- یادداشت ”عزتالله مهرآوران” به انگیزه اجرای ”ابریشم بانو” در خانه نمایش
- دو خبر از تئاتر شیراز
- فراخوان دانشگاه هنر برن
- فراخوان مؤسسه بینالمللی ITI
- شش حس از کارگردانی ولز ـ انگلستان
- ”لافکادیو” برای هنرمندان به صحنه میرود
- اجرای ”شکارچی و پرنده” به نفع یک مؤسسه خیریه
- انتشار سه فراخوان بینالمللی تئاتر
- اجرای عروسکی ”هنسل و گرتل” در دالاس
- بازبینی 15 نمایش برای شرکت در پنجمین جشنواره استانی تئاتر کوتاه بروجن
- اعلام فهرست متون پذیرفته شده سیزدهمین جشنواره بینالمللی عروسکی تهران ـ مبارک
- ”هادی مرزبان”:امیدوارم اجرای ”دزد آب” در استانهای مختلف، آغاز دوبارهای برای اجراهای استانی باشد
- دو خبر از مجموعه تئاترشهر
- انتشار کتاب ”ساختار کنش” به همت نشر افراز
- اجرای عمومی 11 اثر نمایشی در سال 89 قطعی شد
- برای تئاتر نمیتوان به دنبال منجی بود
- ”مشق عشق” در تالار محراب
- اجرای پایانی نمایش ”گالیله” جمعه 21 اسفندماه
- ”حمید شاهآبادی” معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد
- اعلام متون پذیرفته شده جشنواره سراسری تئاتر دانشگاههای پیام نور
گفتوگو با کیومرث مرادی، کارگردان نمایش” خانه”
تغییر کردن کار سخت اما پربهایی است
سعید احمدوند:
نمایش"خانه" که این روزها در تالار قشقایی مجموعه تئاترشهر، روی صحنه است، کار جدید گروه تئاتر تجربه به کارگردانی کیومرث مرادی است؛
البته این بار اثری از دوران قاجار و مشروطه... در متن یافت نمیشود. هیچ گذشته دور یا سیر تاریخی، در نمایش خانه نمود ندارد. نمایش برخلاف سایر کارهای این گروه، اثری کاملاً معاصر است که در دوران معاصر شکل میگیرد. البته از فرهنگ مسیحیت، تئاتر نوی ژاپن و شیوههای اصیل نمایش ایرانی چون تعزیه، پردهخوانی و نقالی هم خبری نیست.
به بهانه اجرای نمایش"خانه" و رویکرد متفاوت گروه با کیومرث مرادی به گفتوگو نشستهایم که میخوانید:
"خانه" نمایشی صد در صد متفاوت با آثار پیشین شماست. در این نمایش با آشناییزدایی خاصی روبهرو هستیم که نسبت به سایر کارهای قبلی قابل تمایز است. درباره این رویکرد و نگاه جدید توضیح میدهید؟
این تغییر از کمی قبلتر(حداقل در کارگردانی) شروع شده است. در بخش کارگردانی از تجربه نمایش"الکترا و رومئو و ژولیت" که با دانشجویانم شروع کردهام، آغاز شد. در این دو نمایش دنیایی را برای نخستین بار تجربه کردم که همیشه دوست داشتم. آن چه که در این سالها مرا خیلی تحت تاثیر قرار داده بود، میزان تاثیرگذاری تصویری و نشانههای تصویری به جای نشانههای نوشتاری است؛ چرا که این نشانههای نوشتاری به نماد تبدیل میشوند و معنی ثابتی پیدا میکنند، یا در نهایت چند معنی ثابت را به مخاطب به عنوان شنونده یا بیننده القاء میکنند.
البته این مسئله درباره نشانههای تصویری متفاوت است.
نشانههای تصویری میتوانند معناهای زیادی را در زمانهای مختلفی تولید کنند. اگر این نمایش تصویری در یک سال، در کشوری دیده میشود، لزوماً همان معنایی را ندارد که در همان تاریخ، در کشور دیگری اتفاق میافتد؛ بنابراین این تکثر معنا برای من خیلی جذاب و زیبا بود. یک دلیل اصلی من در انتخاب این رویکرد، از همین مسئله نشأت میگرفت.
