در حال بارگذاری ...
  • جشنواره تئاتر فجر
  • کارنامۀ هنری پرویز بهرام، بازیگر تئاتر و صداپیشۀ ماندگار

    صدای خوب یا طبع شاعرانه

    ایران تئاتر- رضا آشفته:پرویز بهرام صداپیشه ماندگار و خوش نام در واقع مثل بسیاری از صداپیشگان صاحب اسم و رسم کارش را در تئاتر آغاز کرد و اگر توش و توان مفیدی برای ارائه و القای یک صدای ماندگار داشت، به هر تقدیر این امکان در آموزش فن بیان و کلاس های هنرستان هنرپیشگی ایجاد شده بود.

    علی نصیریان در آیین خاکسپاری پرویز بهرام بازیگری این صداپیشه را بر ما یادآوری کرد و در این مراسم گفت: درود می‌فرستم به روان بزرگمرد بازیگری و دوبلاژ ایران. همه فکر می‌کنند او فقط دوبلور بوده اما او از اوایل دهه ۳۰ بازیگری می‌کرد و من از آن زمان با او آشنا شدم. بهرام از کسانی بود که در دکلمه و بیان اشعار حماسی و اجتماعی بسیار کارآمد بود.

    پرویز بهرام فعالیت هنری‌اش را در سطح حرفه ای۶۰ سال پیش از تئاتر آناهیتا و  زیر نظر مصطفی و مهین اسکویی آغاز کرد. زمانی که برای نقش اتللو در نمایش آقای کسمایی انتخاب شد و بدون تردید می‌توان گفت: این نقش‌آفرینی او از بازی سرگئی باندارچوک در فیلم اتللو جذاب‌تر بود.

    جاده ابریشم، نمایانگر سرزمینها و مردمانی بود که در مسیر این جاده حضور داشتند و صدای یک راوی، آنچنان روی تصاویر نشست که بیننده را همچون همسفری در جاده ابریشم همراهی میکرد. پرویز بهرام از گویندگان با سابقه تاریخ دوبلاژ ایران، صدایی از جنس تاریخ را در جاده ابریشم روایتگری کرد. به جرات می توان بهرام را به عنوان تاریخ زنده حرفه دوبلاژ نام برد. او که از پیشگامان راه اندازی دوبله در تلویزیون است.

    آقای صدا، سلطان دوبله و این اواخر هم (در سال۸۴) با اینکه چهره‌اش برای خیلی‌ها شناخته شده نبود‍، جاودانگی‌ صدایش عنوان چهره‌ی ماندگار را نیز به القاب دیگرش افزود.

     

    تئاتر

    فعالیت خود را سال 1324 در 12 سالگی با کار بازیگری در تئاتر شروع کرد.اما بهرام چگونه وارد عرصه هنر شد؟ از او در این زمینه چنین نقل شده است:

    «زمانی که به دبیرستان خاقانی می‌رفتم با مرحوم حمید سمندریان دوست بودم و هر دو ما به کلاس آقای عبد الحسین نوشین می‌رفتیم و از همان‌جا من کار تئاتر را شروع کردم و در دبیرستان هم در رینگ بوکس نمایشنامه اجرا می‌کردیم و پیش از اینکه مشغول کار هنر و تئاتر بشوم فقط نزد پدرم کار مجسمه سازی کرده بودم.

    عبدالحسین نوشین تئاتر را به صورت حرفه ای در ایران آغاز کرد و خود من به تئاتر علاقه زیادی داشتم و مرحوم سمندریان هم علاقه داشت و بعداً برای ادامه تحصیل به آلمان رفت، من در آن زمان خیلی تئاتر می دیدم.»

