- ”مردههای بیکفن و دفن ” تیرماه به تئاترشهر میآیند
- ”کارنامه 19274 هنرمند شهرستانی” با تولید 1928 نمایش و 8921 اجرای عمومی
- وداعی در میان نیست ...
- گزارشی از اجرای نمایشها بعد از تعطیلات نوروزی
- ”فاصله تاریک ستارهها” در تالار مولوی
- بهاریه ”حسین پارسایی” به مناسبت فرا رسیدن سال جدید
- استقبال بیش از 5 هزار نفر از نمایش ”به خاطر یک مشت روبل”
- گزارشی از فعالیتهای انجمن هنرهای نمایشی ایران در سال 88
- اطلاعیه انجمن هنرهای نمایشی درباره سالنامه تئاتر ایران
- برگزاری جشنواره سالیانه تئاتر زنان به کمک انرژی خورشیدی
- کتاب چشمانداز تئاتر ایران منتشر شد
- ”آرش عباسی” و تولید تئاتر تلویزیونی ”آفتاب از میلان طلوع میکند”
- انتشار فراخوان هفدهمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان
- فراخوان هفدهمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان 16 تا 20 مهرماه 1389
- برگزاری سمینار بینالمللی با موضوع تئاتر ایران و تئاتر تجربی
- باید در زمان حضور و زنده ماندن هنرمندان قدردان تلاش آنان باشیم
- شماره جدید مجله نمایش منتشر شد
- اجرای دو نمایش جدید از اواسط فروردینماه در تالار هنر
- داوران بخش پژوهش سیزدهمین جشنواره بینالمللی تئاتر دانشگاهی
- دیدار بیش از 136 هزار نفر در سال 1388 از نمایشهای مجموعه تئاترشهر
بیچارگی، فقر و تنهایی
نگاهی به نمایش”همه چیز درباره آقای ف” نوشته و کارگردانی آرش عباسی
رضا آشفته:
"همه چیز درباره آقای ف" نمایشی تک نفره و درباره بیچارگی، فقر و تنهایی یک مرد آوازهخوان است. مردی که در مجالس عروسی میخواند و به ازای درآمد ناچیزی که نصیبش میشود، زندگیاش را میگرداند. او حالا به دلیل سرفه کردن و خشدار شدن صدایش دیگر نمیتواند در مجالس عروسی بازار گرمی کند، پس به دنبال سر هم کردن یک داستان است تا از طریق درصد گرفتن جانبازی و شیمیایی شدن بتواند آب باریکهای را به زندگیاش تزریق کند.
چیدمان صحنه، رئالیستی است. یک خانه مجردی با تمام وسایل مورد نیاز به چشم میآید. یخچال خالی از هر چیزی، اجاق گاز، فرش و ظرف و ظروف، یک تخت خواب و چوب لباسی و...!
تلفن در این نمایش یک وسیله موثر، ارتباطی و چالش برانگیز است. تمام افرادی که طوری مرتبط با شخصیت اصلی(فرهاد شهره، خواننده مجالس شادی) هستند، از طریق همین تلفن اوراقی ارتباط میگیرند. مرد مشتری، رفیق پا منقلی، مادر، دختر همکار، پیتزا فروش و خواهر از طریق تلفن بخشهایی از شخصیت فرهاد را آشکار میکنند. او با این تلفن بیچارگی، آوارگی، پریشان حالی و در نهایت شکست خود را آشکار میکند. مرد مشتری از صدای خشدار و از تب و تاب افتادنش میگوید.
رفیق پا منقلی، فرهاد را به صرافت دروغ گفتن میاندازد. مادر از آرزوهای خودش میگوید که دوست دارد پسرش را در لباس دامادی ببیند. خواهر با یک پیغام صدای فرهاد را درمیآورد که دیگر پول و پلهای ندارد برای تلفن زدن به شهرستان. دختر همکار او را به عصیان وامیدارد که در این شرایط اصلاً اوضاع مساعدی برای زندگی کردن ندارد و بنابراین نمیتواند ازدواج کند و دختر باید دنبال یک مرد و شرایط بهتری برود. فروشنده پیتزا فروشی گرسنگی فرهاد را به طور تشدید شدهای به نمایش میگذارد چون فرهاد دو هزار تومان پول ندارد که یک وعده غذای نسبتاً مطلوب را برای پر کردن شکمش سفارش بدهد.
