در حال بارگذاری ...
  • جشنواره تئاتر فجر
  • کهن ترین تئاتر های تهران (فصل سوم)

    جامعه باربد نخستین آکادمی و دانشگاه خصوصی تئاتر ایران

    پیمان شیخی:خیابان لاله زار یکی از تاثیرگذارترین خیابانهای شهر تهران در تاریخ تئاتر است که در زمان ناصرالدین شاه قاجار به وجود آمد.

    خیابانی که تا پیش از شکلگیری و ایجادش پذیرای اهالی شهر تهران و روح بخش دل و جان مردمی بود که برای تفنن و دور شدن از نحسی سیزده فروردین به لاله زار تهران آن زمان آمده بودند.این محدوده که در شمالی ترین قسمت شهر تهران قرار داشت، بعدها نیز به مرکز تجمع هنرمندان پایتخت برای ارائه ی هنرشان و بهره بردن از هنر سایرین تبدیل شد و یکی از تاثیرگذارترین اماکن این خیابان که بی اغراق به اندازه ی این خیابان اهمیت داشت، "جامعه ی باربد" بود. انتخاب این نام، گویای متفاوت بودن خط فکری موسس آن و آثار این تماشاخانه است که برگرفته از نام یکی از دو آهنگساز بزرگ عصر ساسانیان بوده است.

    یکی از عواملی که "جامعه ی باربد" را از بسیاری تماشاخانه های هم نسل خود متمایز می کند، فاصله گرفتن از روحیه ی کاسب کارانه ی موسس و اداره کنند ی آن بود و همچنین بسترسازی آموزشی این تماشاخانه برای علاقمندان و مستعدان هنر موسیقی و نمایش بوده است. 

     

    موسس "جامعه باربد"

    اسماعیل خان مهرتاش در سال 1283 شمسی در تهران به دنیا آمد و از مدرسه ی "دارالفنون" که قله ی مدارس آن روزگار محسوب می شد فارغ التحصیل شد. او که از دوران کودکی صدای خوشی داشت، تصنیف های معروف آن روزگار را دوباره خوانی می کرد و همگان به علاقه ی اسماعیل کوچک آن روزگار به هنر موسیقی پی برده بودند، به همین جهت پس از چندی، در محضر "درویش خان" نواختن صحیح ساز "تار" را آموخت و با شاگردی "داوود شیرازی" و "کلنل علینقی خان وزیری" به فراگیری موسیقی ادامه داد.

    استاد مهرتاش معتقد بود که در جامعه کسانی هستند که دارای استعداد نوازندگی، خوانندگی و هنرپیشگی هستند، اما استطاعت مالی حضور در کلاس های موردنظر را دارند. به همین جهت، با برگزاری کلاس های رایگان در "جامعه ی باربد"، پذیرای عموم علاقمندان به رشته های هنری ذکر شده بود و به جرات می توان گفت که پرشاگردترین کلاس هنری آن زمان به حساب می آمد. او در زمینه ی هنر نمایش نیز فعالیت داشت و نتا پیش از تاسیس و افتتاح "جامعه ی باربد" نمایش هایی را در منازل اعیان اجرای می کرد که می توان ب آثار نمایشی چون، "انوشیروان عادل"، "بچه سه قلو"، " دکتر ریاضى‏دان"، "ابهت الممالک" و " دو ارباب و دو نوکر" اشاره کرد. مهرتاش در زمینه ی موسیقی نیز حدود چهارصد و پنجاه آهنگ برای پیسها "نمایشنامه ها"، پیش‏پرده‏ها، مناسبتهای ملی، مذهبی و مشاغل مختلف ساخته و برای ضبط آنها بر روی صفحه ی گرامافون به کشورهای عراق و مصر که در آن زمان تکنولوژی ضبط صفحه را داشتند سفر کرده و در پایان، در سال 1359 دنیایش را عوض کرد و دار فانی را وداع گفت.

