در حال بارگذاری ...
  • جشنواره تئاتر فجر
  • مرور یک دهه تلاش برای اعتلای فرهنگ عاشورا با نگاهی به مستند «تمرین آخر، حر دلاور» :

    تعزیه؛ شاهکار آوایی ایران چگونه جهانی شد

    ایران تئاتر- علی رحیمی: ۱۵ سال پیش در چنین ایامی (شهریور ۱۳۸۳) مستندی با عنوان «تمرین آخر، حر دلاور» توسط ناصر تقوایی ساخته شد که تاثیر بسزایی در ثبت تعزیه جهانی تعزیه در یونسکو به عنوان میراث فرهنگی ایران داشت.

    از اولین نبرد بشریت که میان دو برادر رخ داد تا حال که گستره نبردها بر جنگهای فرازمینی استوارند، جهان همواره مهد نسل کشی ها، قتل و غارت ها، استعمارها، به بردگی گرفتن ها و... و در یک سخن جدال میان حق و باطل بوده و هست.
    در میان همه این جدال ها و نبردها که قریب به اتفاق آنها در دل تاریخ مدفون شده اند، کمتر جنگی را تاریخ نگاران نوشته و نسل ها پشت به پشت روایت کرده اند که در شکل و شمایل یک فرهنگ نمایان گردد و منطقه ای با نام آن سالیان سال مردمش را تربیت کرده باشد. از این منظر جایگاه عظیم فرهنگ عاشورا بهتر و ملموس تر می توان ترسیم کرد. تفکری که قرنهاست با نام «مقاومت» نسل به نسل غرب آسیا را در می نوردد و طیف وسیعی را با خود همراه کرده است.
    با گذری تاریخی بر علل نگاهداشت فرهنگ عاشورایی، ناخودآگاه تلالو هنر به عنوان یکی از قابل اتکاترین ابزار حراست و پاسداشت فرهنگ ها نمایان می گردد. به دیگر سخن آنکه اگر به واقعه عاشورا بسان یک فرهنگ در گستره جغرافیای غرب آسیا بنگریم، بی شک راز ماندگاری آن مدیون ابزار منحصر به فرد و نابی است که این فرهنگ را مجزای از سایر حوادث تاریخی برجسته نموده است.
    تعزیه، شاهکار کلام، اعتقاد و اجرا، یکی از اصلی ترین آیین برای پاسداشت این فرهنگ در طول تاریخ است.

