نگاهی به فعالیت‌های گروه تئاتر”چریکه” به سرپرستی حسین کیانی

منطق واقع‌گرایانه

رضا آشفته: "اهل قبور" آخرین نمایش گروه تئاتر"چریکه" است. نمایشی که در ادامه دیگر آثار ارزشمند این گروه به صحنه آمده و ضمن تایید آثار قبلی، تاکید بر اثری خلاقه و قدرتمندتر می‌کند.

نمایش اهل قبور، پس از "بازی خانه"، "خیشخانه"، "پنهان خانه پنج در"، "واقعه در مجلس سودابه‌خوانی"، "رژیستورها نمی‌میرند"، "مضحکه شبیه قتل"، "تیاتر اجباری"، "تکیه ملت"، "همسایه آقا" و "بیداری خانه نسوان"، دهمین اثر نمایشی حسین کیانی محسوب می‌شود. بنابر نظر بهزاد صدیقی‌:‌« دست‌مایه قرار دادن رویدادهای مهم و بزرگ دوران گذشته، یکی از موضوعاتی است که نمایشنامه‌نویسان می‌توانند برای نگارش اثر خویش از آن بهره‌مند شوند. حسین کیانی از نمایشنامه‌نویسان و کارگردانان جوان سال‌های اخیر در اغلب آثارش چنین رویدادهایی را دست‌مایه کار خود قرار می‌دهد و آثار خویش را با زبان همان دوران گذشته می‌نویسد و به صحنه می‌آورد. "پنهان‌خانه پنج‌ در"، "مضحکه شبیه قتل"، "تیاتر اجباری"، "تکیه ملت"، "رژیسورها نمی‌میرند"، "مضحکه شبیه قتل" همگی بر اساس رویدادی تاریخی و با در هم‌آمیزی ذهنیت نویسنده تبدیل به اثری نمایشی شده‌اند. در واقع گروه تئاتر"چریکه" به سرپرستی حسین کیانی، با رجوع به تاریخ و با استفاده از زبان دوران قاجار و دوره پهلوی اول بر اساس شیوه‌های نمایش‌های ایرانی، مسائل امروزی را در لفافه طنز و استعاره به تصاویر نمایشی بدل می‌سازد که حاصل آن از سال 76 به بعد نمایش‌های نام‌برده فوق است.»
البته حسین کیانی با"همسایه آقا" از فضای تاریخی ایران برای نخستین بار فاصله گرفت اما برای دومین بار با"اهل قبور" از آن فضا دور می‌شود و این خود نشان می‌دهد که یک گروه تئاتر بنابر شرایط و ایده‌آل‌های موجود اجرایی گاهی نیاز به تغییر و تنوع دارد و شاید این گونه بتوانند ارتباط خوشایندتری با مخاطبان خود برقرار کنند. ‌
فرامرزی شدن اهل قبور
حسین کیانی با "اهل قبور" اثبات می‌کند که یکی از زیباترین آثار رئالیستی ایران را خلق کرده است. او پیش از این در نمایش خود با زبان و شیوه‌ای متفاوت و در گذر از دوره تاریخی قاجار و پهلوی بر آن بود تا آثاری در خور تامل صحنه خلق کند. اما این بار پا را از آن تاریخ و سبک و سیاق بیرون گذاشته تا چیزی بگوید که در خور زمانه حاضر باشد. نه این که آن‌ها در خور امروز نبودند بلکه زمان"اهل قبور" موکدا و آشکارا تنه به مسائل امروز می‌زند.
دشمن احتمالی پس از جنگ، سوژه درخوری است و این سوژه زمانی جالب‌تر و برازنده‌تر می‌شود که با توهمی بیهوده دمخور می‌شود. یعنی داستان از این قرار است که یک عده بنابر رای چند کارفرمای ناشناس – از نظر تماشاگر – درصدد هستند تا 20 هزار قبر را برای دشمنان احتمالی در جنگ بعدی حفر کنند. آن‌ها یک سال وقت می‌گذارند تا موفق به این کار شوند و حتا 23 هزار قبر حفر می‌کنند اما کارفرماها یکی پس از دیگری شرط و شروطی را وضع کرده‌اند که آن‌ها به حق و حقوقشان نرسند. آخرین کارفرما هم اعلام می‌کند تا جنگی درنگیرد و دشمنی در قبرها دفن نشود، از پول خبری نیست.
