گفت‌وگو با آرش عباسی نویسنده و کارگردان نمایش”همه چیز درباره آقای ف”

تصویر دوران تنهایی

رحیم عبدالرحیم‌زاده: آرش عباسی از نسل نمایشنامه‌نویسان جوانی است که دغدغه‌های اجتماعی در آثارش بازتاب گسترده‌ای دارد.

از وی تاکنون سه کتاب تحت عنوان"زیرزمین" که مجموعه سه نمایشنامه است، "پدرانه" و"باد که می‌نویسد" چاپ شده است. همچنین تعداد زیادی از نمایشنامه‌های وی توسط کارگردان‌های مختلف اجرا شده است.
وی همچنین جوایز متعددی از جمله جایزه نخست نمایشنامه‌نویسی در جشنواره ماه و نشان عالی رادیو برای نمایشنامه"باد که می‌نویسد"، جایزه نخست نمایشنامه‌نویسی جشنواره تئاتر رضوی برای نمایشنامه"پدرانه" و جایزه نخست نمایشنامه‌نویسی جشنواره عاشورائیان را برای نمایشنامه"نقل سرخ" از آن خود کرده است.
وی جدا از نمایشنامه‌نویسی در حوزه کارگردانی نیز فعالیت می‌کند که از جمله تجربیات ‌او در این حیطه می‌توان به سه دوره حضورش در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در سال‌های 80 ، 83 و 87 با نمایش‌های"کیلومتر 50"، "تهران ساعت 22 " و"همه چیز درباره آقای ف" اشاره کرد.
به انگیزه اجرای عمومی نمایش"همه چیز درباره آقای ف" گفت‌وگویی با وی انجام داده‌ایم که می‌خوانید:
در اجرای جشنواره فجر، خودتان نقش"فرهاد" تنها شخصیت نمایش را بازی می‌کردید، اما در اجرای عمومی این نقش‌ به احمد مهران‌فر واگذار شد. ضرورت این تغییر چه بود؟
از لحظه اول که قصد اجرای این کار را داشتم تصور نمی‌کردم خودم این نقش را بازی کنم. هر چند خیلی به این کاراکتر علاقه‌ داشتم اما وقتی بحث حضور در جشنواره جدی شد، به دنبال یک بازیگر برای ایفای نقش بودم. در اولین اقدام با رضا عطاران صحبت کردم و تا مراحلی هم پیش رفتیم اما به دلایلی این امر میسر نشد و با توجه به کمبود وقت، خودم ناگزیر از بازی در این کار شدم.
از اجرای جشنواره چندان راضی نبودم چون خودم روی صحنه بودم و بر اجرا نظارت دقیقی نداشتم. وقتی تاریخ اجرای عمومی مشخص شد دوباره به فکر یک بازیگر برای ایفای این نقش افتادم تا به احمد مهران‌فر رسیدم. ‌همیشه به بازی مهران‌فر علاقه داشتم و نقش‌های به یاد ماندنی از او در ذهنم هست و همیشه دوست داشتم با او کار کنم. خوشبختانه او هم پس از خواندن متن با آن ارتباط برقرار کرد و‌ نقش را پذیرفت و علی‌رغم آن که سر صحنه یک فیلم بود، با تمرینات فشرده حتی تا روزی 8 ساعت خود را به‌ اجرا رساند و حضورش بسیار موثر بود. نظرات مهران‌فر باعث شد تا بخش‌هایی از کار را بازنویسی کنم؛ مثل صحنه‌ای که نرگس به فرهاد زنگ می‌زند که اتفاقاً معتقدم یکی از بهترین ‌صحنه‌های نمایش است.
نمایش تک نفره مشکلات خاص خود را دارد، بالاخص هنگامی که رویکرد کارگردان به آن، رئالیستی باشد. زیرا بسیاری از امکانات اجرایی را از کارگردان می‌گیرد و پرهیز از یکنواخت شدن و ایجاد جذابیت در آن کار دشواری است. شما چگونه بر این مشکلات فائق آمدید؟
از هنگام نوشتن متن برایم مهم بود که نمایش‌ خسته کننده از آب درنیاید و اولین اقدامی که در این راستا انجام دادم، خارج کردن کار از شیوه مونولوگ و انتقال آن به حیطه دیالوگ بود. با وجود آن که کار همچنان یک شخصیت دارد. صداهایی که به نمایش اضافه شد، خوشبختانه جواب داد و لحظات بازی مهران‌فر در برخورد با صداها بسیار جذاب‌تر از لحظاتی است که او خود به تنهایی بازی می‌کند.
چرا سراغ نمایش تک نفره رفتید، در حالی که مضمون کار به راحتی اجازه می‌داد شخصیت‌های دیگری نیز حضور داشته باشند؟
اولین نمایشنامه‌ای که نوشتم متنی بود به نام"یک سبد فحش برای شمسی خانم". یک نمایشنامه تک نفره که حاصل دوران تنهایی و زمان دانشجویی‌ام بود. در زندگی شخصی‌ام و به خصوص در دانشگاه آدم تنهایی بودم و با این تنهایی در تمام دوران دانشجویی دست و پنجه نرم می‌کردم. همین تنهایی باعث خلق این نمایشنامه و دیگر آثار تک نفره من شد. در نمایشنامه بعدی‌ام نیز به نام"قصه‌های غم انگیز فرنگیس خانم" به تنهایی یک دختر پرداختم که باز نمایشی تک نفره است و پس از آن نمایشنامه یک نفره دیگری به نام"یک سبد فحش برای فرنگیس خانم" که روایت یک مرد تنها را بازگو می‌کرد و پس از آن نمایشنامه تک نفره دیگری به نام"خانم" که هرگز مجوز اجرا و یا انتشار نگرفت.