    تعزیه از شکل گیری تا اوج
    ایرانی ترین نمایش مذهبی کشور گرچه به اذعان برخی پژوهشگران، قدمت 3 هزار ساله دارد و رگه هایی از آن را می توان سوگواری‌های منتسب به مرگ پهلوانان مظلوم داستان های ملی ایران –بالاخص مرگ سیاووش-  نسبت داد، اما به استناد شواهد، پایه هایش بر قیام کربلا استوار و هدفش شبیه خوانی ماجرای شهادت امام حسین(ع) و یارانش است.
    گزارش های موجود نشان می دهند که اولین نمونه های رسمی تعزیه در زمان آل بویه و به دستور معزالدوله به اجرا در آمدند.
    هرچند رشد و نمو این هنر آیینی-مذهبی مدیون پایه گذاری حکومت صفوی است که در طول آن، اهمیت به شعایر مذهبی هم از بعد جزئیات و هم گستره جغرافیایی وسعت یافت تا آنجا که در دوره سلطنت شاه طهماسب و سلطان حسین دو شاه پایانی صفوی، مردم به سمت دسته‌گردانی‌های عمومی و تئاترهایی که زمینه‌های پیدایش تعزیه در قرن هجدهم میلادی را فراهم می کردند، روی آوردند.
    با آغاز حکومت زندیه، تعزیه خوانی که در عصر صفویه فقط در روزهای تاسوعا و عاشورا اجرا می شد جایگاه بهتری پیدا کرد و این برنامه آیینی از روز اول محرم تا عاشورا و برخی ایام مذهبی مثل اربعین امام حسین (ع) و یا شهادت امام علی (ع) نیز به اجرا در آمد.
    هرچند همه این تلاش ها در برابر خدمتی که قاجار به رشد تعزیه کرد چندان قابل لمس نمود. با ورود به عصر قاجار، شبیه خوانی و تعزیه به واسطه تعصبات مذهبی پادشاهان رفیع ترین پله ها را پیمود و دوران طلایی تعزیه شروع شد. 
    در آن زمان همه مردم، از صدر تا ذیل در ساختن و دایر کردن تکیه برای برگزاری مراسم تعزیه‌‏ شوق و علاقة فراوانی نشان می ‏‌دادند و به واسطه عشق و ارادتی که سلاطین قاجار به ائمه اطهار داشتند، تکیه های متعددی برای این منظور ساخته شد. 
    آن گونه که لاله تقیان پژوهشگر حوزه نمایشی مطرح می کند، رجال درباری و اعیان و بزرگان به علت تعصبات مذهبی به سنت آبا و اجدادی خود تمام تلاش برای برگزاری این مراسم به نحو احسن را می کردند، که هر یک به نوبه خود در دهه اول محرم در تکیه ها یا حیاط های بزرگ خانه هایشان، مجالس سوگ و تعزیه خوانی بر پا می کردند.
    این کثرت تا آنجا پیش رفت که ورود به عصر پهلوی اول که مهمترین ویژگی اش عناد با آیین های مذهبی بود، نیز نتوانست خدشه ای بر عشق و ارادت عامه به این فرهنگ مانا وارد کند.
    با پیروزی انقلاب اسلامی جهش تعزیه دو چندان شد و به واسطه تلاقی فرهنگ عاشورایی با فرهنگ انقلاب ایران، مردم گرایش زیادی به این سمت پیدا کردند. بیشترین حضور تعزیه در تاریخ پس از انقلاب به دهه ۶۰ و هم‌زمان با دوران دفاع مقدس باز می‌گردد. در این برهه مجالس تعزیه شهادت حضرت علی‌اکبر، حضرت ابوالفضل العباس و امام حسین(ع) از عمده مجالسی بودند که به دلیل در برگیری رشادت‌ها و دلاوری‌ها و شهادت اولیاء‌الله مورد توجه واقع شدند. 
    این حرکت رو به رشد در اوایل دهه 70 و همزمان با ورود آزادگان به میهن با تحولات بیشتری در ریتم و شمایل روبرو شد. همین تحولات سریع باعث شد تا در آغازین سالهای دهه 80، ثبت این هنر والای نمایشی در یونسکو مورد توجه قرار گیرد.

    شاهکار آوایی ایران در مسیر جهانی شدن
    سازمان سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) در سال 1378 (1999م) برای حفاظت از شاهکارهای شفاهی و معنوی بشر از کشورهای عضو خواست تا نسبت به ثبت شاهکارهای بومی به خود در فهرست یونسکو اقدام کنند. یکی از پرونده هایی که ایران برای ثبت جهانی آن اقدام کرده، تعزیه بود.
    بحث ثبت جهانی «پرونده تعزیه» برای نخستین‌بار از سال 1383-1382 در یونسکو مطرح شد. در آن زمان کمیته ای متشکل از خانم فراهانی، نماینده کمیته ملی یونسکو در ایران، آقای داوود فتحعلی بیگی، از پژوهشگران تعزیه و مسئول کانون نمایش های آیینی و سنتی، آقای میرشکرایی، آقای محمدحسین ناصربخت و به سرپرستی لاله تقیان مسئول وقت انتشارات نمایش تشکیل شد و ضوابطی را که یونسکو برای ثبت میراث معنوی ناملموس تعیین کرده بود، با توجه به بررسی نمونه های شبیه به تعزیه مثل شش مقام تاجیکستان بررسی کرد.
    لاله تقیان در خصوص نحوه مطرح شدن طرح ثبت جهانی تعزیه در یونسکو اینگونه می گوید: «در سفری که به پاریس داشتم از طریق یکی از دوستانم که با یونسکو مرتبط بود بحث تعزیه را مطرح کردم. در بازگشت طرح را به دکتر نشان رئیس وقت مرکز هنرهای نمایشی پیشنهاد دادم. ایشان هم پذیرفت. سپس با گروهی از دوستان از جمله محمدحسین ناصربخت، ناصر تقوایی و ... به صورت شورایی کار روی پروژه را شروع کردیم...».
    در همان دورانی که ایران در تلاش برای تکمیل پرونده تعزیه بود، کشور ترکیه نیز تصمیم به ثبت جهانی تعزیه به نام خود کرده بود. 
    از همان سال رقابتی سخت اما پنهانی میان این دو کشور شروع شد. 
    کمیته پیگیری ثبت تعزیه که به هیچ وجه حاضر نبود میدان را خالی کند و حتی نام کشور دیگری را در کنار نام ایران در یونسکو ببیند با تمام توان شروع به گردآوری اسناد و اطلاعات کرد و موفق شد در یک فرآیند سه ماهه اسناد و مدارک زیادی را جهت ارائه پرونده به یونسکو آماده کند. 
    پرونده به یونسکو ارسال شد اما این پرونده نتوانست تیم ناظر یونسکو را قانع نکرد و نیاز به مستندی کوتاه اما جامع که تمامی زوایای تعزیه را نشان دهد محسوس گردید. از همین جا بود که پای ناصر تقوایی کارگردان خوش نام کشور به تیم پیگیری ثبت تعزیه در یونسکو باز شد.