    علاقه‌ی پرویز بهرام به نمایش تا حدّی بود که از همان آغاز دوره‌ی دبیرستان، ضمن تحصیل، با گروهی که تشکیل داده بود، جمعه ها نمایشنامه‌های زیادی را به صحنه می‌بردند. خودشان دکور می‌ساختند، خودشان سالن تئاتر کرایه می‌کردند و خودشان بلیط فروشی هم می‌کردند. البته پول زیادی نصیبمان نمی‌شد، ولی به هر حال رقمی بود که با آن زندگی می‌کردند. سپس وارد هنرستان هنرپیشگی و دورۀ هنرهای دراماتیک دانشکده ادبیات دانشگاه شده و  پس از تعلیم زیر نظر مدرّسانی چون پرفسور کوئین بی و دیوید سین در رشته‌ی کارگردانی، بازیگری و نویسندگی تئاتر فارغ التحصیل شد. سپس با هم دوره‌ای‌های هنرستان هنرپیشگی مانند علی نصیریان، عباس جوانمرد، جعفر والی، جمیله شیخی، فهیمه راستکار، بیژن مفید و جمشید لایق، با تشکیل گروهی به نام "هنر ملی" در زمینه‌ی تئاتر به فعّالیت  پرداختند. در سال ۱۳۳۷ و همزمان با تأسیس تئاتر "آناهیتا" در کنار هنرمندان دیگری چون محمدعلی کشاورز، سیروس ابراهیم‌زاده و مسعود فقیه کارهای نمایشی خود را ادامه داد.

    پیش از ورود به دوبله در هنرستان هنرپیشگی تحصیل میکرد و آنجا فن بیان کار میکرد. موسیقی را هم زیر نظر استاد جواد معروفی کار میکرد.

    او در این باره گفته است:« در دوره دبیرستان که کار تئاتر را شروع کردم، هنر تئاتر و دوبلاژ این پایه و استحکام زمان حال را نداشت. در تئاتر به شخصه کارگردانی و بازیگری میکردم و با تعدادی از دوستان برای اجرای برنامه، سالن هم اجاره میکردیم. به یاد دارم پیش از وقایع 28 مرداد 1332 ، به هنرستان هنرپیشگی میرفتم که با بزرگان بسیاری همچون مرحوم بیژن مفید، علی نصیریان، عباس جوانمرد، جعفر والی، رضا بدیعی و هوشنگ لطیفپور همدوره بودم.

    من هیچ تستی ندادم. چون در کار تئاتر بودیم ، صداها مشخص بود. یادم نمیرود اولین فیلمی که در استودیو ایران فیلم ، به جای شخصیت صحبت کردم ، هیچ امتحانی از من گرفته نشد. در واقع دوبلورهای اولیه به دلیل آن پیشینه تئاتر و با بهکارگیری فن بیان، صداهای شناخته شدهای داشتند.

    نصیریان درباره دوره و نحوۀ حضور بهرام در تئاتر در مراسم خاکسپاری اش در مقابل تالار وحدت گفت: او در زمان فهیمه راستکار کار می‌کرد و بعد از آن من او را در کارگاه‌هایی می‌دیدم که کارهایی از آرتور میلر را به صورت کارگاهی با هم کار می‌کردیم. بعد از آن هم در گروه آقای اسکویی کار می‌کرد و نمایش "اتللو" را در آن دوران کار کرد. یکی از بهترین دوره‌های کاری من آن زمان بود که با هم متداکتینگ را کار کردیم.

    نصیریان ادامه داد: اینها را گفتم تا بدانید بهرام هم صدایی استثنایی داشت و هم بازیگری بسیار خوب بود. پرویز بهرام از اوایل دهه ۳۰ که فعالیت‌های نمایشی گروه‌ها شکل می‌گرفت تئاتر را به گونه‌ای دنبال کرد که از لحاظ متن و بازی و کارگردانی به درستی پیش برود آن هم در دوره‌ای که دکتر فروغ، پری صابری و… کمک کردند که بر خلاف نمایش‌های معمول لاله زار، جریان درستی در دهه ۴۰ شکل بگیرد.

     

    دوبله

    پرویز بهرام به شکل حرفه ای دوبله را در سال 1329 آغاز کرد. او دربارۀ خاطرۀ ورودش به جریان دوبله گفت:« من دوستانی در حوزه دوبله نظیر جعفر والی و هوشنگ لطیف پور داشتم که یک روز آنها را در لاله زار دیدم به همراه آقایی به نام رضایی که مستندساز بودند و قسمت دوبله ایران فیلم نیز دستشان بود. ایران فیلم در حال حاضر خانه سینماست. آقای رضایی خطاب به دوستانم گفت که چه صدایی دارد و من را برای کار دعوت کردند و مشغول به دوبله شدیم.»

