در حال بارگذاری ...
علی‌اکبر عبدالعلی‌زاده،در برنامه انعکاس عنوان کرد :

وقتی تبیین صورت نگیرد تحریف آسان می شود
جهاد تبیین درفرهنگ تاثیرات ریشه ای و پربرکت بر دیگر حوزه ها دارد

ایران تئاتر: برنامه« انعکاس» رادیو گفت و گو با حضور کارشناسان رسانه به موضوع جهاد تبیین پرداخت .

به گزارش ایران تئاتر در جریان برنامه انعکاس که در ساعت 22 روز چهارشنبه 18 اسفند ماه به طور زنده از رادیو گفت وگو پخش شد، موضوع جهاد تبیین مورد بحث و بررسی سه تن از کارشناسان رسانه قرار گرفت. در این برنامه رادیویی علی‌اکبر عبدالعلی‌زاده نویسنده ، منتقد،پژوهشگر و مدیر رسانه  و احمد قدیری ابیانه کارشناس رسانه حضور داشتند و در اواسط بحث عباس محمدیان رئیس بسیج رسانه نیز از طریق تماس تلفنی به جمع کارشناسان جلسه اضافه شد. 

در ابتدای گفت‌وگو هادی البرزی مجری برنامه ضمن عرض سلام و خیر مقدم به مهمانان جلسه توضیحاتی در مورد جلسات پیشین برنامه انعکاس ارائه داد و گفت : چهار هفته‌ است که موضوع جهاد تبیین در برنامه انعکاس مطرح شده. در برنامه امروز ما قصد داریم مصادیق و مواردی که می‌‌توان در آن به تبیین پرداخت را مورد بررسی قرار دهیم و به آنها اشاره کنیم. همان‌طور که می‌دانید مقام معظم رهبری در هفته‌های اخیر بر این موضوع تاکید کردند و جوانان و دیگر اقشار جامعه را به آن فرا خواندند. حال چه کاری می‌توان در این زمینه انجام داد؟

پرداخت  به شبهات روز مردم اولویت جهاد تبیین

احمد قدیری ابیانه: نکته مقدماتی که می‌توان در همین ابتدای بحث مطرح کرد آن است که اگر بخواهیم از منظر آسیب‌شناسی به این موضوع نگاه کنیم به این نتیجه می‌رسیم که در حال درجا زدن هستیم. در این موضوع و بسیاری از موضوعات مشابه ما تنها در مورد واژگان، ظاهر آنها و لایه سطحی موضوع صحبت می‌کنیم. به طور مثال در مورد جهاد تبیین عده‌ای می‌آیند و معنی دو کلمه جهاد و تبیین را توضیح می‌دهند و به صرف و نحو کلمات و شرح ریشه آنها می‌پردازند. در حالی که ما به جای صرف کردن افعال و توضیح در مورد ریشه یا ظاهر آنها باید در مورد مصادیق موضوعی که مطرح شده است صحبت کنیم. به طور مثال وقتی موضوع جهاد تبیین مطرح می‌شود باید دقت کنیم و ببینیم مردم در مورد چه مسائلی از موضوع مطرح شده شک دارند. ما باید به شبهات مردم بپردازیم، پرسش‌های آنها را پاسخ دهیم و مرجع شایعات مربوط به این موضوع را بخشکانیم. چون در مورد چنین موضوعاتی همواره شایعه و شک و شبهه وجود داشته، دارد و خواهد داشت. پس اگر سواد عمومی و سواد رسانه‌ای بالا نرود همیشه دیگران شایعه می‌سازند و ما باید تا ابد برای زدودن شایعات و برطرف کردن شک مردم تلاش کنیم و مدام بدویم تا شبهات را رفع کنیم.

هادی البرزی: هدف اصلی ما از تولید برنامه انعکاس مطرح کردن همین مصداق‌ها است  نظر شما در مورد این موضوع چیست آقای عبدالعلی‌زاده؟

 

 اگر حوزه فرهنگ به تبیین مسائل ریشه ای بپردازیم خوراک خوبی برای تغذیه جامعه فراهم می شود

علی‌اکبر عبدالعلی‌زاده: موضوع جهاد تبیین و مفاهیم وابسته به آن کاملا جدی است . ما سده‌ها است که نسبت به آن غفلت ورزیده‌ایم و آسیب‌های متعدد این غفلت را هم تحمل کرده‌ایم. اما متاسفانه این غفلت همچنان ادامه دارد . چنانچه می دانیم مقام معظم رهبری هم اغلب در مورد مسائلی صحبت می‌کنند که نسبت به آن غفلت شده و شرایط بحرانی دارد. موضوع جهاد تبیین بسیار وسیع است و حوزه‌های متعددی مثل سیاست،اقتصاد ، فرهنگ، هنر و ورزش را در بر می‌گیرد. اما تاکید و تمرکز اصلی از نظر من در بخش فرهنگ است. چون اگر در این حوزه پیش برویم و در آن به تبیین مسائل بپردازیم ، خوراک آماده برای تغذیه جامعه در جمله حوزه های دیگر فراهم می‌شود . منظر من در این گفت‌وگو اهمیت حوزه فرهنگ است و مصادیق را هم در همین زمینه مطرح می‌کنم.

 

عرصه تهاجم حوزه فرهنگی است

هادی البرزی: اکنون ما در چه وضعیت و در چه شرایطی قرار داریم؟ در شرایط فعلی هجمه دشمن به چه ترتیب است؟ شبهات موجود در این زمینه چیست؟ در حال حاضر دشمن در چه حوزه‌هایی وارد شده است و نقاط ضعف و قوت ما چیست؟

احمد قدیری ابیانه: در حال حاضر دشمن مثل قبل در تمام حوزه‌ها فعال است و از هر طرف ضربه می‌زند. اما این به معنی آن نیست که در این سوی قضیه تلاشی برای آفند یا پدافند صورت نمی‌گیرد. اما باید به این نکته توجه داشت که اگر شرایط برای ترویج شایعات و شبهات فرهم باشد آن شایعات و شبهات از طرف مردم بسیار راحت‌تر‌ از حالت عادی مورد پذیرش قرار می‌گیرند. به طور مثال وقتی اوضاع اقتصادی به هم می‌ریزد منشاء نشر ویروس‌های رسانه‌ای بیشتر از قبل فراهم می‌شود. وقتی وضع اقتصادی خراب است شایعات و شبهاتی که این روزها به گوش می‌رسد بلندتر از قبل مطرح می‌شود.

حرف‌هایی از این قبیل که چرا پول ما به جای مصرف شدن در داخل کشور خرج دیگر کشورهای منطقه می‌شود؟ یا چرا حکومت به ما توجه ندارد و فقط در حال خوردن پول ما است؟ این حرف‌ها در شرایط به هم ریخته اقتصادی بیشتر مطرح می‌شود و نسبت به اوضاع عادی از سوی عموم قابل‌باورتر است. ما همیشه دیده‌ایم که وقتی دشمن می‌خواهد به منطقه‌ خاصی حمله کند مردم آن منطقه توسط رسانه‌ها به صورت عده‌ای وحشی و بربر تصویر می‌شوند تا شرایط برای تهاجم فراهم شود. به طور مثال می‌آیند در فیلم‌هایشان مردم را وحشی و بربر نشان می‌دهند. البته بحث فیلم و سینما حوزه تخصصی آقای عبدالعلی‌زاده است و من به آن ورود نمی‌کنم. چیزی که می‌خواهم بگویم این است که در بحث تهاجم گاه ابتدا رسانه وارد عمل می‌شود تا زمینه‌سازی کند و بعد ضربه اصلی وارد می‌شود. در مواقعی هم شرایط کاملا برعکس است، یعنی ابتدا دشمن ضربه را وارد می‌کند و بعد نقش رسانه مطرح می‌شود و رسانه در مرحله دوم پا به میدان می‌گذارد.

