در حال بارگذاری ...
  • جشنواره تئاتر فجر
  • در گفت وگو با محمد رحمانیان کارگردان نمایش مجلس ضربت زدن مطرح شد ( بخش دوم )

    نا گفته های صندلی خالی روی صحنه

    نمایشنامه مجلس ضربت زدن ازجمله آثار بهرام بیضایی است که بعداز نگارش توسط او به مرحله تولید و اجرا نرسید. این نمایشنامه درباره شخصیت حضرت علی (ع) از زبان ابن ملجم، قطامه و ۲ اعرابی است که به موضوع ضربت خوردن امیرالمؤمنین نیز می‌پردازد. در عین حال در دل نمایشنامه داستان دیگری نیز شکل می‌گیرد که آن درگیری ‌های یک نمایشنامه نویس و گروه تئاتری است. به نمایشنامه نویسی سفارش داده شده تا درباره حضرت علی (ع) نمایشنامه‌ای بنویسد، اما او طی روند نگارش با چالش‌هایی مواجه است و این اوج درام اجرا است. در بخش دوم گفت وگو با محمد رحمانیان در باره حضور الگوهای ایرانی در متن بیضایی و نوع میزانسن های اجرا به گفت وگو نشستیم.

    آیا حضور شخصیت دستیار کارگردان و شیرینی زبانیش برای کاستن فضای تلخ نمایش است؟

     

    نه، بیضایی به این کاری ندارد داستان نمایش نامه اش تلخ است و یا نه، او مشغول کارش است و در ضمن غیبت آبدارچی در نمایش کارکرد خاص خودش را دارد . در برخی از نمایش نامه های بیضایی فرد غایب حضور اثر گذاری دارد . درست مثل مرگ یزد گرد که در نمایش حضور فیزیکالی ندارد ، اما همه اتفاقات علت و معلولی درون نمایش پیرامون شخصیت او شکل می گیرد و یزدگرد حضورش شبیه سازی می شود . عدم حضور فیزیکال حضرت علی(ع) در نمایش مجلس ضربت زدن دقیقا چنین نوع کارکردی دارد و مخاطب در بالای صحنه صندلی خالیش را می بیند و از طرف دیگر ما امکان شبیه سازی حضرت علی را هم نداشتیم . به قول کارگردان داخل نمایش هیچ بازیگری را نمی تواند پیدا کند که بتواند این نقش را کفایت کند و بنابراین در دل متن نمایش نامه بیضایی با یک نمایش ابتر روبه رو هستیم. نمایشی که می خواهد حرف هایی را مطرح کند  و مجبور می شود برای بیانش برود به سمت تکنیک های قدیمی،  مثل روی پوشیده و تک گویی .

     

    یکی از نکات ارزشمند نمایش نامه های بیضایی استفاده از الگوهای ایرانی مثل تغزیه ، شبیه خوانی و غیره است که به کارهایش هویت و اصالت می دهد؟

     

    در پرچم ایران درگذشته شیری بود که شمشیری بر دست داشت و نماد حضرت علی  و شمشیر ذوالفقارش بود و ایران را به عنوان تنها کشور شیعی مطرح می کرد که این پرچم مورد کج فهمی قرار گرفت. بیضایی به این مسئله در نمایش نامه مجلس ضربت زدن اشاره کرده است . "آیا او را ایزدی پارسی نخواندند ، که در فلک شیر است و در زمین شاه و به دست وی شمشیراست . " این مسئله را بیضایی در کتاب ریشه یابی هم مورد توجه قرار داده است . در جای دیگر نمایش به رفتار احترام آمیزحضرت علی با زنان اسیر ایرانی اشاره می شود و یا در جایی دیگر از باور توده مردم ایران در باره حضرت علی می گوید و غیره.

     

    یکی از ویژگی های سبک کاری بیضایی در آثارنمایشی و سینما استفاده از میزانسن های چند لایه و تودرتو است. چقدر در طراحی میزانسن های نمایش مجلس ضربت زدن به این ویژگی توجه داشتید؟

     

    اولین کاری که انجام دادم با دقت فصل اول نمایش نامه را خواندم .این فصل کاملا به من کارگردان گفت که چه کاری باید انجام بدهم .در مورد بقیه مسائل تلاش کردم با ارجاع به الگوهایی که بیضایی مد نظر دارد کارم را در حوزه  طراحی و اجرا در بحث دکور ، حرکت بازیگران وغیره انجام بدهم.