دلیل دیگر این است که در این سالها بینهایت تحت هجوم دیدن نمایشگاههای مختلف در زمینه هنر مدرن، به خصوص هنرهای مینیمالیستی، هنرهای کانسپچوال آرت، پاپ آرت و... بودم. فکر میکنم هنرمند وظیفهاش این است که تحت تاثیر رویدادهای مختلف قرار بگیرد و خودش را در دنیای معاصر، به عنوان یک هنرمند معاصر پیدا کند. الان زمانی است که اینترنت اطلاعات جدیدی را در اختیار مردم قرار میدهد، بنابراین من هم به این نتیجه میرسم که نباید خیلی از مخاطب خودم دور باشم و مدام فکر میکنم که باید به عنوان یک پدیده آورنده اثر هنری، خودم و گروهم را به روز کنم و اینها باعث شود تا شکل متفاوتی پدیدار میشود. البته این شعار گروه تئاتر"تجربه" است که هر دفعه سعی میکنیم، تجربه جدیدی را به مخاطب عرضه کنیم.
این تجربهگرایی و صرف تجربی کار کردن، البته در آثار شمار با نمایشنامه و نوع داستان و روایت و قصه آغاز شد و امروز به کارگردانی تسری پیدا کرده است.
دقیقاً. از ابتدای کار، این تجربه با رفتن به درون قصه و جهت گیری به سمت قصه به فرهنگها و دنیاهای مختلف آغاز شد.
در نمایش"افسون معبد سوخته" به سمت فرهنگ ژاپن و تئاتر نو رفتیم. سپس با نمایش"رازها ودروغها" به فرهنگ و دین مسیحیت پرداختیم. در نمایش"خواب در فنجان خالی" در واقع به مکتب رئالیسم جادویی در دوره قاجار و بعد از آن دوران و باز بازگشت به دوره قاجار شکل گرفت. "شکلک" هم تطبیق دو دوره تاریخی بود. "ژولیوس سزار به روایت کابوس" هم یک بازخوانی از متن شکسپیر و نگاهی مدرن به آن بود و...
در واقع در تمام آثارم این تجربه و نوآوری وجود داشته اما در این نمایش در هر دو جهت این اتفاق رخ داده است. این بار در قصه، فرم و محتوا این مسئله نمود پیدا کرده است. قصه و محتوای نمایش"خانه" است و فرم نمایش همان شکل اجرایی اثر است؛ بنابراین این تغییر در هر دو زمینه فرم و محتوا صورت گرفته است.
سال گذشته که نمایش"رویای نیمه شب پاییز" را اجرا میکردید، یادم هست گفتید "من کارگردانی را تجربه میکنم". این تجربه و این تغییر رویکرد امسال وارد حیطه نمایشنامه هم شده است. در عین حال هم در نمایشنامه، هم در کارگردانی در حال پیش روی به سمت آثار سینمایی و ویدئویی هستید. این گرایش از کجا ناشی میشود؟
به نظر من، اینها یک ابزار هستند. ابزاری که اگر درست از آنها استفاده شود اتفاقاً در تئاتر خیلی به درد بخور است و خیلی به آن کمک میکند. مثل هنر سینما که از تئاتر استفاده میکند. برای این که بازیگران خوبی را جذب خود کند و استفاده از ویدئو پروجکشن و تصویر، به معنای سینما نیست! سینما اصول و قواعد و ساختارهای خاص خودش را دارد، بهتر است بگویم از تصویر استفاده میکنم.
نکتهای هم در ابتدای بحث شما وجود دارد و آن وقوع تجربه در نمایشنامه است.
فکر میکنم در این زمینه توانستم نغمه ثمینی را راضی کنم تا سعی کند مقداری ترسهای گذشتهاش را کنار بگذارد و فضاهای جدیدی را تجربه کند. البته هنوز تجربه فضاهای جدید در آثار او کم است و لازم است بیشتر این اتفاق رخ دهد.
