در حال بارگذاری ...
اسارت ، کرونا ، تئاتر و چهل سالگی دفاع مقدس در گفت و گو با عبدالمجید رحمانیان:

چگونه یک« ابو مسرحیه »فعال سرخورده شد و دکترای حقوق گرفت!
حبس در کرونا هم راهکار دارد؛ ما توانستیم، شما هم می توانید

ایران تئاتر: آزاده سرافراز عبدالمجید رحمانیان از فعالان تئاتر در اسارتگاه های عراق است که در زیر فشارهای روحی و جسمی و کمترین امکانات ، نمایش های موثری در اردوگاههای عراقی روی صحنه برد.

مجبوری ماسک بزنی، فاصله اجتماعی ات را رعایت کنی، خود را در خانه محبوس کنی، ارتباطاتت را با اطرافیان قطع کنی، تئاتر بازی نکنی، تئاتر نبینی و ... ؛ چون دژخیم هوشیار و تیزبین به نام ویروس کرونا، بر زندگی این روزهایت سایه افکنده است.

مات و مبهوت شده‌ای. بیکاری، وضعیت نامناسب اقتصادی، کاهش ارتباطات، وحشت از درگیری با کرونا و ... همه و همه دست به دست هم داده اند تا خمودی، کسالت، اضطراب و یأس همدم روز و شبت شود...

در این روزهای محبوسی کرونایی، اسارت قابل درک ترین  واژه ای شده است که زندگی این روزهایمان را تفسیر می کند. شاید همین حبس دلیل شد تا در قرنطینه جان، ناخوداگاه به وضعیت آزادگان در اردوگاه های بعث رجعت کنیم . همان هایی که بهترین دوران زندگی شان را با کمترین امکانات زیستی در مخوف ترین زندان های عراق سپری نمودند و با اراده وصف ناپذیر بر آن دوران نا امیدی و یاس غالب شدند.

 اسارت برای آنها چگونه گذشت، در آن دوران پر از هیچ، چه می کردند؟ چگونه خود را نباختند؟ چگونه امیدوار و با روحیه آن روزها را پشت سر گذاشتند؟ واقعا آزادگان در دوران اسارت چه می کردند؟

در سالی که چهلمین سالگرد دفاع مقدس را پیش رو داریم و در ایامی که به سالروز آزادی اسرا نزدیک می شویم، فرصتی پیش آمد تا سوالات ذهنی  در خصوص «حبس» و «نمایش» را با آزاد سرافراز عبدالمجید رحمانیان از هنرمندان مطرح آن دوران و نویسنده کتاب «نمایش در اسارت» در میان بگذاریم.

رحمانیان متولد 1341  جهرم است. در سال 59 پس از پایان دریافت مدرک دیپلم، در جهادسازندگی مشغول  به خدمت شد. در آن مقطع یک دوره فشرده هنری در صد روز از سوی صداو سیما برگزار شد. رحمانیان در آن شرکت کردو آموزش های مختلف هنری همچون تئاتر، عکاسی، مستند سازی و ... را نزد اساتیدی همچون شهید مرتضی آوینی، دکتر عالمی، آقای کاشانی، ابراهیم کیهانی و ... کسب کرد. در این دوره 25 نفر در کل کشور حضور داشتند. او حالا  به دلیل مشکلات ریوی در جهرم ساکن شده در ادامه گفت و گوی ما را با این هنرمند آزاده بخوانید: 

اولین بار چطور به جبهه رفتید ؟

پس از پایان دوره،آموزشی سازمان صدا و سیما برای کارورزی به جبهه اعزام شدم اما متاسفانه حکم ماموریتم را گم کردم و ماموران مرا دستگیر و فیلم دوربین عکاسی ام را برداشتند. این تنها زمانی بود که من عنوان هنرمند به جبهه اعزام شدم.

بعد از آن به صورت داوطلبانه و در کسوت بسیجی تصمیم گرفتم به جبهه بروم. مدتی در جبهه غرب بودم و بعد از سه ماه به جهرم بازگشتم. مجددا برای عملیات فتح المبین در فروردین 61 به جبهه جنوب رفتم، عملیاتی که پایه گذار فتح خرمشهر بود. با پیروزی در این عملیات دیگر برای استراحت به شهرمان باز نگشتم و به همراه دوستان، خودمان را برای حضور در عملیات الی بیت المقدس در جبهه آماده کردیم. در این عملیات، اجرای یک عملیات ایذایی برعهده ما بود. به ما ماموریت داده شد برای فریب دشمن به پادگان های فکه و العماره حمله کنیم و ذهن آنها را از عملیات اصلی منحرف سازیم. درست اا اردیبهشت سال 1361 بود. 20 کیلومتر از خط خودی دور شده بودیم که متاسفانه محاصره شدیم و به اسارت درآمدیم.