در طول این سال‌ها ما همواره در حال پذیرفتن ضربه از دشمن بودیم. برای من که یک نظاره‌گر هستم کاملا مشخص است که ضربات دشمن چند سالی است به طور مستقیم به مقام رهبری وارد می‌شود و این ضربات بیشتر از گذشته است. یعنی از دهه نود به بعد حمله به رهبر فزاینده بوده است. هر بار دشمن خواسته به ما ضربه بزند رهبر به مثابه یک دیده‌بان فتنه را تشخیص داده و به مثابه آتش‌نشان پا به میدان گذاشته تا آتش فتنه را فرو بنشاند. دشمن نیز با مشاهده اقدامات او هر بار آمده تا به این آتش‌نشان و دیده‌بان ضربه بزند. به طور مثال در سال ۸۸ رهبر فقط با یک خطبه آتش فتنه را فرو نشاند و تا ۹ دی با همان خطبه روی آن آب ریخت. به همین دلیل دشمن وارد میدان شد تا به رهبر ضربه بزند و افرادی مثل کاندولیزا رایس هم به این موضوع اعتراف کردند. یعنی رهبر ما هر حرفی بزند عده زیادی از پیاده‌نظام دشمن از قبل آماده‌اند تا آن حرف را به کانال مد نظر خود وارد کنند. مثلا در مورد جنگ اکراین رهبر گفت که ما با جنگ مخالفیم و در آن بی‌طرف هستیم و آتش این جنگ را آمریکا روشن کرده است. ولی عده‌ای به این حرف حمله کردند. در حالی که اگر سوئیس اعلام بی‌طرفی می‌کرد و مثل ما به جنگ رای ممتنع می‌داد، همه می‌گفتند چه کار خوبی انجام داده و چه باکلاس است. یعنی می‌خواهم بگویم دشمن همواره قصد ضربه زدن به مقام حقیقی و حقوقی رهبر را دارد.

هادی البرزی: از دید آقای قدیری دشمن همواره در فضای مجازی و فضای رسانه قصد تخریب و ضربه زدن را دارد. آقای عبدالعلی زاده شما در این مورد چه نظری دارید  ؟

دشمنی غرب با ایران به چهل سال اخیر خلاصه نمی شود

علی‌اکبر عبدالعلی‌زاده: چه ما تهاجم را از سوی دشمن قلمداد کنیم و چه از سوی رقیب فرهنگی که برآیند دشمنان ما است ، باید توجه داشت که عرصه این نزاع و تهاجم حوزه فرهنگی است و نتایج آن به سایر حوزه‌ها تسری می‌یابد.

این یک جنگ یا یورش فرهنگی از سوی غرب است و همواره بصورت یک سویه توسط غرب تداوم یافته شده، در حالی که ما در طول تاریخ با آنها تخاصم فرهنگی  نداشتیم و در حوزه اندیشه هرگز منشاء تهاجم نبودیم. اما غربی ها همواره به جایگاه فرهنگی و اعتباری ایران طمع داشته اند .چنانچه  فلاسفه و اندیشمندان غربی از قدیم گفته‌اند «یونانی‌ها یک چشم دارند، ایرانی‌ها دو چشم و بقیه کور هستند.»

غرب در ابتدا دنیا را نمی‌شناخت و تصور می‌کرد ایران پایان تمدن جهان در شرق است. وقتی آنها تمدن چین را شناختند و متوجه شدند در مشرق زمین سرزمین‌های دیگری هم وجود دارد، ایران را به عنوان رقیب خود نگریستند.درحالی که قرن ها قبل محصولات غرب ازطریق ایران به چین و کشورهای شرقی می رفت و محصلات آنها به ایتایا و ... تجرات می شد.

می خواهم تاکید کنم  این یک بحث چهل ساله نیست و مربوط به هزاران سال پیش است. رد پای این طمع این به  جاده ابریشم می رسد . در آن زمان  اولین نامه ای که پاپ به خاقان چین نوشت به این مضمون بود که  ما تا پیش از این از وجود شما بی‌خبر بودیم و پس بیایید با هم پیمان ببندیم و ایران را کنار بگذاریم. اما خاقان چین پاسخ داد که رابطه ما با ایران طولانی مدت است و به سال‌ها پیش از آشنایی با شما مربوط می‌شود. این یک رابطه عمیق و بلندمدت است و قابل قطع شدن نیست. جالب است که این نامه و پاسخ آن به فارسی سغدی نوشته شده است. غرب از همان زمان همواره قصد کرد نفوذ فرهنگی ایران از بین ببرد و آخرین گلوگاه یسیار شاخص آن حذف زبان فارسی بود که با ظهور امپراطوری انگلستان انجام شد. 

خلاصه این که آنها همیشه ما را به چشم رقیب نگریسته‌اند. هر بار ایران عزم بازشناخت و غنا بخشیدن به فرهنگ خود و ترویج آن را کرده یورش دشمن بیشتر شده چون آنها خوب می دانند اگر ایرن فرصت بازیابی خود را پیدا کند بلافاصله به کاروانسالار فرهنگ و تمدن در مقیاس گسترده تبدیل شده است.

ریشه بسیاری از معضلات امروزی درگذشته دور است

بی توجهی به ارتباط تنگاتنگ این موضوع با بحث جهاد تبیین خیلی خطرناک است . ببینید وقتی مقام معظم رهبری از جهاد تبیین سخن گفته اند چه جریان شبه روشنفکری و چه کسانی که تفکر مذهبی دارند تصور کرده‌اند که منظور ایشان وقایع چهل سال اخیر است. ما باید هر دو نگاه را کنار بگذاریم و با نگاه فرهیختگی این بحث را دنبال کنیم. نگاه ما به این موضوع باید جامع و وسیع باشد و از چهل سال اخیر فراتر برود.

ببینید حتی ریشه بسیاری از معضلات امروزی درگذشته دور است ؛ به عنوان مصداق  از بحث‌های داغ امروز بحث مهاجرت و فرار مغزها است. به طور مثال برخی از جوانانی که قصد تحصیل یا ثبت اختراع و اکتشاف خود را دارند ترجیح می‌دهند به خارج از کشور بروند و این کار را در آن سوی مرزها انجام دهند.بد نیست بدانید  این موضوع هزار سال پیش  و پیشتر از آن هم وجود داشت و بحث امروز نیست. اگر مسیر همان مسائلی که در گذشته رخ داد و توسط فرهیختگان ما در طول تاریخ مورد کندوکاو موشکافانه قرار گرفته ، امروز تبیین شود و رفع گردد ، بسیاری از مسائل و مشکلات در بنیاد فکری افراد جامعه و متعاقبا در سطح جامعه برطرف می شود، جوان ما می‌فهمد که اهمیت وجودی اش چیست و اصلاح مسیر می کند.

