در حال بارگذاری ...
  • گفت وگوی ایران تئاتر با رحیم نوروزی بازیگر نمایش هفت عصر هفتم پاییز

    ایفای دونقش سنگین و چند لایه نیاز به رندی خاصی داشت

    ایران تئاتر:رحیم نوروزی بازیگر نقش پذیر و ارزنده ای است و در سینما و تئاتر و تلویزیون نقش ها ماندگای خلق کرده و با خیلی از بزرگان تئاتر مثل دکتر مسعود دلخواه و حسین پاکدل همکاری داشته است. نوروزی در نمایش هفتت عصر هفتم پاییز در قالب دو نقش غلام و محمود جهان آرا بازی تاثیر گذای ارائه می کند.

    وی فارغ التحصیل  کاردانی رشته مرمت بناهای تاریخی در سال 1372‏ و کارشناسی رشته تئاتر با گرایش ادبیات نمایشی در سال 1380 است .فعالیت تلویزیونی خود را با مجموعه‌ی آموزشی بازی برای بچه‌ها به عنوان مجری-بازیگر شبکه‌ی استانی گیلان شروع کرد و بعدها در کارهایی همچون دنیای شیرین دریا،  پس از باران، مثل زندگی، دختران، راز شیوا، چراغ های خاموش، حصیر سرد و اواز مه، خانه ای در تاریکی، آشیانه ی سیمرغ، مدار صفر درجه، و خداوند عشق را آفرید، شهریار، بوی گل های وحشی، شاهزاد ه ی سرزمین آلان، کلانتر، روز حسرت، حضرت یوسف، سال های برف و بنفشه ، کوه خواجه،  همچون سرو، خواستگاران، عملیات 125، یوسف پیامبر فعالیت داشته‌ است.رحیم نوروزی به عنوان بازیگر در تئاترهای دوحراف، سروانتس، شناسنامه ،  زمستان 66، رقص کاغذ پاره ها، دل سگ ، همان همیشگی، افرا، رویاهای رام نشده، یک شب در کتابخانه، در سایه، مرغ مینا، نظمیه ی زنان، رومولوس کبیر- فردریش دورنمات، گالیله _ برتولت برشت، یک دامان ماه و ستاره، بهشت روی اقیانوس، بعضی وقت ها خوبه که آدم چشم هاشو ببنده و عشق و عالیجناب حضور فعال داشته است. او علاوه بر بازیگری، نویسندگی، کارگردانی و طراحی صحنه کارهای دیوار، می رم روزنامه بخرم، شما خانمی با مانتوی آبی ندیدید را به عهده داشت و در نمایشنامه خوانی آن ها زنده اند، آثول فوگارد، مگس هاژان پل سارتر، پرگنت  ایبسن، آیا تا به حال عاشق بوده‌ای روژانو؟ ، آرامسایشگاه و سه پاس از حیات طیبه‌ی نوجوانی نجیب و زیبا نیز فعالیت کرده‌است. نوروزی کاندید دریافت جوایز جشنواره‌های متعدد بوده است که می‌توان به کاندیدای دریافت جایزه‌ بهترین بازیگر مرد، سومین جشنواره سیما برای بازی در سریال پس از باران از میان تولیدات پنج سال پنج شبکه، کاندیدای دریافت جایزه‌ بهترین بازیگر مرد بیست و سومین جشنواره‌ی تئاتر فجر برای نمایش رقصی چنین ، کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره‌ی تئاتر فجر 1390 برای نمایش عشق و عالیجناب اشاره کرد و همچنین جوایز بسیاری از جمله جایزه اول کارگردانی نخستین جشنواره‌ی تئاتر ماه برای نمایش بر فراز برجک‌ها، جایزه‌ سوم طراحی صحنه نخستین جشنواره‌ی تئاتر ماه برای نمایش بر فراز برجک‌ها و لوح تقدیر و سپاس از انجمن ملی سینمای اندونزی – هفته‌ی فرهنگی ایران در اندونزی برای فیلم های یوسف پیامبر و آسمان هشتم به  وی اعطا شد.از فعالیت‌های دیگر او می‌توان آموزش تئاتر در اداره ارشاد اسلامی استان گیلان به مدت یک سال (۱۳۶۸)، گذراندن دوره آموزش بازیگری، کلاس‌های آموزشی کانون تئاتر تجربی حمید ‏سمندریان(۱۳۷۰)، آموزش خوشنویسی در انجمن خوشنویسان تا مقطع ممتاز، فعالیت حرفه‌ای در رشته‌ی معرق چوب (1380-1372) و همکاری در پروژه‌ی مرمت کاخ مرمر، سرپرستی مرمت کاخ کلاردشت (1375-1373) را نام برد.هفت عصر هفتم پاییز پرتره نگاری جدید آقاخانی از جنگ وسردارانش و آخرین حلقه از سه‌گانه ایوب آقاخانی و در امتداد نمایش‌های نمایش کابوس شب نیمه آذر و تکه‌هاى سنگین سرب است که با نگاهی تغزلی و سرشار از شاعرانگی به قهرمانان سال‌های جنگ تحمیلىمی پردازد.  شخصیت  محوری نمایش، شهید سید محمدعلى جهان‌آرا فرمانده سپاه خرمشهر است که از قهرمان های دوران آغازین جنگ و محاصره و اشغال خرمشهر توسط عراقی‌ها است . نمایش هفت‌عصر‌هفتم‌پاییز در دل داستانی عاشقانه نقبی به زاویه‌هایی از زندگی قهرمان ملی تاریخ جنگ ایران و عراق، شهیدمحمد جهان‌آرا می‌زند و شهریور و مهرماه در تالار چارسو در حال اجرا است و رحیم نوروزی و لیلا بلوکات نقش‌آفرینان آن هستند و صدای محسن بهرامی بازی آنها را همراهی می‌کند. دیگر عوامل این اثر نمایشی عبارتند از: ساناز قراملکی مجری طرح و برنامه ریز؛ امیرحسن دوانی طراح صحنه و نور؛ آنکیدو دارش طراح فضاهای صوتی؛ لادن سید کنعانی طراح لباس؛ ارسلان آقاخانی طراح گرافیک؛ الهام صالحی طراح چهره پردازی؛ هانیه خاکپور مسئول روابط عمومی.
      با رحیم نوروزی در باره بازیش در قالب دو نقش متفاوت و ویژگی های نمایش
    هفت عصر هفتم پاییز گفت وگویی انجام داده ایم.