    آشکار و پنهان یک شاهکار 10 دقیقه ای
    ناصر تقوایی از پیشگامان جنبش نوی سینمای ایران است. جنبشی که توسط بزرگانی همچون مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، علی حاتمی، بهرام بیضایی و ... در مقابل فیلمهای مشهور به «فیلم فارسی» پدید آمد و در سینمای ایران تحول ایجاد کرد.
    پیشینه قابل دفاع ناصر تقوایی در خلق آثاری همچون آرامش در حضور دیگران، صادق کرده، نفرین، ناخدا خورشید و ... و نیز ثبت مستنداتی مثل «اربعین» باعث شد تا تیم اجرایی نام او را به عنوان کارگردان این مستند مطرح کند.
    تقوایی در خصوص پیشنهاد این مستند، می گوید: «درست زمانی که 21 روز مانده بود تا فیلم را برای یونسکو ارسال کنند، از من خواستند که این فیلم را بسازم و من در این مدت کوتاه باید تحقیقات لازم برای ساخت این فیلم را انجام می دادم و بهترین متن را انتخاب می کردم. در دوره قاجار چند تعزیه نویس خوب وجود داشت و باید از میان آن یکی را انتخاب می کردم همچنین در انتخاب بازیگر نیز با تردید همراه بودم، می توانستم از بازیگر تئاتر استفاده کنم، اما برای تعزیه نیازمند صداسازی بودیم به همین دلیل تصمیم گرفتم از خود بازیگران اصلی تعزیه استفاده کنم».

    ♦ گروه تعزیه چطور انتخاب شد
    نیازهای ناصر تقوایی به گروه اعلام و بررسی ها برای تسریع در کار آغاز شد. ابتدا کمیته پیگیری، فراخوانی برای جذب گروههای تئاتر به سراسر ایران ارسال کرد. انتخاب بازیگر در آن برهه زمانی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بود چرا که از یک سو باید در یک برهه زمانی کوتاه مستندی برای یونسکو تهیه می شد و نیاز به یک گروه تعزیه خبره بود؛ و از دیگر سو مسابقات ورزشی المپیک آتن در راه بود و مجریان این رویداد ورزشی بزرگ، از کشورهای حاضر در المپیک خواسته بودند تا یک گروه هنری با خود همراه ببرند. از ایران نیز تعزیه برای همراهی تیم المپیک انتخاب شده بود. 
    این تلاقی باعث شد تا برنامه طوری طراحی شود که همین گروه به المپیک نیز اعزام گردد، هرچند این اتفاق هرگز رخ نداد. 
    پس از ارسال فراخوان، طی چند روز، سه گروه تئاتر مطرح اعلام آمادگی کردند. ناصر تقوایی اجرای سه گروه را به دقت دید و در نهایت یک گروه متشکل از هاشم فیاض، علاالدین قاسمی، اسماعیل محمدی، مظفر قربانی نژاد، محمدرضایی، جمال الدین قاسمی، محمدبخشی نیا، علی عقیقی، حسن عقیقی و امیرمقدم را برای اجرا در این مستند انتخاب کرد. 
    آنگونه که ناصر تقوایی در مصاحبه های مختلف بعد از ساخت این مستند عنوان کرد، بازیگران خوبی گرد هم آورده بود. بازیگرانی که هنوز هم پس از گذشت اینهمه سال، او را به تمجید وا می دارد: «بازیگری که نقش شمر را ایفا می‌کند، یکی از بهترین بازیگرانی است که من در عمرم دیده‌ام. یکی از سخت‌ترین بخش‌های فیلم صحنه‌ای بود که شمر باید لباس مخصوص را می‌پوشید و رجزخوانی می‌کرد. من فکر نمی‌کنم بازیگری در سینمای ایران باشد که بتواند همانند این بازیگر این صحنه را در مدت زمان پنج دقیقه بازی کند. خیلی دلم می‌خواست یک فیلم سینمایی بلند بسازم و نقش اولش را به او واگذار کنم...».«...من هرگز در سینما ندیدم بازیگری به این هوشمندی این نقش را بازی کرده باشد...»

