در حال بارگذاری ...
  • جشنواره تئاتر فجر
  • گفت وگو با مهتاب نصیر پور بازیگر نمایش مجلس ضربت زدن

    شکل و شیوه کاری محمد رحمانیان با بهرام بیضایی شباهت های زیادی دارد

    نصیرپور با آرامش درونی که در بازیگری دارد هنرمندانه نقش های مختلف را در صحنه و جلوی دوربین عینیت می بخشد. بازیگر صورت سنگی که عواطف بشری را هم به درستی به نقشش افزون می کند. سگ کشی ، دو ، فرزند خاک، فیزیکدانها، نکراسوف، توی گوش سالمم زمزمه کن ، نیمکت، دایی وانیا، مجلس نامه ، خروس ، عشقه ، مانیفست چو، ترانه های محلی و مرغ دریایی از جمله کارهای شاخص دوران بازیگری نصیرپور محسوب می شوند . نصیرپور سالها است که در دانشکده های هنری و مراکز آموزش بازیگری به تدریس جوانها می پردازد و خیلی از بازیگران مطرح فعلی تئاتر و سینما از شاگردانش محسوب می شود. با نصیرپور در باره حضورش در مجلس ضربت زدن و ابعاد و لایه های نقش زن نویسنده گفت وگویی انجام داده ایم.

     مهتاب نصیرپور فارغ التحصیل رشته  کارگردانی تئاتر را از دانشکدهٔ هنرهای زیبا است و از سال 65بازیگری را در تئاتر و از سال 70  بازی در سینما را با فیلم مسافران آغاز کرد. اوج همکاری های مهتاب نصیرپور با بزرگانی مثل بهرام بیضایی ، محمد رحمانیان ، رسول صدر عاملی و ابراهم حاتمی کیا است. او بارها جوایزی متعددی را به دست آورده است. به خاطر بازی در فیلم به نام پدر در بیست و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر، برنده سیمرغ بلورین نقش دوم زن شد و برای بازی در فیلم من، ترانه ۱۵ سال دارم از بیستمین دوره جشنواره فیلم فجرسیمرغ نقش مکمل زن را دریافت کرد . نصیرپور با آرامش درونی که در بازیگری دارد هنرمندانه نقش های مختلف را در صحنه و جلوی دوربین عینیت می بخشد. بازیگر صورت سنگی که عواطف بشری را هم به درستی به نقشش افزون می کند. سگ کشی ، دو ، فرزند خاک، فیزیکدانها، نکراسوف، توی گوش سالمم زمزمه کن ، نیمکت، دایی وانیا، مجلس نامه ، خروس ، عشقه ، مانیفست چو، ترانه های محلی و مرغ دریایی از جمله کارهای شاخص دوران بازیگری نصیرپور محسوب می شوند . نصیرپور سالها است که در دانشکده های هنری و مراکز آموزش بازیگری به تدریس جوانها می پردازد و خیلی از بازیگران مطرح فعلی تئاتر و سینما از شاگردانش محسوب می شود. با نصیرپور در باره حضورش در مجلس ضربت زدن و ابعاد و لایه های نقش زن نویسنده گفت وگویی انجام داده ایم.

     

    برای شما که با بهرام بیضایی سابقه همکاری در سینما را دارید، بازی در نمایشی که بیضایی متنش را نوشته است چه جذابیت هایی دارد؟

     

    برای من بازی در هر نمایشی مهم و جذاب است و تفاوت زیادی ندارد. در تمام سال هایی که با محمد رحمانیان همکاری دارم ، همواره با متن های خوبی روبه رو بوده ام . نمایش مجلس ضربت زدن به لحاظ کاری تفاوت زیادی با سایرنمایش های محمد رحمانیان ندارد . بازیگر پر کاری نیستم و کمتر با کارگردان و یا گروه تئاتری جز گروه خودم همکاری دارم . تصور می کنم شکل و شیوه کاری محمد رحمانیان با بهرام بیضایی شباهت های زیادی دارد و به همین دلیل در حین کار با چیز جدیدی مواجه نبودم و این فضای کاری را قبلا تجربه کرده بودم . نقشم در مجلس ضربت زدن یک نقش مردانه است و بنا به دلائلی که همه می دانیم تبدیل به یک نقش زنانه شد.

