گفت‌وگو با محمودرضا رحیمی کارگردان نمایش”رسمرس هلم”

چنبره موقعیت بر احوالات انسانی

سعید احمدوند: محمودرضا رحیمی، کارگردانی تجربه‌گراست و در آثار قبلی‌اش، این مسئله را بارها و بارها ثابت کرده است. در کارنامه اجراهای او آثار متفاوتی از نویسندگان مختلف دیده می‌شود.

نمایشنامه‌هایی چون"پدر" استریندبرگ و"سه خواهر"‌ آنتوان چخوف را روی صحنه برده و همچنین آثاری از ایبسن را در مقاطع مختلف زمانی اجرا کرده است.
رحیمی به تازگی با تاکید بر اهمیت نمایشنامه، یکی از آثار مهجور مانده"ایبسن" در ایران را متفاوت از سایر اجراهایش با نام"رسمرس هلم" روی صحنه برده است.
به انگیزه اجرای این نمایش با محمودرضا رحیمی گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که می‌خوانید:
***
"رسمرس هلم" نمایش متفاوتی نسبت به سایر کارهای شما محسوب می‌شود. این نمایش به لحاظ ساختار و شیوه اجرایی تفاوت‌های زیادی با نمایش‌های گذشته شما دارد. این تغییر رویکرد در شیوه و ساختار اجرا دلیل خاصی داشت؟
به هر جهت این یکی از نمایشنامه‌هایی بود که به علاقه من نزدیک بود. در این نمایشنامه حد تعادل خاصی دیده می‌شد و از ایبسن هرج و مرج‌گرا خبری نیست. در عین حال نماینشامه متکی بر کلام بود و با گذشت 30 سال از ترجمه آن، هنوز اجرا نشده بود. کشمکش‌های انسانی نمایش بسیار بالاست و به زیبایی انسان را در معرض قضاوت قرار می‌دهد. ایبسن در این کار به نظر من به گونه‌ای دیگر مورد شناخت قرار می‌گیرد و از ایبسن"خانه عروسک‌" و"اشباح" خبری نیست. در این جا آدم‌ها در تصمیم‌گیری آزادند، دارای حد تعادل هستند و قربانی یا حذف نمی‌شوند. در نهایت این کشمکش‌ها نوعی آرامش‌ هم وجود دارد که خیلی مدنظر من است. این آرامش در حقیقت احساس گناه را زنده می‌کند. تمام این مسائل باعث شد که این متن را برای اجرا انتخاب کنم. در عین حال هرگز این گونه نبوده که در نمایش‌هایم یک قالب را انتخاب کنم و آثارم را در آن قالب پیاده کنم. توانمندی‌هایی که متن بروز می‌دهد را با توانایی‌های خود می‌سنجم و با آن برخورد می‌کنم.
یکی از خاصیت‌های نمایش، بحث تاکید بر جنبه‌های بصری‌ است. در این زمینه همیشه ایده‌های نو و رویکرد مدرن ارائه می‌کردید؛ اما در این نمایش از جنبه‌های بصری و حتی آن نوع نگاهتان خبری نیست. این مسئله به کلاسیک بودن نمایشنامه برمی‌گردد؟
جایی است که انسان باید بایستد و حرفش را بزند. گاهی موقعیت آن گونه بر احوالات اشخاص چنبره انداخته که باید دید بهترین ساز و کار برای ایفای نقش و یا به قول جنابعالی برای بروز فرم‌های بصری در کار، چه چیزی به غیر از احساسات، تلاطم، هیجانات روحی و روانی نیاز است. این نمایشنامه چنین چیزی را طلب می‌کرد. این متن موقعیتی را توسط داستانی که اتفاق افتاده و تمام شده، علم می‌کند. از این لحاظ این عنصر در کارهای دیگر ایبسن هم دیده می‌شود. در این جا یک موقعیت استیلا پیدا می‌کند.
یعنی می‌گویید این موقعیت وجه غالبی شد که شیوه اجرایی را بر مبنای آن قرار دهید؟
بله. رویکرد من به عنوان کارگردان، ایجاد فرم‌ها و عناصر بصری است. من معتقدم باید برای تماشاگر عناصر دیداری زیادی ایجاد کرد. در کار ایبسن، موقعیت وجود دارد و وقتی شخصیتی پا به صحنه می‌گذارد، ‌باید روی چه عنصر بصری ‌فوکوس کرد؟ شخصیت‌ها، صحبت‌ها و دیالوگ‌ها خواسته این نمایش است و موقعیت اثر ایجاد می‌کند و این تفاوت‌هاست که مدنظر و ویژگی‌ اثر است. تفاوت آدم‌ها در کلام و دیالوگ میان آن‌ها به وجود می‌آید.
عناصر زیبایی شناختی صحنه در این نمایش بر مبنای دیالوگ و روابط قرار گرفته است. به نظر شما بهره‌گیری در زمینه عناصر زیبایی شناختی صحنه در همین حد کافی بود؟
هیچ وقت یا هیچ چیزی کافی نیست. اما چیزهایی لازم است. ما در حیطه لزوم می‌توانیم تا آن جایی که توانایی ماست، اتفاقات را به وجود بیاوریم که البته در این نمایش به میزان کافی داریم. از راهرویی که تماشاگر با وجود آبشار وارد صحنه می‌شود و تا پایان نمایش و دکور شیشه‌ای و یک آبشار بزرگتر،‌ عناصر بصری داریم. اما جایی هست که حرکت باید ‌منطقی و عقلایی باشد. من در این نمایش نمی‌توانستم به واسطه علاقه‌ام به تئاتر فیزیکال، از آن بهره بگیرم. در این جا تحمیل به اثر صورت می‌گیرد؛ از طرفی تمنای تماشاگر را هم می‌دانم. از نظر من هم شاید شنیدن یک ارکستر سمفونیک 2 ساعته در حوصله خود من هم نباشد. تمام این هجمه‌ها را به سمت خودم و اندیشه‌ام می‌بینم و درک می‌کنم. باید ببینم ‌متن چه چیزهایی را از من می‌خواهد.
یعنی واقعاً راهکاری نبود تا به این مشکلات فائق بیایید و بتوانید در یک زمان کوتاه‌تر، نمایش را روی صحنه ببرید تا هم اندیشه‌تان را بر صحنه حاکم کنید، همه تماشاگران را راضی نگه دارید؟
من این‌ها را مشکلات کار نمی‌دانم. این‌ها در حوزه دیالوگ‌ است. وقتی کاری در حوزه دیالوگ و ‌تبدیل به رفتار می‌شود، آن رفتار حدود خودش را هم مشخص می‌کند. ممکن است در محدوده دایره رفتاری به نظر تماشاگر ضعف‌هایی موجود باشد که میزان توانمندی‌ها و ناتوانایی‌های من را می‌رساند. اما در این کار که موقعیت از قبل چیده شده، موقعیت، خود"رسمرس هلم" است که مبنا و ملاک تمام رویدادهای نمایش قرار می‌گیرد. این موقعیت یک موقعیت شکننده، ‌موقعیت برانداز کننده و عریان کننده است و متن چیزی بیش از این از من نمی‌خواهد. درست است که شاید در ‌حوصله تماشاگر نگنجد؛ اما به خاطر این مسئله نمی‌توانم اصل اثر را بر هم بریزیم. اصل اثر هم از نظر من رویداد است.
فکر نمی‌کنید این رویدادها زمان زیادی را صرف می‌کنند تا عنوان شوند. تماشاگر امروز شاید این قدر احتیاج به دریافت آگاهی و اطلاعات نداشته باشد و حتی خیلی سریع‌تر از اجرا، موقعیت‌ها را درک می‌کند. حتی به مراتب پیش از رویارویی با موقعیت.
صد در صد همین طور است. با این حرفتان کاملاً موافقم.اما تماشاگر هم برای دیدن این که آدم‌ها قرار است در این وضعیت چه تصمیمی بگیرند پا به سالن می‌گذارد. 6 شخصیت نمایش نوعی طرز تفکر خاص دارند و تنها در یک جا با هم اشتراک پیدا می‌کنند. در حقیقت تماشاگر قرار است ببیند این آدم‌ها در این موقعیت‌ها چه تصمیمی می‌گیرند.
به دلیل ثبات شخصیت‌ها، تماشاگر خیلی زود می‌تواند به نتیجه پی برد. همه چیز آشکار است، او حتی به نتیجه فکر نمی‌کند و در پی موقعیت است.
دقیقاً. چون داستان تمام شده و اتفاق هم به پایان رسیده است. محدوده سخن درباره داستان‌ها تمام شده، حالا این که در یک موقعیت مشابه انسان‌ها چه تصمیمی می‌گیرند، دیدنی است؛ چون این مسئله کاملاً در حوزه رفتار است. 
 


