- ”مشق عشق” در تالار محراب
- اجرای پایانی نمایش ”گالیله” جمعه 21 اسفندماه
- ”حمید شاهآبادی” معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد
- اعلام متون پذیرفته شده جشنواره سراسری تئاتر دانشگاههای پیام نور
- اعلام نتایج مرحله بازبینی بخش تئاتر خیابانی جشنواره تئاتر دانشگاهی
- این نمایش با خواست زنده یاد ”حسن حامد” به صحنه رفت
- یعقوبی، یاراحمدی، کیانی و مرزبان چهار نامزد هیأت مدیر خانه تئاتر
- پایان اجرای ”شرق غزل” در تالار مولوی
- نقد و بررسی نمایش ”به خاطر یک مشت روبل” در فرهنگسرای انقلاب
- شیراز؛ ایستگاه پایانی اردیبهشت تئاتر ایران
- اعلام اسامی هیأت داوران بخش مسابقه نمایشنامهنویسی سیزدهمین جشنواره ملی تئاتر مقاومت ـ فتح خرمشهر
- یادداشت ”حسین مسافر آستانه” در مورد تجمیع جشنوارههای تئاتر دینی(3):
- ”مصاحبه” محمد رحمانیان در خانه کوچک نمایش
- برگزاری مسابقه نمایشنامه نویسی ”نیدردال” در انگلیس
- انتشار فراخوان اجرای نمایشهای کودک در فرهنگسرای نیاوران
- معرفی هیات مدیره انجمن نمایشگران کودک و نوجوان خانه تئاتر
- تقدیم اجرای ”شرق غزل” به ”حسین کیانی”
- اجرای نمایش ”شام آخر” ویژه خبرنگاران
- امیدوارم فصل جدیدی برای تئاتر کودک و نوجوان آغاز شود
- مراسم تودیع و معارفه مدیر تالار هنر، عکس:مانی لطفی زاده
نشست پرسش و پاسخ تماشاگران با عوامل نمایش”اسبهای پشت پنجره” برگزار شد
روحالله جعفری: باید تماشاگر را تشویق به رمزگشایی کرد
نشست پرسش و پاسخ نمایش"اسبهای پشت پنجره" به همت انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر، شامگاه یکشنبه ـ 17 آبان ماه ـ در تالار سایه مجموعه تئاترشهر با حضور مریم رجایی(مجری)، روحالله جعفری(دراماتورژ و کارگردان)، بازیگران و عوامل اجرایی و جمعی از هنرمندان از جمله جعفر والی و تماشاگران برگزار شد.
به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر، در ابتدای نشست مریم رجایی به ترسیم جایگاه نشانهها در نمایش پرداخت و گفت:«در اجرای این نمایش، تماشاگر با نشانهها و المانهای مختلفی روبهرو میشود که بخشی از کارکرد این نشانهها از دل نمایشنامه استخراج شده و بخش دیگری از آن ماحصل تفکر کارگردان برای انتقال اندیشه نویسنده و جان دادن به آن در صحنه است.»
روحالله جعفری نیز در خصوص به تصویر کشیدن نمادها و نشانههایی که در اجرا از آن بهره گرفته، گفت:«نمادها و نشانها در آثار ماتئی ویسنییک و به ویژه در"اسبهای پشت پنجره" زیاد است. در واقع نویسنده با این نشانهها در نوشتههایش به مفهومسازی و تصویرسازیهایی میرسد که مخاطبش را وادار به اندیشیدن میکند. من در چیدمان صحنه و طراحی میزانسنها از این نشانهها در راستای شیوه اجرایی اثر بهره گرفتم. اگر نشانهای در خدمت کار باشد، نه تنها زیانآور نیست، بلکه میتواند در رمزگشایی دیگر نشانهها به ما کمک کند. معتقدم اگر بخواهیم قفلی را باز کنیم، لزومی ندارد کلید آن را به سادهترین نوع ممکن در اختیار تماشاگران قرار دهیم، چرا که برای باز کردن قفلهای اصلی باید ذهن مخاطب را قلقلک داد و با قرار دادن قفلهای کوچکتر در پیش او، تماشاگر را تشویق به رمزگشایی و باز کردن درهای بسته کرد. با چنین اندیشهای به استفاده از نشانههای مختلف در این نمایش روی آوردم.»
وی در خصوص تحلیل نمایشنامه اذعان کرد:«تماشاگر از 2 زاویه و با 2 تحلیل میتواند به تماشای نمایش بنشیند. اول با زنی روبهرو میشود که سه مقطع مختلف از زندگی او را میبیند و جنگ باعث به هم زدن کانون خانواده او شده است. دوم با سه زن مختلف در سه مقطع متفاوت روبهرو شود که جنگ باعث بر هم زدن کانون خانواده آنها شده است. تماشاگر با هر دو زاویه میتواند به تماشای نمایش بنشیند و با توجه به برداشت ذهنیاش نسبت به آن چه که در صحنه میبیند، به آسیبشناسی پدیده جنگ بپردازد.»
