در حال بارگذاری ...
جستاری پیرامون تئاتر آوانگارد

"آگاهانه برهم زدن" شیوه تئأتر تجربی است

ایران تئاتر- داریوش ثمر : در پی همه گیر شدن مدل و شیوه تمرینات و اجراهای بسیاری از اهالی نمایش در قالب تئاتر تجربی داریوش ثمر نویسنده و کارگردان اهل شیراز پژوهشی در این خصوص تحریر کرده است که در ادامه می خوانیم:

همه هنرمندان عرصه نمایش برای بیان مقصودی قابل درک؛   از مصطلح "تأتر تجربی" بسیار استفاده می کنند، با توجه به اهمیت این موضوع در پی رایج و همه گیر شدن مدل و شیوه تمرینات و اجراهای بسیاری از اهالی نمایش (به خصوص دوستان تازه کار در این وادی) برآن شدم تا گرداگرد این موضوع پژوهشی ارائه کنم که اول یادآوری و خود آموزی حقیر را در برگیرد و هم برای دیگر دوستان وادی نمایش مثمر ثمر واقع شود،
(تئأتر تجربی) ؛یک واکنش از شرایط  هنری قرن بیستم است، که جنبشی را در نگرش به تئأتر ایجاد کرد که در اصل واکنشی به گرایش "ناتورالیستی" بود در ابتدا ، اما در گذر زمان بسیاری از اشکال نمایشی که افراطی پنداشته می شدند را در خود نیز تعریف کرد ، و این واژه (تئأتر تجربی) امروزه معمولا معادل اصطلاح  تئأتر (آوانگارد) بکار میرود که در زبان فرانسه به معنای (نگهبان)(جلودار)یا(پیش قراول)است اما  معمولا مردم و ژورنالیستها و اهالی هنر این اصطلاح را برای اشاره به آثار نمایشی و هنری که تجربه نو  یا پیشتاز در تجربه ایی نو هستند استفاده میکنند،
آوانگارد مفاهیم و قراردادهای پذیرفته شده در صحنه های نمایش را در هم میشکند و بر این باور است که معناهای مورد قبول در صحنه های نمایش با پیشرو بودن حاصل میشود و به انشعاباتی میرسد که با نامهای ؛
(پرفورمنس آرت)
(تأتر خیابانی)
(سؤرئالیسم)
(فوتوریسم)
برایتان آشنایی دارد،
این شکل از نمایش اعتقاد به ساده نگری دارد اما به عنوان یک خط مقدم در حرکتهای پیشرو نمایشی همیشه در حال دگرگونی است، اما در طول زمان آنچه که بیشتر بجا گذاشته را  آوانگاردها به عنوان سنت در کارهای خود استفاده می کنند ، چیزی که اهمیت دارد برای هنرمند تئأتر تجربی و آوانگارد  این است که؛ آن هنجارشکنی ها و گریزها از شیوه تئأتر کلاسیک و دهن کجی به تئأتر معمول در نگاه آوانگاردها یک فلسفه قابل درک و یک دلیل برخواسته از یک آگاهی جدید داشته باشد ،که در سنت های قدیم تئأتر دیده نشده ،به بیان دیگر میشود گفت آن نمایشی تئأتر تجربی یا آوانگارد محسوب میشود که با دلایلی قابل قبول و با شناخت کامل قوانین تأتر کلاسیک  شیوه های کهن را درهم شکسته و از اندیشه ایی جدید برای انداختن طرحی نو سرشار باشد ، اجازه دهید تا برای تشریح بیشتر یک مثال در حوزه ادبیات و شعر بیان کنم ، شعر کلاسیک یا کهن را در نظر بیاورید که دارای اصول و قواعدی هست که خارج شدن از آن ریخت و شکوه و تأثیر گذاریش را مخدوش میکند ، شعر قواعدی چون ؛قافیه و ردیف، تقطیع هجایی و رعایت عروضی و آهنگ در بحر و دستگاه خود دارد و شاعری کلاسیک با توانایی و تجربه در مثلا گونه قصیده به ارائه اشعار خود پرداخته ،  خب اگر یک نفر بدون شناخت قواعد آن و قالب آن، بدون تجربه و درک مفاهیم و محتوای آن به اصطلاح خودش شالوده شکنی کند و (دل نوشته یا شعر گونه ) خود را بنام شعر سپید نشر دهد ، آیا میشود او را آوانگارد  در این حوزه قلمداد کرد !؟ قطعا خیر ،  چون هر درهم زدنی و شکستنی که بی تفکر ، بی دلیل ، و بی قاعده باشد ،شاید ممکن است هیجانی در بر داشته باشد ! اما فاقد ارزش‌های هنری است ، شما نیما یوشیج را در نظر بگیرید  او آوانگارد است چون با شناختی کامل از شیوه های کهن شیوه ایی جدید را با اندیشه ایی جدید تجربه کرد که دارای قواعدی هست که بنام سبک نیمایی کاملا قابل برسی است ،
در نمایش هم همین موضوع صدق میکند "آگاهانه برهم زدن" شیوه تئأتر تجربی است،اما شاهد هستیم متاسفانه برخی ها  تجربه تئاتر آماتوری را با یک تئأتر تجربی اشتباه می‌گیرند! و با تعصب درباره آنچه خلق کرده اند  شروع به دفاع می‌کنند ،در این راه باید بپذیریم که هر آفرینشی و هر خلقی حاصلش یک اثر کامل و بدیع نمی‌شود  ، در این دسته از هنر نمایش چند مفهوم وارد شده که لازم است کمی مبسوط درباره آنها صحبت کنیم ،
(تأتر دانشگاهی و تجربه ) گاهی در تأتر دانشگاهی به پدیده هایی از نظرخلاقیت نمایشی بر می‌خوریم که شایان ستایش است ، تئأتر دانشگاهی به دلیل یک همدلی و هم سن و سالی یک هیجان وصف ناپذیر برای اعضای گروه نمایشی دارد که گاهی این هیجانات و تعلیمات کلاسی یک معجزه را پدید میآورد ، اما در نگاه کلی و عملی هنرجویان دانشگاه‌های هنرهای دراماتیک که به خلق اثر می‌پردازند و در تجربه خود آماتور هستند (درباره واژه آماتور برداشت منفی نباشد ، آماتور را کسی بنامند که اولین خلاقیت‌های هنری خود را در فضایی آکادمیک سپری میکند ،) آثار این عزیزان را عمدتأ نمی‌شود برابر تجربه های آوانگارد قرار داد  ، چرا ؟  یکی از عمده دلایل این است که هنرجوی دانشگاه که به شکل تئوری اصول و قواعد گونه های نمایشی را در کلاس‌هایی فشرده خوانده و درس را پاس کرده در طول مدت زمان کوتاهی قادر به درک همه قواعد نخواهد شد چون این تجربه ها زمان بر است ، من در همین شیراز خودمان اساتید بداهه گو در شیوه سنتی سبک روحوضی را می‌شناسم که بداهه پردازی و قواعد دیالوگ گویی کمدیادلارته را از کودکی تجربه کرده ، آنها می‌فهمند که نقطه طلایی صحنه برای رسیدن به اوج دیالوگ های کوتاه سؤال جوابی و یا پینگ پونگی کجاست،می‌دانند چه اندازه چه سرعت ریتم بیرونی و تمپو درونی نیاز دارد ، و همزمان بیان بدنی خود را نیز تنظیم میکنند ، و توانایی نوازندگی و خواندن و ترقص را همزمان دارند چون ریتم صحنه را تجربه کرده اند، چون با روح خود طی صدها تجربه اجرای عمومی به یک معرفت از این مفاهیم دست پیدا کرده اند ،که با خواندن یک جزوه قابل قیاس نیست،