    پرویز خطیبی در صفحه ی 115 کتاب "خاطراتی از هنرمندان" درخصوص اسماعیل خان مهرتاش چنین نوشته: " فراموش نمی کنم که مهرتشا چطور اوقات روزانه اش را صرف رسیدگی به تئاتر و یا آموختن درس آواز به شاگردانش می کرد، او در واقع عتشق کارش بود و همیشه می گفت جامعه ی باربد خانه ی من است. با مردم چنان گرم و صمیمی بود که همه دوستش می داشتند و گاهی که اجرای نمایش به دلایلی به عهده ی تعویق می افتاد، جلوی صحنه می رفت و تماشاگران منتظر را با لطیفه ها و گفته های شیرینش سرگرم می کرد.مهرتاش اکثرا میهمانان بلند پایه ای را برای تماشای برنامه های جامعه ی باربد دعوت می کرد، در سال 1329 که زمزمه ی ملی شدن نفت بلند شده بود یک شب من و دکتر حسن فاطمی، دکتر بقایی، حسین مکی، علی زهری و سعید فاطمی در سالن جامعه ی باربد حضور داشتیم و همگی نواری بر یقه ی کت خود زده بودیم که روی آن نوشته شده بود " صنعت نفت در سراسر مملکت باید ملی شود". مردم کنجکاو مرتبا از ما سوال می کردند که صنعت نفت چیست که باید ملی شود؟ و ما توضیح می دادیم. استاد مهرتاش که شنیده بود سالن تئاتر محل گفت و شنود سیاسی و بحث درباره ی مسئله ی نفت شده است جلوی صحنه آمد و با همان لحن شیرین همیشگی خطاب به دکتر بقایی و مکی گفت که: آقایان هر وقت مباحثات سیاسی تمام شد بفرمایید تا نمایش را شروع کنیم.

    بدنیست مطلع باشیم که نخستین مراسم سپاس از هنرمندان تئاتر توسط اسماعیل مهرتاش در جامعه ی باربد صورت گرفت و این رسم زیبا، هر از گاهی تکرار می شد و با هدایای ارزنده ای که شخصا ابتیاع می کرد، موجب دلخوشی و تشویق ایشان می شد.

     

    جایگاه و اهمیت "جامعه  باربد"

    "جامعه ی باربد" را می توان از منظرهای مختلف مورد بررسی قرار داد که البته در این مجال می توان به چند منظر پرداخت. درحقیقت اصلی ترین نکته و ویژگی "جامعه ی باربد"، وجه آموزشی آن است که در کنار تولید آثار نمایشی، درخصوص آموزش جوانان مستعد بسیار تاثیرگذار بوده است. آموزشی که بصورت کاملا رایگان صورت می گرفت و این درحالی بود که "جامعه ی باربد" کاملا خصوصی بود و هیچگونه کمک دولتی دریافت نمی کرد. اما حس وطن پرستی که اسماعیل خان مهرتاش داشت، باعث می شد با جان و دل، بصورت کاملا رایگان ولی کاملا آکادمیک، به جوانان مستعد هنر نمایش و موسیقی، نواختن تار، اصول موسیقی، فن بیان، بازیگری و درخلال آن نیز مردمشناسی بمنظور شناخت مخاطبان نمایش و موسیقی آن روزگار آموزش داده می شد.

    از سوی دیگر، تمامی آثار نمایشی که در "جامعه ی باربد" اجرا می شد برگرفته از ادبیات و فرهنگ کهن ایران زمین، نظیر آثار نظامی گنجوی و فردوسی بود و یا از شیوه ی آداپتاسیون که از اواخر دوره ی قاجاریه به ایران ورود پیدا کرد استفاده می شد و آثار شاخص آن روزگار دول فرنگ، آداپته می شد که اتفاقا مورد اقبال عمومی نیز قرار می گرفت.

    آنگونه که از صحبتهای پیشکسوتان و نوشته های بجا مانده از دوره ی فعالیت "جامعه ی باربد" برمی آید، این تماشاخانه برای نخستین بار در تاریخ تئاتر ایران، از طراحی و ساخت دکور نمایش که در روزگار ما تحت عنوان طراحی صحنه شناخته می شود استفاده کرده است. ماجرا از این قرار بود که میرسیف الدین کرمانشاهی در روسیه و بادکوبه به تحصیل تئاتر پرداخته بود و در همانجا نیز بعنوان معلم تئاتر شناخته می شد، اما پس از بازگشت به ایران، در سال 1308 به "جامعه ی باربد" پیوست و با طراحی و ساخت دکور نمایش "لیلی و مجنون" که از ماندگارترین آثار نمایشی این تماشاخانه محسوب می شود، فعالیت خود را آغاز کرد و بعنوان یکی از بی تکرار ترین طراحان دکور آن روزگار معرفی شد.

