- یادداشت ”عزتالله مهرآوران” به انگیزه اجرای ”ابریشم بانو” در خانه نمایش
- دو خبر از تئاتر شیراز
- فراخوان دانشگاه هنر برن
- فراخوان مؤسسه بینالمللی ITI
- شش حس از کارگردانی ولز ـ انگلستان
- ”لافکادیو” برای هنرمندان به صحنه میرود
- اجرای ”شکارچی و پرنده” به نفع یک مؤسسه خیریه
- انتشار سه فراخوان بینالمللی تئاتر
- اجرای عروسکی ”هنسل و گرتل” در دالاس
- بازبینی 15 نمایش برای شرکت در پنجمین جشنواره استانی تئاتر کوتاه بروجن
- اعلام فهرست متون پذیرفته شده سیزدهمین جشنواره بینالمللی عروسکی تهران ـ مبارک
- ”هادی مرزبان”:امیدوارم اجرای ”دزد آب” در استانهای مختلف، آغاز دوبارهای برای اجراهای استانی باشد
- دو خبر از مجموعه تئاترشهر
- انتشار کتاب ”ساختار کنش” به همت نشر افراز
- اجرای عمومی 11 اثر نمایشی در سال 89 قطعی شد
- برای تئاتر نمیتوان به دنبال منجی بود
- ”مشق عشق” در تالار محراب
- اجرای پایانی نمایش ”گالیله” جمعه 21 اسفندماه
- ”حمید شاهآبادی” معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد
- اعلام متون پذیرفته شده جشنواره سراسری تئاتر دانشگاههای پیام نور
بیچارگی، فقر و تنهایی
نگاهی به نمایش”همه چیز درباره آقای ف” نوشته و کارگردانی آرش عباسی
رضا آشفته:
"همه چیز درباره آقای ف" نمایشی تک نفره و درباره بیچارگی، فقر و تنهایی یک مرد آوازهخوان است. مردی که در مجالس عروسی میخواند و به ازای درآمد ناچیزی که نصیبش میشود، زندگیاش را میگرداند. او حالا به دلیل سرفه کردن و خشدار شدن صدایش دیگر نمیتواند در مجالس عروسی بازار گرمی کند، پس به دنبال سر هم کردن یک داستان است تا از طریق درصد گرفتن جانبازی و شیمیایی شدن بتواند آب باریکهای را به زندگیاش تزریق کند.
چیدمان صحنه، رئالیستی است. یک خانه مجردی با تمام وسایل مورد نیاز به چشم میآید. یخچال خالی از هر چیزی، اجاق گاز، فرش و ظرف و ظروف، یک تخت خواب و چوب لباسی و...!
تلفن در این نمایش یک وسیله موثر، ارتباطی و چالش برانگیز است. تمام افرادی که طوری مرتبط با شخصیت اصلی(فرهاد شهره، خواننده مجالس شادی) هستند، از طریق همین تلفن اوراقی ارتباط میگیرند. مرد مشتری، رفیق پا منقلی، مادر، دختر همکار، پیتزا فروش و خواهر از طریق تلفن بخشهایی از شخصیت فرهاد را آشکار میکنند. او با این تلفن بیچارگی، آوارگی، پریشان حالی و در نهایت شکست خود را آشکار میکند. مرد مشتری از صدای خشدار و از تب و تاب افتادنش میگوید.
رفیق پا منقلی، فرهاد را به صرافت دروغ گفتن میاندازد. مادر از آرزوهای خودش میگوید که دوست دارد پسرش را در لباس دامادی ببیند. خواهر با یک پیغام صدای فرهاد را درمیآورد که دیگر پول و پلهای ندارد برای تلفن زدن به شهرستان. دختر همکار او را به عصیان وامیدارد که در این شرایط اصلاً اوضاع مساعدی برای زندگی کردن ندارد و بنابراین نمیتواند ازدواج کند و دختر باید دنبال یک مرد و شرایط بهتری برود. فروشنده پیتزا فروشی گرسنگی فرهاد را به طور تشدید شدهای به نمایش میگذارد چون فرهاد دو هزار تومان پول ندارد که یک وعده غذای نسبتاً مطلوب را برای پر کردن شکمش سفارش بدهد.
