در حال بارگذاری ...
در نشست تخصصی «واکاوی ابعاد هویت بین‌المللی  جشنواره تئاتر فجر» مطرح شد

هنرگردانی و شبکه‌سازی ضرورت دست یافتن به هویت بین‌المللی

در نشست تخصصی «واکاوی ابعاد هویت بین‌المللی  جشنواره تئاتر فجر» کیوریتورینگ و نت‌ورکینگ در کنار تعریف های ساختاری به عنوان ضرورت‌های دست یافتن به هویت بین‌المللی مطرح شد.

به گزارش ایران تئاتر، نشست تخصصی «واکاوی ابعاد هویت بین‌المللی  جشنواره تئاتر فجر» با حضور دکتر سعید اسدی و حسین مسافر آستانه از دبیران دوره‌های مختلف جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر روز سه شنبه ۲۱ خرداد ۹۸ ساعت ۱۴ در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.

سعید اسدی مدیر مجموعه تئاتر شهر در بخشی از سخنانش در این نشست با تاکید بر وجه اقتصاد در فعالیت های بین المللی گفت: من کارشناس اقتصاد نیستم و به عنوان یک کارگردان تئاتر درک درستی از این مقوله نمی توانم داشته باشم. در الگوهای جهانی در ارتباط با فستیوال های هنری ساختارهای نهادینی شکل می گیرد که نقش های مختلفی در آن تعریف می شود. از جمله این نقش ها دبیر و کیوریتورهای جشنواره هستند که در حقیقت آن ها پروگرامینگ و برنامه ریزی ها را بر عهده دارند. حالا چطور این کار را انجام می دهند؟ بر اساس پارادایم و رویکردی که بر اساس آن اهداف مشخصاً باید سازمانی را شکل داد و به دنبال آن راهبرد خود را تعریف کنید. وقتی راهبرد را شکل دادید آن وقت برنامه عملیاتی برایش می نویسید. در واقع یا از پیش این برنامه ها را در قالب سازمانی پیش می برید که از پیش تشکیل شده، یا اینکه باید این سازمان را ایجاد کنید. بر اساس ضرورت هایی که راهبردهای ما ایجاد می کند می توان نقش های جدیدی را هم در برنامه ریزی ها وارد کرد. واضح است که در یک سازمان تخصصی و مبتنی بر استانداردهای منطقی  نقش ها باید به افراد کاردان و متخصص در هر حوزه سپرده شود که بسیاری اوقات لازم است خارج از سازمان جشنواره ها در جستجوی آن ها بود.

وی در ادامه افزود: وقتی پارادایم های علمی  شکل نمی گیرد، آن چه که در فرآیندها باید ظاهر شود مخدوش جلوه می کند. وقتی اراده بالادست به پایین دست می آید این اراده ابتدا به سکن حاصل نشده  و خلق از عدم نیست. در حقیقت به این صورت کارشناسی از پایین اتفاق می افتد ولی این کارشناسی تاثیرگذاری چندانی به دنبال ندارد یا در واقع موفق به تصویرسازی نمی شود. در واقع کارشناسی از پایین اتفاق می افتد تا در بالا تبدیل به تصمیم سازی شود. حالا باید ببینیم این نهاد بالادست به عنوان نمونه جایگاه مرکز پژوهش های مجلس در حوزه تئاتر کجاست؟ چنین نهادی باید درباره همه چیز نظر داشته باشد. این الگوها و فضا را چه کسی باید بسازد؟ ولی همین کاری که مرکز پژوهش های مجلس باید بکند عیناً ما هم باید در اداره کل هنرهای نمایشی صورت دهیم در حالی که نه امکان، نه توان تخصصی و نه بودجه اش را داریم. در این ارتباط رسانه ها هم که ذاتاً باید خبر رسان باشند، آرام آرام در جایگاه تحلیل می نشینند و وارد چالش هایی می شوند که روندی فرسایشی را ایجاد می کند.

