- ”مردههای بیکفن و دفن ” تیرماه به تئاترشهر میآیند
- ”کارنامه 19274 هنرمند شهرستانی” با تولید 1928 نمایش و 8921 اجرای عمومی
- وداعی در میان نیست ...
- گزارشی از اجرای نمایشها بعد از تعطیلات نوروزی
- ”فاصله تاریک ستارهها” در تالار مولوی
- بهاریه ”حسین پارسایی” به مناسبت فرا رسیدن سال جدید
- استقبال بیش از 5 هزار نفر از نمایش ”به خاطر یک مشت روبل”
- گزارشی از فعالیتهای انجمن هنرهای نمایشی ایران در سال 88
- اطلاعیه انجمن هنرهای نمایشی درباره سالنامه تئاتر ایران
- برگزاری جشنواره سالیانه تئاتر زنان به کمک انرژی خورشیدی
- کتاب چشمانداز تئاتر ایران منتشر شد
- ”آرش عباسی” و تولید تئاتر تلویزیونی ”آفتاب از میلان طلوع میکند”
- انتشار فراخوان هفدهمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان
- فراخوان هفدهمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان 16 تا 20 مهرماه 1389
- برگزاری سمینار بینالمللی با موضوع تئاتر ایران و تئاتر تجربی
- باید در زمان حضور و زنده ماندن هنرمندان قدردان تلاش آنان باشیم
- شماره جدید مجله نمایش منتشر شد
- اجرای دو نمایش جدید از اواسط فروردینماه در تالار هنر
- داوران بخش پژوهش سیزدهمین جشنواره بینالمللی تئاتر دانشگاهی
- دیدار بیش از 136 هزار نفر در سال 1388 از نمایشهای مجموعه تئاترشهر
در ستایش سکوت
نگاهی به نمایش”17 دی کجا بودی؟” نوشته و کار امیررضا کوهستانی
رحیم عبدالرحیمزاده:
هنگامی که سخن از تئاتر تجربی به میان میآید بحث از یک شیوه یا سبک مشخص با قاعدهمندیهای مشخص نیست؛ چرا که ذات تئاتر تجربی بر شکستن قاعدهها استوار است بر چهارچوب ناپذیری و یک آنارشی دلپذیر و دوست داشتنی.
پس به همان میزان که تئاتری مبتنی بر تصویر در محدوده تئاتر تجربی قرار میگیرد تئاتری بر پایه کلام نیز میتواند در همان محدوده جا گیرد. همان گونه که تئاتری تکنولوژیک و چند رسانهای به عنوان اثری تجربی محسوب میشود تئاتری ساده و بیپیرایه متکی به عناصر بنیادین تئاتر نیز در همین طبقهبندی میگنجد و تاریخ تئاتر تجربی حداقل در نیمه دوم قرن بیستم با نامهای بیشماری که هر کدام فضایی جداگانه و متفاوت خلق کردهاند این نکته را به ما اثبات میکند در غیر این صورت چگونه میتوان نامهایی چون رابرت ویلسون، یرژی گروتفسکی و یا رابرت لوپاژ را در کنار یکدیگر و در یک مجموعه قرار داد، نامهایی که هر یک چه به لحاظ جغرافیایی فیزیکی و چه به لحاظ جغرافیایی ذهنی در فضایی مجزا و جداگانه قرار دارند.
به این اعتبار تئاتر امیررضا کوهستانی را نیز میتوان در طبقهبندی تئاتر تجربی جای داد و علیرغم آن که بسیاری به او خرده میگیرند که آثارش فاقد جنبههای بصری یک نمایش است و به یک کار رادیویی پهلو میزند، اما به لحاظ تجربهای که او با صدا و مهمتر از آن سکوت انجام میدهد، تئاتر او را میتوان یک تئاتر تجربی نامید که در پی آزمون و خطاست و از نخستین تجربیاتش در"قصههای در گوشی" و"رقص روی لیوانها" شاهد این تجربهگری و آزمون و خطا بودهایم به نحوی که آثار وی هر چند لحن مشخصی در اجرا برای خود یافتهاند، اما در همان حال شاهد تغییرات مداوم گاه بطئی و کند و گاه تند و پرشتاب در نمایشهای او بودهایم.
مهمترین خصیصه تجربی اجراهای کوهستانی را در تجربههایش روی صدا و دیالوگ میدانند، حال آن که تجربه عمده کوهستانی را باید در عنصر سکوت و فضاسازی موفق او توسط سکوتهای ممتد ردیابی کرد، سکوتی که گاه چنان سنگین و هراسناک میشود که تماشاگر را تا آستانه خفگی میکشاند و نقطه اوج این سکوتهای دیوانهوار را در اجراهای او همچون"در میان ابرها" شاهد بودهایم.
اما کوهستانی در"17 دی کجا بودی؟" به یک باره این ویژگی مهم آثارش را دور میریزد و شاهد نمایشی پر از دیالوگ هستیم که سکوت، کمترین نقش را در آن ایفا میکند.