     

    برای انتخاب نقش ها معمولا چه ویژگی هایی برایتان مهم است؟

    بازیگری شغل من است واز طریق آن امرار معاش می کنم و بنابراین باید بازی کنم. در حدفاصل میان نقش هایی که بازی می کنم ضمن رسیدگی  به کارهایم و امورات زندگی درمنزل نشسته ام و تماسی گرفته می شود ونقشی در سینما ، تئاتر و یا سینما پیشنهاد می شود که در برخی ازموارد آنها را با با کمال میل بازی می کنم و برخی ها را بی انگیزگی قبول می کنم . در این مدت اخیر انگیزه های بازیگران اعم ازمالی و کیفی از بین رفته است.البته نباید با حضور درهرکاری اعتبارکاریم را خدشه دار کنم . درکلیت تلاش می کنم نقش هایی را بازی کنم که هویت و شناسنامه داشته باشد.

     

    به عنوان بازیگر بیشتر ترجیح می دهید در نمایش های کلاسیک خارجی بازی کنید یا نمایش های ایرانی ؟

    این تقسیم بندی قطعی نیست و تئاتر،تئاتر است و انتخابم بسته به کیفیت نقش های پیشنهادی دارد .

     

    بازی کردن در نمایشی که (هفت عصر هفتم پاییز) اتوبیوگرافی است و باید در قالب دو نقش بازی کنید برایتان چه ویژگی هایی دارد؟

     نام محمود جهان آرا و خدماتش در دوران محاصره خرمشهر یک انگیزه قوی و مهم بازی بازیم در این نمایش بود که همه چیزش اعم از متن، کاگردانی و نورش و دکوش درست بود و در ضمن ارادت خاصی به این جنس از آدم ها دارم .جهان آراهای نوعی در زمان جنگ از جانشان گذشتند تا ماها در شهرها آسوده زندگی کنیم . در تمام فرهنگها این نوع قهرمان های ملی دارای ارزش و حرمت هستند . معتقدم قهرمان ها کار تاریخ سازی خودشان را در هر جامعه و فرهنگی انجام می دهند .سالها است که ایوب آقاخانی را می شناسم یک دهه قبل قرار شد که در نمایشی با هم همکاری کنیم که مسیر نشد و  این بار تصمیم گرفتم این همکاری تحقق پیدا کند .

     

    اوج توانایی شما در بازیگری به خوبی در صحنه هایی که با بستن و یاباز کردن دگمه های پیراهن سربازی در قالب غلام و جهان آرا فرو می روید به خوبی قابل مشاهده است؟

    این ویژگی و باز و بسته کردن دکمه در واقع یک المان  و نشانه است و کد ورودی برای ایفای دو نقش محسوب می شود .

     

    آیا به لحاظ بازی ایفای دونقش در یک نمایش برای بازیگر با تجربه ای مثل شما چالش برانگیز است؟

    بازی ها روبه تماشاگر و در قالب مونولوگ است و برخی از این مونولوگ ها واقعا طولانی هستند و من لیلا بولکات باید در مدت 80 دقیقه این مونولوگها را در بازیمان ادا کنیم ، که کار سنگین و دشواری است . برای من حضور در این نمایش ورزیدگی در بازیگری را به همراه داشت . بعد از انتخابم به عنوان بازیگر برتر توسط کانون ملی منتقدان تئاتر در ابتدای سال مسئولیتم سنگین تر شده است و باید مدام سطح کاریم را ارتقاء ببخشم. مردمی که بلیط می خرند و به دیدن نمایش می آیند . باید بازی و نمایش درست و خوبی ببینند و وظیفه ماها هم درست کار کردن است. من تمام تلاشم را انجام می دهم که مخاطب بعد از دیدن نمایش با تفکر از سالن خارج بشود .ممکن است عده ای با نمایش ارتباط برقرار نکنند و مثل شخصیت نسرین نمایش معتقد باشند که نباید به سراغ این آدم ها رفت و ته این رشادها به کجا رسید و عده ای سود جو بعد از جنگ جیب هایشان را انباشته‌اند . شاید هم در خلال نمایش سالن را ترک کنند ، که به نظرم اشکالی ندارد و چیزی از حقیقتی که به دنبال ارائه اش هستیم کم نمی کند .

     

    غلام با توجه به خصلت هایش آدم برون گرایی در قیاس با شخصیت محمود جهان آرا است. در نوع بازیتان چه شیوه هایی را به کار بردید که این ویژگی دیده شود؟

    رندی خاصی در بازی در نمایش هفت عصر هفتم پاییز به خرج دادم که در مورد شخصیت غلام مصداق دارد. او آدم حرافی است که تند تند حرف می زند. برای جذاب شدن این ویژگی از لکنت کوچکی هم در کلامش استفاده کردم .

     

    یکی از دشوارهای بازی در نمایش هفت عصر هفتم پاییز دیالوگ های طولانی شخصیتها است؟

    بله و حفظ کردن این حجم از دیالوگ کار دشواری بود و در کنارش بده و بستان های بازیگری و سوال و جواب متداول در نمایش ها در این اثر وجود ندارد و بازیگر تنها به بازی خودش متکی است و به قول ایوب آقاخانی نمایش یک پینگ پونگ مونولوگ است. همانطوریکه در بالا اشاره کردم برای ایفای نقش غلام تلاش کردم این حجم بالای دیالوگ را با سریع ترین شکل ممکن بگویم. ممکن است در این فضا تماشاگر هم اذیت بشود و هنوز جمله قبلی را درک نکرده ، جمله بعدی را می شنود. من این کار را به خاظر تندتر شدن ریتم نمایش انجام دادم. گاهی جملات را پس و پیش می کنم و گاهی جمله ای را اضافه و کم می کنم تا سکته و وقفه ای در بیان مونولوگها به وجود نیاید .