آرش عباسی موقعیت را از تمام آدمها خالی کرده تا فرهاد نقش برجسته صحنه باشد. این تک نفره شدن صحنه بر حضور مستاصل فرهاد تاکید میکند و برای همین لحظاتی از نمایش با اکسپرسیونهای تشدید شوندهای روبهرو میشود. لحظات نمایش مانند فریاد زدنهای فرهاد بر سر دختر همکار، بر سر مرد صاحبخانه و آواز خوانیاش از چنین فرآیندی تبعیت میکند تا ما ضمن آشنا شدن با وضعیت بیرونی و اجتماعی فرهاد، از حال و هوای درونش نیز مطلع شویم. یعنی اجتماع و فردیت فرهاد به موازات هم در صحنه متجلی میشود. منظور از اجتماع، موقعیت فرهاد نسبت به دنیای بیرون است و فردیت فرهاد نیز در برگیرنده استیصال درونی اوست.
طنز در نمایش"همه چیز درباره آقای ف" نقش موثری در تلطیف تلخیهای زندگی فرهاد دارد. اگر طنز را از این موقعیت بگیریم، دیگر همه چیز ملالآور و کسالتبار میشود. احمد مهرانفر نیز در القای این لحظات طنز در بازی خود حضور فعال و پررنگی دارد. او علاوه بر این سعی بر آن دارد که در لحظات دیگر تنوع بارزی را در رفتار و گفتارش براساس فیگورهای واقعگرا حاکم کند. قرار نیست چیزی از حالت معمول دور شود، بنابراین بازیگر هم تابع همین واقعگرایی محض شده است. او در ارتباط با هر آدمی موضع خاص خود را میگیرد. مهرانفر در برخورد با مادر بسیار مهربان و صمیمی میشود و با لهجه لری ارتباط برقرار میکند. او در برخورد با صاحب خانه یا میترسد یا عصیانزده بر سرش فریاد میکشد. او همچنین از دختر همکار فرار میکند چون نمیتوانند در تداوم با هم قدم بردارند. استیصال فرهاد در مواجه با رفیقش فروکش میکند، رفتن به دستشویی و صحبتهای شیرین و خندهدار چنین حسی را در صحنه مستولی میکند. فرهاد همچنان در یادآوری نام شیرین، دختری که برایش در دوران سربازی نامه عاشقانه میفرستاده است، آرام و برقرار میشود. همین یادآوری عاشقانه نیز بار عاطفی موقعیت را بالا میبرد تا از رنجها و کاستیهای زندگی برای لحظاتی چشم بپوشیم. در تمام این لحظات بازیگر با تنالیتههای حسی متفاوت حضور دارد و با تنوع حسی ضرباهنگ مطلوبی را در صحنه ایجاد میکند. اغلب نمایشهای تک نفره به این ضرباهنگ جذاب نمیرسند، اما در این نمایش احمد مهرانفر و در ارتباط با صداهای حاکم بر صحنه و یادآوری نامهها و خاطرات چنین جاذبهای را به وجود میآورد.
"همه چیز درباره آقای ف" ضمن تاکید بر فردیت مضمحل، بریدهای از جامعه نیز به شمار میآید. فرهاد نمونهای از افراد آسیبپذیر جامعه است که باید تدابیر حمایتی و حفاظتی برای آنان در نظر گرفته شود تا در شرایط بحرانی بتوانند به تداوم زندگی امیدوار باشند. بیمههای اجتماعی که هنوز در ایران به شکل گسترده حضور ندارد، یکی از راه حلهای اساسی برای حمایت از چنین افرادی است. به همین دلیل نمایش ضمن کارکرد هنری به هشدارهای اجتماعی دامن میزند و زنگ خطری را به صدا درمیآورد. با این توضیح که این زنگ خطر فقط در تالار کارگاه نمایش شنیده میشود.