در حال بارگذاری ...
گفت و گو با اکبر قهرمانی کارگردان تنها نمایش میهمان جشنواره فتح خرمشهر:

«پیرننا» نشان داد تئاتر برای پیشکسوتان چیز فراتر از اجراست

ایران تئاتر: اجرای بی نظیر پیشکسوت ۸۷ ساله تئاتر صدیقه کیانفر در جشنواره فتح خرمشهر را باید از جذاب ترین صحنه های این جشنواره بنامیم.

بی شک یکی از جذاب ترین و خاطره انگیزترین صحنه های بیست و دومین جشنواره فتح خرمشهر، اجرای بی نظیر «صدیقه کیانفر» پیشکسوت توانمند تئاتر و سینما، برنامه ریزی مسئولان جشنواره برای حضور معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سالن نمایش و تقدیر از خدمات ایشان بود. هنرمندی که در سن 87 سالگی توانست به زیبایی مونولوگ 30 دقیقه ای «پیرننا» را در دوسانس بر صحنه آورد تا نشان دهد تئاتر برای پیشکسوتان چیز فراتر از اجراست.

در حاشیه این جشنواره به سراغ اکبر قهرمانی کارگردان خوش ذوق نمایش «پیرننا» رفتیم و در خصوص این نمایش و تجربه همکاری با صدیقه پیرننا، با ایشان گفت و گو کردیم:

 

از «پیرننا» تنها نمایش میهمان جشنواره بگویید. چرا به عنوان میهمان در این جشنواره حاضر شدید؟

پس از اینکه فراخوان جشنواره فتح خرمشهر منتشر شد از علیرضا سعید کیاسری نویسنده خوب مازندرانی خواستم تا براساس اهداف، معیارها و عناصر جشنواره نمایشنامه ای در اختیار من بگذارد. ایشان نیز «پیرننا» را به من پیشنهاد داد.

نمایشنامه داستان جالبی داشت. مادری را روایت می کرد که 40 سال پیش در شب یلدا با پسرش خداحافظی می کند و پسر اعزام جبهه می شود. او قول داده بود سال آینده شب یلدا دوباره به خانه برگردد و مادر 40 سال هر شب یلدا، انار دان می کرد و منتظر پسر می ماند. اما او نیامد و داستان روانی چهل و یکمین سال و زمانی است که مادر از آمدن پسرش ناامید شده بود.

من متن را برای جشنواره ارسال کردم و پذیرفته شد. اما با توجه به ایده حضور سرکارخانم کیانفر و احترام به جایگاه ایشان، تصمیم گرفتم آن را در بخش مهمان وارد کنم. دست اندرکاران جشنواره نیز از این اقدام استقبال کردند و بدین ترتیب پس از مرحله بازبینی، نمایش برای بخش میهمان آماده شد.

 

چرا صدیقه کیانفر را برای بازی در این نمایش انتخاب کردید؟

من اصولا وقتی نمایشنامه را می خوانم ایده های مختلفی را در سر می پرورانم. یکی از ایده هایی که در این نمایش به ذهنم رسید استفاده از یکی از هنرمندان پیشکسوت بود.

من این ایده را که بسیار جذاب بود قبلا در سال 1388 در نمایش آگراندیسمان نیز بکار گرفته بودم. در این نمایش که برای جشنواره رضوی آماده می شد و به دلیل استقبال مدتی در اداره تئاتر نیز به روی صحنه رفت از هنرمند فقید مرحوم اصغر بیچاره استفاده کردم. ایشان در آن کار بسیار خارق العاده بودند. در این نمایش نیز تصمیم گرفتم با توجه به اینکه جشنواره در خوزستان برگزار می شود و سرکارخانم کیانفر اهل آبادان هستند از ایشان برای این نمایش کمک بگیرم.

همواره اعتقاد دارم که پیشکسوتان تئاتر که سالیان سال برای رشد و تعالی این هنر تلاش کرده اند را نباید فراموش کنیم. آنها اسطوره های ما هستند و نشان داده اند که همواره توانایی اجرا دارند. همانطور که سرکارخانم صدیقه کیانفر نشان داد این توانایی را دارد که یک مونولوگ 30 دقیقه ای را می تواند هنرمندانه در دو سانس اجرا کند.