هادی البرزی: نظر آقای عبدالعلی‌زاده این است که تبیین باید در حوزه فرهنگی صورت گیرد و نگاه ما وسیع و رو به آینده براساس تجربه گذشته باشد. به نظر شما آیا این موضوع فقط فرهنگی است؟

بحث تبیین صرفا فرهنگی نیست!
احمد قدیری ابیانه: من موافق این هستم که بحث ما مقوله فرهنگ را هم شامل می‌شود، ولی در عین حال اعتقاد ندارم که این بحث فقط یک بحث فرهنگی است. بحثی که مطرح شده در تمام حوزه‌ها است و فقط به حوزه فرهنگ مربوط نمی‌شود. همچنین با این موضوع که در طول تاریخ ما همیشه حق به جانب بودیم هم مخالف هستم. پادشاهان قدیم ما هم کم کر و فر نداشتند و کم حمله و جهانگشایی نکردند. این موضوع که بحث مهاجرت و فرار مغزها مربوط به امروز نیست و به گذشته مربوط می‌شود آیا مصداق عینی هم دارد؟ بحث سر مهاجرت یک فرد در هزار سال قبل است یا مقصود اصلی مهاجرت گسترده و گروهی است؟ این مهاجرت به کجا بوده؟ اگر حرف بر سر مهاجرت یکی دو نفر به خارج از کشور در زمان‌های گذشته است که در بحث ما مصداق پیدا نمی‌کند و به امروز مربوط نمی‌شود. من معتقد نیستم اگر امروز تحولاتی در فرهنگ صورت گیرد و سبک زندگی تغییر کند ما به جای مثبتی برسیم.

به طور مثال اگر بحث غیرت و ناموس در حوزه فردی کمرنگ شود در حوزه ملی هم به تدریج کمرنگ می‌شود و به تدریج بی‌ناموسی و بی‌غیرتی سیاسی و اجتماعی باب خواهد شد. مثلا ما همین امروز هم می‌بینیم که عده‌ای به ترامپ نامه می‌نویسند که با ما بجنگد یا بر علیه ما تحریم وضع کند. حتی ما در سال‌های اخیر دیدیم که دختر یکی از افراد سرشناس نظام و بعضی آقازاده‌ها افسوس ‌خوردند که چرا تحریم‌های ترامپ اثر نکرده است.

باید به این موضوع توجه داشته باشیم که در طول قرن‌های گذشته همواره قدرت‌ دست به دست شده و ابرقدرت‌های جهان تغییر کرده‌اند. مثلا زمانی پرتغال و اسپانیا به عنوان دو ابرقدرت اصلی جهان با هم رقیب بودند و بعد نوبت انگلستان رسید که به قدرت جهانی دست یابد. زمان کوتاهی هم آلمان به ابرقدرت تبدیل شد و پس از آن بحث رقابت آمریکا و شوروی به میان آمد. اکنون هم نوبت به چین رسیده است تا وارد این بازی شود. پس قدرت همیشه دست یک نفر یا یک کشور نبوده و در آینده نیز چنین نخواهد بود. به طور مثال همین جنگ اوکراین این موضوع را بیش از پیش عیان کرد. رئیس جمهور اوکراین آقای زلینسکی یک روز از غرب تشکر می‌کرد و روز دیگر کشورهای غربی را به باد انتقاد می‌گرفت. گاه خواسته‌ای را مطرح می‌کرد و اگر این خواسته برآورده نمی‌شد جور دیگری موضع می‌گرفت. قاعدتا پاسخ غرب به خواسته‌های او باید یک پاسخ نظامی می‌بود نه این که فقط به تحریم بسنده کند. این‌جا همان جایی است که بحث قدرت واقعی مطرح می‌شود. محور مقاومت ما در دوران تحریم خوش درخشید و به عربستان ضربات متعددی وارد کرد که بسیاری از این ضربات توسط محور مقاومت در یمن بود. آنها یک روز با حمله به آرامکو، یک روز با حمله به فرودگاه ملک خالد و روز دیگر در جای دیگر به عربستان ضربه می‌زدند. تحریم‌های متعددی که غرب در موردشان ضرب‌الاجل تعیین می‌کرد و برایشان هدف مقرر می‌شد که در روز معینی ایران سقوط می‌کند در عمل به نفع محور مقاومت تمام شد و دنیای غرب به خصوص عمود محور خیمه یعنی آمریکا هیچ سودی از آن نبرد. پس از این اتفاق‌ها در خود آمریکا اختلافات متعددی ایجاد شد و فتح کنگره به دست طرفداران ترامپ اتفاق افتاد. دشمنی که امروز در حال شکست خوردن است قصد دارد به محور مقاومت ضربه بزند و آن را شکست خورده اعلام کند. دشمنی که تمام نیروهایش را مقابل ما به خط کرده و به موفقیتی دست نیافته است قصد دارد از ستون پنجم خود در ایران استفاده کند و فریب خوردگان داخلی را به کار بگیرد تا به ما ضربه بزند.

هادی البرزی: به نظر می‌رسد نگاه شما به این موضوع مربوط به زمان حال و آینده است و نگاه آقای عبدالعلی‌زاده به اهمیت ریشه‌ها باز می گردد. نظر شما چیست آقای عبدالعلی‌زاده؟

 

به یقین رقابت اصلی در حوزه فرهنگ است و رقیب  ما این را می‌داند

علی‌اکبر عبدالعلی‌زاده:  من نگفتم که در زمان‌های قدیم تهاجمی فیزیکی از سوی ایران به سایر کشورها صورت نگرفته است. من فقط گفتم که یورش فرهنگی همواره از سوی غرب بوده و ما چون احساس بی نیازی داشتیم هیچ تلاشی در این زمینه انجام نداده‌ایم. ما در گذشته به چین رفتیم و از راه فرهنگ و بدون جنگ بر چین و ژاپن  و ..تاثیر گذاشتیم. این نفوذ آنجنان جدیاست که اساتید دانشگاه و فرهیختگان معاصر ژاپنی در سه جلد کتاب مقالاتی با این مضمون دارند که «ژاپن تمدنش را مدیون ایران است» ؛ دقت بفرمایید نمی گویند شهر سازی ، دیوان سالاری ، دین یا غیره تاکید می کنند تمدن ! همین حالا نسخه این سه جلد در کتابخانه دکتر جنیدی در بنیاد نیشابور موجود است. . ریشه تمام مسائلی که امروز وجود دارد و بخشی از آن در این گفت‌وگو مطرح شد در یک رقابت جدی فرهنگی است.

ما با بازگشت به گذشته و شناخت مسائل مختلف مصادیق را گم نمی‌کنیم. به عنوان مثال برخی جوانان دهه شصتی به دلیل سیاست های خاص دولت وقت بعد از جنگ با بعضی از مفاهیم انقلاب زاویه پیدا کردند و پرسش‌هایی برایشان مطرح شد.مثلا  امروز سوال جوان ایرانی این است که ما به عنوان ساکنان کشوری که این سوی دنیا قرار گرفته و امکانات محدودی در اختیار دارد چرا باید با آمریکا که در آن سوی دنیا است و این همه امکانات دارد اقتصادی و نظامی و...سرشاخ شویم؟ در حالی که اگر این جوان با گذشته آشنایی داشت می‌دانست که مردم ایران همیشه در برابر ظلم ایستاده‌اند و اصلا ایرانی در اندیشه جهانی به آزادی شهرت دارد. حتی اگر این ظلم در آن سوی دنیا بوده باشد. به این روایت دقت کنید روزی به اطلاع فرعون رساندند که در قبایل حاکم آفریقایی مردم با شورش کرده اند و پاسخ فرعون این بود که احتمالا پای یک ایرانی به آنجا رسیده است! چون مردم آن منطقه قرن هادر زیر ظلم زندگی کرده و هیچ واکنشی نشان نمی‌دادند و احتمالا امروز توسط ایرانی‌ها از مظلومیت خودآگاه شده‌اند.

ما با شناخت خود از گذشته می‌توانیم به جوانی که در اثر تبلیغات دشمن که با ارزش‌های انقلاب زاویه پیدا کرده است بگوییم ایرانی در طول تاریخ همواره آزاده بوده و با ظلم مقابله کرده و این توجیه سرشاخ شدن امروز ما با آمریکا است.به یقین رقابت اصلی در حوزه فرهنگ است ، ما از این اهمیت غافلیم و در مقابل رقیب ما این اهمیت را می‌داند.