     

    آیا اعتقاد دارید با تغییر جنسیت شخصبت زن نویسنده ، نقش همچنان ویژگی های مردانه دارد؟

     

    نه، منظورم این است که نقش مرد نویسنده تبدیل به زن نویسنده شد. اصولا نقش نویسنده نسبت چندانی با جنسیت ندارد و بیشتر مناسبات شغلی و تفکری نویسنده در میان است . در نمایش برخی از نقش ها خیلی سمبولیک هستند . اگر متن نمایش نامه را خوانده باشید متوجه می شوید خیلی از شخصیت های نمایش اسم هم ندارند و با پیشینه و زندگیشان آشنا نمی شویم . می دانیم بازیگرند و یا دستیار کارگردان و غیره و ذالک وآنها را از طریق اسم های تاریخی می شناسیم .مثل اعرابی ، قطام و ابن مجلم و..... این رویه نمادین بودن نقش ها را تشدید می کند .

     

    در طول نمایش مدام با تردیدهای زن نویسنده در تداوم همکاریش مواجه می شویم. آیا جنس این تردیدها کاری است و یا تردیدهای هستی شناسانه است؟

     

    من به تردید زن نویسنده اعتقادی ندارم و معتقدم حتی نسبت به سایر شخصیت های دیگر نمایش آگاه تر است.

     

    این تردید در باره نوشتن متن با قضای خواسته شده، آیا در نویسنده وجود ندارد؟

     

    دلیل این تردید به دلیل بروز مشکلاتی است که مدام در نوشتن ادامه متن برایش افزوده می شود و هر چقدر تلاش می کند که بر این چالش غلبه پیدا کند و به روشنگری کمک کند ، تلاشش بی ثمر می شود و از سر نااامیدی و استیصال است که می خواهد کار را رها کند وبرود. همانطوریکه اشاره کردم او از همه شخصیتها با خرد و داناتر است و به نوشته اش ایمان دارد و این آگاهی برایش رنج زیادی ایجاد کرده است و از اینکه نمی تواند شرایط را تغییر دهد احساس ضعف و درماندگی می کند.

     

    آیا دلیل بازگشت چند باره زن نویسنده مبنی بر تصمیمش برای ادامه ندادن تکمیل متن، علاقه قلبیش به نوشته است؟

     

     

    زن نویسنده با نوشته اش ارتباط دلی و عاطفی پیدا کرده است و از طرفی تنها به خواسته خودش هم نگاه نمی کند. در مفابلش یک گروه سی نفره هستند که با ادامه ندادن او بیکار می شوند و تمریناتشان در طی این مدت بی حاصل و ابتر می شود .چند جایی هم در نمایش می بینیم همه بازیگران از او درخواست می کنند که شرایطشان را درک کند و ادامه متن را با توجه به شرایط موجود بنویسد. در خیلی از تصمیمات ماها اعتقاد به مصلحت اندیشی گروهی باعث می شود از خواسته و ایده المان چشم پوشی کنیم . زن در نوشته اش بارها به صورت سمبولیک به موقعیتش اشاره می کند ." شمشیر را بر فرق سرت ضربت می زدم ، به خدای کعبه سوگند که راحت می شدم". در این دیالوگ ردو بدل شده میان حضرت علی و ابن ملجم مرادی موقعیت زن نویسنده مبنی بر اینکه اگر متن را ننویسد راحت تر و خشنودتر است وجود دارد.

     

    آیا تقابل زن نویسنده با کارگردان محافظه کار نمایش باعث بهتر نوشته شدن متن می شود؟

     

    زن در برابر خواسته های کارگردان بعد از کشمش و چالش های ایجاد شده درباره نشان دادن فیزیکال شخصیت اصلی نمایش کوتاه می آید. اما  در عین حال تلاش می کند با اتخاذ تمهیداتی حرفش را در شکل و فرمی متفاوت دیگری مطرح کند و این رویه در صحنه دهم نمایش کاملا قابل بازخوانی و دیده شدن است.

     

    جایی در اواسط نمایش زن نویسنده از تاریکی بیرون صحنه با کارگردان ارتباط برقرار می کند. این رویکرد چه ویژگی دارد؟

     

    نویسنده می گوید با این رویکرد خودم را حذف کردم تا در اظهار نظر آزاد باشید..

     

    گفت وگو : از احمد محمد اسماعیلی

     

    عکس از راحله کرمی




    نظرات کاربران

  • جشنواره بین المللی تئاتر خیابانی مریوان
  • جشنواره گام دوم
  • جشنواره ملی تئاتر خرمشهر