 

وقتی به ایشان پیشنهاد بازی دادید چه احساسی داشتند؟

من زمانی که نزد ایشان رفتم و از ایشان برای بازی دعوت کردم اولین موضوعی که مطرح شد، بحث آبادان بود. به ایشان گفتم قرار است این نمایش در آبادان به روی صحنه رود. خانم کیانفر که بسیار علاقه مند بود یکبار دیگر در زادگاهش بازی کند از پیشنهادم استقبال کرد. در ادامه هم متن را خواندند و با شخصیت پیرننا آشنا شد. جذابیت متن نیز ایشان را علاقه مند به بازی کرد.

 

چقدر برای این اجرا تمرین کردید؟

تیرماه بود که به ما اعلام شد متن از سوی هیئت بازخوانی پذیرفته شده است. از آن زمان تا 15 شهریور که قرار بود نمایش برای بازبینی آماده شود ما حدود 2 ماه وقت داشتیم. با توجه به کهولت سن خانم کیانفر حدود 20 تا 25 جلسه در منزل ایشان کار تمرین و پس از بازبینی آماده اجرا شد.

 

بی شک کهولت سن سرکار خانم کیانفر مانع سختی می توانست برای شما باشد، تمرین چطور پیش رفت؟

باور کنید ایشان بی نظیر بودند. بسیار دقیق و منظم تمرین می کردند و دیالوگ می گفتند. همیشه برای من این سوال است که نسل قدیم از کجا انرژی می گیرند که اینقدر متمرکز نقش ایفا می کنند. من جسارت به جوانان نمی کنم اما در حین اجرای یکی از نمایش ها در همین جشنواره، خانمی به کارگردان می گفت من یک سانس بیشتر اجرا نمی کنم سرم درد می کند. خانم کیانفر دو سانس نیم ساعته مونولگ اجرا کردند و باور کنید به قدری باصلابت و دقیق دیالوگ ها را گفتند که من مبهوت شدم.

من واقعا نگران شرایط سنی و جسمی ایشان بودم. در اجرای سانس اول به ایشان گفتم گویا قرار است جناب آقای حسینی معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و جناب آقای کرمی مدیرکل هنرهای نمایشی برای سانس دوم تشریف بیاورند شما آمادگی دارید سانس دوم هم به روی صحنه بروید. ایشان با قاطعیت گفتند اصلا مشکلی نیست.

حتی از ایشان خواستم زمان سانس دوم را کمی کمتر کنیم و مثلا 10 دقیقه اجرا داشته باشیم. باز هم نپذیرفتند. بسیار توانمند و هنرمندانه این مونولوگ سنگین و پر از احساس را اجرا کردند. انگار همه دردها را فراموش کرده بودند و یک کاراکتر دیگر شده بودند.

به جرات می توانم بگویم وقتی تفاوت نسل امروز و گذشته را نگاه می کنم می بینم قدیمی ها هنوز به کارشان عشق دارند ولی برخی جوانان درگیر خودنمایی اند غافل از اینکه این کارشان است که آنها را ماندگار می کند نه حواشی ها.

 

جشنواره فتح خرمشهر یکی از پایدارترین جشنواره های تئاتر کشور است. به عنوان یک هنرمند برای ارتقای کیفی آن چه پیشنهادی دارید؟

من در طول حضورم در خوزستان، چندباری برای گردش به شهرهای اطراف مثل خرمشهر و آبادان رفتم. مردم وقتی ما را می دیدند سوال می کردند برای چه آمده اید. وقتی برایشان توضیح می دادیم با ناراحتی می گفتند ما جنگ را دیده ایم و با همه چیزش آشناییم برای ما کارهای شاد بیاورید. خودمان غم جنگ و ناراحتی هایش را هنوز داریم نیازی به تکرار مکررات نیست.

به نظرم تا حدودی راست می گویند، مردم این مناطق نیاز به تحول دارند. سالها درگیر جنگ بودند و هنوز هم صدمات ناشی از آن در همه خانواده ها هست. به نظرم نمایش های شاد برای روحیه سازی در آنها بسیار مهم است. اقدامی که جناب آقای آذرنگ دبیر محترم جشنواره به نظر قرار بود برای افتتاحیه داشته باشند و جشنواره را با جشن و پایکوبی آغاز کنند تا مردم منطقه متوجه شوند جشنواره دیگر از جنگ نمی گوید و قرار است شادی وحلاوت صحبت شود. این ایده امسال عملی نشد انشاالله در سال آینده تدبیری برای آن شود.