    ♦ مجلس حر «میرعزا کاشانی» انتخابی اصلح برای یک مستند
    همزمان با انتخاب بازیگران، متن نمایش دیگر دغدغه مستندساز شهیر ایران بود. او می دانست که هر متنی برای تیم ناظر یونسکو، که به فرهنگ تشیع آشنا نیست نمی تواند جذاب باشد. به ویژه آنکه این تعزیه قرار بود در آتن نیز به اجرا درآید.  
    طی مشاوره ای که کمیته اجرایی با تقوایی داشت، «تعزیه مجلس حر» به لحاظ بار دراماتیکی بالا و جذابیتی که می توانست برای کشورهای مختلف داشته باشد، انتخاب و قرار شد بهترین نسخه تعزیه ایران برای اجرا آماده شود. 
    تقوایی در این خصوص می گوید: «تصمیم گرفتم تعزیه حُر را انتخاب کنم که در آتن هم قابل اجرا باشد. به مفهوم امروزی اگر یک تعزیه ایرانی در کشور دیگر و با فرهنگ دیگری اجرا شود، تماشاگرانی که شیعه نیستند هم می‌توانند آن را بفهمند. این آزمایش باید با تعزیه ایران انجام می‌شد. این اولین گام در این موضوع بود و من معتقدم راه نجات تعزیه هنوز هم همین است و شاید ایام محرم بهترین زمان باشد تا ما آن را با یکی از باسابقه‌ترین هنرها که هنر ملی ماست،‌ پرکنیم».
    در میان نسخ متعدد، مجلس حر از آثار ماندگار مصطفی کاشانی ملقب به «میرعزا» از تعزیه‌گردانان و تعزیه‌سازان معروف دوره ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه و بهترین تعزیه نویس تاریخ ایران، به عنوان یک نسخه معتبر انتخاب شد.
    روایت تقوایی از انتخاب متن هم شنیدنی است: «من بعد از خواندن متن میرعزای کاشی حیرت کردم که آیا در دوران ناصرالدین‌شاه یک متن نمایش‌نامه غربی به زبان فارسی ترجمه شده است؟ یک نمایش باید همه اعضایش با هم وحدت داشته باشد. هماهنگ کردن لباس با متن نمایش‌نامه کار آسانی نبود. اجرا پاسخگوی هر چیزی است، این هنر نمایش است و اینجاست که به نظر می‌رسید واقعیت‌های تاریخی فراموش می‌شوند. من نمی‌دانم روز اولی که میرعزای کاشی این متن را نوشت صحنه مربوط به لباس پوشیدن شمر هم همین‌طور نوشته شده است یا نه؟...»«...این متن به لحاظ دراماتیک بسیار قوی است.»