جعفری در خصوص استفاده از پوتین برای فضاسازی و انتقال مفهوم ضد جنگ بودن اثر توضیح داد:«پوتین نماد جنگ است و استفاده از این نشانه برای جهان شمولتر شدن اندیشه نویسنده در صحنه به کار گرفته شد. با توجه به آن که زمان و مکان از دل نمایشنامه حذف شد، تماشاگر با دیدن پوتین در صحنه(مخصوصاً در پایان نمایش) و همچنین قرار دادن تصاویری از مردانی که روزگاری در این دنیا زندگی میکردند و هم اکنون به دلیل شرکت در میدانهای جنگ، دیگر در میان ما نیستند و فقط تصویر و دست نوشته آنها در دیواره انتهای صحنه دیده میشود، میتواند به آسیبشناسی وقایعی بپردازد که در نمایش به آنها اشاره میشود.»
وی درباره حذف زمان و مکان از نمایشنامه و رسیدن به بیزمانی و بیمکانی یادآور شد:«بدون شک اندیشه نمایشنامهنویس در این اثر جهان شمول است و من برای آن که بتوانم نوع نگاه و ذهنیت او را تعمیمپذیرتر کنم، زمان و مکان را از دل نمایشنامه حذف کردم. در این نمایش به انسانیت انسانهایی توجه میشود که پدیده شوم جنگ، خشونت، سرکوب و اختناق روح و جسم آنها را آزار میدهد. پیام نمایش جهانی است و به همین دلیل تماشاگر میتواند آن را به هر اقلیم و جغرافیا و یا هر زمانی که میپندارد، تعمیم دهد. این جنگ میتواند در کشور ایران به وقوع پیوسته باشد و یا این که میتواند جنگ بوسنی و هرزگوین و یا ویتنام و... باشد.»
جعفری حلقه مفقوده تئاتر کشور را مقوله دراماتورژی دانست و اظهار داشت:«دراماتورژی به نوعی منتقد درون گروهی است که در یک گروه نمایشی حضور دارد و در حین تمرینها به نقد اثر میپردازد و ایرادهای آن را رفع میکند.»
در ادامه نشست بازیگران نمایش درباره روند رسیدن به نقشهایشان توضیحاتی دادند. سپس تماشاگران حاضر در سالن سوالاتشان را با گروه اجرایی و کارگردان مطرح کردند.
یکی از تماشاگران در خصوص اجرا گفت:«از اپیزود اول تا سوم، من شاهد یک مسیر منطقی بودم یعنی آن کم رنگی که در ارتباط با جنگ در اپیزود اول و دوم هست در اپیزود سوم پررنگ میشود که آگاهانه این اتفاق در کار لحاظ شده است. نمایش تماشاگر را با خود همراه میکند تا پیام نمایش که نفرت از جنگ است را به او منتقل کند. یکی از تصاویر گیرا و تاثیرگذار این نمایش در صحنه سوم زمانی است که از در و دیوار صحنه پوتین میبارد. تماشاگر وقتی این دیالوگ را از زبان پیک میشنود که میگوید"جسد شوهرتون زیر پاشنههای این پوتینهاست" و اشاره به 10 هزار پوتین میکند، برای او این جملهها تصویرسازی میشود و این کار هنرمندانه در صحنه به منصه ظهور میرسد. تصویر دیگری که تماشاگر را وادار به تفکر میکند، زمانی است که زن در کلاه جنگی شوهرش بالا میآورد و در این جا ما نفرت از جنگ را به خوبی درک میکنیم. زن جنگ را آن چنان منفور میداند که حال او را به هم میزند و کارگردان نمایش هوشمندانه این تنفر را با یکی از ابزارآلات جنگی که کلاه سرباز است، به تصویر میکشد.»
در ادامه این نشست جعفر والی که اجرای شب گذشته"اسبهای پشت پنجره" به وی تقدیم شده بود، گفت:«آن چه نویسنده(ماتئی ویسنییک) به عنوان نشانه و سمبل در نمایشنامهاش آورده، جعفری به شکل هنرمندانهای در صحنه نمایش آنها را متجلی کرده است. به قول چخوف"اگر یک تفنگ در صحنه نمایش به دیوار آویزان باشد، باید از آن تیری شلیک شود وگرنه حضور این تفنگ در صحنه اضافی است". من در سراسر اجرای این نمایش با المان و نشانههایی روبهرو شدم که در نمایشنامه وجود دارد و کارگردان با تحلیل درست متن به آنها دست یازیده است. روحالله جعفری برای ترسیم فضای جنگ از کوبش ظروف استیل به هم استفاده کرده که یادآور رعب، وحشت و ترس از این مقوله است.»
وی تصریح کرد:«ایده درخشانی در نمایش وجود دارد که متعلق به اندیشه کارگردان بوده و در نمایشنامه به آن اشارهای نشده است. از اپیزود اول هر چه به اپیزود سوم نزدیکتر میشویم، صحنه تنگ و تنگتر میشود که این مسئله کاملاً در خدمت ساختار اثر قرار گرفته است.»