این علاقه و اصرار من به کارهای تک نفره به تنهایی دوران دانشجویی‌ام باز می‌گردد. ضمن آن که در این نمایش فرهاد واقعاً آدم تنهایی است. او باید به تنهایی در آن خانه محقر با مشکلاتش بسازد. آدم‌های اطرافش یا به او دستور می‌دهند یا چیزی از او طلب می‌کنند یا او را به دروغگویی تشویق می‌کنند و هیچ کدام واقعاً وارد زندگی او نمی‌شوند. این آدم با تنهایی‌اش می‌تواند در توهم یک زندگی ایده‌آل به سر ببرد. این تنهایی است که باعث می‌شود او خود را یک هنرمند بپندارد در حالی که جامعه چنین نگاهی به او نداشته و او را یک خواننده سطح پایین مجلسی می‌داند.
آرش عباسی به عنوان کسی که در هر دو حوزه نمایشنامه‌نویسی و کارگردانی فعالیت می‌کند، دوست دارد بیشتر در کدام حوزه شناخته شود؟
صد در صد به عنوان یک نمایشنامه‌نویس. اگر جسارت نباشد و حرف گنده‌ای نزنم باید بگویم که من بهای سنگینی را برای نمایشنامه‌نویس شدن پرداخته‌ام. از جمله آن‌ها بازیگری است که من به عشق آن از شهرستان به تهران آمدم. ‌موضوع این نمایش که درباره یک خواننده است از علاقه زیاد من به خوانندگی ناشی می‌شود. من حتی مدتی در سینما به عنوان دستیار کارگردان و صدابردار فعالیت کردم، اما اکنون همه را به خاطر نمایشنامه‌نویسی کنار گذاشته‌ام. نمی‌دانم تا چه حد در این کار موفقم. این را دیگران باید قضاوت کنند، اما اگر نمایشنامه‌نویسی جایگاه واقعی‌اش را پیدا کند هرگز کارگردانی نمی‌کنم و تمام توانم را صرف نمایشنامه‌نویسی می‌کنم.
در آثار شما شاهد حضور مداوم نوعی رئالیسم اجتماعی تند و انتقادی هستیم. ریشه‌های این رویکرد در آثار شما از کجا می‌آید؟
برای من همه چیز به مسائل اجتماعی ختم می‌شود. جنگ، سیاست و اقتصاد. حتی جنگ هم برای من جنبه اجتماعی دارد و بیشتر به آدم‌های پس از جنگ و مشکلات آن‌ها می‌پردازم. در جامعه پرالتهابی زندگی می‌کنم. جامعه‌ای که فقر و تضاد طبقاتی در آن زیاد است و من نمی‌توانم در این موارد بی‌تفاوت باشم. زنان و حقوق آنان همیشه در جامعه ما مطرح است و من در نمایشنامه‌هایم به آن واکنش نشان داده‌ام. نمایشنامه‌هایی چون"ورود آقایان ممنوع" و"خانم" که هیچ کدام مجوز اجرا و یا نشر نگرفته‌اند، به این مسئله می‌پردازند.
بخشی از این دغدغه اجتماعی به دوران دانشجویی و مشکلات من در آن دوران بازمی‌گردد و در تمام آثارم به نوعی اشاره‌ای به آن دوران وجود دارد.
ضمن این که بخش عمده‌ای از علایق من در میان نمایشنامه‌نویسان ایرانی، نویسندگان رئالیست هستند. کسانی چون مرحوم رادی که مدام آثارش را می‌خوانم و نمایشنامه‌نویسانی که به لحاظ زمانی نزدیکتر به خودمان هستند همچون علیرضا نادری و محمد یعقوبی که هر دو از نمایشنامه‌نویسان مورد علاقه من هستند. طبیعی است وقتی مدام پیگیر آثار چنین نویسندگانی هستم ناخودآگاه تاثیر خود را بر من خواهند گذاشت.
از برنامه‌ها و کارهای جدیدتان ‌بگویید.
چند طرح دارم که روی آن‌ها کار می‌کنم و قطعاً یکی از آن‌ها را برای جشنواره فجر آماده می‌کنم اما فعلاً قصد دارم خودم آن را کارگردانی کنم تا ببنیم چه شرایطی پیش می‌آید.
همچنین حالا که به زمان اجرای عمومی"پیچ تند" به کارگردانی کتایون فیض‌مرندی نزدیک می‌شویم که ظاهراً قرار است از 22 تیرماه در تالار سایه مجموعه تئاترشهر اجرای خود را آغاز کند، مشغول بازنویسی متن آن هستم تا ایراداتی را که به آن گرفته‌اند، رفع کنم. ضمن آن که پایان‌بندی نمایشنامه‌ را زیاد نمی‌پسندم و در حال تغییر آن هستم. قطعاً این کار با تغییرات اساسی نسبت به اجرای جشنواره فجر به صحنه خواهد آمد.
  آلبوم نمایش همه چیز درباره آقای ف