هادی البرزی: با این حساب نگاه شما به گذشته و نگاه آقای قدیری به آینده است. پس تکلیف زمان حال چه می‌شود؟

 

بدون مرور گذشته نمی‌توان به حال و آیند نظر موثر کرد

علی‌اکبر عبدالعلی‌زاده: ما با شناخت گذشته می‌توانیم ظرفیت‌های خود را برای آنیده و حال بشناسیم. به عنوان مثال شاهان صفوی با اتکا به همین موضوع در پی احیا کردن جاده ابریشم برآمدند و توانستند تحولاتی در ایران ایجاد کنند.

اصلا یک مثال امروزی اینکه می دانید ما هنوز جایگاه اعتباری و جغرافیایی خود را که در زمان جاده ابریشم داشتیم را داریم درحالی که قرن هاست جاده ابریشم برچیده شده ؟ اگر بخواهیم با نگاه به گذشته ، در موضوع اعتباری ایران زمان حال را در نظر بگیریم می‌توانیم به بحث کلیدور پرواز های جهانی  اشاره کنیم. اگر تحریم ها برداشته شود و هواپیماهای شرکت هخای بین المللی بتوانند از فرودگاه امام خمینی "(ره)استفاده کنند یقین داشته باشید با اشتیاق این کار را می کنندچون توجیه اقتصادی دارد. اول اینکه سطح فرودگاه امام خمینی ( ره ) از سطح دریا بسیار بالاست و هواپیماها ظرفیت بسیار قابل توجهی در مصرف سوخت صرفه‌جویی می کنند آن هم در شرایط گرانی امروز شوخت. از طرفی این فرودگاه درمرکز کلیدور پرواز جهانی است کافیست نقشه مسیرهای پروازی جهان را نگاه کنید . حالا اگر پروازی که با طی کیلومتر هامسیر اضافه در فرودگه ترکیه و ... می نشیندن بتواند در فرودگاه ایران بنشیند بازهم هم از نظر اصطهلاک و هم سوخت صرفه جویی قابل توجهی دارد . از طرفی ایران در کلیدور کابل های نوری شبکه ارتباطات جهان واقع شده ، حالا اگر این موارد برای خواص و عموم جامعه تبیین شود باعث افزایش اعتماد به نفس ملی و انگیزه های تخصصی نمی شود ؟ 

از این منظر بدون مرور گذشته نمی‌توان به حال و آیند نظر موثر کرد .

 

راه حل ایرانیان برای  فرارمغزها و چند شغلی مسئولین در هزار سال پیش!

من به شما دو عزیر و شنوندگان برنامه  توصیه می‌کنم که کتاب سیاست‌نامه نوشته خواجه نظام‌الملک طوسی را حتما بخوانند. این کتاب درست هزار سال پیش نوشته شده است ولی با نثر امروزی و روان توسظ انتشارات امیر کبیر منتشر شده . ماجرا این است که شاه سلجوقی از وزرا و صاحب نظران می خواهد بگویند که چه کنیم تا سرزمینی آباد و قدرتمند داشته باشیم ؟ خواجه در این کتاب با نگاه به تجربیات حکومتی هزار سال قبل از خودش نکاتی را به شاه می‌گوید در قالب اینکه چه باید بکند تا در مملکت داری موفق باشد.

همچنان که گفتم به نظر می رسد مهاجرت و فرار مغز ها یه معضل معاصر خاصه 40 سال اخیر ایران باشد اما در این کتاب روایت می شود که ما در زمان‌های گذشته مهاجرت گروهی و گسترده دانشمندان و فرهیختگان ایرانی را به هند و به دلیل بی توجهی به علم داشتیم.

آقای دکتر قدیری حین صحبت‌هایشان فرمودند فرار مغزها به چه نقاطی صورت گرفته است؟ این پرسش خود نشان از عدم آگاهی و نشناختن گذشته دارد.مهاجرت فرهیختگان و تجار در طول تاریخ به هند بارها رخ داده است و کشور را با معضل روبرو کرده . حتی نوعی قهر هم بار ها صورت گرفته و نوابغ از جور حکام به مناطق صعب العبور و قار پناه برده اند. 

مثال دیگر چند شغلی مسئولین است ، این یکی دیگر گویی معضل این چهل سال اخیر است اما در همین کتاب خواجه نظام الملک با ذکر مثال های متعدد به شاه توصیه می کند به کسی دو مسئولیت همزمان نده چون اولی را به هانه دومی و دومی را به بهانه اولی زمین می گذارد، پس مفاهیمی مثل مهاجرت و چند شغله بودن سابقه تاریخی دارد و منحصر به امروز نیست. رقیب فرهنگی ما تمام این مسائل را می‌داند و به این امر واقف است که رقابت اصلی در حوزه فرهنگ است. ما هم باید روی این موضوع تمرکز و برای آن برنامه‌ریزی کنیم.

 

نقش جهاد تبیین در تبدیل چالش‌ها به فرصت

در این بخش از گفت‌وگو عباس محمدیان رئیس بسیج رسانه از طریق تماس تلفنی به بحث پیوست.

هادی البرزی: جناب دکتر محمدیان ما امروز موضوع جهاد تبیین را با دو مهمان برنامه مطرح کردیم. یکی از مهمانان معتقد است ما باید از گذشته بیاموزیم و مسائل را با نگاه فرهنگی تبیین کنیم و دیگری معتقد است در بحث تبیین باید زمان حال را مد نظر قرار داد. نظر شما در این باره چیست؟

عباس محمدیان: ما نباید جهاد تبیین را فقط یک رویداد ببینیم. همیشه فرمایشات مقام معظم رهبری به شکل رویداد نگریسته شده است. در حالی که باید گفته‌های ایشان را یک روند ببینیم. در مورد جهاد تبیین ما باید کارهایی که در این حوزه انجام شده است را ببینیم نه کارهایی که قرار است در آینده انجام شود. متاسفانه مدیران ما هنوز در دهه پنجاه سیر می‌کنند. علت این که در حوزه فرهنگ و رسانه چالش داریم و مدام غافلگیر می‌شویم این است که تعریف درستی از موضوعات آن نداریم. هر وقت آقا در مورد موضوعی حرف‌ می‌زند بلافاصله طوفانی به‌پا می‌شود و بعد از مدتی آن موضوع به تدریج فراموش می‌شود. ما امروز در سومین سالگرد بیانات رهبری در مورد گام دوم انقلاب به سر می‌بریم. در همان سال اول که این بیانات مطرح شد شور و نشاط خاصی بین مدیران ایجاد شد و بعد از مدتی این موضوع به کلی فراموش شد. مهارت تولید محتوا در جهاد تبیین کار هر کسی نیست. همان‌طور که حضرت آقا گفتند هر کسی که می‌آید می‌خواهد در این حوزه فعالیت کند، در حالی که این امر کار هر کسی نیست. لایه‌های پنهان بیانات رهبری اغلب کشف نمی‌شوند و مدیران ما فقط لایه بیرونی و ظاهری آن را می‌بینند. ما لایه‌های پنهان جهاد تبیین را به‌طور موشکافانه بررسی نکردیم و نتوانستیم انگیزه‌ کافی ایجاد کنیم که محتوای ماندگاری در این حوزه تولید شود. رهبری امروز جهاد تبیین فوری اعلام کرده‌اند چون کم‌کاری مسئولین ما موجب ایجاد بار اضافه بر دوش آقا شده است.