    پرویز بهرام با بیان اینکه زمان ورود از او تست دوبله نگرفتند، اظهارداشت:« اولین نقشی که دوبله کردم، ژان والژان در فیلم بینوایان نوشته ویکتورهوگو بود. می گویند از سنین جوانی صدایم همینطور بوده است.»

    او به فاصله کمی در سال 1331، مدیر دوبلاژ شد. و در این باره گفته:« به دلیل مشغله زیاد در کار تئاتر فرصت مدیر دوبلاژی را نداشتم و دوستان دعوت میکردند در فیلم صحبت کنم که خوشبختانه این لطف نصیبم شد که گویندگی نقشهای بزرگ و سنگین در فیلمها را انجام دهم. این روند ادامه داشت تا زمان تاسیس تلویزیون ملی که اینجانب به همراه هوشنگ لطیفپور و تنی چند از همکاران قسمت فنی واحد دوبلاژ در تلویزیون را احداث کردیم.»

    به نظر بهرام، صدا باید ذاتا صدای خوبی باشد، مثل طبع شاعرانه میماند و باید در کسی این طبع وجود داشته باشد. البته مطالعه و تمرین این طبع را غنی میکند؛ اما کسی که این طبع را ندارد، هر چه ادبیات هم بخواند، فایده ای ندارد. صدا در کار ما این ویژگی را دارد. ولی من روی صدایم کار کردم. در زمان حضور در تئاتر که تاثیر زیادی از استادان فن بیان گرفتم و حتی عده ای از خوانندگان آن دوره معتقد بودند که شما توانایی خوانندگی هم دارید. پیشنهادهایی می دادند و در پاسخشان میگفتم برای خودم میخوانم. مثلا در هنرستان هنرپیشگی، اساتید موسیقی نیز داشتیم. مرحوم جواد معروفی و اسماعیل مهرتاش ازجمله آنان بودند و در طول این سالها با ممارست بسیار این صدا را پرورش دادم. به قول معروف ارزان به دست نیاوردم. البته مقوله صدا در خانواده ما موروثی است
    به این ترتیب او نقشهایی هم که در دوبله گفت، استثنایی بودند. مثلا وقتی فیلم اتللو (به کارگردانی یودکویچ) برای دوبله آماده شد، بیشتر هنرپیشه های خوب تئاتر آن روزگار آمدند و امتحان صدا دادند. آقای جلال مغازه ای، مسوول ضبط صدا در ایران فیلم بودند. صداها ضبط شد، سپس به استودیوی خود فیلم در مسکو فرستادند. آنجا صدای ما انتخاب شد، یعنی صدای مرا خود کارگردان فیلم (یودکویچ) انتخاب کرد. و مدیر دوبلاژ این فیلم؛ هوشنگ لطیفپور بود و این فیلم خوشبختانه بسیار دیده شد. خاطرهای دارد از این فیلم که در سینما سعدی نمایش میدادند. بهرام روزی برای پیگیری درباره تاثیر دوبله اتللو به سینما رفت و در انتهای سالن نشست. پیش از آنکه مونولوگهای شخصیت اتللو پخش شود، جوان کنار دستی اش دیالوگها را حفظ بود و بیان می کرد. سعی هم داشت که با صدای بهرام بگوید. خیلی علاقه مند شد و از این جوان درباره فیلم پرسید که جواب داد:« 50 بار اتللو را دیده ام و گفتگوهای فیلم را حفظ شده ام.» به نظر بهرام، این به آن معنی است اگر یک کاری خوب درآید، مردم ما مشوقهای خوبی هستند و اعتماد دارد تشخیص دهنده های خبره ای نیز هستند. در حوزه تئاتر هم از نزدیک این تجربه را لمس کرده و با قضاوت مردم آشنا بود.
    بهرام با توجه به تجربه ای که در اجرای تئاترهای شکسپیر داشت، با بازی باندار چوک (اتللو) بیشتر ارتباط برقرار کرده یا الوییه؛ در این باره گفته است:« بازی سرلارنس الوییه در سطح بسیار بالایی قرار داشت؛ اما بازی سرگئی باندار چوک اصطلاحا بیشتر مرا گرفت. نه من، حتی تماشاگر فیلم را تحت تاثیر قرار داد. موضوع عجیبی که در سالهای کار تئاتر هم با آن برخورد داشتم، این موضوع است که هنرمندان انگلیسی آثار چخوف را بهتر از روسها بازی میکنند و به عکس روسها آثار شکسپیر را بهتر تولید میکنند! نمونه های فراوانی هم وجود دارد، مانند مقایسه هملت الوییه با سلت کوزینتسف. بهتر بود که چخوف در انگلستان به دنیا میآمد! و تفاوت دیگری که برایم ملموس است، لارنس الوییه وجه غالب در بازی اش تکنیک بود، در حالی که برای باندار چوک حس شاخصه اصلی کارش بود و این شاخصه در بازیگری خیلی مهم است.
    بهرام اولین فیلمی که به جای ارسن ولز صحبت کرد؛ در مرد سوم به مدیر دوبلاژی زنده یاد سعید شرافت بود. سپس خودش مدیر دوبلاژ فیلم همشهری کین کار ولز شد اما از آنجا که در تئاتر تجربه کرده بود که همزمانی کارگردانی و بازیگری سخت می شود، دوبله بازی وز را به ایرج ناظریان سپرد.
    به هر حال اتخاب صداپیشگان همشهری کین از انتخاب هوشمندانه بهرام نشان گرفت. چون بعضا دیده میشود، مدیر دوبلاژ یک فیلم رل اصلی اثر را هم میگوید و بر نقشهای حاشیه ای کمتر نظارت میشود. به همین دلیل دوبله همشهری کین ماندگار شد. او همچنین در فیلم جولیوس سزار، گوینده جیمز میسن بود؛ جولیوس سزار یکی از فیلمهای خوبی بود که لطیف پور در استودیو سعید دوبله کردند. در آنجا منوچهر اسماعیلی هم به جای مارلون براندو صحبت کرد.
    او به جای کلارک گیبل در فیلم آهسته و عمیق بران که در استودیو مولن روژ از سوی مرحوم ایرج دوستدار دوبله شد، صحبت کرد.
    او پیش از انقلاب گویندگی (نریتور) آثار مستند را آغاز کرد و در میان مستند زیادی که کار کرد؛ ازجمله مستند تاگود اثر ساتیا جیت رای هندی را با ارزش می دانست. البته یکی از مستندهای مشهور راز بقا بود که بیشتر با هوشنگ لطیفپور شروع شد و سپس او هم در کنار ایشان ادامه داد.
    بهرام همچنین از پیشگامان دوبله برنامه های مستند در تلویزیون هست. او معتقد هست:« فیلمهای مستند زیادی موجود است که گوینده هایی به زبان اصلی بسیار صحبت کرده اند که نه صدای خوبی دارند و نه حس خوبی... من و همکارانم سعی می کنیم بهتر از آن گوینده بگوییم. گوینده یک روخوانی متنی کرده، ولی به عشق ورزی و فرهنگ فرد هم بستگی دارد».

