در حال بارگذاری ...
سیروس همتی بازیگر نمایش سلول:

این کار نیاز به یک سنباده کاری داشت

ایران تئاتر: سیروس همتی در خصوص نمایش سلول معتقد است: به عقیده من این کار نیاز به یک سنباده کاری داشت و نیاز بود ده دقیقه از کار را کم کنیم حتی اگر باعث می شد انعکاس خنده را از تماشاگر بگیریم.

نمایش سلول اثر جدید محسن زرآبادی این روز در تماشاخانه مهرگان به روی صحنه رفته است. در این نمایش که به سرگذشت زندگی چندین زندانی می پردازد که هر کدام به دلیلی به زندان افتاده اند و به نوعی مخاطب را به یک شب از زندگی آنان که از قضا شب یلدا است روبرو می کند، سیروس همتی بازیگر باتجربه تئاتر در نقش اکبر ایفای نقش می کند.

در خصوص این نمایش و شخصیت اکبر گفت و گویی با این او انجام دادیم:

 

مرور بر فرآیند بازیگری شما نشان می دهد همواره تلاش دارید نقش های متفاوت بازی کند، حتی اگر در این امر موفق هم نشده باشید، بازی در نمایش سلول را هم بر پایه همین تفکر پذیرفتید؟

من با محسن زرآبادبی در نمایشی از روهام مختومی در جشنواره آیینی سنتی سال 1388 هم بازی بودم. بعدها نیز قرار بود در چند نمایش دیگر مثل کاری از آقای باستانی، آقای عبدالهی و ... با هم بازی کنیم که متاسفانه امکانش برایم فراهم نشد اما این ارتباط ماندگار ماند. زمانی که «مزامزا» در ایرانشهر روی صحنه بود، ایشان برای تماشای نمایش به سالن آمد و همان آنجا از من برای حضور در نمایش دعوت کرد. وقتی متن را خواندم، با توجه به اینکه مخاطب عموما مرا در نقش های طنز یا با بارطنز دیده اند، احساس کردم نقش اکبر یک نقش متفاوتی است و بار دراماتیکش آنقدر هست که ذهنیت مخاطب را از آنچه از من دیده، دور کند لذا این نقش را انتخاب کردم  و پذیرفتند.

 

در تصویرسازی این شخصیت چقدر تاثیرگذار بودید؟

اکبر رکب خورده رفاقت است. زن و رفیقش را به خاطر مسائل ناموسی کشته و در انتظار حکم اعدام است. اما نه در رفاقت کم آورده و نه همسرش را متهم این ماجرا می دادند. تا آنجا که وقتی از او می پرسند چرا زنت را کشتی می گوید به خاطر رفیق بی ناموسم. یعنی هنوز لفظ رفیق در دهانش هست. یا وقتی سرباز زندان در خصوص زنش از او سوال می کند، می گوید: «به زنم گشنگی دادم، تشنگی دادم، کتکش زدم و آخرش هم کشتمش» و حتی به او سفارش می کند که اگر می خواهی زن بگیری قبل از اینکه زن بگیری زن نگه داشتن را یاد بگیر. این شخصیت اکبر است. کسی که به خاطر این رفتارش در زندان نیز به عنوان وکیل بند یا معتمد بند انتخاب شده است.

من قبل و در طول تمرین همواره در خصوص نقش و ابعاد شخصیتی آن فکر می کنم. در خصوص اکبر هم پس از کمی بررسی و مطالعه، به این نتیجه رسیده بودیم که این شخصیت می تواند تداعی گر یکی از بازیگران قدیمی باشد. کسی که عاشق یک بازیگر است، همه فیلم های او را دیده و سعی می کند رفتار، اخلاق و حتی کلامش را هم به سمت دیالوگ ها این بازیگر ببرد. لذا با هماهنگی کارگردان، از طراح صحنه خواهش کردم دوتا عکس از یکی از بازیگران قدیمی روی تخت من بگذارد. بعد تمام فیلم های این بازیگر را دیدم و با توجه به اینکه متن در طول تمرین تغییر می کرد، دیالوگ های آن بازیگر را اضافه کردیم. در خصوص لباس اکبر نیز به اتفاق کارگردان به این قضیه پای بند شدیم که کاپشن خلبانی، شلوار کردی، انگشتر و سبیل می تواند آنچه را که ما از شخصیت اکبر انتظار داریم به مخاطب القا کند.

احساس می کنم تمام خصوصیات شخصیت اکبر از سیروس همتی دور بوده و هست و اینها موضوعاتی ست که یک بازیگر را قلقلک می دهد تا کاری کند که برای مخاطب جذاب باشد.