احمد قدیری ابیانه: حالا که آقای محمدیان به بحث اضافه شده‌اند چه خوب است سوالی را با ایشان مطرح کنیم. اگر اشتباه نکنم ایشان در حوزه بسیج رسانه مسئولیت دارند. پس خود شما هم یک مسئول هستید آقای محمدیان. شما می‌فرمایید هر کسی و هر نهادی نباید به موضوع جهاد تبیین ورود کند، در حالی که آقا فرمودند اگر کسی نتوانست در جهاد تبیین موفق عمل کند دیگران باید به صورت آتش به اختیار عمل کنند. یعنی ایشان در بحث جهاد تبیین از مسئولین امر ناامید شدند و اعلام جهاد عمومی کردند. بهتر است افراد بیایند و بگویند ما خودمان چه کرده‌ایم نه اینکه دیگران چه کرده‌اند. آیا موافق نیستید که مسئولینی مانند شما بهتر است از دستاوردها و عملکرد خود بگویند و به جای ارائه آمارهای اغراق‌آمیز و گرفتن ایراد از دیگران از نقش خود حرف بزنند؟

عباس محمدیان: بله من هم مسئول هستم و من هم در این عرصه مقصرم و همه ما مقصریم. اگر این‌طور نبود باید تمام چالش‌های فعلی ما در عرصه فرهنگ به فرصت تبدیل می‌شد. عرض من این است که وقتی من سواد جهاد تبیین را ندارم و به این عرصه وارد می‌شوم ممکن است خواسته یا ناخواسته گفته‌های‌ رسانه‌های معاند را پمپاژ کنم و موجب ایجاد ناامیدی در نسل جوان شوم و بین آنها با انقلاب فاصله بیاندازم.

احمد قدیری ابیانه: پمپاژ حرف رسانه‌های معاند در واقع کاری است که آنها انجام می‌دهند و این موضوع نشان می‌دهد که آنها کار خود را خوب انجام داده‌اند. کار مسئولینی مثل شما چیست؟

عباس محمدیان: بله من عرض کردم که با شما در این مورد که هر کسی باید وارد حوزه جهاد تبیین شود مخالفم. متاسفانه از همین فرموده آتش به اختیار حضرت آقا هم سوء برداشت می‌شود. ما در حوزه امر به معروف غفلت و کوتاهی کردیم و هنوز هم در حال غفلت هستیم. در همین موضوع امر به معروف هم تاکید شده است که اگر کسی توان انجام این کار و صلاحیت آن را ندارد وارد میدان نشود. هر کسی در هر پستی که انجام وظیفه می‌کند نباید جهاد تبیین را بر اساس منافع شخصی خود تعریف و تفسیر کند. جهاد تبیین باید منافع عمومی را در نظر داشته باشد. ما اغلب در زمینه ادبیات و حرف زدن توانمندیم ولی موقع عمل با چالش‌های فراوانی رو‌به‌رو می‌شویم. ما باید با شناخت شرایط در جهاد تبیین وارد شویم و نگاه عملیاتی به این حوزه داشته باشیم. آفت موجود این است که در جهاد تبیین اولویت‌ها مشخص نیست و با این قضیه به صورت شخصی برخورد می‌شود. برخورد ما با مفاهیم این‌چنینی نباید سلیقه‌ای باشد. ما باید برای تعیین اولویت‌ها شورای انقلاب جهاد تبیین داشته باشیم. یعنی نهادی مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی که بتواند نگاه دقیق و جامعی به این حوزه داشته باشد. ورود به بحث جهاد تبیین بدون تشکیل اتاق‌ فکر و اندیشکده‌ و کارگروه‌ امکان پذیر نیست. کلیدواژه‌های بیانات حضرت آقا نباید تنها در حد کلیدواژه مورد استفاده قرار گیرد و باید مفاهیم پشت آن را به طور کامل استخراج کرد.

 

جهاد تبیین امری عمومی است و مختص خواص نیست 

پس از خداحافظی عباس محمدیان برنامه انعکاس با حضور دو مهمان ابتدایی گفت‌وگو ادامه یافت.

هادی البرزی: آیا مفهومی که عنوان شد عمومی است و تمام افراد نمی‌توانند در آن ورود کنند؟

علی‌اکبر عبدالعلی‌زاده: در سخنان آقای محمدیان مفاهیمی مثل بحث غفلت و کم‌کاری وجود داشت که با او همنظر هستم. در مورد این موضوع که همه ورود کنند یا نکنند نمی‌توان جواب قطعی داد و هم می‌توان گفت بله و هم می‌توان گفت خیر. البته در این مورد امکان مثال زدن وجود دارد تا منظور بهتر منتقل شود. به طور مثال یک مادربزرگ‌ ایرانی بی‌سواد را در نظر بگیرید که برای نوه‌هایش قصه‌های ایرانی حاوی پند اخلاقی تعریف می‌کند، یعنی نگاه ایرانی را به کودکان ایران منتقل می کند .در حالی که امروز همه به دنبال شنیدن قصه‌های غربی با پند اخلاقی هستند! پس یک مادربزرگ بی‌سواد هم می‌تواند در این موضوع شریک باشد و به آن ورود کند.از این منظر جهاد تبیین امری عمومی است و مختص خواص نیست .

 

اگر راه را گم کردی ببین دشمن کجا را زیر  آتش سنگین گرفته 

ما اغلب از شناختن داشته‌های خود غفلت می‌ورزیم و جای دیگری پی یافتن آن می‌گردیم. این جمله در حوزه نظامی معروف است که اگر راه را گم کردی ببین دشمن کجا را زیر  آتش رسنگین گرفته .الان هم باید دید دشمن بیشتر کجا را زیر آتش گرفته است . 

دشمن در طول تاریخ با زیرکی روی منابع اندیشه ای ، ادبی ، تاریخی و تجربی ما برای خودمان زنگ خطر گذاشته تا به سراغ آن ها نرویم . 

به عنوان مثال کتاب هزار و یک شب که نسخه اصلی آن هزارافسون آنقدر قدیمی است که نویسنده و منبع مشخصی ندارد، در حالی که پادشاهان قدیم به کمک آن درس تدبیر و مملکت‌داری می‌گرفتند.غربی ها این کتاب  را به عنوان یک کتاب جنسی معرفی کیدند . حدود دویست سال قبل جوانانی که به عنوان روشنفکران آینده  برای تحصیل به آن سوی آب رفتند تحت تاثیر مقالات نوشته شده در اروپا راجع به این کتاب آن را به روایت غربی ها به عنوان اثری غیر اخلاقی شناختند و حتی آن را نخواندند. رفته رفته  مردم عادی جامعه به تصورغلط و اینکه در این کتاب توضیحاتی در مورد اعمال جنسی وجود دارد آن را به خانه راه نداد. در حالی که تمام این بهانه‌ها زنگ خطرهایی است که برای غفلت  و ترس ما از خواندن این کتاب‌ها ایجاد شده است. مثلا برای کتاب سیاست‌نامه این زنگ خطر را ایجاد کرده‌اند که نویسنده آن یک فرد سنی تندرو بوده ! در صورتی که با خواندن کتاب سیاست‌نامه مشخص می‌شود که بسیاری از مفاهیم موجود در آن کاملا ایرانی است و هیچ ربطی به اعتقادات سلفی یا به روایت امروزی وهابی‌گری ندارد.

دشمن روی منابع فرهنگی و تاریخی ایرانی برای خود ما زنگ خطر گذاشته

دشمن یا رقیب فرهنگی ما روی منابع فرهنگی، تاریخی و هنری ما زنگ خطر می‌گذارد تا از محتویات درون آن آگاه نشویم و از این آگاهی غفلت کنیم.حتی برای فرهنگ های همسوی ایران برای ایرانی ها زنگ خطر می گذارد و این خطر را تبلیغ می کند.  در کتاب برخورد تمدن‌های آقای هانتینگتون هم آمده است که خطر ناک تین اتفاق برای فرهنگ غرب این است که  اندیشه اسلامی با اندیشه‌های کنفسیوس همنشین شود . همه می‌دانیم که  غرب نه با کشورهای عربی که با اسلام در منطقه ایران فرهنگی  مشکل دارد.

