در حال بارگذاری ...
  • جشنواره تئاتر فجر
  • در پاتوق ایران تئاتر با سیروس همتی به بهانه برگزاری تئاتر صاحبدلان

    ارائه چشم‌اندازهای نو در تئاتر دینی یک ضرورت است

    ایران تئاتر در آستانه برگزاری نهمین دوره تئاتر صاحبدلان، سلسله گفت‌و‌گوهایی را با صاحبنظران و فعالان هنرهای نمایشی و با محوریت بررسی ابعاد و زوایای تئاتر دینی صورت داده است. در اولین گفت‌وگو از این مجموعه نقطه نظرهای محمد مهدی رسولی را در این ارتباط خواندید و اینک گفت‌وگو با سیروس همتی از این مجموعه پیش روی شماست.

    آیا امروز با یک گونه فراگیر و موثر با عنوان تئاتر دینی در کشور روبه رو هستیم؟  آیا ارائه چشم اندازهای بکر و تازه از روایت های کهن در کشور ما تبدیل به یک گفتمان و جریان جدی در تئاتر دینی ما شده است؟ و رویدادهای عرصه تئاتر دینی در این دهه ها تا چه اندازه در معرفی هنرمندان و گروه های شاخص تئاتر دینی نقش ایفا کرده اند؟ایران تئاتر به بهانه برگزاری نهمین دوره تئاتر صاحبدلان بر پایه این محورها گفت‌وگویی را با سیروس همتی نمایشنامه نویس ،کارگردان و بازیگر تئاتر و سینما صورت داده که در ادامه می خوانید. همتی تا کنون کارگردانی نمایش های "غروب تا غروب"، "محرمانه"، "ببخشید خط روی خط افتاد"، "یک اتفاق عجیب"، "مونی و کاروان‌هایش"، "جائی میان خوک‌ها" ، "مسافران"، "محال هم ممکن است"، "قربانی"، "مجلس برادرکشی"، "ح دو چشم" و "مرز" را به عهده داشته و در نمایش های "کامو"، "خروسک پریشان"، "بازی تابلوی آخر"، "یه خونه، یه چلچه"، "برف سبز"، "ساز سحرآمیز"، "آقای وندال"، "بسه دیگه خفه شو"، "عید پاک"، "قربانی"، "مسافران مرو"، "رویاهای خلیج فارس" ایفای نقش کرده  است.  دریافت جایزه کارگردانی و طراحی صحنه برای نمایش "ببخشید خط روی خط افتاده"، دریافت جایزه کارگردانی برای نمایش "محرمانه" ، دریافت جایزه نویسندگی و کارگردانی برای نمایشنامه "برگ ریزان" ، دریافت جایزه بهترین بازی و طرح برای نمایش "یک اتفاق عجیب" ، دریافت جایزه ویژه برای نمایشنامه‌خوانی"اسب" ، دریافت لوح تقدیر برای نمایشنامه "اسب" ، دریافت جایزه بهترین کتاب دفاع مقدس برای نمایشنامه چاپ شده"برگ ریزان"، کاندیدای بهترین نمایشنامه برای نمایشنامه"محال هم ممکن است" از جمله افتخارات او در عرصه هنرهای نمایشی است.

     

    نگاهتان به تئاتر دینی چیست و  به نظر شما امروز با یک گونه فراگیر و موثر با عنوان تئاتر دینی در کشور روبه رو هستیم؟

    شخصاً تئاتر دینی را جدای از باورها، آیین‌ها و مناسک فرهنگی مان نمی‌بینم. همه آنچه در کودکی در تعزیه و شبیه خوانی دیده ام به اضافه باور ها و آموخته هایم دیدگاه مرا به فعالیت هنری شکل داده که بسیار هم به آن می بالم. شاید اگر بعضی مسئولین بی مایه اجازه نمی دادند تئاتر دینی مهجور بماند؛ و شاید اگر جشنواره‌های دینی ما همچون جشنواره عاشوراییان تداوم پیدا می کرد؛ شاید اگر تئاتر صاحبدلان به شکلی بهتر و گسترده تر از این که هست ادامه داشت، اگر حمایت مسئولین از رویدادهای در این حوزه ادامه پیدا می کرد و به جای اینکه تنها کورسویی از این فعالیت ها باقی بماند شاهد جلوه های پرفروغی در این عرصه بودیم شاید تا این اندازه شاهد کمرنگ شدن تئاتر دینی نمی بودیم.  امروز تقریباً می شود گفت که دیگر ما جشنواره ای در حوزه تئاتر دینی نداریم؛ که اگر بود شخصاً بسیار تمایل داشتم در این زمینه تجربه های بیشتری داشته باشم اما عدم حمایت ها باعث شده که تجربه هایم در این عرصه در همان حد باقی بماند.