تجربه تئأتر دانشگاهی  بسیار ارزشمند است از این نظر که خالق اثر به شناخت خود دست پیدا کند ، خود و سبک خود را بشناسد و فرصت این شناخت در دانشگاه و محیط کارگاهی آن باتوجه به زمان کم بسیار ارزشمند است ، اما یک تجربه دانشگاهی عمدتا کم پیش میآید یک کار آوانگارد با اندیشه جدید محسوب شود ،(البته متاسفانه جشنواره های دانشگاهی به بسط ناآگاهی ها کمک میکند) اما فارق از جو جشنواره ها، تئأتر دانشگاهی  تجربه تأتری ارزشمندی است برای هنرمندی که (تئأتر تجربی) را بخواهد درک کند و قصد یک شبه به هدف رسیدن را نداشته باشد،  مورد دیگری که در درک کارکرد تأتر  آوانگارد لازم است مورد توجه قرار گیرد مفهوم "دراماتورژی " است ، فراموش نکنیم  تأتر سه ضلع دارد  که اولین آن  متن یا نمایشنامه است ، جهت پیش رو بودن متن نمایش یا توسط کارگردان نوشته شده یا انتخابی است که باید توسط (دراماتورژ) آماده شود ، این قضیه بسیار مهم است چون هر اتفاق جدیدی و هر اثر مدرنی که بخواهد در دسته آثار آوانگارد قرار گیرد  ابتدا باید از متنی با این ویژگی ها برخواسته باشد ، یکی از مشهور ترین دراماتورژ ها (گتهلد لسینک) آلمانی است و کتابی به نام  (دراماتورژی هامبورگی) دارد که برای دوستانی که در پی تغییرات متن خود یا هر متن کلاسیکی که قصد انداختن طرحی نو به شیوه آوانگارد را دارند  توصیه  می‌شود .نکات بسیار ارزشمندی جهت آموزش و شناخت  نگارش متن در این شیوه ارائه شده ، برتولت برشت به عنوان یکی از بنیانگذاران تئأتر تجربی در باره  دراماتورژ میگوید:(دراماتورژ ناظری منتقد و منتقدی آگاه است که نگاهی تازه دارد او کسی است که  نقش محقق مرتبط با اثر نمایشی را دارد)  در میان بزرگان تئأتر تجربی و آوانگارد تجربه های (ادوارد گردون کریگ) حائز اهمیت است وی در مقاله ایی بنام (هنرمندان تأتر آینده) بیان میدارد:برای نجات تئأتر باید آن را نابود کرد ما تئأتر آینده را خواهیم ساخت ، تا هنگامی که به این کار مشغولیم بگذارید روی هنری حساب کنیم که وزنی سنگین تر ازهمه هنرهای دیگر خواهد داشت هنری که کم می گوید و بیشتر از همه هنرها نشان میدهد .
همچنین ادوارد گردون کریگ در کتاب (هنر تئأتر) بیان میکند که تئأتر یعنی حرکت یعنی هنری که تنها از طریق حرکت به احساسات دست میابد و تئأتر باید از قصه گویی دور باشد. او معتقد بود تئأتر سنتی ما از کلمات انباشته شده ! حال آنکه ریشه تئأتر در حرکات (میمیک) نهفته است ، بنظر او درام نویس خوب و تجربه گرا کسی است که بداند بینایی بیشتر از شنوایی در صحنه جاذبه دارد و در کتاب (به سوی تئأتر نو) نقل میکند تئأتر از اصل یونانی اش به معنای مکانی برای (دیدن نمایش‌ها) اخذ شده است. شاید در تئأتر امروز ما بیشتر گرایش به قصه گفتن و گفتنهای بسیار بدون داشتن نمایش های بدنی است که مسیر آوانگارد بودن را مسدود کرده و گرایش نویسنده ها به بیان قصه های پر دیالوگ و کم تصویر و اینجاست که دراماتورژی اهمیت خود را آشکار میکند و اصول و مبانی دراماتورژی مبحثی است که هنرمندان این عرصه ملزم به فراگیری و پژوهش در اینباره هستند، (پیتر بروک)که از او به عنوان پدر تئأتر مدرن نام میبرند در ۱۹۷۱ نوشت :(من معتقد نیستم که وضع موجود تئأتر خوب است ، حتی عقیده ندارم که بهبود پیدا کند حادثه های گوناگون در گوشه و کنار تأتر اتفاق می افتد و مکتبهای مختلف تأتری میآیند و میروند ، اما من به هیچ یک از اینان امید ندارم، زیرا فکر نمی کنم به مسائل اساسی بپردازند! چگونه میتوان تأتر را برای مردم تبدیل به یک نیاز اساسی کرد؟ چیزی که نیاز ساده اورگانیک است،باور داشتن یک نیاز است ، این همان چیزیست که جامعه صنعتی غرب ازدست داده ومن در پی یافتن آن هستم)
