برای سایت ایران تئاتر به معرفی کوتاهی از کارینه خودیکیان پرداخت و تماشای نمایش «آرسن» را به علا‌قه‌مندان پیشنهاد داد.

    |

    نظرات کاربران