    او که به مستندهای تاریخی علاقه مند بوده است، در میان این نوع کارها به دو نام اشاره می کند: مستند جاده ابریشم و مستند مسلمانان  که هر دو بنابر یادآوری و داوری مردم همچنان به یادماندنی شده است.
    در سالهای میانی دهه 60 تمرکز کاری دوبله در تلویزیون بود،  در این برهۀ زمانی، با موجی از سریالهای آلمانی همراه بودیم که اغلبشان به ژانر پلیسی تعلق داشتند. سریال مشهور کارآگاه کاستر در آن زمان دوبله شد. بهرام در این دوران، سعی کرد نقش را بخوبی بگوید و مدیر دوبلاژی کار نیز به عهده اش بود. بعد آنها همین روال رو پیش را در انجام دوبلۀ سریالهای بازرسی مورس و بازرس هم تکرار کردند.
    از میان نقشی هایی که به جای هنرپیشه های ایرانی حرف زده که برایش خاطره شد، به گفته اش؛ مربوط است به سریال سلطان صاحبقران، اثر شادروان علی حاتمی که در نقش امیرکبیر با بازی ناصر ملک مطیعی صحبت کرد. همچنین در سریال سربداران (مدیردوبلاژ و هوشنگ لطیفپور) هم گویندگی کرد که برایش بسیار اهمیت داشت.