 

نمایش خیلی بازیگر محور بود و این موضوع به نظر کار را به سمت بداهه پردازی برد. نظر شما چیست؟

بی شک هیچ ماست فروشی نمی گوید ماست من ترش است اما چون در اینجا فقط در کسوت بازیگر هستم این احساس را دارم که نمایش می توانست کوتاه تر باشد. چندین بار هم به کارگردان در این خصوص صحبت کردیم و خوشبختانه او هم همسو با ما بود و قبل از اجرا توصیه هایی می کردند. اما چون تماشاگر جذب کار می شود، بازیگر احساس می کند مواردی که در تمرین شده اما قرار بود حذف شود، برای جذابیت بیشتر، باز هم تکرار کند. به نظر من این کار به سنباده کاری نیاز داشت و  هر چند باعث می شد انعکاس خنده را از تماشاگر بگیریم اما ده دقیقه از کار را باید کم می کردیم.

 

اما در این نمایش این احساس وجود دارد که نمایش هدف را فدای خنداندن مخاطب کرد؟

اگر صحنه های خودم نبود می گفتم دقیقا حق با شماست. اما وقتی در صحنه هایی تماشاگر با من همذات پنداری می کند. متوجه قاچاقچی بودن من می شود، بچه دار بودن من می شود، می فهمد مادر بچه ام را کشتم و ... که این موضوع در پرسوناژهای دیگر هم بود، نمی شود گفت هدف فدای خندان شده است. من این را قبول ندارم اما اگر بگوییم میزان طنز کار سوار بر اجرا بود، می پذیرم.

 

در کسوت یک کارگردان و نویسنده با تجربه چقدر در این کار به آقای زرآبادی کمک کردید؟

آقای زرآبادی به شدت انعطاف پذیری است. خیلی اصرار داشت و دارد که کار رئال باشد و اگر طرحی می دادیم که به آن سمت بود، در این خصوص فکر می کرد و جبهه نمی گرفت.  در مقام یک بازیگر هر چه از ذهنم بیرون می آمد می گفتم و این بزرگوار آن چیزی که با ذهنیت و طیف فکری اش همسو بود، اعمال می کرد. در سایر موارد نیز اجازه می خواست که طرح های خودش پیاده شود.

 

و یک نقطه ضعف کار که اگر شما بودید انجام نمی دادید؟

صادقانه می گویم با توجه به اینکه من همواره اعتقاد دارم در دل رئال هر کاری می شود کرد، شاید اگر من بودم میزان تاریکی های آخرین صحنه را در دل کار می گذاشتم و همه را در انتهای کار پشت سر هم نمی آوردم تا بین خنده و گریه یک تناسبی ایجاد شود. خوب ایشان نگاهی دیگری به کار داشت و باید به آن احترام گذاشت.

 

اولین باری است که در تماشاخانه های خصوصی روی صحنه می روید عمده کارهایتان چه در کسوت بازیگر و چه کارگردان در سالن های دولتی بود، اجرای نمایش در بخش خصوصی را چطور دیدید؟

پاسخ این سوال نیازمند این است که چند کار در سالن های خصوصی دیگر اجرا بروم و در تجمیع تجربیاتم به آن برسم. اما اتفاقی را در این سالن دیدم که نمی دانم باید به کل تعمیم داد یا نه.

یک مشکل اساسی زمان اجراهاست. در این نمایشی که در حال اجرا هستیم، قبل از ما اجراست. یعنی گریم کار ما در اتاق بسیار کوچک در کنار صحنه است و همه بچه ها باید آرام باشند تا صدایمان به گروهی که در حال اجرای نمایش هستند صدمه نزند. این اجرا به محض اینکه تمام شد، گروه ما باید به سرعت و با هزار مصیبت دکور را بچیند. به محض آماده شدن دکور، بدون آنکه زمانی برای تمرکز بازیگر باشد، تماشاگران وارد سالن می شوند. اگر شرایطی به وجود می آمد که بازیگران تمرکز می گرفتند قطعا کارها بهتر روی صحنه می رفت.

اجرا که تمام می شود سریعا مسئول سالن اعلام می کند تماشاگران از درب دیگر خارج شوند و گروه بعدی به سرعت آماده اجرا می شود. حتی کارگردان وقت ندارد گروه را دور هم جمع کند و ایرادات را بگوید. این کار اساسی ترین و بدیهی ترین کار یک کارگردان است. واقعا متاسف شدم. فکر می کنم مدیریت تئاتر خصوصی باید به کیفیت هم نگاه کند، اینکه سه تئاتر در یک فرآیند چند ساعته و باکمترین فاصله به روی صحنه بروند، کمکی به پیشرفت تئاتر کشور نمی کند.

 

برای آینده کاری برنامه خاصی دارید؟

بله نمایش تمساح را به تئاتر شهر پیشنهاد کردم. خوشبختانه تمام امتیازاتی که برای اجرا در تئاتر شهر نیاز است را دارم و منتظر تا مدیریت محترم تئاتر شهر زمان اجرا را اعلام کند.

 

 

گفت و گو : علی رحیمی




نظرات کاربران