     بعدها که میرسیف الدین کرمانشاهی دست به خودکشی زد، هنرمندان شهیر دیگری چون ولی خاکدان و ناپلئون سروریان که به ناپل سروری نیز معروف بود نیز بعنوان طراح و سازنده ی دکور آثار نمایش "جامعه ی باربد" فعالیت کردند.

     

    زمان، مکان و دلیل تاسیس "جامعه باربد"

    سال 1305 بود که اسماعیل خان مهرتاش به تصمیم خود مبنی بر تاسیس مکانی برای آموزش توامان موسیقی و تئاتر و همچنین خلق آثار نمایشی جامه ی عمل پوشاند و در ابتدای خیابان علاءالدوله یا فردوسی، مقابل کوچه ی طبس، ملکی متعلق به احتشام السلطنه را به ماهی 12 تومان اجاره و "جامعه ی باربد" را تاسیس و افتتاح کرد. درحقیقت می توان گفت مهرتاش به نوعی نخستین آکادمی یا دانشگاه تئاتر و موسیقی کشور را بصورت کاملا خصوصی شکل داده است. او مردی معتقد به باورهای مذهبی و ملی بود که تمام سعی و کوشش خود را در جهت جلوگیری از هدر رفتن نیرو و استعداد جوانان کشورش به کار گرفته بود و علی رقم اینکه در ردیف افراد متمول آن روزگار محسوب می شد، برخلاف این قشر که همه چیز را از آن خود می دانند و همه کس را مدیون به خود، با تمام وجود به اقشار فرودست جامعه عشق می ورزید، تا جاییکه کلاس های آموزش موسیقی، بیان و بازیگری خود را بصورت عام المنفعه و مجانی برگزار می کرد تا از این طریق امکان ایجاد موقعیت پیشرفت جوانان اقشار کم درآمد جامعه را نیز فراهم کرده باشد. از سوی دیگر امکان اجرای آثار نمایشی موردنظرش را فراهم کرد تا ضمن امکان فضایی مفرح برای تماشاچیان، موجب رشد و ارتقاء سطح آگاهی آنان نیز شود.

    جواد انصافی در گفتگویی که با او داشتم می گفت: در سال 1355 که من در "جامعه ی باربد" حضور داشتم، جشن پنجاهمین سال فعالیت این تماشاخانه و مرکز فرهنگی گرفته شد که یکی از بهترینهای تماشاخانه های لاله زار به حساب می آمد و با مدیریت استاد مهرتاش فعالیت داشت.

    پرویز خطیبی در صفحه ی 114 کتاب "خاطراتی از هنرمندان" درخصوص تاسیس "جامعه ی باربد" چنین نوشته: "درباره ی تاسیس جامعه ی باربد و روزهای سختی که این مرکز هنری پایه گذاری می شد، مهرتاش داستانهای جالبی می گفت. او بر این نکته پافشاری می کرد که اگر همت و پشتکار و یا در واقع سماجت من و چند تن از دوستان هنرمندم نبود هرگز این فکر، یعنی تشکیل جامعه ی باربد صورت عمل پیدا نمی کرد. ما که هر یک عضو یکی از ادارات دولتی بودیم از حقوق ماهانه ی خودمان برای ساختن سالن و صحنه ی تئاتر مایه می گذاشتیم. گاه اتفاق می افتاد که برای ناهار پولی نداشتیم و ناچار می شدیم پول خردهای ته جیب را روی هم بگذاریم و به سراغ آشپز دوره گرد اول ناصرخسرو برویم. این آشپز پشت یک دیوار خرابه، دیگ باقلاپلو و گوشت بار می گذاشت که قیمت هر بشقاب آن یک قران "یک ریال" بود و ما اکثرا یک بشقاب را دو نفری می خوردیم. همکاران صمیمی من، " میرعمادی، محسن سهیلی، سیدمحمدعلی کاظمی، فضل االه بایگان، سرهنگ اعتماد مقدم، محمد مشروطه و میرسیف الدین کرمانشاهی بودند."