خانم ثمینی هنوز به علائق خود وفادار است و سخت آنها را میشکند. اصولاً تغییر کردن کار سخت اما پربهایی است. به عنوان کارگردان دارم تلاش میکنم این چالش را در گروه به وجود بیاورم.
در آثار شما به غیر از"ژولیوس سزار به روایت کابوس" تمام دکورها بسیار سنگین بوده و از تحرک صحنهای بالایی برخوردار است و در عین حال نوعی دکور مکانیکی را در آثار شما شاهد بودهایم. در این زمینه هم در نمایش"خانه" تغییرات جدیدی رخ داده و از دکور سنگین و آن تحرکات بالای صحنهای خبری نیست. چطور توانستید پیام فروتن را راضی کنید تا در این نمایش، تصاویر را از ویدئو بگیرد؟
وقتی که محور ماجرا که کارگردان است، هدفش را واضح و مشخص میگوید، دیگر قرار نیست سایر اعضای گروه در این زمینه مقاومت کنند. اتفاقاً آنان هم به این تجربه کردن علاقهمند میشوند. در آثار قبلی شاید این من بودم که شهامت و جرأت این اقدام را نداشتم.
این تغییرات گسترده یک باره صورت گرفته است؟
من باید در کارگردانی مقولات جدیدی را تجربه میکردم و بعد از بقیه اعضای گروه خواستم که در این راستا تجربه کنند. پیام فروتن کارش را به خوبی بلد است. قطعاً در اجراهای قبلی هم من از او نخواسته بودم که این تغییرات را مد نظر قرار بدهد. زمانی که درباره این کار صحبت شده بود، خیلی خوب این مینیمالیست را فهمید و همپای سایر اعضای گروه پیش رفت و نتیجه این شد که الان نمایش"خانه" با این رویکرد روی صحنه است.
عناصر نمایش، عناصری کاملاً تجریدی و آبستره است. تماشاگر با دیدن این عناصر نمیپذیرد که این دنیای امروز ماست، بلکه فضای فرداهای دور را متصور میشود، هر چند که زبان نمایش کاملاً امروزی و معاصر باشد.
به عنوان مثال کولر موجود در نمایش همان کولری است که امروز از آن استفاده میکنیم، درست است که نصف شده اما سایر اتاقها و وسایلشان هم همین طور است.
آن چه که در صحنه میبینیم نوعی نتیجهگیری امروز برای آینده است. همین کولر نصفه نیمه، این ذهنیت را ایجاد میکند که در سالهای دور شاید واقعاً این گونه شود یا برای پرواز احتیاجی به هواپیما نباشد و همان بادکنک بتواند به پرواز آدمها کمک کند و... در واقع تصویرها، برداشتی از آینده است.
قبول دارم، اما اگر ما همچنان در جزایر خودمان دنبال همدیگر باشیم و نتوانیم همدیگر را پیدا کنیم، درست میگویید شاید کولرها و خانهها کوچکتر شوند و ما بیشتر از امروز از هم فاصله بگیریم، اما اگر به حرفهایمان گوش دهیم و خانههایمان را درست بنا کنیم شاید این اتفاق نیفتد.
قبول دارید که در این نمایش خیلی سریع و با شتاب، نسبت به کارهای گذشتهتان وارد فضای معاصر و دنیای امروز شدهاید؟
واقعیت این است که این فرآیند را نتیجه زندگی کردن با نسل امروز میدانم. شاید دانشجویانم، مرا وادار کردهاند که یک مقدار از گذشته دست بکشم و به امروز خودم نگاه کنم. نسل جوان دوست دارد نتیجه گذشته را به شکل امروزی برایشان نمایان کنیم. برای اجرای شاهنامه هم باید با زبان امروز، با قصه امروز و با آدمهای امروز حرف بزنیم. بنابراین میپذیرم که خیلی سریع این تجربه را طی کردیم.
برای دیدن آلبوم نمایش خانه اینجا را کلیک کنید
ارسال نظر - ۰نظر