دوران اسارت خودرا در چه اردوگاه هایی سپری کردید؟

دوران اسارت در یک یا دو جمله خلاصه نمی شود اما تیتر وار باید بگویم: پس از اسارت، یک هفته در العماره بودیم. سپس برای تشکیل پرونده در یک گروه 150 نفره در میان توهین و سوت و کف مردم بغداد، به وزارت دفاع عراق منتقل شدیم. در آنجا همه ما را سه شبانه روز در یک اتاق که جای 10 نفر بود محبوس کردند. 150 نفر سه شبانه روز حتی نفس همی نمی توانستیم بکشیم.

پس از تشکیل پرونده ابتدا به اردوگاه شماره 3 به نام عنبر اعزام شدم. یک ماه آنجا بودم. سپس مرا به اردوگاه تازه تاسیس موصل فرستادند. در آنجا 35 روز با کمبود شدید آب زندگی کردیم تا جاییکه اعتراض بچه ها شدت یافت و شورش کردیم. خیلی از اسرا در آن روز شهید و زخمی شدند و ماحصل 45 روز حبس مطلق در آسایشگاه با اجازه خروج 10دقیقه در روز برای رفتن به دستشویی بود. بعد از چند ماه مرا به اردوگاه موصل 3 و در آخر موصل 4 اعزام کردند.

در تاریخ 4 شهریور 1369 بعد از 3040 روز به عنوان آخرین اسرای ثبت نام شده  به میهن بازگشتم.

 

دوران اسارت سخت و کسالت آور است. یاس و ناامیدی، بی حوصلگی، بی برنامگی و ... از واژه هایی است که بی شک با این دوره عجین هستند، چه شد در میان همه این سیاهی ها، تصمیم گرفتید اجرای نمایش را برای هدفمند کردن دوران اسارت انتخاب کنید؟

روزهای نخستین اسارت، اسرا نسبت به یکدیگر آشنایی کامل نداشتند و این دلیلی بود تا جانب احتیاط را گرفته و سر به زیر و ناشناخته، زندگی شخصی خود را بگذرانند. با این وجود همه می دانستیم که بیکاری سرانجام خوبی برای ما ندارد و ظرف چند ماه همه ما را از بین خواهد برد. ما نمی خواستیم اینگونه شود. به همین دلیل هرکس به نوعی دنبال راهکار بود.

در اردوگاه عنبر که رفتم، به این فکر افتادم که برای حفظ روحیه خود و دوستان کاری انجام دهم. با توجه به این که تا اندازه ای توانایی هنری داشتم و بسیار اهل شوخی بودم و هیچ گاه آرامش نداشتم، با چند نفر از بچه ها به گفتگو نشستیم که اگر قرار باشد ما در این زندگی تکراری، حرکتی انجام ندهیم ممکن است حوادثی غیرمنتظره برایمان پیش بیاید. پس از بحث و تبادل نظر، سرانجام تصمیم بر آن شد که دست به اجرای کارهای نمایشی بزنیم. در همان جلسه قرار شد که با همفکری سایرین، تمرین و سناریونویسی و ... را در طول هفته انجام دهیم و هر هفته یک برنامه داشته باشیم. اولین قدم را خودم برداشتم و یک کار کمدی آماده نمودم.

برای اولین شب، بچه ها را جمع کردم و نقش ها و دیالوگ ها را به آنها گفتم. مقداری تمرین کردیم، سپس اولین برنامه را اجرا کردیم. در کنار این نمایش، یکسری اخبار فکاهی هم می گفتیم که به دل همه نشست و همه پسندیدند. به ویژه اخبار فکاهی که به سرعت در تمام اردوگاه پیچید. کار نمایشی، از اینجا شروع شد و بچه ها دیدند که یکی از بهترین کارها برای حفظ روحیه همین نمایش است.

