در حال بارگذاری ...
  • جشنواره تئاتر فجر
  • گفت‌وگوی ایران تئاتر با پریسا سیمین مهر به بهانه حضور در جشنواره آیینی و سنتی

    وظیفه نقال نگهداشت سینه به سینه روایت‌ها است

    ایران تئاتر:پریسا سیمین مهر هنرمند عرصه نقالی معتقد است؛  وظیفه ما به عنوان روای و قصه گو مشخصاً یادآوری آنچه است که در گذشته وجود داشته و دارد فراموش می‌شود.

    پریسا سیمین مهر هنرمند حوزه نقل و روایت که امسال به عنوان مجری بخش قهوه خانه نمایش های ایرانی نوزدهمین جشنواره نمایش های آیینی و سنتی در این رویداد حضور داشت و علاوه بر این دو اثر در عرصه نقالی نیز در این بخش ارائه داده بود، در تجربه های اخیر خود رویکردی تطبیقی را در ارتباط با روایت حماسی و تاریخ معاصر دنبال می کند که ویژگی های خاصی به اجراهای او می بخشد. این هنرمند با اعتقاد به اینکه نقل و روایت جنبه های مختلف و متعددی دارد که می توان به آن ها توجه بیشتری داشت در این تجربه ها در چنین مسیری حرکت می کند. به بهانه برگزاری نوزدهمین جشنواره آیینی و سنتی و حضور این هنرمند در این دوره از جشنواره گفت و گویی با او داشته ایم که در ادامه می خوانید.

     

    پیش از هر چیز از اجراهایتان در نوزدهمین جشنواره آیینی و سنتی بگویید.

    دو اجرا در جشنواره ارائه کردیم.یکی  از این‌ها داستانی  بود به سند شاهنامه ثعالبی و متونی که از ابوریحان بیرونی به جا مانده است. نوازنده ای به نام باربد از مرو به تیسفون می رود خود را به بارگاه خسرو پرویز می رساند و قطعاتی از موسیقی مقامی را آنجا می نوازد. فردوسی اینجا نشانه هایی می دهد از جمله اینکه می گوید « همی سبز در سبز خوانش کنید»؛ ما نمی دانیم مقام یا دستگاه سبز در سبز یا پیکار در گردش چیست. بنابر متونی که به جا مانده و از جمله سی لحن باربد و 365 مقامی که هر روز می نواخته و ابوریحان بیرونی به آن ها اشاره می کند، تنها نامی از این ها باقی مانده و از اینکه با چه مقام ها و دستگاه هایی روبه رو هستیم بی خبریم. با این حال این متن ها نشانه هایی در اختیار ما می گذارد.  برای نمونه می بینیم که باربد از مرو سفر آغاز می کند و متن به ما می گوید که او هم داستان سرا،  هم شاعر و هم نوازنده است و این ویژگی را ما در بخشی های خراسان می بینیم. برای این اجرا سراغ هنرمندی از  شیروان در شمال شرقی ایران رفتم که دست بلندی در داستان پردازی دارد و بنا بر ظرفیت موسیقایی و مقامی خراسان که خاستگاه این شخصیت تاریخی است، داستان رفتن باربد به بارگاه خسرو پرویز را روایت می کنیم که به لهجه های ترکی شرقی، کردی شرقی و تاتی شرقی اجرا می شود. روایت به زبان فارسی است اما قطعات موسیقایی در قالب مقام هایی با این لهجه ها ارائه می شود. اجرای دیگری که در این دوره از جشنواره داشتیم به یکی از حماسه های معاصر این منطقه می پردازد. سردار عیوض خان شخصیتی است که در دوره قاجار در نبرد دلیرانه ای   به مقابله با روس ها بر می خیزد. داستانی که از این حماسه در اختیار داشتیم بسیار مختصر بود ولی داستان را بنا بر مشاهداتی که دیگران از داستانگویی ها داشتند و برای ما بازگو می کردند پرورش دادم و نقل آن را نوشتم که همراه با کنش های بعضی از پهلوانان شاهنامه روایت پیش می رود. برای نمونه اگر در جایی از نقل سردار عیوض می آید و با سربازانش صحبت می کند معادل با آن طوس است که در سوی دیگر روبه سربازان خود سخن می گوید. در واقع تطبیقی درون متنی را در این ارتباط پیش بردیم و به این ترتیب حماسه ای را که در شاهنامه روایت شده با یک حماسه معاصر و قابل لمس تطبیق داده ایم.