    شاید به جرات بتوان گفت، از آنجاکه اسماعیل خان مهرتاش از جمله هنرمندان باسواد و البته متعهد تئاتر کشورمان بود، بحث آموزش هنرمندان و علاقمندان به هنر تئاتر که هنرمندان آتی کشور محسوب می شدند برایش از درجه ی اهمیت بالایی برخوردار بوده است. به همین جهت، جامعه ی باربد، بخشی از فعالیت و نیروی خود را بر آموزش بیان، بازیگری و موسیقی به هنرمندان و علاقمندان متمرکز کرده بود. از سوی دیگر، به واسطه ی ایده آلیست بودن مهرتاش، بخشی از آثار نمایشی تولید "جامعه ی باربد" برای عموم مردم اجرا نمی شد و صرفا برای اعضاء و خانواده های ایشان و البته افراد صاحب جایگاه اجرا می شد که بلیتهایی به قیمت همت عالی نیز برای ایشان درنظر گرفته می شد؛ چراکه مهرتاش برنامه ریزی بلند مدت برای این تماشاخانه داشت و تعجیلی برای درآمد بالا اما کوتاه مدت از خود نشان نمیداد.

     

    "جامعه ی باربد" در خیابان فردوسی

    جامعه ی باربد طی سالهی فعالیت خود، چهار بار تغییر مکان داد و در محدوده ی خیابانهای فردوسی، سعدی و لاله زار به فعالیت هنری و آموزشی خود ادامه داد.

    جامعه ی باربد در آغاز تاسیس و فعالیتش که مربوط به سال 1305 می شود، تا سال 1318 با وجوداینکه ملک  احتشام‏السلطنه را اجاره کرده بود، به دلیل اینکه سالن نمایش موردنظر مهرتاش را نداشت، غالبا آثار نمایشی تولید "جامعه ی باربد" را در سایر سالنهای نمایش آن روزگار اجرا می کرد. سالن هایی نظیر سالن گراندهتل، سالن نکوئی واقع در چهارراه اسلامبول که بعدها به سینما همای تبدیل شد، سالن زرتشتیان واقع در خیابان قوام السلطنه آن روزگار و خیابان سی تیر فعلی و سالن خانه ی حاج مفتح الملک واقع در نزدیکی میدان حسن آباد.

    اسماعیل خان مهرتاش در سال 1303 شمسى برای ساماندهی گروهی که از سالها قبل متشکل از همکلاسان خود در دارالفنون به وجود آورده بود، دست به تاسیس کلوپی کرد و برای حق عضویت آن مبلغ سه تومان درنظر گرفت و برای اعضاء ارکسترش حقوق درنظر گرفت که البته برای تاخیر هر یک از ایشان مبلغ ده شاهی جریمه درنظر گرفت که آن نیز صرف امور کلوپ می شد. در سال 1305 و شکلگیری "جامعه ی باربد"، آثار نمایشی این تشکل هنری و تماشاخانه، یک شب در ماه اجرا می شد و اغلب اوقات این آثار نمایشی صرفا برای اعضاء کلوپ جامعه ی باربد و خانواده هایشان و گاهی نیز برای عموم مردم روی صحنه می رفت که قیمتهای مختلفی برای صندلی های آن درنظر گرفته شده بود تا عدالت اجرا شده باشد. بطور مثال، قیمت بلیت لژهاى مخصوص 100 تومان بود و قیمت بلیت صندلی های سالن به ترتیب از 10 تومان، پنج تومان، دو تومان و بالاخره، یک تومان تشکیل شده بود.

    اسماعیل خان مهرتاش، برای تقویت جامعه ی باربد بمنظور انجام ماموریت اصلی این تماشاخانه که چیزی جز ارتقاء سطح آگاهی و ایجاد زمینه ی مناسب برای فعالیت مستعدان هنر نمایش و موسیقی نبود، قیمت ورودیه ی آثار نمایشی را بصورت "همت عالی" درنظر گرفته بود و البته یک قیمت پیشنهادی را نیز به ایشان اعلام کرده بود که مبلغ صد تومان بود، گواینکه گاهی برخی اعضاء به سبب علاقه ای که به جامعه ی باربد و بقا و شکوفایی آن داشتند، مبلغ هزار تومان را نیز پرداخت می کردند.