 

واکنش ماموران و مسئولان اردوگاه چه بود؟

عراقی ها نه تنها با کار فرهنگی ما موافق نبودند بلکه اگر می فهمیدند ما اجرای نمایش داریم تنبیه های ویژه ای برایمان درنظر می گرفتند.علت هم این بود که به طور طبیعی، افرادی که در حصار زندان و اسارت گرفتارند و فعالیتی ندارند، بتدریج روحیه خود را از دست خواهند داد و در نتیجه، دچار خمودی، کسالت، اضطراب و یأس خواهند شد. افراد در این یاس و خمودی یا مجبورند به مرور خود را با محیط تطبیق دهند و هرچه بالادستی ها می گویند بدون اعتراضی بپذیرند، یا خود را می بازند و هر لحظه برای از بین بردن خود، خواسته یا ناخواسته ، اقدام می نمایند. در این حالت هیچ موقع مسئله ای به نام اعتراض در صورت بروز ناملایمات در اردوگاه پیش نمی آید. به همین دلیل عراقی ها از همان ابتدا با فعالیت های فرهنگی به خصوص سرود و نمایش مخالف بودند و اگر گسی را در این حوزه دستگیر می کردند، به شدت صدمه می دید.

جالب است بدانید «مسرحیه» یک واژه آشنا برای همه اسرای ایرانی است که عراقیها آن را معادل واژه تئاتر به کار می بردند. همه بچه ها به حساسیت عراقیها نسبت به این واژه آگاهی داشتند. کسانی که مسئولیت تئاتر را به عهده داشتند و لو می رفتند، از منظر عراقیها به «ابو مسرحیه» مشهور می شدند. اگر سربازی عراقی در مقابل فرمانده اردوگاه، اسیری را به عنوان ابومسرحیات معرفی می کرد، او علاوه بر شکنجه و کتک، چند روزی را باید در انفرادی می گذراند.

 

اجرای یک نمایش بصورت مخفیانه هم عالمی دارد؟

کارها کاملا مخفیانه و در زمان های خاص اجرا می شدند. برای این منظور گروهی در زمان تمرین یا اجرا، به عنوان نگهبان انتخاب می شدند آنها با استفاده از آیینه ای که روی سر مسواک می گذاشتند از گوشه پنجره نگهبانی می دادند تا اگر سربازان عراقی به اتاق می آمدند اطلاع دهند. تئاتر را نیز در زمانهایی که سربازان عراقی پشت پنجره نمی آمدند مثلا حین خوردن ناهار اجرا می کردیم. نگهبانان در طول اجراهای تئاتر ایثارگران اصلی بودند. خیلی از کتک های حین اجرای تئاتر را نگهبانان خوردند.  

 

اولین نمایشی که روی صحنه بردید را به خاطر دارید؟

در سال اول اسارت، با فرا رسیدن ماه رمضان، فرصتی پیش آمد تا کارهای فرهنگی را آغاز کنیم.

در آن زمان، عراقیها حاضر نبودند دردسر تدارک غذای سحری و نگهبانی با ترس و لرز شب را بپذیرند لذا اگر از تعداد اسرای روزه دار کاسته می شد برای آنها بهتر بود. این موضوع باعث شد عراقیها روزه داران را در یک طرف اردوگاه و اسرای کهن سال و آنهایی که قصد گرفتن روزه نداشتند را در آسایشگاه های طرف مقابل اسکان دهند. با توجه به اینکه افراد مذهبی در آسایشگاه در کنار هم جمع شدند زمینه فعالیت فرهنگی فراهم شد.

در روزهای نخستین، که هیچ سرگرمی و وسیله آموزشی در دسترس نبود و اسرا را بدون هیچ گونه امکانات -حتی کمترین پوشاک- در اردوگاه رها کرده بودند، نمایش ها به صورت رو حوضی و شبیه خوانی بود.

در آن دوران، کاغذ و خودکار برای نوشتن نمایشنامه وجود نداشت. چند نفر که از قبل، علاقه مند و یا دست اندرکار امور هنری بودند دور هم جمع می شدند و موضوع نمایش و خط سیر آن را به صورت کلی مطرح می کردند و با تعیین شخصیت ها،  نمایش به روی صحنه می رفت. این نمایش ها غالباً کوتاه،کمدی، اخلاقی و آموزنده بود. صحنه نمایش هم وسط آسایشگاه کنار دیوار بود. سه، چهار نفر پتوها را به عنوان پرده نمایش نگه می داشتند که بازیگران در هنگام بسته بودن پرده از دیده ها پنهان باشند.