     

    معمولا در تئاتر بر خلاف تلویزیون که در این سالها رسم شده که فیلم نامه همزمان با تصویر برداری نوشته می شود . کارگردان با نمایش نامه کامل روی صحنه می رود و تمرینات را شروع می کند. اما در نمایش مجلس ضربت زدن این گروه تئاتری با چالش همزمان نوشته شدن متن با آغاز تمرینات مواجه هستند ؟

     

    در مورد این شیوه کاری درتئاتر من سالها است که اینگونه عمل می کنم .ازسال 76 تا به امروز تمام نمایش نامه هایی را که اجرا کردم. درحین کارو روی صحنه نوشته ام. دراین راه از همکاری بازیگرانم استفاده کرده ام.

     

     این شیوه نوشتن متن چه ویژگی هایی دارد؟

     

    برای من این امکان را به وجود می آورد که با امکانات مختلف بازی و بازیگرکار کنم و در واقع متن را برای گروه اجرایی می نویسم. شاید به همین دلیل باشد خیلی از نمایش هایی را در گذشته اجرا کرده ام ، امروز دیگرامکان اجرایش وجود ندارد و بازیگرانش وجود ندارند.به طور مثال به من چند بار پیشنهاد شد که نمایش خروس را دوباره اجرا کنم .اما چون دیگر احمد آقالو درمیان ما نیست چنین کاری را قبول نکردم .همیشه متن ها را با کمک بازیگرانم می نویسم.. روزی که برای شروع استارت نمایش های روز حسین ،پل واسبها بچه ها دور هم جمع شدند ، من فقط یک صفحه و نیم  خلاصه داستان داشتم .نوشتن نمایش نامه فنز پنج روز مانده به شروع اجرا تمام شد و صحنه های آخر نمایش نامه را خیلی کم تمرین کردیم..من نویسندگی را شغل اصلیم نمی دانم و کارگردانی شغل اصلیم است .من می نویسم تا گروه برای اجرا متنی داشته باشد .بنابراین متن هایم تابع اتفاقاتی است که در روی صحنه رخ می دهد.

     

    آیا این شیوه کاری ، دشوار است؟

     

     بله، اما درعین حال لذت بخش است.زیرا همه گروه توامان به یک موقعیت اجرایی می رسند.

     

    آیا این شیوه با کار کارگاهی نزدیکی و شباهت زیادی دارد؟

     

     دقیقا کارکارگاهی است.و ایده های بازیگران کار را روبه جلو می برد.

     

    در یک سوم ابتدایی شروع نمایش کارگردان در صحنه در بک گراند قرار دارد.اما درادامه حضور کارگردان درنمایش پر رنگ می شود و به متن صحنه می آید. این موقعیت چه ویژگی های داشت؟

     

    همه چنین ویژگی هایی در متن نمایش نامه وجود داشت و من طبق متن کار را انجام دادم..نمایش در باره یک گروه نمایشی است و طبیعی است که چنین ویژگی وجود داشت.

     

    دلیل تشویش و چالش های ذهنی نویسنده که مدام برای نوشتن و یا عدم نوشتن نمایش نمامه با خودش در تعارض چیست؟

     

    نمونه عینی این تشویش ها به صورت عینی در کارهای هنری دیده می شود که هنرمندان با چه چالش هایی مواجه اند. نمونه اخیرش فیلم رستاخیز است و هنوزبعد از مدتها کش وقوس فرصت نمایش پیدا نکرده است.

     

    آیا نریشن های نمایش که با صدای اثر گذار منوچهر اسماعیلی در انتهای نمایش بیان می شود ، مانفیست نهایی اجرا است؟

     

    بخشی است که بهرام بیضایی ازجملات حضرت علی در نهج البلاغه بیان کرده است و درجاهای دیگرنمایش تغییرشکلش هم داده است. تا آنجائیکه اطلاع دارم بهرام بیضایی کل نهج البلاغه را خوانده است و بخش هایی را که مورد نیاز بود مورد استفاده قرار داده است. بنابراین نمی توانم به طورقطعی ابراز کنم این بخش مانفیست نهایی بیضایی است.

     

    گفت و گو از احمد محمد اسماعیلی

     




    نظرات کاربران

  • جشنواره بین المللی تئاتر خیابانی مریوان
  • جشنواره گام دوم
  • جشنواره ملی تئاتر خرمشهر