مدیر مجموعه تئاتر شهر در ادامه سخنانش گفت: در حال حاضر در حوزه آموزش و تعلیم در دانشگاه ها هم چندگانگی هایی وجود دارد. ما تنها سرمایه های انسانی را تولید می کنیم و بعد رهایش می کنیم. اساساً در این حوزه هیچ ایده ی کارآفرینی هم نداریم و بعد بر اساس عادت تاریخی ما ایرانی ها تصورمان این است که همیشه باید به یک منبع مثل سوبسیدها وابسته باشیم که این مسئله در مورد جشنواره تئاتر فجر هم صادق است و تئاتری ها حضور در آن را به عنوان سهمی ملی انتظار دارند. الان وقتی کارهای بخش بین الملل را افتتاح می کنیم برای نمونه کار تولید سال 2012 است که سال 2019 به ایران می آید. باید یادمان باشد موثرترین کارهای خارجی که در جشنواره فجر حضور داشته و هنوز هم خاطره خوشایندی از حضورشان داریم مربوط به کمپانی های معظم تئاتر بوده است. ولی باید به این نکته توجه داشته باشیم که اگر برای نمونه اوستر مایر یا کاستلوچی یا روبرتو چولی را به جشنواره دعوت کرده ایم در حقیقت با هویت کمپانی های تئاتری در این رویداد حضور داشته اند و بر اساس همان نقش هایی که از آن ها حرف می زنیم در موقعین ویژه خود قرار گرفته اند. ولی در اینجا گروه های ما در تعیین نقش ها مناسبات استانداردی را دنبال نمی کنند و برای مثال کارگردان نقش های متفاوت مدیریت گروه، مدیریت اقتصادی و بسیاری نقش های دیگر را بر دوش می کشد. بنابراین بین المللی سازی اگر بخواهد در حوزه تئاتر اتفاق بیفتد باید کار از بین المللی سازی گروه های تئاتری باید آغاز شود. اگر این اتفاق بیفتد نوعی از رفتار تولید می شود که می تواند در فستیوال هم دیده شود.

اسدی در ادامه در خصوص در خصوص انتظارات جامعه تئاتر از جشنواره تئاتر فجر تصریح کرد: ازدحام انتظارات از جشنواره به این دلیل شکل گرفته که سلسله مراتب در تولید تئاتر ما بی معنی است. حقیقت این است که تئاتر ما را  آماتوریسم آماس کرده دارد از بین می برد. نه اینکه تئاتر از بین برود بلکه کیفیت آن دارد از دست می رود. بنابراین شما با انبوهی آماتور روبه رو هستید که اساساً ادبیات گفتگوی تئاتر حرفه ای را ندارند؛ چرا که مدیریت ما آماتوری است و زمانی که که مدیری صاحب تجربه می شود موقع رفتنش فرا می رسد. بنابراین تا وقتی که سیستم و نقش هایی که به شکل تخصصی باید تعریف شوند وجود نداشته باشد با این مسائل روبه رو خواهیم بود. باید پرسید مثلاً نقش سازمان برنامه و بودجه یا نقش واحدهای دیگر وزارت ارشاد در این ارتباط چیست . اساساً تولید فرآیند کردن کار کدام نهادها است؟ پژوهشگاه فرهنگ و هنر می تواند سلسله جنبان این تعرف ها باشد که برای مثال در رویداد جشنواره چه رویکردی باید داشته باشیم. نکته اساسی همین است که اجازه نمی دهد شما در نهایت یک فستیوال بین المللی در قد و قواره استانداردهای جهانی داشته باشیم.

