در حال بارگذاری ...
  • ایوب آقاخانی در گفت و گو با ایران تئاتر

    مصّر هستم تا ارادتم را به شهید جهان آرا نشان دهم

    ایران تئاتر: هفت عصر هفتم پاییز پرتره نگاری جدید آقاخانی از جنگ وسردارانش ، آخرین حلقه از سه‌گانه ایوب آقاخانی و در امتداد نمایش‌های کابوس شب نیمه آذر و تکه‌هاى سنگین سرب است که با نگاهی تغزلی و سرشار از شاعرانگی به قهرمانان سال‌های جنگ تحمیلى می پردازد.

    شخصیت  محوری نمایش، شهید سید محمدعلى جهان‌آرا فرمانده سپاه خرمشهر است که از قهرمان های دوران آغازین جنگ و محاصره و اشغال خرمشهر توسط عراقی ها است.

    ایوب آقاخانی هنرمند متفکر و مولفی است؛ این مولف بودنش در کارگردانی، نویسندگی و بازیگر بودنش قابل مشاهده است. هنرمندی که به روز می نویسند و تحت تاثیر رخدادهای اجتماعی دور و برش است. این کارگردان در سال قبل با اجرای سه نمایش سال موفق و پر کاری را تجربه کرد. ایوب آقاخانی مدرس دانشگاه، مترجم، پژوهشگر، نمایشنامه نویس، بازیگر و کارگردان تئاتراست و دارای مدرک کارشناسی نمایش با گرایش ادبیات نمایشی از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی و کارشناس ارشد نمایش با گرایش ادبیات نمایشی از دانشکده هنر دانشگاه تربیت مدرس است. این هنرمند سوای فعالیتهای تئاتری سابقه مدیرتی هم دارد. مسئول تئاتر حرفه ای شورای نظارت و ارزشیابی مرکزهنرهای نمایشی ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۶، مدیر پروژه چهارفصل تئاتر ایران، دبیر شورای انتخاب آثار مجموعه تئاترشهر، مدیر بخش رادیوییِ دوازدهمین دوره جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران  از این جمله مناصب هستند. بازی و کارگردانی نمایش گلن گری گلن راس نوشته دیوید ممت تئاترشهر 1381، نگارش و کارگردانی نمایش روزهای زرد تئاترشهر ۱۳۸۳، نگارش و کارگردانی نمایش زمین مقدس خانه هنرمندان ۱۳۸۴، نگارش و کارگردانی نمایش زمین مقّدّس، تئاترشهر ۱۳۸۵، نگارش و کارگردانی نمایش فصل خون تئاترشهر ۱۳۸۷، نویسندگی و کارگردانی نمایش مرثیه ای برای یک سبک وزن تئاتر شهر ۱۳۸۸، بازی در نمایش لبخند باشکوه آقای گیل به کارگردانی محمد امیر یار احمدی فرهنگسرای بهمن ۱۳۸۸ و نویسندگی و کارگردانی و بازیگری نمایش کسوف تئاتر شهر ۱۳۸۹ ازجمله کارهای مهم کارنامه کاری این هنرمند متفکر و پرکار است. آقاخانی در طول دوران کاریش جوایزی زیادی هم به دست آورده است. جایزه تولید برترین برنامه رادیویی برای برنامه ی دیالوگ به انتخاب هنرمندان، منتقدان و نویسندگان ۱۳۹۰، جایزه نویسندگی برتر اورژینال برای نگارش نمایشنامه امپراطور و آنجلو جشنواره بین المللی تئاتر فجر ۱۳۸۶ از این جمله هستند. نمایش هفت عصر هفتم پاییز در دل داستانی عاشقانه خود، نقبی به زاویه‌هایی از زندگی قهرمان ملی تاریخ جنگ ایران و عراق، شهیدمحمد جهان‌آرا می‌زند. این نمایش شهریور و مهر در تالار چارسو روی صحنه است. رحیم نوروزی و لیلا بلوکات نقش‌آفرینان آن هستند و صدای محسن بهرامی بازی آنها را همراهی می‌کند. دیگر عوامل این اثر نمایشی عبارتند از: ساناز قراملکی مجری طرح و برنامه ریز؛ امیرحسن دوانی طراح صحنه و نور؛ آنکیدو دارش طراح فضاهای صوتی؛ لادن سید کنعانی طراح لباس؛ ارسلان آقاخانی طراح گرافیک؛ الهام صالحی طراح چهره پردازی؛ هانیه خاکپور مسئول روابط. با آقاخانی در باره اجرای نمایش هفت عصر هفتم پاییز گفت وگویی انجام داده ایم.