    ♦ چرا تمرین آخر؟
    مستندی که قرار بود تمامی زوایای تعزیه، تفکر حاکم بر آن و ارزشها و باورهایی که قلب عامه با دیدن آن به طپش می افتاد را به بهترین شکل نشان دهد به نیمه های راه رسیده و زمان اندکی برای ثبت و ضبط اثری که می خواست یک هنر فاخر و در عین حال کاملا متفاوت را به جهانیان نشان دهد، باقی بود. اما همچنان ذهن کارگردان درگیر هرم چند وجهی تعزیه بود.
    تقوایی می گوید: «... تعزیه هنری جاویدان متشکل از دو بخش نمایش و موسیقی است. در تعزیه رنگ‌ها حرف اصلی را می‌زنند، رنگ سبز نشان‌دهنده خاندان آل علی و اولیا است و رنگ قرمز نشان‌دهنده خاندان اشقیاست. شمر به‌عنوان شقی‌ترین اشقیا سر تا پا قرمز است و ...». «...اشقیاء زبانشان شعر نیست، تعزیه کدهایی می‌دهد که اگر شما ایرانی نباشید و مفهومی از تعزیه در ذهنتان نباشد، هنگامی که به آن برخورد می‌کنید، می‌توانید متوجه مفاهیم آن شوید. تماشاگر با یک نگاه ساده به صحنه، می‌تواند بسیاری از اطلاعات را دریافت کند که یکی از آن‌ها آواز دست راوی است که نقش اولیاء را ایفا می‌کند و هر کسی که به نظم حرف بزند جزو اشقیاء است...». «...هنگامی که نقش با آواز همراه است یک اُپرا می‌شود زیرا ترکیبی از موسیقی و نمایش است. من به عنوان کارگردان نمی‌توانستم تعزیه را قطع کنم زیرا با علامت کات باید از اول همه آن را می‌گرفتیم چون بازیگر تعزیه نمی‌توانست بقیه شعرش را بخواند و باید صدای خودش را دوباره می‌ساخت و آن را کوک می‌کرد. صحنه لباس پوشیدن یک صحنه پنج دقیقه‌ای یکسره است و نمی‌توان در سینما بازیگری را پیدا کرد که این نقش را بازی کند...».
    در کنار این شرایط سخت، مخاطب نیز در تعزیه فعال است. نمی توان آن را کنار گذاشت یا واقعیت های درونی او را حذف کرد. مخاطب تعزیه باید در شرایط روحی خاص قرار گیرد تا با آن هم نوا شود و شاید همین موضوع است که گروه های تعزیه عمدتا ماه محرم را برای اجرا انتخاب می کنند. تقوایی گرچه پیش از ضبط مستند مردم روستاهای اطراف را برای تماشای نمایش دعوت کرد اما چون ایمان قلبی داشت تعزیه واقعی را می‌توان فقط در روز عاشورا و در جمع مؤمنان اجرا کرد، لذا تصمیم گرفت توجه اصلی اش را بر تعزیه ای بدون مخاطب متمرکز کند. 
    تقوایی این وضعیت خاص را اینگونه شرح می دهد: «...کیارستمی فیلمی از تماشاچی تعزیه ساخت که خود تعزیه مطلقا در آن نبود. من تصمیم گرفتم با خود متن یک تعزیه بدون تماشاچی بسازم، به همین دلیل «تمرین آخر» انتخاب شد...»

    ♦ پایان 21 روز تلاش خستگی ناپذیر
    زمان فیلمبرداری فرا رسید. تعزیه طی یک هفته در منطقه زواره اصفهان با حضور جمعی از بهترین تعزیه خوان های ایران  تصویربرداری شد. فرهاد صبا و اصغر رفیعی جم به شکل همزمان تصاویر فیلم را ثبت کرده اند. 
    صدابرداری این فیلم هم به عهده اصغر شاهوردی بوده است. 
    تدوین نسخه ۱۰ دقیقه ای ظرف پنج روز انجام شد. مستندی که سرآغازش را به نقاشی تکیه دولت که در زمان قاجار ساخته شده و یکی از بهترین تکیه‌های ایران، بوده است اختصاص داد. 
    بعد از ساخت این مستند، پرونده مورد نظر تعزیه که مشتمل بر این فیلم، تعدادی عکس، یکسری اسناد، شناسنامه تعزیه خوان های مناطق مختلف و یک فیلم کامل تعزیه که واحد تلویزیونی مرکز هنرهای نمایشی به عنوان سند بیشتر تهیه کرده بود ظرف مدت بسیار کوتاهی آماده شدند.
    این مدارک در تابستان 83 برای نمایندگی ایران در یونسکو ارسال شد؛ اما آن سال کنوانسیونی برای ثبت میراث معنوی ایرانیان برگزار نشد. 
    در زمستان سال 85 اجلاسی در ایران برای پرونده ثبت نوروز در یونسکو تشکیل شد. همان زمان خانم تقیان پیگیر پرونده ثبت تعزیه شد که به ایشان گفتند دست نگه دارید چون قرار است ضوابط جدیدی برای ثبت جهانی آثار معنوی در یونسکو به کشورها ابلاغ شود. این تغییرات باعث شد تا وقفه چند ساله ای برای ثبت تعزیه ایران به بوجود آمد.