حسین مسافر آستانه در بخشی از سخنانش در این نشست گفت: مسئله اصلی این است در اینجا جای همه این نقش هایی را که به صورت تخصصی باید تعیین شود به فاجعه منتهی می شود. یعنی چون نقش ها به صورت واقعی تعریف نشده همه با دلالی در این نقش ها قرار می گیرند و این واسطه گری جایگزین همه نقش ها می شود که به درجا زدن ما منتهی می شود؛ درجا زدن به معنای کامل. در واقع آن چیزی که این خلاء را پر می کند فاجعه است. آنچه که ما الآن با آن مواجه هستیم عدم برنامه ریزی و تعیین نقش هاست  که باعث می شود مدیران جشنواره دست کم اگر بخواهند سر خود را به سلامت بگذرانند ناچار هستند به این مسئله تن بدهند که آن جلب رضایت عمومی بدنه تئاتر است. البته این امر محالی است ولی در نهایت مجبور هستند لطمه را به آن امری بزنند که متولی آن هستند. به این ترتیب همه انتظارات تبدیل به یک برنامه آماس کرده ای می شود که هیچ نتیجه قابل اعتنایی را در پی نخواهد داشت. با وجود این همواره باز با تعدادی ناراضی روبه رو خواهیم بود. این واسطه گری ها جشنواره را از محتوا خالی خواهد کرد و به این ترتیب رویداد هیچوقت به اهداف مورد نظر خود نخواهد رسید.

وی در ادامه افزود: همانطور که به آماتوریسم اشاره شد، در حال حاضر با مدعیانی روبه رو هستیم که دیگر به هیچ طریقی نمی توان جلویشان را گرفت. از آنجا که گروه به شگل حرفه ای در ایران تعریف درستی ندارد، هر کسی می تواند مدعی تخصص کارآمدی باشد. مدیران ما هم بدون هیچ درایتی به این ها مجوز می دهند. انتشار چنین فسادی  در عرصه ای که می خواهد مدعی فرهیختگی هم باشد به راحتی دارد صورت می گیرد. همه ضوابطی که در گذشته ما وجود داشته متاسفانه در سایه آماتوریسم از میان رفته است که نتیجه اش در فستیوال های ما هم آشکار می شود. ما نمی توانیم جشنواره فجر را جدای از این مناسبات ارزیابی کنیم.

سعید اسدی در بخشی دیگر از سخنانش در این نشست بیان کرد:  یکی از نکاتی که باید در ارتباط با مسئله تولید تئاتری باید به آن توجه کرد مسئله نتورکینگ است. واقعیت این است که ما در عرصه نتورکینگ بسیار عقب مانده ایم. البته به شکل سنتی نتورکینگ را به نوعی داشته ایم ولی در عرصه فرهنگ فاقد این کارکرد بوده ایم. اما نقش حقیقی نتورکینگ که در واقع شکلی از گردش  آثار بین المللی را فراهم می کند که در سیاست گذاری جشنواره باید اراده آن وجود داشته باشد تا بتواند در شبکه ارتباطی رویدادهای تئاتری جهان قرار بگیرد. اما یکی از موانع اصلی در این ارتباط این است که ما پروتکل های نتورکینگ را به شکل بین المللی نمی شناسیم و نداشتن شناخت کافی نتورکینگ باعث شده تا گفتگو در جشنواره  نتواند شکل بگیرد.  

در این نشست حسین مسافرآستانه با ذکر مقدمه در مورد تئاتر فجر پس از وقوع انقلاب گفت: جشنواره تئاتر فجر پس از انقلاب اسلامی، متناسب با ارزش‌های انقلاب به‌وجود آمد. اما آرام آرام دگردیسی موضوعات جشنواره تئاتر فجر را شاهد بودیم مثل دوران جنگ ایران و عراق که موضوع آثار متناسب با این وضعیت تغییر کرد. بعد از مدتی عده‌ای از افراد منتقد این تغییر و عدم تناسب آن با موضوع فجر بودند اما بعدها این تغییرات و نگاه جدید به جشنواره، مورد قبول افراد قرار گرفت و به‌نوعی پذیرفتند که این جشنواره، جشنواره «تئاتر ایران» باشد.

حسین مسافر آستانه نیز در بخشی دیگر از این نشست گفت: پیشنهاد من این است که ما یک جشنواره‌ای داشته باشیم با موضوعات کنونی که در هر زمان از فصل و ماه سال بتواند برگزار شود و یک جشنواره نیز با همان موضوع فجر و آثار انقلابی داشته باشیم که در همان موعد خود برگزار شود. چراکه نسل جدید ما هم نیاز دارد که با انقلاب و ابعاد مختلف آن آشنا شود ولی درحال حاضر هیچ شناختی از آن‌ها وجود ندارد و برای نسل جدید ناشناخته مانده‌‍اند. جشنواره تئاتر فجر باید فجری باقی بماند با تمام ویژگی‌ها و خصوصیات تئاتر فجر. اما تئاتر کشور باید بارور شود. جشنواره تئاتر فجر نباید پاسخگوی تمام نیازهای کشور باشد. لذا باید «تئاتر بزرگ کشور» داشته باشیم تا همه موضوعات را در خودش بگنجاند. تنها در این صورت است که بعد بین‌المللی نیز معنی پیدا خواهد کرد.