کیانی بر آن است تا با منطقی واقع‌گرایانه به معضلی بزرگ که از جهل و نادانی ریشه گرفته به حرص و طمع انسانی بپردازد و آن را به سخره بگیرد که وقتی آدمی راه به انحراف می‌رود با بیهودگی و درجا زدن و بطلان مواجه خواهد شد. اینان هم که دستشان از پول کوتاه می‌شود، به فکر می‌افتند که هر جور شده، قبرها را بفروشند. بی‌خبر از این که لطیف خارشتری از راه می‌رسد که قبرها را بخرد اما او اجیرکرده طلبکارها در می‌آید تا آن‌ها را کت بسته تحویل بدهد. لطیف از طوطی خوشش می‌آید. او دختر خوانده بی بی خاقان – مادر ولی‌شاه و معمار هانی - است و برای همه آب و نان آماده می‌کند و محل زندگی را رفت و روب. آیت پسر ولی‌شاه عاشق و دلباخته طوطی است و حالا پی نخود سیاه فرستاده می‌شود تا طوطی را به لطیف بدهند. همه از کرده خود بعد از مرگ بی بی خاقان دچار پشیمانی می‌شوند و در قبر می‌خوابند و سر آخر خود را سر در گم می‌کنند. اما لطیف مرد است و نمی خواهد دلباخته یکی دیگر را به اسیری بگیرد پس طوطی را برای آیت بر می‌گرداند.
منطق نمایش یک داستان اجتماعی را یدک می‌کشد. فقر و جهل آدم‌ها باعث بهره کشی آنان توسط استثمارگران می‌شود. اما در ادامه در‌می‌یابیم که نتیجه اخلاقی و فراتر از آن یک نگاه عارفانه بر فضا حاکم می‌شود. این در هم تنیدگی محتوا شکل را در درام قوی‌تر و مستحکم‌تر جلوه می‌دهد. با آن که نام و نشانه‌ها با تاکید بر فرهنگ و جغرافیا، ایرانی است اما این متن در برگیرنده شرایط و موقعیتی جهان شمول است. به دور از نام آیت، طوطی، معمار هانی و مسلم و صفدرو ...، تمام وقایع بنابر خاستگاه شرخواهانه آدمی رقم می‌خورد که در هر کجای دنیا ما‌به‌ازای بیرونی دارد. یعنی فقر و جهل در هر کشوری باعث می شود که سوءاستفاده از دیگران ابعادی گسترده بیابد چون دانایی مانع از تحقق هر امر غیر طبیعی و در عین حال ضد انسانی می‌شود. بنابراین می‌توان با استناد به چنین نمونه‌هایی راه  را برای خروج از فضای داخلی باز کرد و همین خود باعث تولیدات فرامرزی خواهد شد.
در سال 79 زمانی که محسن علیخانی نمایشنامه"سعادت لرزان مردمان تیره روز" علیرضا نادری را در جشنواره تئاتر فجر اجرا کرد، و از قضا اکبر رادی هم داور آن جشنواره بود، بنابر نظر رادی، نادری"میلر تئاتر ایران" نام گرفت. پس از آن، تا امروز آثار قدرتمندی با شیوه رئالیسم در ایران ندیدیم تا"اهل قبور" به صحنه آمد که در نوع خود گواهی دهنده یک اثر ارزشمند است. متنی که از گستردگی معنا برخوردار است و در هر جایی که به صحنه برود، با ارتباط فراگیر مخاطبان روبرو می‌شود. مسائلی در اهل قبور آن هم تلطیف شده با زبان طنز بیان می‌شود که معنا و ارزشمندی خاصی دارد. اگر آدم‌های نادان"اهل قبور" طوطی را نمی‌فروختند، این درام شکل نمی‌گرفت و ناگفته‌های بسیاری در خود نمی‌انباشت. زیبایی اثر هم به همین آدم فروشی بر می‌گردد. سر آخر آن‌ها خود را تنبیه می کند چون نمی‌توانند خودشان را از بند دردهای درونی خود را برهانند. هر چند از بند طلبکاران و لطیف به ظاهر رها شده‌اند. این موقعیت تراژدی-کمدی است و از ابزورد تاثیر گرفته است. به همین خاطر شکل پردازی در اثر، ارزشمندی و زیبایی شناسی آن را بالاتر می‌برد.