حالا ببیند امروز چطور تبلیغ کرده که جریان رشبهه وشنفکری و برخی ایرانی ها چین را به عنوان خطر تلقی می کنند. این نتیجه عدم تبیین اهمیت و ریشه همنشینی و اتحاد ایران و چین است . 

در حالی که سابقه ارتباط تنگاتنگ فرهنگی و سیاسی و اقتصاد ایرانی سابقه هزاره ای دارد و از زمان ساسانی تاکنون قابل ردبابی است. اگر دقیق نگاه کنیم می‌بینیم کتاب شاهنامه ما که برایمان یک گنجینه ملی است و فکر می کنیم منحصر ایراناین است  در چین یک نمونه مشابه دارد و این تاثیر فرهنگ ما و ارتباط عمیق فرهنگی دو ملت را نشان می‌دهد.ازطرفی چینی‌ها در طول تاریخ هیچ‌گاه به ایران آسیب نزده‌اند و هرگز تهدیدی برای ما نبوده‌اند. در حالی که ما در دوران قدیم با آنها همسایه و هم مرز بودیم. شاید در مواقعی ما پشت چینی‌ها در نیامده باشیم و آنها هم پشت ما را خالی کرده باشند، ولی هیچ‌گاه آنها به ما آسیب نزده‌اند.

جوان ایرانی باید این را بداند تا سوار موج رسانه‌ای نشود و بیهوده به چین بد و بیراه نگوید.کربه جایی برسد که مجریان تلویزون بی بهانه به چین دشنام بگویند گویی نذر تحقیر آن ها را دارند. 

چرا باید امروز با آنها بد باشیم و به آنها بد بگوییم؟ اگر جوان ایرانی قرار باشد به کسی بد و بیراه بگوید باید به کشوری مثل فرانسه بگوید که در زمان اوج تحریم برخلاف تعهداتی که داشت پشت ما را خالی کرد و حوزه خودروسازی ایران را تنها گذاشت. رقیب فرهنگی ما به خوبی ما و ریشه‌هایمان را می‌شناسد و همیشه سعی می‌کند ریشه‌ها را ‌بزند. پس ما هم باید ریشه‌های خود را بشناسیم و برای این شناخت تبیین لازم است.

 

من تاریخ را زیسته‌ام و تو هم به آن نگاه کن تا از آن عبرت بگیری

هادی البرزی: نگاه آقای عبدالعلی‌راده در سخنانشان به ریشه ها است. نظر شما در این مورد چیست آقای قدیری؟

احمد قدیری ابیانه: شاید از گفت‌و‌گوی ما و حرف‌های شما این‌طور استنباط شود که نظر من با نظر آقای عبدالعلی‌زاده در تقابل یا تعارض است. در صورتی که هیچ تعارضی بین نظر من و ایشان وجود ندارد. ایشان از نقطه نظر خود و من هم از نقطه نظر خودم به این موضوع نگاه می‌کنم و چالشی بین نظرات ما نیست. به قول حضرت علی (ع) من تاریخ را زیسته‌ام و تو هم به آن نگاه کن تا از آن عبرت بگیری. تاریخ چیزی است که رخ داده و باید موجب عبرت دیگران شود.

این روزها حضور در فضای مجازی به دلیل حجم مفاهیم موجود در آن موجب سرگیجه می‌شود. در حالی که ما هنوز در ابتدای راه و در حال درجا زدن هستیم. ادبیات بسیاری از کارشناسان ما ادبیات خطبه‌خوانی است که به درد امروز نمی‌خورد. مثلا در حرف‌هایی که می‌زنند چندین بار عبارت جهاد تبیین را به کار می‌برند و لفظ مقام معظم را به چندین شیوه بیان می‌کنند، اما از پرداختن به اصل موضوع غفلت می‌ورزند. درست مثل واژه بصیرت که در بیانات سال 88 آقا مطرح شد و عده‌ای فقط به ظاهر آن پرداختند. این افراد آمدند و واژه بصیرت را صرف و نحو کردند و به بیان معنی لغوی و ریشه‌های آن پرداختند. در صورتی که بحث اصلی چیز دیگری بود. امروز حضرت آقا به دلیل فشل بودن مسئولین فرهنگی فرمان جهاد عمومی می‌دهند و همان مسسئولین کم‌کار و فشل می‌آیند و به زعم خودشان راهکار ارائه می‌دهند. من از رسانه و کسانی مثل شما که به عنوان مجری - کارشناس بحث‌های این‌چنینی را مطرح و مدیریت می‌کنند انتظار دارم حین گفت‌وگو با این افراد آنها را سر راه بیاورید و برایشان چالش ایجاد کنید. نه اینکه اجازه بدهید سخنان همیشگی خود را بارها تکرار کنند. متاسفانه در حوزه فرهنگ ما گاه بودجه‌های صد میلیاردی تعیین می‌شود تا به کمک آن کار فرهنگی صورت بگیرد و این بودجه صرف می‌شود و در عمل هیچ اتفاقی نمی‌افتد. این رقم صد میلیارد اغراق نیست و حقیقت دارد و حتی در بودجه امسال هم تعیین شده است. این بودجه‌های کلان هم اکثرا به جیب همین مسئولین فشل می‌رود و علنا به جایزه آنها برای کاری که انجام نداده‌اند تبدیل می‌شود. به جای انجام کارهای همیشگی و زدن حرف‌های تکراری بهتر است به شبهات مردم پاسخ بدهیم. معمولا بیست یا سی شبهه و مسئله برای مردم وجود دارد که اگر رفع شوند اکثر شبهات آنها پاسخ داده می‌شود. در این مورد پاسخ‌های خوبی هم در فضای مجازی وجود دارد که رسانه‌ها فقط باید آنها را تکرار کنند. اما همین کار را هم انجام نمی‌دهند. من بعضی از این شبهات، مسائل و پرسش‌ها را در این برنامه مطرح می‌کنم و سعی می‌کنم به آنها پاسخ دهم. به طور مثال معمولا می‌پرسند چرا ما با همه دنیا سر جنگ داریم و سیاست بین‌الملل نرمالی نداریم؟ یا چرا وضع کشور با وجود این همه منابع زیرزمینی چنین است؟ یا چرا امارات در طول چهل سال به این نقطه رسید و این همه برج و بارو دارد و ما هنوز نرسیدیم و نداریم؟ یا مثلا این سوال که درآمد سرشار نفتی ما کجا می‌رود؟ چرا حماس و حزب‌الله در حال خوردن پول ما هستند و این پول برای مردم هزینه نمی‌شود؟ مثال هویدا و خودکاری که با آن از تثبیت قیمت‌ها گفت هم زیاد مطرح می‌شود و اغلب افراد مسن در مورد آن حرف می‌زنند.

علی‌اکبر عبدالعلی‌زاده: در می فرمایید مثال آقای هویدا واقعی نیست و جعل است.

هادی البرزی: من به جای خودکار، کبریت شنیده بودم. اتفاقا خود آقای قدیری در ساخت برنامه‌ای مشارکت داشت که نشان می‌داد فیلمی که گفته می‌شود آقای هویدا در آن خودکار یا کبریتی از جیب خود بیرون می‌آورد و از آن به عنوان مثالی برای تثبیت قیمت‌ها استفاده می‌کرد، وجود ندارد.