آستانه با اشاره به برخی ضعف‌ها در عرصه تئاتر اظهار کرد: ما به دلیل نیروی انسانی فوق‌العاده‌ای که در تئاتر داریم، می‌توانیم در عرصه بین‌المللی بدرخشیم ولی ما از این نیروی انسانی باسواد، بااستعداد و خلاق بهره‌برداری نمی‌کنیم. هرکدام از این نیروها خلاقانه کار خودش را تولید می‌کند و اگر کاری نکنند سراغی از آن‌ها گرفته نمی‌شود. او هم‌چنین به نحوه انعکاس موضوعات مختلف در تئاتر اشاره و تصریح کرد: ما موضوعات مبتلابه منطقه را در تئاتر نداریم. درحالی‌که تئاتر هنری است که می‌تواند خیلی از واقعیت‌ها را به‌خوبی انعکاس دهد. دلیل این فقدان این است که ما برنامه‌ریزی و دسته‌بندی مشخصی برای شناخت مسائل منطقه و انعکاس آن‌ها نداریم.

در ادامه این جلسه، دکتر سعید اسدی از دیگر داوران جشنواره تئاتر فجر وضعیت کنونی تئاتر را حاصل یک اشتباه تاریخی دانست و اذعان کرد: به جای اینکه نهاد تولیدکننده‌ای که قبل از انقلاب ایجاد شده بود، بعد از انقلاب اصلاح شود، تبدیل به نهاد دیگری شد مثل اداره برنامه‌های تئاتری که به مرکز هنرهای نمایشی تبدیل شد ولی این مرکز سازوکاری برای تولید ایجاد نکرد و وزن اصلی را روی جشنواره گذاشت و این «جشنواره‌گرایی» یکی از مشکلات تئاتر ایران شد.

اسدی به کاستی‌های تئاتر بعد از انقلاب اشاره و گفت: اساساً تولید هنری می‌توانست دو سویه داشته باشد؛ سویه درون‌مایه‌ای که حاوی همان آرمان‌ها و پیام‌های انقلابی باشد و سویه زیبایی‌شناختی. ولی سازوکاری برای تولید ایده زیبایی‌شناختی در نهادهای مختلف وجود نداشت. بنابراین برای جبران این کاستی، نیاز به ترجمه و بازیابی‌هایی از کارهای دیگران در دنیا داشتیم که این مهم از دهه ۷۰ و هم‌زمان با ورود نسل دانش‌آموخته و دانشگاهی به عرصه تئاتر و هم‌چنین فعال شدن بخش بین‌الملل آن، برآورده شد.

این دبیر جشنواره تئاتر فجر با بیان اینکه جشنواره‌های بین‌المللی می‌توانند فرصتی برای توریزم بین‌المللی باشند، خاطرنشان کرد: جشنواره‌های بین‌المللی می‌توانند فرصتی برای توریزم بین‌المللی باشند، یعنی نه‌تنها شرکت‌کنندگان بین‌المللی داشته باشد بلکه مخاطبان بین‌المللی نیز داشته باشد. ولی ما نتوانسته‌ایم این توریزم فرهنگی را شکل دهیم که بخشی از این مسأله به سیاست‌های ضعیف میراث فرهنگی و گردشگری برمی‌گردد که توریزم فرهنگی را در بناها و آثار تاریخی می‌بیند درحالی‌که عرصه فرهنگی یک ملت می‌تواند در بازارها، نحوه پوشش، موسیقی، کنسرت‌ها و غذاهای آن‎ها باشد.




نظرات کاربران