نمایش"اهل قبور" از بازی‌های منطقی و قابل لمسی برخوردار است و مجموع بازیگران توانمندی خود را در صحنه بروز می‌دهند. فریده سپاه منصور (بی بی خاقان)، الهام پاوه نژاد (سمرقند)، سیامک صفری (‌معمار هانی‌)، شهرام حقیقت دوست (‌مسلم‌)، مهدی پاکدل (لطیف)، امیررضا دلاوری (صفدر)، حمیدرضا آذرنگ (ولیشاه)، رؤیا میرعلمی (طوطی) و علیرضا محمدی (آیت). بازیگران اهل قبور متکی به نقش‌های خود هستند تا واقعیت بخشی از آدم‌های طبقه فرودست را به نمایش بگذارند. طراحی صجنه منوچهر شجاع و طراحی لباس پریدخت عابدین‌نژاد هم در همراه شدن با مابقی عناصر صحنه سعی بر آن دارند که فضایی کاملا واقع گرایانه‌‌ را پیش روی مخاطبان قرار دهند. ‌‌
بیداری خانه‌‌ نسوان‌
‌‌طرح این نمایش با خواندن جلد سوم کتاب ادبیات نمایشی در ایران، اثر استاد جمشید ملک‌پور، به ذهن حسین کیانی متبادر شده‌است. داستان این نمایشنامه درباره مشکلات یک زن درام‌نویس است و مسائل این زن برخاسته از تخیلات نویسنده است. کیانی در آثار قبلی‌اش هم به نوعی به مسائل مربوط به زنان پرداخته بود و در این نمایش هم از زاویه دیگری این مسائل را بررسی می‌کند.
مهدی میرمحمدی درباره"بیداری خانه نسوان" می‌نویسد:‌‌«بیداری خانه نسوان» همان بود که از حسین کیانی انتظارش را داشتیم. همان فضاهای مورد علاقه و آشنای کیانی که به لحاظ زمانی، داستان آن در دوران قاجار یا آغاز دوران پهلوی می‌گذرد. در میان نمایشنامه‌نویسانی که از دهه 70 کار خود را آغاز کردند کیانی بیش از همه بر یک گونه‌نویسی تاکید داشته است. او تنها در تجربه پیشین خود، نمایشنامه‌«همسایه آقا» از فضای آشنای خود فاصله گرفت و به امروز آمد که البته آنچنان که در فضاهای مورد علاقه خود تبحر دارد، توانا نشان نداد. «بیداری خانه نسوان» بعد از «همسایه آقا» بازگشت کیانی به فضاهای مورد علاقه خود است که گوشه چشمی هم به اتفاقات تاریخی دارد. این بازگشت به گذشته و بررسی امروز در آیینه دیروز در تئاتر ما یک رسم و عادت است.»
ایثار ابومحبوب درباره این نمایش می‌نویسد: « با وجود ضعف آشکار در کارگردانی، طراحی و برخی بازی‌ها. آنچه در آن هنگام خوشایند مخاطب افتاد، موضوع نمایش بود. نمایش درباره زنانی بود که در دورانی درخشان مبارزات تجددخواهانه همزمان برای دو چیز سرگرم دو مبارزه‌اند؛ زن بودن به معنای غیرسنتی آن و نمایشنامه‌نویس بودن. در واقع درست زمانی که اهالی تئاتر با احساس ستمدیدگی دست و پنجه نرم می‌کردند، حسین کیانی سعی کرد یادآوری کند که ستم بر تئاتر در ایران همزمان با خود تئاتر تولد یافت. از آنجا که اصولاً تحت شرایطی که فشار را تحمل می‌کنیم از آن که ما را مظلوم قلمداد کنند، لذت می بریم و آن را همدردی و مرهم تلقی می‌کنیم. تماشاگر تئاتری هم احساس می‌کرد نمایش کیانی مرهمی است که فعلاً غنیمت است. از سوی دیگر نمایش به گونه‌ای ملودراماتیک به وضعیت اقلیتی زن در جامعه می‌پرداخت و در این مورد رویکرد مشخصی داشت. زن و تئاتر در روایت حسین کیانی از تاریخ ایران، هر دو در جامعه فرودست و ستمدیده محسوب می‌شوند و این موضوع برای مخاطب جسورانه و نوستالژی برانگیز بود. ملودرام بودن برای یک نمایش ضعف نیست. آنچه برای نمایش کیانی یک ضعف به شمار می‌رفت، رقت ملودرام در برخی از بخش‌های نمایشنامه بود. گاه به نظر می‌رسید اتفاق دیگر رخ داده است و باید اتفاق و کنش بعدی فوراً رخ دهد، به ویژه در نیمه دوم نمایش و باز هم به ویژه در نقطه اوج. اما انگار کیانی نمی‌توانست بر وسوسه این که شعارهایش را درست در همان لحظات بر زبان شخصیت‌ها جاری سازد، غلبه کند.»