بعد از ورود اردوگاه موصل 4 که به موصل کوچک معروف بود، کارهای فرهنگی مان اوج گرفت. در آنجا مسئولیت تشکیلات فرهنگی اردوگاه به صورت مخفیانه بر عهده من بود. من برای هر آسایشگاه یک مسئول فرهنگی انتخاب کردم و یک روز در میان با آنها جلسه داشتیم. در این ایام علاوه بر تئاترهای هفتگی، برای مناسبت های فرهنگی و مذهبی برنامه ریزی می کردیم. حدود 200 تئاتر در آن اردوگاه روی صحنه بردیم.

 

نوشتن بدون قلم و کاغذ را متوجه نمی شوم، چطور سناریو را برای اجرا آماده می کردید؟

اوایل خیلی سخت بود چون همه چیزی ذهنی طرح می شد. به مرور بچه ها کاغذ پاکت های سیمان  که برای بلوک زدن به اردوگاه می آوردند، را بر می داشتند و روی آن می نوشتند. پاکت های پودر لباسشویی نیز امکان خوبی برای تبدیل شدن به دفتر داشتند. آنها را در آب می انداختیم. لایه لایه می شد. لایه ها را زیر پتو خشک و از آنها دفترهای کوچک درست می کردیم. بر حفاظت از این کاغذها، آنها را در ته کوله ها مخفی می کردیم تا در زمان گشتن وسایل، لو نروند.

یک مداد کوچک هم به سختی به دست آورده بودم که برای نوشتن استفاده می کردم.

وضعیت خیلی سخت بود. از یکی از دوستان به نام مرحوم اصغری یک بند انگشت مداد گرفتند 13 روز انفرادی بود.

با ورود نمایندگان صلیب سرخ به اردوگاه و آغاز نوشتن نامه ها، به دست آوردن خودکار آسان شد و بتدریج ذخیره کردن جوهر، برای مواقعی که نمایندگان صلیب ممکن بود دیر بیایند یا خودکارها لو برود، شروع شد.

اولین نمایشی که من نوشتم «اولین درس معلم» و سپس «محاکمه درون» بود که حاج آقا ابوترابی که حدود سه سال در یک اسایشگاه و با هم بودیم، دوست داشت در این نمایش بازی کند.

در آن دوران چند سرود هم نوشتم که خیلی سر و صدا کرد. یکی از آنها که آقای ده نمکی در اخراجیهای 2 از آن استفاده کرد، «من اسیرم کوه صبرم شیر در بند و کمندم   از مصیبت‌ها نترسم زینب این را داده درسم» بود.

شاید باورتان نشود ما با هیچ، اسلاید ساختیم. بچه ها به اندازه ای ایده پرداز بودند که یک تکه انیمیشن از پایین آمدن حضرت امام از پلکان هواپیما برای دهه فجر ساختند و در دهه فجر اجرا شد.

 

 بیشتر در چه ژانرهایی نمایش اجرا می کردید؟

من در کتاب «تئاتر در اسارت» تمامی موضوعات مرتبط با تئاتر در آن دوران را نوشته ام. نمایش های دوران اسارت از سه منظر قابل تقسیم بندی بود.:

یک نوع تقسیم بندی از نظر مدت زمان اجرا بود. با توجه به اینکه نمایش ها مخفیانه انجام می گرفت عمدتا کوتاه بودند و در حین خوردن ناهار که عراقی ها کاری با ما نداشتند اجرا می شدند. در ایام نوروز که نیز سه روز به ما اجازه جشن می دادند نمایش های بلند روی صحنه می رفتند. ما در یکی از نوروزها، یک نمایش سه ساعته اجرا کردیم.

یک نوع تقسیم بندی هم از نظر نحوه اجرا بود که به سه قسمت آسایشگاهی، تمام آسایشگاهی و اردوگاهی تقسیم می شد.