    تغییر در کمیته پیگیری پرونده تعزیه
    در 12 شهریورماه 1387طی حکمی از سوی حسین پارسایی مدیر کل هنرهای نمایشی؛‌ داوود فتحعلی‌بیگی، سیدعظیم موسوی، لاله تقیان، محمد علی خبری و محمدحسین ناصربخت به عنوان اعضای کمیته ثبت ملی تعزیه منصوب شدند و سیدعظیم موسوی مسئول پیگیری پرونده «تعزیه» شد.
    کمیته پیگیری تلاش های خود را از سر گرفت. ناظران یونسکو بعد از دیدن فیلم مستند تمرین آخر، خواست تا اجراهای دیگری نیز در آن گنجانده شود؛ به همین دلیل یک گروه دیگری فعالیت خود را آغاز کرد و با استفاده از این مستند، پرونده دوم را آماده کرد.
     سیدعظیم موسوی در خصوص دغدغه های آن روزهای ثبت تعزیه می گوید: ثبت جهانی پرونده تعزیه سه چهار سال بود که پیگیری می‌شد، اما متاسفانه هربار پرونده ما در یونسکو با مشکلاتی روبه‌رو می‌شد و حتی در آخرین تلاشی که انجام دادیم، فیلم ناصر تقوایی هم با مشکل روبه‌رو شد. یونسکو برای تکمیل این پرونده خواستار ساخت فیلمی ۱۰ دقیقه‌ای برای به تصویر کشیدن شیوه اجرای تغزیه بود، به همین دلیل فیلم «تعزیه ایران» را ساختم. این فیلم تمام قراردادها و نشانه هایی که در تعزیه وجود داشت، مکان اجرا، انتخاب رنگها، نوع رجز خوانی ها، نوع کلام آوازی، نقش موسیقی با تصویر در حین اجرا، نقش ماسکها، مؤلفه های مختلف و همچنین نوع آموزش سینه به سینه، نوع استقبال مردم از تعزیه نیز در تمام ۱۰ دقیقه این فیلم به تصویر کشیده شده است.
    کمیته پیگیری فیلم را به همراه یک پرونده 40 صفحه ای مجددا به یونسکو ارسال کرد و در انتظار پاسخ ماند.

    سرانجام تعزیه ثبت جهانی شد
    سرانجام در 30 آبان‌ماه سال1389یونسکو تعزیه را به نام ایران به ثبت‌جهانی رساند. مهمترین افتخاری که تلاش کمیته پیگیری از سال 82 تا 89 کسب کرد ثبت این هنر آیینی- مذهبی به نام ایران، در زمانی بود که برخی میراث فرهنگی مثل نوروز به صورت مشترک با چند کشور ثبت شد و یا حتی برخی کشورها برخی میراث فرهنگی ایران را به نام خود ثبت کردند.
    این افتخار نسل گذشته، بار سنگینی را بر دوش نسل جدید تعزیه گذاشته است و آن برنامه ریزی مدون برای ماندگاری این هنر فاخر می باشد.
    آنطور که محققان می‌گویند هنر تعزیه بیش از 356مجلس دارد که می‌تواند هر روز سال اجرا شود. از طرفی تعزیه تنها در مجالس عزاداری خلاصه نمی‌شود و تعزیه های کمدی مثل مجلس مختار نیز در این حیطه جای می گیرند و اگر جای ثابتی به این هنر اصیل اختصاص یابد، می‌تواند در تمام طول سال برنامه داشته باشد.
    با این وجود در حدود یک دهه از ثبت جهانی تعزیه می‌گذرد و آن همه شور و هیجان هنوز به نتیجه‌ای منتهی نشده است. متاسفانه تلاش مسئولان معطوف است به اینکه محرم یا مناسبت مذهبی دیگری فرا رسد و چادرهای تعزیه برپا شود. زمانی که این چادرها برپا می‌شود همه مسئولان هنری از استقبال مردم شگفت‌زده می‌شوند و مجددا دم از حمایت از این هنر می‌زنند و با جمع‌شدن این چادرها مجددا وعده‌ها فراموش می‌شود. 
    امیدواریم مسئولان ذیربط با برنامه ریزی مدون بتوانند این هنر آیینی و مردمی را متعالی تر و در دسترس تر سازند.
     




    نظرات کاربران

  • جشنواره بین المللی تئاتر خیابانی مریوان
  • جشنواره گام دوم
  • جشنواره ملی تئاتر خرمشهر