ارسال نظر - ۰نظر

آخرین مطالب

”مرده‌های بی‌کفن و دفن ” تیرماه به تئاترشهر می‌آیند
۱۵:۴۴ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
”کارنامه 19274 هنرمند شهرستانی” با تولید 1928 نمایش و 8921 اجرای عمومی
۱۵:۳۵ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
وداعی در میان نیست ...
۱۵:۳۱ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
گزارشی از اجرای نمایش‌ها بعد از تعطیلات نوروزی
۱۳:۵۱ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
”فاصله تاریک ستاره‌ها” در تالار مولوی
۱۳:۳۹ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
بهاریه ”حسین پارسایی” به مناسبت فرا رسیدن سال جدید
۱۳:۱۵ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
استقبال بیش از 5 هزار نفر از نمایش ”به خاطر یک مشت روبل”
۱۳:۱۰ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
گزارشی از فعالیت‌های انجمن هنرهای نمایشی ایران در سال 88
۱۳:۱۰ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
اطلاعیه انجمن هنرهای نمایشی درباره سالنامه تئاتر ایران
۱۳:۰۸ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
برگزاری جشنواره سالیانه تئاتر زنان به کمک انرژی خورشیدی
۱۳:۰۴ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
کتاب چشم‌انداز تئاتر ایران منتشر شد
۱۳:۰۳ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
”آرش عباسی” و تولید تئاتر تلویزیونی ”آفتاب از میلان طلوع می‌کند”
۱۳:۰۱ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
انتشار فراخوان هفدهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان
۱۳:۰۱ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
فراخوان هفدهمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان 16 تا 20 مهرماه 1389
۱۱:۵۰ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
برگزاری سمینار بین‌المللی با موضوع تئاتر ایران و تئاتر تجربی
۱۰:۴۱ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