     

    شیوه اجرایی این آثار به چه شکل بود و از چه عناصری بهره می برد؟

    هر دو این اجراها در قالب نقالی و نقل موسیقایی ارائه می شد. در این اجراها از بعضی عناصر معمول مثل پرده نقالی پرهیز کرده ایم؛ چرا که قصدمان این است که تصاویر را از طریق اجرا برای مخاطب بسازیم نه اینکه بر اساس تصویری از پیش آماده شده روایت را پیش ببریم. استادی که در این دو اجرا برای نواختن قطعات مرا همراهی می کرد استاد  بخشی حسین ولی نژاد از داستان پردازان و داستان گویان ماهر و چیره دست خراسان شمالی است و جایگاهی بین المللی در این حوزه دارد. در واقع در این اجراها نقل روایی را با نقل موسیقایی تلفیق کردیم و این دو بده بستان های خوبی را با هم به نمایش گذاشتند.

     

    پیش از این هم به چنین تجربه هایی در روایت و نقالی دست زده بودید؟

    بله داستان فریدون و کیخسرو را بر اساس کوروش نامه گزنفون و آنچه از کوروش و مبارزاتش می گوید پیش از این ارائه کرده بودم که نوعی همسویی در این روایت ها را دنبال می کرد. در همین زمینه در ارتباط با حماسه بلوچ هم چنین تجربه ای را در داستان «حمل جند» شخصیتی که در قرن شانزدهم میلادی و نبردی در خلیج فارس و سواحل مکُران روبه رو با پرتقالی ها قرار می گیرد صورت داده ام. وقتی در حوزه تطبیق درون متنی کنش های او را بررسی می کنیم می بینیم که در موقعیت های مختلف با کنش هایی از بهرام گور، جای دیگر با بیژن و همینطور بابک خرمدین همانندی پیدا می کند و این گستردگی کنش ها یادآور پهلوانانی می شود که شاید خیلی از مردم آن ها را نمی شناسند.  

     

    و این دست تجربه ها را همچنان ادامه خواهید داد؟

    بله، در حال حاضر روی حماسه دیگری به نام «ججو خان» کار می کنیم که این شخصیت هم حدود بیش از صد سال بعد از عیوض خان روبه روی روس ها می ایستد و مبارزه می کند. همچنین در حوزه تاریخ بختیاری در حال طراحی روایتی از شخصیت سردار اسعد هستم که در این روایت او هم پهلو به پهلوی کنش هایی در شاهنامه پیش می رود.  

     

    مخاطب در این اجراها در چه جایگاهی می ایستد و اصولاً به ارتباط گیری مخاطب با اجراهایتان چطور نگاه می کنید.

    هدف از این تجربه ها رساندن این پیام به مخاطب است که نباید گمان کند نقل تنها یک وجه دارد و آن هم روخوانی ساده یک داستان است. مخاطب امروز دیگر مخاطب سی سال پیش نیست که من تنها یک داستان را برای او بازگو کنم. مخاطب امروز از من تحلیل می خواهد؛ و از رواتی که با او در میان می گذارم انتظار دارد پیوندی با امروز او برقرار کند. من به عنوان نقال وظیفه دارم با زبانی امروزی با مخاطبم سخن بگویم تا او احساس کند که روایت من با تجربه های امروز زندگی اش قرابت دارد.

     

    نقل و روایت چقدر می تواند در زندگی و رفتارهای امروزی اثرگذار باشد؟

    به شخصه معتقدم که انسان همیشه نیاز به تذکر دارد؛ تذکر نه معنی امر به معروف و نهی از منکر بلکه به معنی یادآوری اصول انسانی مثل گذشت، حق نان و نمک، مهربانی کردن، میهن پرستی. این ها مفاهیمی است که انسان همیشه و در همه ادوار نیاز به یادآوری شان دارد و هیچ دوره ای نیست که بگوییم انسان از این مباحث بی نیاز است. از آنجایی که روند زندگی انسان به سمت مدرن شدن رفته بسیاری از شاخه های ارتباط او با نسل های گذشته اش قطع شده و وظیفه ما به عنوان روای و قصه گو مشخصاً یادآوری آنچه است که در گذشته وجود داشته و دارد فراموش می شود؛ در حالی که نسل امروز نیاز دارد تا آن ها را بشناسد. اگر ما این وظیفه را به شکل درستی انجام ندهیم شاخه ها و ریشه های ارتباطی انسان امروز با گذشته اش به طور کامل قطع خواهد شد. اساساً علت پیدایی و کارکرد قصه و روایتگری جز یادآوری و نگهداشت سینه به سینه داشته ها چیز دیگری نبوده است. به عنوان نمونه ای دیگر آیین های پهلوانی به ما نشان می دهند که می توانیم تا پای جان  به پیمان و عهدی که می بندیم استوار باشیم. البته این تذکر و یادآوری جنبه های بسیار متعدد دیگری را هم در بر می گیرد که می شود ساعت ها درباره آن ها حرف زد.

     




    نظرات کاربران

  • جشنواره بین المللی تئاتر خیابانی مریوان
  • جشنواره گام دوم
  • جشنواره ملی تئاتر خرمشهر