     

    "جامعه ی باربد" در خیابان سعدی

    "جامعه ی باربد" بین سالهای 1318 تا 1321 فعالیتی نداشت و اسماعیل خان مهرتاش مشغول تقویت بنیه ی اقتصادی و تجدید قوا برای ادامه ی حرکت این تماشاخانه و دانشگاه مردمی بود. تا اینکه در سال 1321 با اجاره کردن ملکی خیابان سعدی، روبروی خیابان بوشهری"جامعه ی باربد" از خیابان فردوسی به خیابان سعدی منتقل شد که البته این مکان بعدها تبدیل به پاساژ شد.

    مهرتاش که به شدت به تساوی حقوق حاصله پایبند بود، بمنظور شریک کردن هنرمندان "جامعه ی باربد"، اقدام به فروش سهام این تماشاخانه کرد و با تقسیم سی و پنج سهم بین سی و پنج هنرمند فعال در "جامعه ی باربد" مبلغ پانصد تومان را برای هر سهم درنظر گرفت و این روند تا سال 1325 ادامه یافت. بعدها به دلیل مخارج بالای زندگی هنرمندان و عدم روحیه ی ریسک پذیری ایشان و ترس از احتمال متحمل شدن شکست و آسیب مالی "جامعه ی باربد"، تمامی سی و پنج سهامدار این تماشاخانه، هر سهم خود را به مبلغ سیصد و چهل به شخص مهرتاش واگذار کردند و اسماعیل خان مهرتاش به طور رسمی صاحب "جامعه ی باربد" شد.

    یکی از اتفاقات مهمی که طی فعالیت "جامعه ی باربد" در خیابان سعدی رخ داد، حضور و آغاز همکاری "رفیع حالتی" در این تماشاخانه بود که در آن زمان یکی از بهترینهای تئاتر کشورمان محسوب می شد و اجرای آثار نمایشی او مصادف با جلب توجه خیل عظیم علاقمندان این هنرمند بود.

     

    "جامعه باربد" در خیابان لاله زار و کوچه ی باربد

    "جامعه ی باربد" در سال 1325 به خیابان لاله زار و کوچه ملی نقل مکان کرد که البته شهرت این تماشاخانه موجب شد که به مرور زمان نام "کوچه ملی" به کوچه ی باربد تغییر پیدا کند که همین مسئله جای تامل دارد؛ چراکه این اتفاق، نشاندهنده ی میزان محبوبیت و شهرت این تماشاخانه بین اقشار مختلف جامعه است.

    جامعه ی باربد به ملکی که فی الحال مکان سینمای تعطیل شده ای به نام "شهرزاد" است نقل مکان کرد و فعالیت هنری خود را ادامه داد و یک شب در هفته مختص به اعضای کلوپ جامعه ی باربد و خانواده های ایشان اجرا می شد و باقی شبها به عموم مردم اختصاص پیدا داشت. نکته ای که در زمان ما مغفول مانده و با تعداد محدود و معدود بلیتهای میهمان که برای آثار نمایشی درنظر گرفته می شود، این امکان وجود دارد که خانواده های تمام هنرمندان نمایش مورد نظر امکان تماشا و بهره مندی از آن اثر را پیدا نکنند.

    مهرتاش در این مکان نیز به دایر بودن کلاسهای آموزشی همچنان تاکید داشت و تا سال 1328 فعالیت "جامعه ی باربد" در این مکان ادامه داشت.

    اسماعیل خان مهرتاش به جهت برقراری عدالت برای تماشاچیان، همچنان قیمت بلیت نمایش را متنوع درنظر گرفته بود و تماشاچیان می توانستند با تهیه بلیتهای دو، چهار، شش و ده تومانی به تماشای آثار نمایشی جامعه ی باربد بنشینند؛ چراکه از نظر ایشان عدالت نیست که تماشاگری که در ردیفهای جلو که مکان بهتری برای تماشای نمایش و به سهولت شنیدن صدای تماشاگران است به اندازه ی تماشاگری هزینه کند که در ردیف آخر و یا بالکن تماشاخانه به تماشای نمایش نشسته است.