     

    یکی از ویژگی های شاخص تجربه های تئاتری شما در این عرصه ارائه چشم اندازهایی امروزی از روایت های کهن بوده است. در خصوص این رویکرد بفرمایید.

    امروزی کردن داستان ها و روایت های کهن شاید اصلی ترین چالش  و ایده ای بوده که شخصاً در حوزه نمایش های دینی دنبال کرده ام و خوشبختانه باید بگویم تا به امروز بازخوردهای مثبتی هم در این حرفه برایم به دنبال داشته است. در تجربه های گروه مانی در این عرصه همواره دغدغه مان این بوده که اگر بخواهیم روایت های کهن را با زبان امروز ارائه کنیم، آثارمان باید چه ویژگی هایی را  در خود داشته باشد. این چنین بود که در این تجربه ها برای نمونه داستان «دختر ختن» تبدیل شد به نمایشنامه ای با نام « کاش می شد سرنوشت از سرنوشت». همچنین در یکی دیگر از نمایشنامه هایم این ایده را در ذهن پروراندم که اگر یزید به زمان حال بیاید و بگوید که هنوز سر امام حسین نبریده ام، آیا کسی هست به یاری  برود و در صف یارانش قرار بگیرد؛ و همین ایده فونداسیون نمایشنامه ای را شکل داد با نام «یک شاخه گل سرخ» که برای سال های متوالی در حوزه هنری روی صحنه رفت؛ همینطور به عنوان متن برگزیده از سوی نشر نیستان و نشر سوره مهر انتشار یافت. اساساً معتقدم علت اصلی استقبال از نمایش نامه های دینی ما جاذبه بیشتری داشت همان امروزی کردن و چالش برانگیز کردن مضامین بود.

     

    رویدادهای عرصه تئاتر دینی در این دهه ها تا چه اندازه در معرفی هنرمندان و گروه های شاخص تئاتر دینی نقش ایفا کرده اند؟

    در این شرایط بسیار بی سر و سامان و تاکید می کنم بی سر و سامان؛ و در شرایطی که جامعه مان سیاست زده و دین زده شده، اینکه هنوز رویدادی به اسم تئاتر صاحبدلان پابرجا است و کانون تئاتر دینی با مدیریت آقای محمود فرهنگ همچنان تلاش کرده تا این رویداد هرچند در ابعاد و اندازه های محدود به حیات خود ادامه دهد، جای قدردانی دارد. باز هم روی این دو  واژه یعنی سیاست زدگی و دین زدگی تاکید می کنم؛ چرا که شاهد هستیم  برخی از مسئولین ناکارآمد با عملکردهای  ناپسند و مخرب چون دروغگویی، ریاکاری و اختلاس  موجب دور شدن مردم ما از دین شده اند. از منتهای وجودم به آقای فرهنگ تبریک می گویم که روشنایی این رخداد را حفظ کرده است.  شخصاً جایگاه خودم را -اگر جایگاهی هست-  مدیون جشنواره ها هستم که یکی از آن ها هم تئاتر صاحبدلان است. تئاتر صاحبدلان در دوره اول با حمایت از نمایش «ه دو چشم» به گروه تئاتر مانی امتیازی در حوزه تئاتر دینی داد و گروه ما توانست با این حمایت ها اجرای عمومی مقبولی را در سالن سایه تئاتر شهر ارائه کند؛ در واقع موفقیت این نمایش در جشنواره و اجرای عمومی را مرهون تئاتر صاحبدلان می دانم. من خود از طریق جشنواره‌ها در این حرفه بالا آمدم؛ جشنواره‌هایی چون دفاع مقدس و عاشوراییان و صاحبدلان. به شدت معتقدم در این شرایط سخت عرض اندام کردن برای هنرمندان و گروه های جوان این جشنواره ها محملی بودند برای این که خودمان را بتوانیم محک بزنیم. امروز هم به عقیده من یکی از راه های شناخته شدن استعدادها و جذب آن ها به بدنه حرفه ای تئاتر از مسیر حضور در این جشنواره ها می گذرد.  

