در حال بارگذاری ...
در پاتوق ایران تئاتر با یدالله وفاداری به بهانه برگزاری تئاتر صاحبدلان

تحقق تئاتر دینی با رجوع به منابع فرهنگی ارزشمندمان ممکن خواهد شد

ایران تئاتر در آستانه برگزاری نهمین دوره تئاتر صاحبدلان، سلسله گفت‌و‌گوهایی را با صاحبنظران و فعالان هنرهای نمایشی و با محوریت بررسی ابعاد و زوایای تئاتر دینی صورت داده است. پیش از این نقطه نظرهای محمد مهدی رسولی و سیروس همتی را در این ارتباط خواندید و اینک گفت‌وگو با یدالله وفاداری از این مجموعه پیش روی شماست.

آیا تئاتر دینی را می شود در دسته بندی های ژانری در نظر گرفت؟ مفاهیمی چون تئاتر دینی چگونه می تواند در سرفصل ها و محتوای آموزشی تحصیلات عالی تبیین شود؟ و آیا داشته ها و بضاعت های فرهنگی ما قادر است شرایط برآورده شدن چشم اندازهای مطلوب تئاتر دینی را محقق کند؟ ایران تئاتر به بهانه برگزاری نهمین دوره تئاتر صاحبدلان بر پایه این محورها گفت‌وگویی را با دکتر یدالله وفاداری نمایشنامه نویس ،کارگردان و بازیگر تئاتر و سینما صورت داده که در ادامه می خوانید. یدالله وفاداری نویسنده، پژوهشگر و مدرس تئاتر کودک دانشگاه تهران و دانشگاه هنر که عضو هیات انتخاب نهمین دوره تئاتر صاحبدلان است، سال‌ها در آموزش و پرورش نیز فعالیت‌ داشته است. این مدرس دانشگاه همچنین دبیری بخش کودک و نوجوان شانزدهمین جشنواره بین المللی تئاتر مقاومت و داوری جشنواره منطقه دو بسیج در سال 1393 را بر عهده داشته است. وفاداری همچنین در نشریات مختلفی چون کتاب « پرواز پروانه» در حوزه پژوهش تئاتر کودک و نوجوان به ارائه مقاله پرداخته، همچنین ریاست بخشی از نشست های سمینار پژوهشی تئاتر کودک و نوجوان را در سال 89 در پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران بر عهده داشته است. در سال 1390 نیز به مناسبت روز جهانی کودک از دکتر یدالله وفاداری به عنوان یکی از پیشکسوتان و پژوهشگران تئاتر حوزه کودک و نوجوان تجلیل شده است.

 

آیا تئاتر دینی را می شود در دسته بندی های ژانری در نظر گرفت یا اینکه گستره وسیع تری را  در این خصوص باید مود توجه قرار داد؟

این پرسشی بسیار جدی است و در ارتباط با این دسته بندی ها لازم است نشست هایی متمرکز با حضور صاحبنظران برگزار شود تا رهیافت نهایی در این خصوص برگرفته از خرد جمعی باشد. بعضی معتقدند که همه آنچه در فعالیت های حوزه تئاتر اتفاق می افتد دینی است؛ و برخی دیگر اعتقاد دارند برای تئاتر دینی ویژگی ها و مصداق هایی مشخص و معین می توان متصور بود.   

با توجه به نقش بنیادی مجامع دانشگاهی در تبیین راهبردهایی از این دست، به عنوان یک فعال پیشکسوت حوزه دانشگاه که تجربیات زیادی در این عرصه دارید، فکر می کنید دانشگاه در این ارتباط چه نقشی می تواند ایفا کند؟

واضح است که شمار زیادی از صاحبنظران و  متخصصان فن عموماً در فضای دانشگاهی ما فعال هستند و مشخصاً در ارتباط با چنین رهیافت هایی نیز لازم است افراد متخصص و متعهد که نگاه ارزشی به عرصه تئاتر و هنر دارند، دعوت شوند تا کنار هم بنشینند و هر چقدر زمان لازم است در هم اندیشی در این خصوص بگذرانند و برنامه ریزی کنند. این برنامه ریزی ها علاوه بر اینکه می تواند منتج به رهیافت های مورد اشاره بشود، محتوای آموزشی در دانشگاه های ما را هم تا اندازه زیادی سر و سامان خواهد داد. به عنوان نمونه تئاتر ایرانی که این بضاعت را دارد حرف های زیادی در سطح جهانی داشته باشد، هنوز آنطور که باید در مجامع دانشگاهی ما مورد عنایت و توجه قرار نگرفته است و در واقع بضاعت های آن تبیین و تحلیل نشده است.

 

به عنوان یک فعال باسابقه حوزه دانشگاه فکر می کنید مفاهیمی چون تئاتر ایرانی یا تئاتر دینی چگونه می تواند در سرفصل ها و محتوای آموزشی تحصیلات عالی تبیین شود؟