هر آسایشگاه برای خود گروه تئاتری داشت که نمایشها را که معمولاً کوتاه مدت بود، اجرا می کردند. این نمایشها هر هفته یا دو هفته یک بار برای افراد آسایشگاه اجرا می شدند. گاهی یک نمایشنامه از لحاظ موضوع و اجرا موفقیت خوب به دست می آورد و از آن استقبال می شد. مسؤولان فرهنگی - هنری آسایشگاههای دیگر از نویسنده یا مسئول تئاتر می خواستند که نمایشنامه را در اختیار آنان بگذارد. آن آسایشگاه نیز با گروه تئاتر خود، آن نمایشنامه را به اجرا در می آوردند. این نمایشها معمولاً یک تا دو ساعت به درازا می کشید. گاهی یک آسایشگاه برای آسایشگاهی که گروه تئاتر نداشت نمایش اجرا می کردند. در مواردی، با طرح و نقشه های دقیق و بدون این که عراقیها متوجه شوند، برای اسرای هنرمند، هنگام آمار عصر به آسایشگاهی وارد می شدند که هنرمندان کمتری در آنجا وجود داشت و نمایش را در آنجا بازی می کردند.

اجرای اردوگاهی نیز برای روزهای ویژه مثل نوروز بود. در این زمان یک یا چند نمایشنامه انتخاب می شد و از بهترین بازیگران و کارگردانان تمام آسایشگاهها برای تمرین و اجرای نمایش انتخاب می شدند. در حالت عادی ، هر دو ماه یک بار و در همه مناسبتها، یک نمایش اردوگاهی اجرا می شد. برای اینکه دشمن متوجه ازدحام جمعیت نشود و شک نکند، نمایشها به صورت ضربدری طی چند روز در سطح اردوگاه اجرا می شد.

بالاخره تقسیم بندی سوم، از نظر نوع اجرا بود. انواع مختلف تئاتر اعم از تئاتر کمدی، تخته حوضی، پانتومیم، عروسکی، ورزشی- سیاسی، پرده خوانی، نقالی، مشاعره نمایشی، سرود نمایشی و ... در اردوگاهها اجرا می شد. ما حتی با توجه به اینکه اکثر اسرا در زمینه آموزش زبان فرانسه، انگلیسی، ایتالیایی، عربی و ... مشغول بودند تئاتر آموزشی نیز داشتیم. مثلا سناریویی نوشته می شد که در فرانسه اتفاق می افتاد. دو نفر یک اتفاقاتی را به زبان فرانسه بازی می کردند. بعد این دو به انگلیس می رفتند و در آنجا به زبان انگلیسی اجرا می کردند و ... با این روش به سایرین زبان انگلیسی، فرانسه و ... می آموختند.

 

انتخاب بازیگران به چه نحوی بود؟

انتخاب شخصیتها آسانترین مسئله تئاتر بود. هر کارگردان به خوبی می توانست از میان آنهمه اسرایی که مشغولیتی نداشتند، هر کس را مناسب بود انتخاب کند. برای تمرین تئاتر نیز از لحاظ وقت گذاشتن بازیگران مشکل چندانی وجود نداشت؛ اما از لحاظ پی بردن دشمن سختی های زیاد در پی داشت.

 

شما آزاد شدید و به میهن بازگشتید، اما اسمی از هنرمندان دوران اسارت آنگونه که باید نیست. توقع بر این بود آثار دوران اسارت، جشنواره ازادگن و ... داشته باشیم. چرا راهتان را ادامه ندادید؟

متاسفانه تجربیات آزادگان در عرصه تئاتر نه تنها به درستی سازماندهی و مدیریت نشد، بلکه سوءمدیریت ها مانع بروز برخی استعدادها هم شد. در حقیقت این مسائل به شعار گذشت. ما زمانی که از اسارت برگشتیم، مجبور بودیم به مسائل روزمره و تامین مایحتاج مورد نیازمان بپردازیم.

19 ساله بودم که اسیر شدم و 28 ساله بودم که برگشتم. نه شغل داشتم، نه ازدواج کرده بودم، نه خانه و زندگی داشتم و... مجبور بودم برای سروسامان دادن به زندگی کاری کنم. خیلی از ما اسرا همین بودیم. شاید باور نمی کنید اما وقتی من با تسلط به زیان فرانسه برای تدریس به آموزش و پرورش رفتم. من را به عنوان معلم رزرو کلاس دوم ابتدایی آن هم در یک مدرسه دورافتاده انتخاب کردند. همه به چشم ترحم به من نگاه می کردند. من دانشجوی ترم دوم تربیت معلم بودم و داوطلبانه به جبهه رفتم اما پس از بازگشت، متولیان امر با ما خوب برخورد نکردند. بنابراین تجارب مان همین طور ماند و خاک خورد. آزاده ها هم از یکدیگر جدا افتادند و تقریبا همه کارهای هنری به فراموشی سپرده شد.