آخرین مطالب

”مرده‌های بی‌کفن و دفن ” تیرماه به تئاترشهر می‌آیند
۱۵:۴۴ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
”کارنامه 19274 هنرمند شهرستانی” با تولید 1928 نمایش و 8921 اجرای عمومی
۱۵:۳۵ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
وداعی در میان نیست ...
۱۵:۳۱ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
گزارشی از اجرای نمایش‌ها بعد از تعطیلات نوروزی
۱۳:۵۱ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
”فاصله تاریک ستاره‌ها” در تالار مولوی
۱۳:۳۹ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
بهاریه ”حسین پارسایی” به مناسبت فرا رسیدن سال جدید
۱۳:۱۵ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
استقبال بیش از 5 هزار نفر از نمایش ”به خاطر یک مشت روبل”
۱۳:۱۰ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
گزارشی از فعالیت‌های انجمن هنرهای نمایشی ایران در سال 88
۱۳:۱۰ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
اطلاعیه انجمن هنرهای نمایشی درباره سالنامه تئاتر ایران
۱۳:۰۸ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
برگزاری جشنواره سالیانه تئاتر زنان به کمک انرژی خورشیدی
۱۳:۰۴ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
کتاب چشم‌انداز تئاتر ایران منتشر شد
۱۳:۰۳ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
”آرش عباسی” و تولید تئاتر تلویزیونی ”آفتاب از میلان طلوع می‌کند”
۱۳:۰۱ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
انتشار فراخوان هفدهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان
۱۳:۰۱ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
فراخوان هفدهمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان 16 تا 20 مهرماه 1389
۱۱:۵۰ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
برگزاری سمینار بین‌المللی با موضوع تئاتر ایران و تئاتر تجربی
۱۰:۴۱ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