     

    نقش محمد جهان آرا با آرامش و طمانیه خاصی بازی کردید؟

     در نمایش سه حایی جهان آرا حضور دارد که یک حضورش عاطفی داست و مربوط به خواستگاریش از صغری است و بر خلاف تک گویی رایج در نمایش با زن زندگیش دیالوگ برقرار می کند . آرامشی در شخصیت محمد جهان آرا وجود دارد و یک نا آرامی و بی قراری در غلام که مملو از فریادهای فرو خفته و التهاب های درونی است  و در زمان حال زخمی سال های جنگ است .

     

    آیا رابطه غلام و جهان آرا رابطه مرید و مرادی است؟

    شخصیت غلام زاییده ذهم نویسنده نمایش است و شخصیت واقعی نیست. اما رابطه مرید و مرادی است و همه ماها چنین نوع رابطه هایی را در زندگیمان تجربه کرده ایم. بهر حال عمق ، آرامش و جهان بینی جهان آرا باعث بروز چنین رابطه ای شده است.

     

    گفت وگو از احمد محمد اسماعیلی




    مطالب مرتبط

    گزارش ایران تئاتر  از حضور هنرمندان در فضای مجازی

بازیگر بدون تماشاگر یعنی هیچ
    گزارش ایران تئاتر از حضور هنرمندان در فضای مجازی

    بازیگر بدون تماشاگر یعنی هیچ

    استقبال از اجرای نمایش های تازه ایوب آقاخانی و حمیدرضا نعیمی، اجرای مجدد نمایش «کوکوی کبوتران حرم» توسط بازیگران زن کارکشته تئاتر، واکنش به اهمیت روز جهانی کودک در ایران و... ازجمله مباحث موردتوجه صفحات اجتماعی مجازی هنرمندان عرصه تئاتر است که در چند روز اخیر به آنها توجه ...

    |

    گفت وگو با آنکیدو دارش آهنگساز و طراح صدای نمایش هفت عصر هفتم پاییز

اجرای موسیقی زنده در صحنه باید شخصیت داشته باشد
    گفت وگو با آنکیدو دارش آهنگساز و طراح صدای نمایش هفت عصر هفتم پاییز

    اجرای موسیقی زنده در صحنه باید شخصیت داشته باشد

    ایران تئاتر:نمایش هفت عصر هفتم پاییز نمایش کم شخصیتی است. در این نمایش به سال های بعد از دوران جنگ (1369) پرداخته شده است و شروع داستان چالش های بین زن و شوهری بعد از سال های جنگ است.

    |

    گفت وگو با امیر حسن دوانی طراح صحنه نمایش هفت عصر هفتم پاییز

اشیاء دارای روح هستند و استفاده از آنها در دکور به باور پذیری فضای نمایش کمک می کند
    گفت وگو با امیر حسن دوانی طراح صحنه نمایش هفت عصر هفتم پاییز

    اشیاء دارای روح هستند و استفاده از آنها در دکور به باور پذیری فضای نمایش کمک می کند

    ایران تئاتر:دفاع مقدس و زندگی سردارانش پتانسیل های زیادی در جهت استفاده در هنرهای نمایشی دارند . نمایش هفت عصر هفتم پاییز نمایش کم شخصیتی است. در این نمایش به سال های بعد از دوران جنگ (1369) پرداخته شده است و شروع داستان چالش های بین زن و شوهری بعد از سال های جنگ است.

    |

    نقد نمایش «هفت عصر هفتم پاییز» به کارگردانی ایوب آقاخانی

واگویه هایی از تلخی جنگ
    نقد نمایش «هفت عصر هفتم پاییز» به کارگردانی ایوب آقاخانی

    واگویه هایی از تلخی جنگ

    ایران تئاتر- رضا آشفته:نمایش هفت عصر هفتم پاییز، درباره جنگ است و از منظر یک رزمنده و همسرش که هنوز هم دچار آن حال و هوا هستند، و با درنگ کردن به فراز و نشیب های زندگی محمد جهان آرا، یکی از فرماندهان زمان جنگ در خرمشهر، چنین حال و هوایی بسترسازی می شود و از واکاوی ذهن این دو آدم ...

    |

    نظرات کاربران