نیما قاسمی درباره این نمایش می‌نویسد:«‌اطلاعات دردناکی از ضرب و شتم هواداران حضور زن در تئاتر در ضمن نمایش به تماشاگر داده می‌شود. اما نباید تصور کرد که‌"بیداری خانه‌ نسوان"، نمایشی‌ است که پیام خود را مستقیم بر زبان بازیگران گذارده و به تماشاگر منتقل می‌کند. اگرچه راقم این سطور متخصص هنر تئاتر نیست، اما به عنوان یک تماشاگر عادی نمایش را از این انتقاد احتمالی مبرا می‌داند. "بیداری خانه‌ نسوان" نمایش جذابی‌ است که به تبع این که حکایت تلخ "زن بودن" را در گوشه‌ای از حیات اجتماعی این مردم بازگو می‌کند، یک سوگنامه (تراژدی) است و در عین حال مرهون گفت‌وگو‌های زیبا و طنزآمیز و بازی جالب بازیگران‌اش، یک کمدی‌ست. به‌راستی در چه قالب دیگری جز آنچه آمیزه‌ای از "بغض" و "نیشخند" است می‌توان راوی داستان پر ماجرای زن بودن در این مرز و بوم بود؟
پیام آن است که مشکل زن این یا آن ساختار سیاسی نیست، که قصه در دوران پهلوی می‌گذرد. بلکه مشکل، چنانکه جایی از زبان مدحت بیان می‌شود، تلقی خود مردم است از زن و نقشی که زن می‌تواند در اجتماع به عهده داشته‌باشد. و در این تلقی زشت، صد افسوس، که توفیری میان روشنفکر و جاهل و ارتشی و مال‌دار و زمام‌دار نیست! جاهل اگر با کارد می‌زند، برادر تهدید می‌کند، پدر فریاد می‌کشد، مادر بخشایش از خدا می‌طلبد و روشنفکر، تحصیلات‌اش را به رخ می‌کشد.»‌
تکیه دولت
بهزاد صدیقی در نقد خود بر نمایش"تکیه دولت" می‌نویسد:‌«‌نمایش تکیه ملت، داستان دو گروه تعزیه‌گردان در دوره ناصرالدین شاه است که هر یک بر سر برپایی تعزیه در"تکیه دولت" به رقابت می‌پردازند. میرزا غراب و بلبل میرزا به عنوان سرپرست این دو گروه از دو زن به نام غزی و لطافت می‌خواهند تا به عنوان مجلس گرم‌کن تعزیه‌شان، آنها را یاری دهند. تکیه دولت با دعواها و کشمکش‌های آن‌ها رو به ویرانی می‌رود و از همین رو، غزی و لطافت، دو پیردختر (خل و چل!) تصمیم به بر پایی تعزیه خود در تکیه ملت و نه تکیه دولت می‌گیرند؛ تکیه ملتی که حاصل فکر و تلاش آن‌هاست بر پا می‌شود. اما هرگز در آن تعزیه‌ای اجرا نمی‌شود.