 

با توجه به استقبال از نمایش پیرننا، منتظر اجرای عموم آن باشیم؟

تلاشم این است با توجه به بازی بسیار خوب خانم کیانفر امیدوارم بتوانم در تهران نیز آن را اجرا کنم. قصد دارم اگر توفیقی شد در طول اجرای نمایش از پیشکوتان و هنرمندان قدیمی برای تماشای نمایش دعوت کنم تا تقدیری از آنها نیز بشود.

 




مطالب مرتبط

8 مرداد روز بزرگداشت مقام شیخ اشراق سهروردی:

هشدار که راه خود به خود گم نکنی
8 مرداد روز بزرگداشت مقام شیخ اشراق سهروردی:

هشدار که راه خود به خود گم نکنی

ایران تئاتر: نمی دانم روزی که اوژن یونسکو در نامه به هانری کربن مترجم «عقل سرخ» نوشت: «بدون تردید شما آن متن را در خاطره ایرانیان نیز زنده کردید»، مسئولان و هنرمندان تئاتر ما چه کردند؟ اما ای کاش همین تلنگر شروعی برای ترسیم نقشه راه می شد.

|

نگاهی به موجی که کرونا ایجادکرد

بازار گرم کارگاه‌های آموزشی تئاتر در فضای مجازی
نگاهی به موجی که کرونا ایجادکرد

بازار گرم کارگاه‌های آموزشی تئاتر در فضای مجازی

ایران تئاتر- علی رحیمی : در ایام خانه نشینی کرونا برگزاری کارگاه های آموزشی مجازی تئاتر از موضوعات کمتر مورد مناقشه صاحب نظران و کارشناسان این حوزه بود. کارگاههایی که این روزها بازارشان بیش از سایر بخش های نمایشی گرم است.

|

امین اکبری نسب بازیگر «کابوس های مرد مشکوک» :

توقف اجراها  مثل یک کابوس بود
وقتی شنیدم تماشاخانه ها باز شده اند کرونا را فراموش کردم
امین اکبری نسب بازیگر «کابوس های مرد مشکوک» :

توقف اجراها  مثل یک کابوس بود
وقتی شنیدم تماشاخانه ها باز شده اند کرونا را فراموش کردم

امین اکبری نسب بازیگر «کابوس های مرد مشکوک» با اشاره به اینکه هنرمندان تئاتر دوران سختی را سپری کرده اند معتقد است اگر تئاتر شغل نیست چرا اینهمه دانشجو از دانشگاهها فارغ التحصیل می شوند.

|

بازخوانی ظرفیت های تله تئاتر در روزهای کرونا با قطب الدین صادقی

در ورود به فضای مجازی شتاب زده نباید عمل کنیم
در این بحران دیگر  سازمان های ذی نقش فرهنگی کجا هستند؟
بازخوانی ظرفیت های تله تئاتر در روزهای کرونا با قطب الدین صادقی

در ورود به فضای مجازی شتاب زده نباید عمل کنیم
در این بحران دیگر سازمان های ذی نقش فرهنگی کجا هستند؟

ایران تئاتر: قطب الدین صادقی با تاکید براینکه در ورود به فضای مجازی شتاب زده نباید عمل کرد، معتقد است بهترین کاری که هنرمندان تئاتر باید در این ایام انجام دهند مطالعه، ارتقای دانش، مرور گذشته و برنامه ریزی برای آینده است.

|

گزارشی از حال و هوای این روزهای تئاتر مستقل تهران:

سالن امن ، نمایش خوب و طیف متنوع مخاطب 
حال همه ما خوب است...
گزارشی از حال و هوای این روزهای تئاتر مستقل تهران:

سالن امن ، نمایش خوب و طیف متنوع مخاطب
حال همه ما خوب است...

ایران تئاتر: با اعلام از سرگیری تئاتر، تماشاخانه تهرانی در کمترین زمان اقدام به بازگشایی کردند و با وجود همه دلهره ها و نگرانی هایی که از نبود مخاطب و ضرر مالی، احتمال بروز بیماری و ... وجود داشت، چراغ تئاتر را پس از 4 ماه روشن کردند.

|

نظرات کاربران