اینجا به صحبت پیتربروک که دقت کنیم در می یابیم که احساس نیاز به تئأتر چیزیست که سبب پیشرفت فرهنگی میشود و پیشرفت فرهنگ مساوی با صنعتی شدن نیست، یک نیاز بشری هست که به عقیده حقیر به عنوان نگارنده مطلب بایستی همه مردم بخواهند و هنرمند تئأتر بیش از همه از تمام زوایا و ابعاد تأتر آگاهی وافر داشته باشد ،ذوق و سلیقه کافی نیست، مثلا در باب تأتر آوانگارد و تئأتر تجربی اهل تأتر بایستی دقیق از چند و چون آن اطلاع داشته باشند و اطلاعاتشان بروز باشد.(اینجا نقش ترجمه آثار و کتب روز تئأتر دنیا بسیار مهم است)، از آنجا که بسط همه زوایای این موضوع (تأتر تجربی) در این جستار امکان پذیر نیست به ناچار و با اختصار به یک جمع بندی میرسم که در این چند سطر پایانی تقدیم شما می‌شود:
تئأتر تجربی یک تعریف تاریخی و یک تعریف لغوی دارد (درباره تعریف تاریخی بعد از گسترش رئالیسم و فروپاشی باورهای تئأتر کلاسیک همه تاریخچه قابل رصد است... و میشود گفت با مکتب استانیسلاوسکی شروع میشود و به پیتربروک میرسد) در تعریف لغوی  تئأتر تجربی یعنی ؛هر تئأتر که تجربه ایی نو ارائه کند که پیش از آن شکل نگرفته باشد (البته با زمینه علمی و قابل نقد و برسی در سبک آوانگارد) اگر این تجربه فاقد  زوایای علمی و هنری قابل دفاع باشد هر چقدر هم که بدیع باشد صرفا یک تجربه است.
گاهی این تجربه های شخصی حدیث نفس است که با افرادی مشابه خالق اثر ارتباط برقرار میکند  ، اما جهانی بودن آن یک ویژگی تئأتر تجربی هست کمااینکه برخی از برجسته ترین آثار آوانگارد دنیا که جهانی شده اند  حدیث نفس هنرمند خالق آن بوده،
و موضوع مهم دیگر  ارتباط با مخاطب است ، یادمان نرود که تئأتر در هر سبکی ، حتی آوانگارد پیشرو برای مخاطب و مردم تدارک دیده میشود . این سوال اینجا مطرح است که در این شیوه امکان برقراری ارتباط با همه قشر مخاطب وجود دارد؟
پاسخ این سوال را در صحبت‌های دو استاد دانشگاه در این باب جستجو کردم که در مجله نمایش سال۸۵ به همین سوال پاسخ داده بودند ، (امیر دژاکام استاد دانشگاه تهران) میگوید :اگر تئأتر تجربی در ابتدا و در حیطه آزمایش  پاسخ مثبتی بدهد تماشاگر هم آن را میپذیرد  و هرچه این پاسخ شمول بیشتری یابد  وارد سطحی بزرگتر و حرفه ایی تر میشود ،در نظر بگیریم که کسانی هستند که فقط علاقمند هستند تئأتر تجربی ببینند ...
و (دکتر حمید رضا افشار استاد دانشگاه هنر تهران) میگوید؛ یکی از ویژگی های تئأترتجربی آن است که اطمینان برقراری ارتباط با همه مخاطبین را ندارد، تئأتر تجربی حدوسط ندارد یا تماشاگر با آن ارتباط برقرار می‌کند یا هیچ ارتباطی میان تماشاگر و اجرا برقرار نمی شود  اگر سختگیرانه تر به تئأتر تجربی نگاه کنیم به آن میرسیم که تئأتر تجربی محل انجام آزمایش‌های گوناگون است، گروه اجرایی در حال آزمایش است، فرضیه ایی طرح میشود و گروه در پی اثبات آن تلاش می‌کند و این اتفاق فقط در کارگاه هاو لابراتوارهای نمایشی ایجاد میشود.