احمد قدیری ابیانه: ما که فیلمی در این رابطه مشاهده نکردیم. ولی اگر آقای هویدا واقعا این کار را انجام داده باشد نشانه زیرکی او است که شاخص تثبیت قیمت‌ها را با یک کالای فرعی مثل خودکار یا کبریت سنجید. حتی در دوره مدیریت هویدا تورم چهارصد درصدی وجود داشت. به طور مثال من کاریکاتوری را از آن دوران دیده‌ام که در آن هویدا می‌گفت کلمه قیمت ثابت است و ما فقط اعداد آن را تغییر می‌دهیم. اگر بخواهیم چنین مثالی در مورد ثابت ماندن قیمت‌ها بزنیم می‌توانیم به دوره ریاست جمهوری آقای حسن روحانی برگردیم. تا پیش از بالا رفتن قیمت بنزین در سال 98 در طول شش سال ریاست آقای روحانی بنزین که یک کالای اصلی و اساسی است قیمت ثابتی داشت. یعنی در طول شش سال قیمت بنزین در ایران ثابت ماند و هزار تومان بود. ولی اگر ما بگوییم چون در این مدت قیمت بنزین ثابت بود پس تمام قیمت‌ها در طول این شش سال ثابت ماند حرف مسخره‌ای زده‌ایم. جالب است که چند سال بعد همه خواهند گفت خدا آقای روحانی را بیامرزد که قیمت بنزین را شش سال ثابت نگه داشت و قضیه مثل داستان هویدا و خودکار او می‌شود. اما در مورد این سوال که چرا ما با همه درگیریم؟ جواب این است که شما کدام کشور را سراغ دارید که با دیگران دعوا نداشته باشد؟ آمریکا همین امروز و در همین ساعت هم با روسیه و هم با چین درگیر است و دعوای این کشور با روسیه به جنگ سرد دوم تبدیل شده است. همین چند وقت پیش دعوای مرزی هند و چین شکل گرفت یا دعوای هند و پاکستان بر سر کشمیر که تا امروز بارها تا آستانه جنگ اتمی پیش رفته است. شاه هم اگر می‌خواست بر سر موضع نگه داشتن بحرین پافشاری کند کارش با آمریکا به دعوا و درگیری می‌رسید. شما در منطقه‌ای مثل خاورمیانه که شاهراه تمدن است اگر بخواهید سر مواضع خود بایستید چاره‌ای جز نزاع ندارید. در هر جایی که زایش قدرت وجود دارد تضاد منافع هم به وجود می‌آید و این تضاد نزاع ایجاد می‌کند. آیا کسی می‌داند درگیری آمریکا با ایران مربوط به امروز نیست و به زمان پیش از انقلاب باز می‌گردد؟ تحریم نفتی در زمان مصدق که اولین تحریم ایران بود چرا اتفاق افتاد؟ کودتای 28 مرداد به چه دلیلی رخ داد؟ این این اتفاق‌ها درگیری نبود؟ حکومت دست‌نشانده و فاسد پهلوی بر سر تمام منافع ایران به سود آمریکا کوتاه می‌آمد و اگر در آن زمان درگیری جدی ایجاد نشد به همین دلیل بود.

 

این بحث صرفا یک بحث تاریخی نیست و فرهنگی  به تعبیر جامع است

هادی البرزی: چون فرصت ما رو به اتمام است، اجازه بدهید در فرصت باقی مانده نظر آقای عبدالعلی‌زاده را هم بشنویم.

علی‌اکبر عبدالعلی‌زاده: خوشحالم که آقای قدیری در حرف‌هایشان از مثال‌های تاریخی استفاده کردند و این موضوع اهمیت توجه به ریشه های  گذشته را نشان می‌دهد. البته بحث من بحث فرهنگی است و صرفا یک بحث تاریخی نیست.

ببینید یک مثال فراتاریخی و فرهنگی این است که اگر بحث خدایگان باستانی ایران را بسناسید می بینید  تفاوت‌های بنیادی فراوانی را با خدایگان باستانی غربی  یا خدایان مصری دارد . شناخت خدایگان ایران باستان باعث شناخت ساحت ایرانی بودن می شود . همچنین مشاهده می‌کنید که این موضوع خود یکی از سرچشمه‌های رقابت و خصومت  فرهنگی غرب با ما است.

 

کتابسوزی و تخریب نمادهای تاریخ ایران راهبرد دشمن است 

به همین دلیل رقیب فرهنگی ما در طول تاریخ از هر فرصتی برای کتاب سوزی و حذف نشانه های فیزیکی و ابنیه تاریخی ایران استفاده می کند . و در هرنابسامانی سفارش تخریب می دهد.  فکر کنید چرا طالبان در دوره ظهورخود  سر مجسمه بودا و بدنه آن را در بامیان  منفجر کرد؟ تمام این‌ها سفارش غرب است و طالبان و داعش ریشه در غرب دارند. این مجسمه نماد تاریخی آن است که بودا از ایران به شرق دور رفت و غرب می‌خواهد این پیوند را از بین ببرد.

داعش در سال 94 با بلدوزر شهر نمرود را با خاک یکسان کرد شهری که خط و چرخ در آن اختراع شده است و دشمن به دست داعش به نوعی نقش تمدنی ایران فرهنگی را پاک کرد. مسائلی که جامعه و جوان ما از اهمیت آن بی خبر است.

وقتی سندی نباشد و تبین صورت نگیرد تحریف آسان می شود

ببنید دکتر رجبی در مجموعه پنج جلدی هزاره های گمشده به تفسیر می گوید چرا ما در مورد منابع تاریخی خود حتی یک نمونه سند تاریخی خودنوشته نداریم. چون رقیب فرهنگی ما این اسناد و منابع را در مقاطع تاریخی  می‌سوزاند و از بین می‌برد. کاری که امروز هم ادامه می دهد.

داعش پس از جنگ عراق بسیاری از اسناد، منابع و کتاب‌های قدیمی عراق را سوزاند، چون رقیب فرهنگی ما نمی‌توانست خودش آنها خانه به خانه جمع کرده وتصاحب کند. جالب اینکه به روایت منابع خارجی نسخه اصلی این اسناد توسط همان رقیب فرهنگی بار کامیون شد و به نقاط نامعلومی رفت. حالا وقتی این اسناد از دسترس خارج شود و مبانی حتی برای خودمان تبیین نشود  رقیب فرهنگی ما قمی تواند به راحتی  حتی داعش را به دنیا ایرانی معرفی کند .  در فیلم‌هایی که می‌سازد اعضای داعش را مردانی بدون عمامه با دستار و لباس‌های چاک‌دار کوتاه تا بالای زانو نشان می‌دهد. این لباس تصویری از لباس ایرانیان در زمان قدیم است. در کشورهای عربی مردم دستار ندارند و به جای آن عمامه دارند. حتی غرب پیش از داعش در فیلم سیصد گارد جاویدان باستانی ایران را به شکل یک مشت انسان وحشی نشان داد.

ما در حوزه تاریخی مدام از افرادی اسم می‌بریم که آنها را نمی‌شناسیم و فقط با نام آنها آشنایی داریم. مثلا جناب سهروردی  بزگ را هانری کربن به صورت تصادفی کشف کرد و در آن زمان کسی او را نمی‌شناخت. چرا تا صد سال قبل کسی سهروردی را نمی‌شناخت؟ چه کسی سهروردی را از تاریخ ما پاک کرده است؟ آیا این موضوع خطرناک نیست؟ در مورد ابوعلی سینا هم همین موضوع مطرح است. کتاب قانون معروف‌ترین کتاب ابوعلی سینا است. وقتی در سال ۶۲ و ۶۳ درس می‌خواندیم به ما گفته شد که این کتاب در دانشگاه های دنیا تدریس می شود این کتاب هنوز به فارسی ترجمه نشده بود. چرا این کتاب باید این‌قدر دیر به زبان مادری ابوعلی سینا ترجمه شود؟ چه کسی از این کار سود می‌برد؟ ما امروز مولانا را با نسخه نیکلسون می‌شناسیم و هنوز یکی از مهم‌ترین نسخه‌های شاهنامه ما نسخه چاپ مسکو است. چرا؟ چون رقیب فرهنگی ما می داند فرهنگ چقدر مهم است.