باورتان نمی شود در سال های اول، از نوع برخوردها افسردگی گرفتم و خانه نشین شدم. در آمریکا وقتی در جنگ خلیج 22 سرباز اسیر شدند، 22 جلد کتاب برایشان چاپ شد اما اینجا اتفاقات عجیبی برایمان افتاد. خیلی دوران بعد از آزادی برایم سخت گذشت. تا اینکه یک روز مادرم گفت: بلند شو. همت کن. خیال کن اصلا اسیر نبودی.

راست می گفت. دوران اسارت را بی خیال شدم. بلند شدم و دست روی پای خود گذاشتم و شروع به تحصیل در رشته حقوق کردم و دکترا گرفتم.

از سال 85 نیز موسسه فرهنگی- هنری پیام آزادگان شکل گرفت و من تا مدتی پیش در آنجا فعالیت می کردم. این موسسه فعالیت هایش را با کتاب شروع کرد و من حدود 20 جلد کتاب در زمینه اسارت نوشتم.

 

عنوان کردید حوزه تئاتر نقش بسزایی در دوران اسارت داشت چرا در این موسسه سعی نکردید این حوزه هنری را فعال کنید؟ مثلا آثاری را که در آن زمان نوشته بودید را اجرا کنید؟

متاسفانه به دلیل وضعیت خفقان حاکم در اردوگاه ها، ما نتوانستیم آثارمان را بیاوریم. تنها تلاش من جاسازی برخی سخنرانی های حاج آقا ابوترابی بود. آوردنش خیلی سخت بود اما به هر نحوی بود آنها را به ایران آوردیم.

اینجا هم زیاد به مقوله کاربردهای تئاتر توجه نمی شود. در دوران اسارت به تئاتر به عنوان یک مسیر تحول آفرین نگریسته می شد. 

مرحوم ابوترابی، سیدآزادگان ایران برای اجرای تئاتر در اردوگاه ها اهمیت قائل بود. حتی حاضر شده بود در نمایش «محاکمه درون» نقش آفرینی کند. با این کار می خواست به ما بفهماند که فعالیت ما در این زمینه چقدر باارزش است. پس از اجرای این نمایش، تاثیر آن در روحیه بچه ها کاملا مشهود بود. به اعتقاد من، تئاتر برای جامعه امروز بسیار ضروری است و می توان از طریق آن بسیاری از پیام ها و اهداف درست را در جامعه تبیین کرد، منوط به آن که در مسیر صحیح گام برداشت.

متاسفانه پس از آزادی، فقط چندی پیش آقای ماکان رضایی نمایشنامه ای را از روی یکی از کتاب هایم با عنوان «سرفه های مادرم» نوشت و با نام P.W اجرا کرد.

 

امسال، چهل سالگی دفاع مقدس است و تئاتر در اسارت به عنوان یکی از نمونه های بارز آن دوران، می تواند یکی از ظرفیت های تاثیرگذار برای نمایش آن لحظات باشد، تصمیمی برای نمایش این لحظات دارید؟

تئاتر بخشی‌ از زندگی‌ اسرا محسوب‌ می‌شد و یک‌ ابزار مهم‌ پیام‌ رسانی‌ بود. اسرای‌ ایرانی‌ با دین‌ باوری‌ و تعهدی‌ که‌ داشتند، صادقانه‌ به‌ میدان‌ آمدند و در جبهه‌ اجرای نمایش‌ها نیز به‌ گسترش‌ معنویت‌ و اخلاق‌ دست‌ زدند. تئاتر در اسارت، با دعا و نیایش‌ در هم‌ آمیخته‌ و یکی‌ از پایه‌‌های‌ اساسی‌ فرهنگ‌ شده‌ بود. هنگامی‌ که‌ برخی‌ از هنرمندان‌ اسیر، با وضو پا به‌ صحنه نمایش‌ می‌گذاشتند، لودگی، ریاکاری، فخرفروشی‌ و انحراف‌ اندیشه‌ها و رفتار تماشاگران، زیر عنوان‌ هنر، دیگر معنایی‌ نداشت.