آرش عباسی موقعیت را از تمام آدمها خالی کرده تا فرهاد نقش برجسته صحنه باشد. این تک نفره شدن صحنه بر حضور مستاصل فرهاد تاکید میکند و برای همین لحظاتی از نمایش با اکسپرسیونهای تشدید شوندهای روبهرو میشود. لحظات نمایش مانند فریاد زدنهای فرهاد بر سر دختر همکار، بر سر مرد صاحبخانه و آواز خوانیاش از چنین فرآیندی تبعیت میکند تا ما ضمن آشنا شدن با وضعیت بیرونی و اجتماعی فرهاد، از حال و هوای درونش نیز مطلع شویم. یعنی اجتماع و فردیت فرهاد به موازات هم در صحنه متجلی میشود. منظور از اجتماع، موقعیت فرهاد نسبت به دنیای بیرون است و فردیت فرهاد نیز در برگیرنده استیصال درونی اوست.
طنز در نمایش"همه چیز درباره آقای ف" نقش موثری در تلطیف تلخیهای زندگی فرهاد دارد. اگر طنز را از این موقعیت بگیریم، دیگر همه چیز ملالآور و کسالتبار میشود. احمد مهرانفر نیز در القای این لحظات طنز در بازی خود حضور فعال و پررنگی دارد. او علاوه بر این سعی بر آن دارد که در لحظات دیگر تنوع بارزی را در رفتار و گفتارش براساس فیگورهای واقعگرا حاکم کند. قرار نیست چیزی از حالت معمول دور شود، بنابراین بازیگر هم تابع همین واقعگرایی محض شده است. او در ارتباط با هر آدمی موضع خاص خود را میگیرد. مهرانفر در برخورد با مادر بسیار مهربان و صمیمی میشود و با لهجه لری ارتباط برقرار میکند. او در برخورد با صاحب خانه یا میترسد یا عصیانزده بر سرش فریاد میکشد. او همچنین از دختر همکار فرار میکند چون نمیتوانند در تداوم با هم قدم بردارند. استیصال فرهاد در مواجه با رفیقش فروکش میکند، رفتن به دستشویی و صحبتهای شیرین و خندهدار چنین حسی را در صحنه مستولی میکند. فرهاد همچنان در یادآوری نام شیرین، دختری که برایش در دوران سربازی نامه عاشقانه میفرستاده است، آرام و برقرار میشود. همین یادآوری عاشقانه نیز بار عاطفی موقعیت را بالا میبرد تا از رنجها و کاستیهای زندگی برای لحظاتی چشم بپوشیم. در تمام این لحظات بازیگر با تنالیتههای حسی متفاوت حضور دارد و با تنوع حسی ضرباهنگ مطلوبی را در صحنه ایجاد میکند. اغلب نمایشهای تک نفره به این ضرباهنگ جذاب نمیرسند، اما در این نمایش احمد مهرانفر و در ارتباط با صداهای حاکم بر صحنه و یادآوری نامهها و خاطرات چنین جاذبهای را به وجود میآورد.
"همه چیز درباره آقای ف" ضمن تاکید بر فردیت مضمحل، بریدهای از جامعه نیز به شمار میآید. فرهاد نمونهای از افراد آسیبپذیر جامعه است که باید تدابیر حمایتی و حفاظتی برای آنان در نظر گرفته شود تا در شرایط بحرانی بتوانند به تداوم زندگی امیدوار باشند. بیمههای اجتماعی که هنوز در ایران به شکل گسترده حضور ندارد، یکی از راه حلهای اساسی برای حمایت از چنین افرادی است. به همین دلیل نمایش ضمن کارکرد هنری به هشدارهای اجتماعی دامن میزند و زنگ خطری را به صدا درمیآورد. با این توضیح که این زنگ خطر فقط در تالار کارگاه نمایش شنیده میشود.