     

    در نمایش هفت عصر هفتم پاییز که یک اثر دفاع مقدسی است، به چه دلیل سراغ روایت زندگی محمود جهان آرا رفتید؟
    چالش های این نوع کارها از سایر کارها بیشتر است؛ اما مصّر هستم تا ارادتم را نسبت به این قهرمان ملی نشان بدهم و در ضمن سه گانه ام در باره جنگ کامل شود. به نظرم اگر چنین جنگی در هر جای دنیا رخ می داد، محمل مناسبی برای خلق آثار نمایش و تصویری زیادی را به وجود می آورد. نمایش هفت عصر هفتم پاییز نمایش کم شخصیتی است. در این نمایش به سال های بعد از دوران جنگ (1369) پرداخته ام که بین دو دلداده خرمشهری چالشی رخ می دهد. بروز این چالش ارتباط مستقیمی با جهان آرا دارد که ده سال قبل از این به شهادت رسیده بود. برای نوشتن نمایش نامه از مستندات دهه شصت استفاده کردم. یک جورهایی بین این نمایش و نمایش تکه های سنگین سرب قرابت هایی وجود دارد و هر دویشان پرتره ای از آدم های جنگ است.

     

    با توجه به صبر و تحمل تماشاگران این روزهای تئاتر به چه دلیل برای اجرای نمایش هفت عصر هفتم پاییز از ساختار مونولوگ استفاده کردید؟
    برای بازتاب معنایی که در نمایش مورد استفاده قرار دادم از ساختار مونولوگ استفاده کردم. البته از شیوه های دیگری هم می توانستم استفاده کنم. این معنایی که ساختار مونولوگ به وجود می آورد برای من کاربرد بیشتری دارد. شکل گیری و اجرای این نمایش مبتنی بر خرد است. حتی اگر احساسات مخاطب را تحریک کند، بازهم از ایجاد خرد به او غافل نیست. من با مونولوگ در زیر ساخت معنایی اثرم کار داشتم. در این زمینه (مونولوگ نویسی و اجرایش) تجربیات زیادی دارم. بنابراین بدون ترس این ساختار را برای نمایش انتخاب کردم و از شکست خوردنش هم نترسیدم و فکر کردم علی رغم سختی هایش ارزش این را دارد که ریسک انجامش را به جان بخرم. در جامعه ای زندگی می کنیم که مونولوگ بر دیالوگ برقرار کردن رجحان و برتری دارد. قرار است اثر شبه عاشقانه ام در باره جنگ تصویری باشد از جامعه امروز ما و روابطش؛ بنابراین نمایش هفت عصر هفتم پاییز پینگ پنگ مونولوگ است. با توجه به اجراهای روز های گذشته نمایش و بازتاب نظرات فکر می کنم در کارم ناموفق هم نبوده ام.

     

    نمایش  هفت عصر هفتم پاییز مثل اغلب نمایش های شما کم شخصیت (دو شخصیته) است. دلیل این رویکردتان چیست؟
    واقعیتش نمی دانم این مسئله در کارهایم ریشه اش به کجا مرتبط است. از انجام چنین رویه ای به دنبال هدف خاصی نیستم و موقعی که طرحی برای نوشتن در ذهنم شکل می گیرد آگاهانه طوری طراحیش نمی کنم که کار سه شخصیته و یا دو شخصیته باشد. معتقدم در درام های این نوعی می شود متمرکزتر روی شخصیت پردازی کار کرد. البته اجرای نمایش های کم شخصیت هم دشواری های خاص خودشان را دارند. بابت این مسئله که کارگردان باید پهنای داستان را در قامت چند شخصیت محدود جانمایی کند. حسنش هم این است که مقدار ابعاد روان شناختی و شیوه نوشتن بهتر سر وشکل می گیرد و شخصیت برای پرداخت کامل فرصت و مجال بیشتری دارد. این اواخر مستند جنگی هم کارکرده ام (تکه های سگین سربی)  و در این حالت هم به بعد روانی شخصیتها نیز پرداخته ام.اگر تعداد شخصیتهای یک اثر نمایشی بیشتر باشد، شخصیت پردازی دشوارتر می شود. من در سال های دورتر نمایش نامه همه ی مصلوبان عیسی است را نوشته و اجرا کرده بودم که نمایش پر شخصیتی بود. نمایش رویاهای رام شده هم 12 – 13 شخصیت داشت.  