دوران اسارت ظرفیت های بسیاری برای تبدیل شدن به تئاتر دارد که مهم ترینش، نشان دادن مسیر تحول انسان تا رسیدن به تعالی است. همچنین از آنجا که در نمایش های دوران اسارت به موضوعات عمیق پرداخته می شد، مطمئنا این آثار کارایی بسیاری برای حال حاضر دارد. هرچند متاسفانه توجهی نمی شود.

 

دوران قرنطینه وضعیت سختی را برای هنرمندان ایجاد کرده است، به عنوان  هنرمندی که در بغرنج ترین وضعیت، سخت ترین شرایط اجرا و با  کم ترین امکانات، تئاتر روی صحنه بردید چه پیشنهادی برای هنرمندان در این روزها دارید؟

باور کنید در این ایام چندین نفر با من تماس گرفتند و گفتند خدا به فریادتان برسد شما چطور دوران اسارت را طی کردید ما در این مدت قرنطینه افسردگی گرفتیم. من به آنها گفتم خدا را شکر در این ایام فقط حبس داریم. بقیه چیزها در حد امکان هست و فقط نیازه به خلاقیت و ایده پردازی دارید. ما در اسارت فقط با ایده پردازی موفق شدیم. ما اجازه داشتن مداد و کاغذ هم نداشتیم. اجتماع بیش از سه نفر ممنوع بود. با تئاتر به شدت مخالف بودند و در یک کلام دست هایمان را همه جوره بستند اما اعتقاد داشتیم که راهی هست. انسان موجود عجیبی است و در اوج مشکلات راهکارهای خوب پیدا می کند.

باید جوشش فکری به وجود بیاید. در این راه مهمترین و اصلی ترین راه آرامش است. باید ابتدا آرام بود و برای به آرامش رسیدن باید خندید. ما به خنده هنرمندانه نیاز داریم. اگر ما در اسارت نمی خندیدیم زیر آن همه فشار طاقت نمی آوردیم. شاید باورتان نشود اما اسرا زیر کتک های جمعی می خندیدند.

بعد از رسیدن به آرامش، باید بررسی کرد و راهکار پیدا کرد. حبس کرونا هم راهکار دارد ، ما توانستیم شما هم می توانید.

 

مصاحبه از: علی رحیمی

 




مطالب مرتبط

بازخوانی 40 سالگی آغاز دفاع مقدس در عرصه هنرهای نمایشی(7)

تئاتر انقلاب زیر سایه جبهه‌های جنوب
مروری بر آثار نمایشی چهاردهه تئاتر دفاع مقدس(بخش نخست ؛ دهه 60)
بازخوانی 40 سالگی آغاز دفاع مقدس در عرصه هنرهای نمایشی(7)

تئاتر انقلاب زیر سایه جبهه‌های جنوب
مروری بر آثار نمایشی چهاردهه تئاتر دفاع مقدس(بخش نخست ؛ دهه 60)

ایران تئاتر- علی رحیمی: تئاتر مقاومت در دهه شصت، از منظر مخاطب شناسی تمایز زیادی با تئاتر این روزها دارد. در آن سال‌ها هنرمندان تئاتر می بایست برمبنای نیاز فکری و امکانات در دسترس سه دسته مخاطب کاملا متفاوت، برای خانه، برای سنگر و برای اسارت، اثر تولید نماید.

|

اسارت،کرونا،تئاتر و چهل سالگی دفاع مقدس در گفت و گو با آزاده سرافراز محمدعلی افروشه:

از آموزش تئاتر و اجرای مضحکه تا نمایش های جدی در اسارت
حتی با دستان بسته هم راه حل پیدا می‌شود
اسارت،کرونا،تئاتر و چهل سالگی دفاع مقدس در گفت و گو با آزاده سرافراز محمدعلی افروشه:

از آموزش تئاتر و اجرای مضحکه تا نمایش های جدی در اسارت
حتی با دستان بسته هم راه حل پیدا می‌شود

ایران تئاتر: آزاده سرافراز محمدعلی افروشه از فعالان تئاتر در اسارتگاه های عراق است که در زیر فشارهای روحی و جسمی و کمترین امکانات، نمایش های مختلفی در اردوگاه رمادیه 6 عراق روی صحنه برد.

|

بازخوانی 40 سالگی آغاز دفاع مقدس در عرصه هنرهای نمایشی(10)