این، هر چند از خصیصه تجربی کارگردان میآید که علیه خود شورش میکند و آن چه را که باعث موفقیت او شده است کنار میگذارد تا به روند پویای حرکتی خود ادامه دهد، اما این پرسش را در مقابل تماشاگر بر جای میگذارد که با کنار گذاشتن سکوت، کوهستانی چه آلترناتیوی به مخاطبش میدهد و ویژگی تجربی"17 دی کجا بودی؟" چیست؟ آیا صرف سر ریز شدن دیالوگ بر صحنه بدون آن که در منابع و سرچشمههای صوتی دخل و تصرفی شده باشد و تنها و تنها جاری شدن دیالوگ بر صحنه است، یک فرایند تجربی است؟ به دلایل فراوان پاسخ خیر است؛ چرا که اکنون و سالهاست که در تئاتر ایران شاهد استفاده مکرر از دیالوگ به عنوان عامل پیش برنده صحنه بودهایم و نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا و در غیر تجربیترین آثار، این دیالوگ و سرریز دیالوگ است که جریان نمایش را تعیین میکند.
تنها تکنیکی که کوهستانی برای به کار بردن دیالوگ در اثرش به کار میبرد، استفاده از گوشیهای همراه و عدم رودررویی شخصیتها با یکدیگر در صحنه است. همه چیز تنها از طریق تلفن روایت میشود. این تکنیک اگرچه از جذابیتهای پیدا و پنهانی برخوردار است و عامل دیالوگ و سهم آن را در نمایش توجیه میکند، اما به زودی تکراری شده و جذابیتهایش را برای مخاطب از دست میدهد و توانایی نگه داشتن مخاطب به مدت 90 دقیقه را ندارد.
و در آخر تنها تمهیدی که برای کوهستانی باقی میماند روایت است و او به ناچار دست به دامان روایت میشود تا با داستانی جنایی و جذاب تماشاگر را با خود همسو سازد، روایتی که برخلاف آثار گذشته کوهستانی روایتی سر راستتر و حتی خطیتر است و خط داستانی را به راحتی میشود در آن پی گرفت، بدون آن که مستلزم کوشش ذهنی زیادی از سوی تماشاگر باشد و این پرسش را در ذهن ما هر چه قدرتمندتر میسازد که پس جنبههای تجربی و متفاوت این اثر در کجاست؟ اگر تجربه خاصی روی دیالوگ و نحوه ادای آن انجام نگرفته اگر به لحاظ جاذبههای دیداری نمایش چیزی به مخاطب نمیدهد، اگر روایت سر راست و تقریباً خطی است و تنها تکنیک روایی نیز به زودی تکراری شده است، چگونه میتوان"17 دی کجا بودی؟" را به عنوان یک تئاتر تجربی نام برد؟
از دیگر تکنیکهایی که کوهستانی در دو اثر اخیرش در ایران یعنی"کوراتت" و"17 دی کجا بودی؟" از آنها بهره گرفته استفاده از هنر چند رسانهای و تصاویر ویدئو پروجکشن و اسلاید است. تکنیکی که در این سالها در تئاترهای حرفهای، تجربی، دانشجویی و آماتوری به وفور شاهد آن بودهایم و نمیتواند عنصری چندان تجربی در اثر او محسوب شود.
از دیگر تمهیدات کوهستانی برای ارائه اجرایی متفاوت کوشش در هر چه واقعی نشان دادن فضا و بالاخص بازی بازیگران و جنس دیالوگها است و در واقع آمیختن بازیهای کاملاً رئالیستی در فضا و پس زمینهای کاملاً غیر رئالیستی، تجربهای که البته در تئاتر ایران شاهد نمونههای فراوانی از آن بودهایم که مثال بسیار بارز آن اجراهای محمد یعقوبی است.
با تمامی این دلایل میتوان اذعان کرد که"17 دی کجا بودی؟" هر چند در کارنامه امیررضا کوهستانی و در نسبت با آثار گذشته وی، اثری تجربی و یا لااقل یک تجربه جدید به شمار میآید؛ اما در تئاتر ایران و آن چه در آن اتفاق میافتد نمیتوان از آن به عنوان یک اثر تجربی یاد کرد.
هر چند شاید این پرسش ذهن ما را مدام به خود مشغول دارد که ضرورت تجربی بودن یک کار چیست؟ و آیا ملاک قدرتمندی و تاثیرگذاری یک اثر، جنبههای تجربی آن است؟
پاسخ روشن است: تجربی بودن الزام نیست و نمیتوان یک اثر را تنها به بهانه تجربی نبودن زیر سوال برد؛ اما هنگامی این نکته مسئلهساز میشود که ما در مقابل کارگردانی قرار گرفتهایم که بارزترین ویژگیاش در تئاتر ایران وجهه تجربی آثار او است و این خود توقعاتی نزد مخاطبان آثار کوهستانی ایجاد میکند که"17 دی کجا بودی؟" نمیتواند این توقعات را برآورده سازد.
ارسال نظر - ۰نظر