     

    استفاده از دل نوشته های ادبی گونه محمود جهان آرا در بخش ویدیو پروژکشن نمایش به این دلیل بود که چهره متفاوت تری از او در پیش روی مخاطب قرار بدهید؟
    تمام تلاشم را انجام دادم تا شخصیت متفکر جهان آرا را نشان بدهم. تمام نامه ها در متن در قالب صدا مورد استفاده قرار گرفته و من ترجیح دادم تصاویر مستندی را از وضعیت های مشابهی که در این نامه ها ترسیم شده پیدا کنم و اصرار هم داشتم که ریخت کهنه و چرکی داشته باشند.

     

    یک جور تصاویری از جنس تصاویر دهه شصتی که در گذر زمان غبار گرفته اند را تداعی کند؟
     درست است. حتی صدای راوی علی رغم اینکه شفاف ضبطش کردیم با دستکاری های فنی کهنه به نظر می رسد. این رویه در اجرا یک نوع بیمه کردن نمایش برای نگه داشتن مخاطب و خسته نشدنش بود تا مخاطب مدام درگیر پینگ پونگ های مونولوگی در نمایش نباشد و این تصاویر را هم ببیند. درایین نمایش رویکردم به صحنه پردازی و استفاده از امکان حداکثری نور و تصویر به نسبت کارهای دیگرم اغراق آمیز و بیشتر است؛ بنابراین شرایطی برای نوازش چشمان مخاطب ایجاد شد.

     

    این دست نوشته ها متعلق به محمود جهان آرا است و یا شما برای این نمایش نوشتید؟
    منتظر این سوال بودم. همه این دست نوشته ها محصول نگاه من نمایش نامه نویس است و خودم نوشته ام.

     

    شخصیت غلام رفیق و یار جهان آرا هم در واقعیت وجود تاریخی ندارد و زاییده ذهن شما است؟
    بله شخصیت غلام وجود خارجی ندارد. حرف‌هایی که در این نامه‌ها و دست‌نوشته‌ها وجود دارد، منطبق بر شرایط زیست جهان‌آرا در آن دوران است و شرایط ذهنی نیست و اینکه جهان‌آرا با این ادبیات این حرف‌ها را بیان نکرده باشد  موردنظر است. خیال من به‌عنوان درام‌نویس فعال کار می‌کند البته نه برای جعل کردن، بلکه برای جور دیگر دیدن واقعیت.

     

    گفت‌وگو از احمد محمد اسماعیلی




    مطالب مرتبط

    نقد ارمغان بهداروند  بر نمایش «هفت عصر هفتم پاییز» به کارگردانی ایوب آقاخانی

جنگ فقط جنگ نیست
    نقد ارمغان بهداروند بر نمایش «هفت عصر هفتم پاییز» به کارگردانی ایوب آقاخانی

    جنگ فقط جنگ نیست

    ایران تئاتر_ارمغان بهداروند:« غلبه ی مولف بودن ایوب آقاخانی در سومین حلقه از پرتره های جنگی اش بر نقش کارگردانی اش به شدت مشهود است. مولف با خردمندی و به مدد اندک شخصیت های داستان، کانون روایت خود را بر تشریح جنبه های فکری و فضیلت های قهرمانِ غایب متمرکز می نماید و در این ...

    |

    نگاهی به تقویم تئاتر ایران در آذرماه

ماه تولد هنرمندان و پژوهشگران شهیر تئاتری
    نگاهی به تقویم تئاتر ایران در آذرماه

    ماه تولد هنرمندان و پژوهشگران شهیر تئاتری

    ایران تئاتر:در تقویم تئاتری آذرماه، نام هنرمندان و پژوهشگران برجسته زیادی دیده می شود. هنرمندانی نظیر جمشید مشایخی، مهدی هاشمی، فرهاد ناظر زاده کرمانی، زنده یاد مهدی فتحی، ثریا قاسمی، الهام کردا، حمید امجد، اصغر همت، محمد رحمانیان و... که هر یک از آن ها به عنوان اشخاص صاحب سبک ...

    |

    با حضور جمعی از هنرمندان و مقامات فرهنگی

آخرین اجرای «هفت عصر هفتم پاییز» به احمد جهان‌آرا تقدیم شد
    با حضور جمعی از هنرمندان و مقامات فرهنگی

    آخرین اجرای «هفت عصر هفتم پاییز» به احمد جهان‌آرا تقدیم شد

    نمایش «هفت عصر هفتم پاییز» با موضوع زندگی شهید محمد جهان‌آرا درحالی به اجراهای خود پایان داد که شب گذشته میزبان احمد جهان‌آرا بود و این اجرا به وی به‌عنوان برادر بزرگ‌تر شهید محمد جهان‌آرا تقدیم شد.

    |

    نظرات کاربران