تثبیت ژانر مقاومت در تئاتر ایران
مروری بر آثار نمایشی چهاردهه تئاتر دفاع مقدس(بخش چهارم و پایانی ؛ دهه 90)
بازخوانی 40 سالگی آغاز دفاع مقدس در عرصه هنرهای نمایشی(10)

تثبیت ژانر مقاومت در تئاتر ایران
مروری بر آثار نمایشی چهاردهه تئاتر دفاع مقدس(بخش چهارم و پایانی ؛ دهه 90)

ایران تئاتر- علی رحیمی: تئاتر دفاع مقدس پس از چهار دهه پر افت و خیز، در دهه 90 توانست خود را به عنوان یک ژانر منحصر به فرد در بین هنرمندان تئاتر تثبت کند.

|

بازخوانی 40 سالگی آغاز دفاع مقدس در عرصه هنرهای نمایشی(9)

در مسیر آزمون و خطا؛ شاید
مروری بر آثار نمایشی چهاردهه تئاتر دفاع مقدس(بخش سوم؛دهه 80)
بازخوانی 40 سالگی آغاز دفاع مقدس در عرصه هنرهای نمایشی(9)

در مسیر آزمون و خطا؛ شاید
مروری بر آثار نمایشی چهاردهه تئاتر دفاع مقدس(بخش سوم؛دهه 80)

ایران تئاتر- علی رحیمی: تئاتر دفاع مقدس در حالی دهه هشتاد را سپری کرد که با افت و خیزهای زیادی همراه بود. افت و خیزهایی شاید در مسیر آزمایش و خطا...

|

مروری بر نظر صاحب نظران به بهانه تاکید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بر احیای یک مدیوم:

تولید تله تئاتر راهکار موثر حمایت از معیشت هنرمندان
مروری بر نظر صاحب نظران به بهانه تاکید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بر احیای یک مدیوم:

تولید تله تئاتر راهکار موثر حمایت از معیشت هنرمندان

ایران تئاتر- علی رحیمی: تاکید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص احیای تولید تله تئاتر نشان داد که نگاه مسئولان همسو با طرح های کارشناسی صاحب نظران است.

|

بازخوانی 40 سالگی آغاز دفاع مقدس در عرصه هنرهای نمایشی(8)

آغازی برای ماندگاری
مروری بر آثار نمایشی چهاردهه تئاتر دفاع مقدس(بخش دوم؛دهه 70)
بازخوانی 40 سالگی آغاز دفاع مقدس در عرصه هنرهای نمایشی(8)

آغازی برای ماندگاری
مروری بر آثار نمایشی چهاردهه تئاتر دفاع مقدس(بخش دوم؛دهه 70)

ایران تئاتر- علی رحیمی: با پایان جنگ تحمیلی، بازگشت رزمندگان به خانه و آزادی اسرا، ماندگاری گفتمان دفاع مقدس به عنوان یک اولویت در دستور کار مسئولان و هنرمندان قرار گرفت.

|

واکنش خانواده  تئاتر به درگذشت استاد عباس جوانمرد

او واپسین چراغ روشن بود
واکنش خانواده تئاتر به درگذشت استاد عباس جوانمرد

او واپسین چراغ روشن بود

ایران تئاتر: پس از انتشار خبر درگذشت عباس جوانمرد پژوهشگر، کارگردان و بازیگر کهنه کار تئاتر و از پیشکسوتان تئاتر و موسس گروه تئاتر ملی، مدیران ، هنرمندان و فعالان حوزه هنرهای نمایشی به عناوین مختلف درگذشت وی را تسلیت گفتند.

|

گفتگوی ایران تئاتر با لیلی عاج نویسنده و کارگردان «کجایی ابراهیم»:

نمی توان به راحتی هشت سال دفاع را نادیده گرفت
گفتگوی ایران تئاتر با لیلی عاج نویسنده و کارگردان «کجایی ابراهیم»:

نمی توان به راحتی هشت سال دفاع را نادیده گرفت

ایران تئاتر: نمایش «کجایی ابراهیم» اثر اقتباسی لیلی عاج، پس از دریافت رتبه اول جشنواره نمایش‌نامه‌نویسی اقتباسی گام دوم، در تماشاخانه سرو به روی صحنه رفت.

|

نظرات کاربران