خوشبختانه با وجود منابع فرهنگی ارزشمند ما این مسیر هموار و دست یافتنی است. بگذارید به یک مصداق مشخص در این ارتباط بپردازیم. کتاب «فتوت‌نامه سلطانی» از ملاحسین واعظ کاشفی که در دوره صفویه یعنی زمانی که مفهوم تئاتر رایج نبوده و نمایش ها را با عنوان معرکه گیری می شناخته اند، برای معرکه گیر چهار اصل و هفتاد فرع مطرح کرده است. چهار اصل عبارت از این است که معرکه گیر باید شست و شو کند، رفت و روب کند، گفت و گو کند و جستجو کند؛ یعنی از نظر جسم و روح طاهر باشد، محلی را که در آن معرکه می گیرد از خارو خاشاک تمیز کند، با مخاطب گفت و گو و نیاز او را دنبال کند. در هفتاد فرع بسیار ارزشمندی هم که برای ورود به معرکه مطرح می کند بسیاری نکات اخلاقی و انسانی را یادآوری می کند از جمله اینکه با مهربانی با مخاطب خود سخن بگوید و رفتار کند، اگر فردی دیگر در نزدیکی معرکه ای گرفتف او معرکه اش را تعطیل کند و اجازه بدهد تا او کارش را دنبال کند. من ندیدم که خیلی از فعالان تئاتری ما این کتاب را خوانده باشند یا اینکه در دانشگاه های ما تدریس شود. من به گوش خود از یک واسطه شنیدم که به گفته بزرگی این کتاب در حقیقت برای تئاتر ایران معادل «فن شعر» ارسطو است؛ یعنی تا این اندازه دارای ارزش و اهمیت است. خب، امروز می بینیم که آنچه در تئاتر ما غالب است فراگیری های دانش آموختگان تئاتر در غرب است که اگرچه با آن مخالفتی ندارم ولی به نظرم به یک چرخه تکرار تبدیل شده است؛ در موارد بسیاری شاهد هستیم که یک متن غربی بارها و بارها و توسط گروه های مختلف به صحنه می رود.

 

در واقع صحبت شما را می توان ناظر بر نوعی نگاه به خود و نگاه به درون دانست؟

همینطور است. مسئولین امر لازم است در این ارتباط برنامه ریزی جدی را دنبال کنند. ما ظرفیت هایی ایده آل در گلستان سعدی، شاهنامه فردوسی و مثنوی مولانا داریم و یک تیم تحقیقی جدی در این حوزه باید تشکیل شود که این ظرفیت ها را شناسایی و معرفی کند. شما اگر آمار بگیرید می بینید که فلان نمایشنامه خارجی ده ها بار در تئاتر ما تکرار شده است؛ در حالی که هیچ مزیتی هم برای ما به دنبال ندارد؛ و در حقیقت به ما یاد نمی دهد شرایطی را که در آن قرار داریم به عنوان شرایط موجود بشناسیم و سپس حرکتمان را به سمت شرایط مطلوب آغاز کنیم؛ و برای اینکه این حرکت را دنبال کنیم چه باید بکنیم. خب، در این شرایط باید گفت یک جای کار اشکال دارد. چه معنایی دارد که برای مثال دبیر یک جشنواره هر سال عوض شود؟ باید چشم اندازها، محورها و هدفی غایی برای رویدادهایمان ترسیم کنیم و دبیر باید 10 یا 15 سال بایستد و بکوشد تا به آنجا برسد. اساساً باید چشم اندازی ترسیم شده باشد، تا بتوانیم ارزیابی کنیم که آیا به آن چشم انداز دست یافته ایم یا نه. وقتی کاری به نتیجه مطلوب نمی رسد از دو حالت خارج نیست؛ یا برنامه ریزی اشتباه و غلط است و یا مجریان نتوانسته اند برنامه ریزی را درست پیش ببرند. تا به حال ندیده ام که بعد از هر جشنواره یا رویدادی یک گردهمایی از افراد دلسوز متعهد متخصص شکل بگیرد و بنشینند ارزیابی کنند که قصد چه بوده و به کجا رسیده ایم.

 

پس شما معتقد هستید که برنامه ریزی و هدف گذاری بر پایه داشته ها و بضاعت های فرهنگی خودمان از جمله با مراجعه به منابع موجود، می تواندشرایط برآورده شدن چشم اندازهای مطلوب حوزه تئاتر از جمله تئاتر ایرانی و تئاتر دینی را محقق کند؟

صد در صد همینطور است؛ چون از اصول حرف می زنیم. وقتی شما یک فرمول داشته باشید، دو ضربدر دو می شود چهار؛ و این دو ضربدر دو در همه کجا صادق است. برای بسیاری از چشم اندازها و هدف هایی که در عرصه تئاتر از آن ها حرف می زنیم فرمول هایش را هم داریم، اما متاسفانه از این فرمول ها استفاده نمی شود. این امری تجربه شده است؛ برای نمونه ما برای تئاتر کودک و نوجوان اصول و تعاریف مشخصی داریم؛ اما وقتی به این اصول توجهی نمی شود، خب مسلماً نتیجه مطلوب هم حاصل نخواهد شد. تئاتر کودک و نوجوان تئاتری است که مسائل مبتلابه کودک و نوجوان را مطرح می کند و در اجرایی ساده و نه سطحی، سعی در تعقیب، تایید یا تصحیح اندیشه و رفتار مخاطب خود را دارد. به عنوان نمونه این تعریفی اثبات شده و معین در ارتباط با این گونه از تولیدات تئاتری است. در ارتباط با تئاتر دینی هم این فرمول ها دقیقاً صادق است. سعدی علیه الرحمه می فرماید« صاحبدلی به مدرسه آمد زخانقاه، بشکست عهد صحبت اهل طریق را، گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود، تا اختیار کردی از آن این فریق را، گفت آن گلیم خویش به در می برد ز موج، این سعی می کند که بگیرد غریق را ». اما این یک که تلاش می کند غریق را نجات دهد به تنهایی کارش مشکل خواهد بود؛ و نیاز به یک اتاق فکر شامل متخصصین و متعهدین این عرصه داریم تا منابع فرهنگی مان را برای شناسایی چنین گنجینه هایی تفحص کنند.

 

 




نظرات کاربران