هادی البرزی: به دلیل پایان یافتن برنامه از آقای قدیری خواهش می‌کنم سخن پایانی خود را در سی ثانیه بگویند.

انتظار از نهاد های فرهنگی 

احمد قدیری ابیانه: در سی ثانیه فقط می‌توان انتظاری که از نهادهای فرهنگی وجود دارد را مطرح کرد. ما از نهادهای فرهنگی انتظار داریم همان کارهایی که قبلا می‌کردند را امروز به اسم جهاد تبیین فاکتور نکنند تا بودجه تعیین شده برای ترویج جهاد تبیین توسط آنها تصاحب نشود. باید اجازه داد کسانی که دغدغه واقعی دارند به این حوزه ورود کنند.




مطالب مرتبط

در برنامه انعکاس رادیو گفت و گو بررسی شد:

ارتباطات در سیطره تهدیدها و فرصت‌های فرهنگی
در برنامه انعکاس رادیو گفت و گو بررسی شد:

ارتباطات در سیطره تهدیدها و فرصت‌های فرهنگی

ایران تئاتر: برنامه انعکاس رادیو گفت و گو در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم به منتاسبت روز جهانی ارتباطات با حضور کارشناسان رسانه به بحث علوم ارتباطات حول محور نقش رسانه پرداخت.

|

تقدیر مدیر عامل انجمن هنر‌های نمایشی ایران از علی‌اکبر عبدالعلی‌زاده؛

ایجاد درگاه‌های استانی سایت ایران تئاتر موجب شور و شوق گروه‌ها شد
تقدیر مدیر عامل انجمن هنر‌های نمایشی ایران از علی‌اکبر عبدالعلی‌زاده؛

ایجاد درگاه‌های استانی سایت ایران تئاتر موجب شور و شوق گروه‌ها شد

رضا بصیرت، مدیر عامل انجمن هنر‌های نمایشی ایران با انتشار متنی از حضور شش‌ساله و تلاش و زحمات علی‌اکبر عبدالعلی‌زاده، سردبیر پیشین ایران تئاتر تقدیر کرد.

|

گفت و گو با سیروس همتی به بهانه عرضه فیلمنامه تازه اش در نمایشگاه کتاب تهران :

«آینه» فیلمنامه ای درباره انسانیت و شأن معلم
گفت و گو با سیروس همتی به بهانه عرضه فیلمنامه تازه اش در نمایشگاه کتاب تهران :

«آینه» فیلمنامه ای درباره انسانیت و شأن معلم

ایران تئاتر-علی اکبر عبدالعلی زاده : در پاتوق ایران تئاتر با سیروس همتی درباره فیلمنامه «آینه» تازه تزین نوشته ی او که از سوی انتشارات نیستان در نمایشگاه کتاب عرضه شده است به گفت و گو نشستیم.

|

تقدیر مدیر کل هنرهای نمایشی از زحمات  مدیر و سردبیر ایران تئاتر

شش سال مدیریت دلسوزانه با حرکتی حرفه ای و پرسرعت
« ایران تئاتر» فرصتی مهم برای توسعه هنرهای نمایشی ایجاد کرد
تقدیر مدیر کل هنرهای نمایشی از زحمات مدیر و سردبیر ایران تئاتر

شش سال مدیریت دلسوزانه با حرکتی حرفه ای و پرسرعت
« ایران تئاتر» فرصتی مهم برای توسعه هنرهای نمایشی ایجاد کرد

دکتر کاظم نظری مدیر کل هنرهای نمایشی در دیدار با علی‌اکبر عبدالعلی‌زاده مدیر پرتال تئاتر ایران و سردبیر ایران تئاتر با اهدای لوح تقدیر از حضور و زحمات شش‌ساله او قدردانی کرد.

|

نگاهی دقیق به زندگی هنری جواد انصافی به بهانه زادروز هنرمند

دامن شادی چو غم آسان نمی‌آید به دست
پسته راخون می‌شود دل، تا لبی خندان کند
نگاهی دقیق به زندگی هنری جواد انصافی به بهانه زادروز هنرمند

دامن شادی چو غم آسان نمی‌آید به دست
پسته راخون می‌شود دل، تا لبی خندان کند

ایران تئاتر -محمّد اسدی نژاد* : نمایش روحوضی یا سیاه بازی از نمایش های سنتی ایران است که ریشه در آب و خاک این مرز و بوم دارد و یکی از تلاشگران این سبکِ نمایشی که بسیار کوشید تا سیاه بازی ایرانی استوار بماند جواد انصافی است.

|

یک تذکر جدی به بهانه  فقدان نادر طالب زاده

ترور بیولوژیک اندیشمندان را شوخی نگیریم 
یک تذکر جدی به بهانه فقدان نادر طالب زاده

ترور بیولوژیک اندیشمندان را شوخی نگیریم 

ایران تئاتر : علی اکبر عبدالعلی زاده سردبیر ایران تئاتر طی یادداشتی که صبح یکشنبه در «ویژه نامه روزنامه جام جم برای وداع با نادر طالب زاده» منتشر کرد به اهمیت پیگیری و توجه به ترور بیولوژیک چهره های موثر فرهنگ و هنر ایران اسلامی پرداخت .

|

مروری بر فعالیت‌های اداره کل هنرهای نمایشی در هفته هنر انقلاب

برنامه‌های راهبردی برای تبیین  تئاتر انقلابی
مروری بر فعالیت‌های اداره کل هنرهای نمایشی در هفته هنر انقلاب

برنامه‌های راهبردی برای تبیین تئاتر انقلابی

گزارش پیشِ رو، مروری دارد بر مهم‌ترین ویژه‌ برنامه‌ها و فعالیت‌های اداره کل هنرهای نمایشی در هفته هنر انقلاب اسلامی که از بیستم تا بیست و چهارم فروردین‌ماه 1401 برگزار شده است.

|

یادداشتی در ضرورت و بایدهای جهادتبیین

هنر نمایش محمل بسط نیکی‌هاست
یادداشتی در ضرورت و بایدهای جهادتبیین

هنر نمایش محمل بسط نیکی‌هاست

ایران تئاتر- داریوش ثمر: نمایش می‌تواند روشی برای تعریف تصدیقی مفاهیم اخلاق باشد و استواری بیشتر نیکویی در جامعه را سبب شود، البته با مجاهدت و این جهد که از نویسنده آغاز می‌شود و با مساعی گروه اجرایی که شامل کارگردان، بازیگران، طراحان و عوامل اجرایی صحنه نمایش است ، به نتیجه ...

|

چهل نکته از چهل سالگی جشنواره تئاتر فجر (9)

صحنه گردانان برجسته در وادی ارقام
مروری بر کارگردانان برگزیده  ادوار مختلف جشنواره
چهل نکته از چهل سالگی جشنواره تئاتر فجر (9)

صحنه گردانان برجسته در وادی ارقام
مروری بر کارگردانان برگزیده ادوار مختلف جشنواره

ایران تئاتر – سید رضا حسینی: در مطلب پیش رو مروری بر کارگردانان برگزیده دوره‌های پیشین جشنواره تئاتر فجر خواهیم داشت و به بیان چهل نکته در مورد آنها خواهیم پرداخت.

|

نظرات کاربران