تحقیق از منابع(تأتر تجربی از استانیسلاوسکی تا پیتر بروک)اثر جیمز روز اونز ، ترجمه مصطفی اسلامیه،دایره المعارف (wikipedia)و مجله نمایش شماره ۸۲,




مطالب مرتبط

با نگاهی به شرایط وقوع بحران

نقش مهم هنر در کاهش آسیب‌های اجتماعی
با نگاهی به شرایط وقوع بحران

نقش مهم هنر در کاهش آسیب‌های اجتماعی

ایران تئاتر:مقالات و مطالب بسیاری در خصوص ارتباط هنر در پیشگیری آسیب‌های اجتماعی نوشته شده است و همواره مورد توجه هنرمندان و اهالی رسانه بوده است.اسماعیل سعیدیان بازیگر و کارگردان اهل نور آباد ممسنی در این یادداشت به این موضوع پرداخته است.

|

از سوی معاونت فرهنگی شهرداری شیراز با همکاری انجمن هنرهای نمایشی استان

فراخوان جشنواره نمایشنامه نویسی «جامعه نگار» منتشر شد
از سوی معاونت فرهنگی شهرداری شیراز با همکاری انجمن هنرهای نمایشی استان

فراخوان جشنواره نمایشنامه نویسی «جامعه نگار» منتشر شد

معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری شیراز با همکاری انجمن هنرهای نمایشی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس به منظور ارتقاء و اعتلای سطح کیفی نویسندگان بومی ، اولین جشنواره ملی مجازی نمایشنامه نویسی همزمان با سال " جهش تولید " به صورت آنلاین برگزار می نماید .

|

درباره تالار مرکزی شیراز

هنرمندان تئاتر چشم انتظار گشایشی تازه
درباره تالار مرکزی شیراز

هنرمندان تئاتر چشم انتظار گشایشی تازه

توسعه زیرساخت‌های فرهنگی در کلان‌شهر شیراز اهمیت بسیار دارد؛ با این حال با گذشت قریب به ۱۰ سال از آغاز ساخت نخستین پروژه تالار مرکزی این شهر، همچنان چشم عنایت به دستان دولت و سرمایه‌گذاران دوخته شده است.

|

مروری بر فعالیت‌های تئاتر شهرستان‌های فارس

عملگرایی و جوان‌گرایی دور نمای تئاتر مرودشت
مروری بر فعالیت‌های تئاتر شهرستان‌های فارس

عملگرایی و جوان‌گرایی دور نمای تئاتر مرودشت

ایران تئاتر_هادی امامی مقدم:انجمن هنرهای نمایشی شهرستان مرودشت طی سال 1397 و 1398 و 1399 بیشتر وقت و‌ انرژی خود را روی آموزش و پرورش متمرکز کرد تا زیربنای محکمی برای قدم نهادن به سال پایانی قرن حاضر و سال آغازین قرن جدید، باشد. 

|

نظرات کاربران