حسین کیانی و گروهش برای به نمایش در آوردن این موضوع، که بر بستری تاریخی استوار است، می‌کوشند مخاطبان امروز را نسبت به آنچه که بر تکیه دولت رفته است و پیشینیان مسبب آن بوده‌اند، آگاه سازد. در واقع روایت کیانی از چگونگی برپایی تکیه دولت و ویرانی آن، سوء استفاده‌هایی که از این تکیه توسط افراد خاص برای کسب‌ درآمد بیشتر صورت می‌گرفته، روایتی تلخ است که با طنزی گزنده تصویر می‌شود. او با بهره‌گیری از فرهنگ عامیانه و زبان کوچه و بازار آن دوره می‌کوشد روایت خویش را با همه تلخی‌هایش و توأم با جذابیت‌های تصویری و اجرایی به نمایش در آورد. آهنگین بودن و موزون بودن کلام و کاربرد آن از مهم‌ترین ویژگی‌های بیانی شخصیت‌های نمایش است که هر یک بر اساس و فراخور شخصیت و منش خاص خویش، کلمات و عبارات خاص خود را به کار می‌برند. بهره‌گیری از این زبان به نوعی سبب می‌شود تا هر چه داستان نمایش جلوتر می‌رود، شخصیت‌پردازی آدم‌ها کامل‌تر ‌شود و هر چه از زمان اجرای اثر می‌گذرد، تماشاگر به هم‌ذات‌پنداری بیشتری با آن‌ها می‌پردازد و کلی‍ّت ماجرا برایش باورپذیرتر و ملموس‌تر و البته تلخ‌تر از لحظات قبل می‌‌شود.»‌
همسایه آقا‌
"همسایه آقا" درباره یک خانواده است که در جوار یک امامزاده زندگی می‌کنند. مادر این خانواده که زنی مومن است آرزو دارد که یکی از پسرانش شهید شود. این پسران نه تنها مادر را به آرزویش نمی‌رسانند بلکه یکی از آنها اعدام می‌شود، دیگری خودکشی می‌کند و دو تن دیگر در نزاعی کشته می‌شوند و تنها دختر خانواده است که با پاکی و معصومیت عاشق حقیقی معنویت است و رستگار می‌شود.
این نمایش با حضور بازیگرانی چون فریده سپاه‌منصور، سیامک صفری، شهرام حقیقت‌دوست، امیررضا دلاوری، رویا میرعلمی، مهدی پاکدل و هومن سیدی در سال 1385 در تالار چهارسو مجموعه تئاترشهر ‌روی صحنه رفت.
 


ارسال نظر - ۰نظر

آخرین مطالب

باید در زمان حضور و زنده ماندن هنرمندان قدردان تلاش آنان باشیم
۱۴:۲۶ - ۲۵ اسفند ۱۳۸۸
شماره جدید مجله نمایش منتشر شد
۱۲:۴۱ - ۲۵ اسفند ۱۳۸۸
اجرای دو نمایش جدید از اواسط فروردین‌ماه در تالار هنر
۱۲:۰۷ - ۲۵ اسفند ۱۳۸۸
داوران بخش پژوهش سیزدهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی
۱۲:۰۵ - ۲۵ اسفند ۱۳۸۸
دیدار بیش از 136 هزار نفر در سال 1388 از نمایش‌های مجموعه تئاترشهر
۱۲:۰۴ - ۲۵ اسفند ۱۳۸۸
اجرای اثر آرتور میلر
۱۲:۰۰ - ۲۵ اسفند ۱۳۸۸
انتشار دومین سالنامه تئاتر ایران
۱۱:۵۸ - ۲۵ اسفند ۱۳۸۸
معرفی آثار راه‌یافته به بخش مسابقه دانشجویان غیرتئاتری جشنواره‌ تئاتر دانشگاهی
۱۵:۴۴ - ۲۴ اسفند ۱۳۸۸
پربیننده ترین آلبوم های،”سایت ایران تئاتر” در سال ”1388”
۱۳:۵۰ - ۲۴ اسفند ۱۳۸۸
گمانه‌زنی‌ها برای تصدی یک صندلی داغ
۱۳:۳۰ - ۲۴ اسفند ۱۳۸۸
برگزاری کارگاه‌ ماکت به همت ”پیام فروتن”
۱۱:۲۸ - ۲۴ اسفند ۱۳۸۸
اجرای 7 نمایش تا 26 اسفندماه در تالارهای تهران
۱۱:۲۵ - ۲۴ اسفند ۱۳۸۸
یعقوبی، مهندس‌پور، مسافر آستانه و احمد امینی در تالار قشقایی
۱۱:۲۱ - ۲۴ اسفند ۱۳۸۸
برنامه بین‌المللی مدرسه DAH برای کارگردانان و بازیگران
۱۱:۲۰ - ۲۴ اسفند ۱۳۸۸
تقسیم مسئولیت‌ها در هیات مدیره انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر
۱۱:۱۶ - ۲۴ اسفند ۱۳۸۸