     

    ارائه چشم اندازهای بکر و تازه از روایت های کهن به زعم شما چرا تا امروز تبدیل به یک گفتمان و جریان جدی در تئاتر دینی ما نشده است؟

    اینکه مسئله آداپته کردن و به روز کردن قصه های دینی کهن تبدیل به یک جریان یا گفتمان نشده بر می گردد به نوع نگاه گروه‌ها به تئاتر دینی؛ همچنین به نوع نگاه دبیران جشنواره ها و رویدادهای مرتبط با این حوزه. بنابراین مضامینی مثل دروغ، ریا، عشق و خیلی از مقوله‌های دیگر قابلیت مورداستفاده قرار گرفتن در تئاترهای دینی ما را دارند و متأسفانه آنقدر سوژه‌های تکراری در مورد ائمه (ع) دستمایه نوشتن قرار گرفته که نگذاشته ارادت آدم‌های دیگر نسبت به این افراد موردتوجه قرار گیرد. پس اگر موضع ما در تئاترهای دینی جدید نیست اما زاویه نگاهمان باید جدید باشد البته که چه بهتر که قصه و نگاهمان هر دو جدید باشد چون اینجاست که مخاطب رکب می‌خورد و شگفت‌زده می‌شود. در جامعه ما به نظر من موضوع دین‌زدگی و سیاست‌زدگی وجود دارد. همچنان معتقدم که دوران طلایی تئاترهای دینی ما مربوط به ۲ دهه قبل بود که نقشه راهی داشتیم و فعالیت‌هایی حرفه‌ای در این زمینه انجام می‌شد. احساسم بر این بود که کارهایی پلکانی انجام می‌شد و دارای برنامه‌ریزی در زمینه تئاتر دینی بودیم ولی حالا دیگر در میان مدیران هم دغدغه تئاتر دینی وجود ندارد و افرادی که تخصص و تجربه لازم در زمینه تئاتر ندارند در زمینه تئاتر دینی فعالیت می‌کنند. متأسفم که باید بگویم تئاتر دینی و آیینی در موقعیتی اسفبار به سر می‌برد. این نکته را به‌عنوان فردی که در این حوزه تجربیات فراوانی دارد بیان‌ می‌کنم. من در جشنواره «عاشورائیان» که با حمایت مرکز هنرهای نمایشی اجرا شد، فعالیت داشتم. در آن جشنواره من نمایشنامه «محال ممکن است» را عرضه کردم که این نمایشنامه به چاپ هم رسید. در ادامه من با نمایشنامه‌ دینی دیگری با عنوان «قربانی» به موفقیت‌های چشمگیری دست یافتم و حتی این نمایش در کشور آلمان هم روی صحنه‌ رفت اما آن چیزی که امروز می‌بینم گواه موفقیت و رونق تئاتر دینی نیست. درگذشته نه‌چندان دور، تئاتر دینی و آیینی رونق و جلوه‌ خاصی داشت که سبب می‌شد حتی این آثار در کشورهای دیگر نیز اجرا شود، اما این رونق سال‌هاست که به رو زوال رفته است. در اواخر دهه هفتاد و اوایل هشتاد من به‌عنوان یک نیروی جوان که علاقه‌مند به تولید اثر دینی بودم سعی کردم با تلفیق تئاتر با هنر تعزیه شکلی جدید از تئاتر دینی ارائه دهم.

     

     




    نظرات کاربران

  • جشنواره بین المللی تئاتر خیابانی مریوان
  • جشنواره گام دوم
  • جشنواره ملی تئاتر خرمشهر