     

    رادیو

    سپس او در سال ۱۳۳۳ به دعوت آقای معینیان وارد رادیو شد و بیست سالی در آنجا در برنامه‌‌های داستان شب و جمعه بعد‌ازظهر نمایشنامه‌ اجرا می‌کرد. بهرام در این باره گفته:« کانون وکلا در آن زمان از من ایراد می‌گرفت که چرا کار هنری انجام می‌دهی، برای همین رادیو را رها کردم و به دلیل اینکه برخی از موکلینم در شهرستان بودند و باید برای دفاع به آنجا می‌رفتم، نمی‌توانستم در رادیو حضور داشته باشم.»

    البته بهرام در رادیو فقط به عنوان نقش‌خوان حضور داشت. او با برنامه‌های طنز و کمدی صبح‌های جمعه همکاری نمی‌کرد و تنها در برنامه «داستان شب» که جمعه شب‌ها پخش می‌شد کار جدی انجام می داد.

     

    مرور زندگی
    پرویز بهرام در ۴ مرداد سال ۱۳۱۲ در محله درخونگاه تهران زاده شد و به واسطهٔ شغل پدرش، او را هم به بابل بردند و شناسنامه‌اش را هم در بابل گرفتند. او به مدت ۷ سال در محلّه بی سرتکیهٔ شهر بابل ساکن بود. علی‌اکبر بهرام، پدر پرویز بهرام از هنرمندان رشتهٔ گچ‌بری و آینه‌کاری و مجسمه‌سازی بود که نمونه‌های موجود در کاخ گلستان از آثار او است. او دوران کودکی و نوجوانی‌اش را چنین روایت می‌کند:« پدرم من را به سر کار می‌برد و من دوست داشتم مجسمه‌سازی را یاد بگیرم ولی خب مجسمه‌ساز نشدم، البته علاقه خیلی زیادی هم به حرفه پدرم نداشتم، پدرم انسانی اهل هنر، خوش‌بیان و خوش‌اخلاق بود و شب‌ها که همه دور هم بودند قصه‌هایی از ویکتور هوگو می‌خواند و محتوای قصه را با شرایط آن روز تهران تطبیق می‌داد، پدرم هرچند خیلی جدی بود ولی هیچوقت ما را تنبیه نمی‌کرد.»

    بهرام فارغ التحصیل دانشکده حقوق دانشگاه تهران هست و در سال 1348 پروانه وکالت گرفت و در کنار کار هنری، به میزان کمی وکالت هم انجام داد.

    پرویز بهرام، صدای ماندگار دوبله ایران صبح روز دوشنبه ششم خرداد ماه در سن 86 سالگی درگذشت.

    صدای ماندگار

    پرویز بهرام یک صدای ماندگار هست و برای برخی از ما خاطرۀ خوش و به یاد ماندنی. این خود دلالت آشکاری است بر اینکه هنرمندی یک اصل و اساس بی چون و چرا در ماندگاری انسان هاست. اینها از جمله هنرمندانی هستند که شاید تا سالها جای خالی شان محسوس باشد. مگر اینکه بتوانیم از شیوه آنان درس بگیریم و با الگوسازی ایشان بشود این مسیر پرورش در خلاقیت را ممکن سازیم.

    یاد و خاطرش گرامی باد.

     

    منابع:

    پرویز بهرام که بود؟ ایسنا، 6 خرداد 98.

    پرویز بهرام: دوبله را با صداپیشگی ژان والژان شروع کردم/ وکیل دادگستری بودم، ویس آرت، به نقل از برنامه تلویزیونی زنده رود، 14 شهریور 94.

    روایت علی نصیریان از تجربیات بازیگری پرویز بهرام، هنرآنلاین، 8 خرداد 98.

    شیربانی، بهناز، درگذشت پرویز بهرام، شرق، سه شنبه 7 خرداد 98.

    غنیپور، نیروان، راوی جاده ابریشم، جام جم، دوشنبه 14 اسفند 1385.

     مصاحبه با استاد پرویز بهرام  چهره ماندگار دوبلاژ، سایت صدا و سیمای مازندران، 1394.




    نظرات کاربران

  • جشنواره گام دوم
  • جشنواره ملی تئاتر خرمشهر
  • جشنواره سراسری تئاتر رضوی