     

    جامعه باربد در ابتدای خیابان لاله زار

    سال 1328 "جامعه ی باربد" به ابتدای خیابان لاله زار، مقابل سینما سارا که زمانی تئاتر صادق پور بود منتقل شد که فی الحال تبدیل به پاساژی به نام "ابوالفضل" شده که بنا به نوشته های قدیمی، این زمین وقفی بوده و اسماعیل خان مهرتاش آنرا اجاره می کند. گو اینکه در صفحه ی 95 کتاب "تماشاخانه های تهران" نوشته ی مشترک ناصر حبیبیان و محیا آقاحسینی چنین نوشته که: " ساختمان این محل یک خانه ی قدیمی از زمان قاجار و متعلق به شخص نجاری به نام صدری بوده است که در انبار آن سالنی ساخته و پیشنهاد اجاره کردن آن را به مهرتاش داده است. "

    "جامعه ی باربد" تا سال 1335 با مدیریت اسماعیل خان مهرتاش به فعالیت خود ادامه داد، اما ورود آتراکسیون به تئاترهای لاله زار، موجب توقف و مرگ این تماشاخانه شد.

    اسماعیل خان مهرتاش تا جایی با آتراکسیون مخالف بود که در مجلس یادبود منشى‏باشى بهرامى خطاب به مدیران تئاترها گفته بود: این کار را نکنید، آتراکسیون را از تئاتر دور کنید.

    مهرتاش در یکی از مصاحبه‏ هایش گفته بود که: " کم‏کم آتراکسیون معمول شد. دیدیم نمى‏توانیم با آنها مبارزه کنیم، تئاتر بغل دست ما شبى دو سه هزار تومان مى‏فروخت ما صد تومان الى صد و پنجاه تومان. لذا ناچار پولى که نداشتیم مبارزه کنیم تئاتر را گذاشتیم، کنار رفتیم و دادیم دست آنهایى که مى‏خواستند آتراکسیون بگذارند.

    نمایش های اجرا شده

    در صفحه ی 37 کتاب "جادوی صحنه" که مربوط به خاطرات عزت الله انتظامی است، چنین نوشته شده که: وقتی مهرتاش، "کارمند دون پایه" نوشته ی پرویز خطیبی را با اجرای عباس حکمت شعار به روی صحنه برد، انتظامی هم مثل بیشتر مردم مجذوب این مضمون انتقادی شد، چراکه برای اولین بار مردم می دیدند که یک کارمند دون پایه درد دل می کند و از وضع زندگی خودش می گوید.

    همچنین در صفحه ی 95 کتاب "تماشاخانه های تهران" نوشته ی مشترک ناصر حبیبیان و محیا آقاحسینیان درخصوص نمایشهای اجرا شده در "جامعه ی باربد" چنین نوشته که: نمایش های "ازدواج قرن اتم" نویسنده و کارگردان نصرت کریمی در سال 1327، "خسرو شیرین" به کارگردانی اسماعیل مهرتاش در سال 1328، "شهرزاد" به کارگردانی رفیع حالتی در سال 1328.

    در "جامعه ی باربد" برخی آثار نمایشی چندین با اجرا شده اند و اتفاقا مورد اقبال عمومی نیز قرار گرفتند که از آن میان نام نمایش هایی مثل "لیلى و مجنون" و "خسرو شیرین" موجود است و همچنین نمایش "گبرنامه عدالت" که دو پرده ی آنرا خان باباخان صدرى و یک پرده ی آنرا نیز اسماعیل خان مهرتاش نوشته بود بمدت شش ماه روى صحنه بود و پذیرای تماشاگران تئاتر بوده است.

    جمشید لایق در صفحه ی 38 کتاب " میراث صحنه زندگی تئاتری جمشید لایق" که غلامحسین دولت آبادی و مینا رحمتی در قالب مصاحبه با این بازیگر پیشکسوت تئاتر گردآوری کرده اند، درخصوص بخشی از نمایش های "جامعه ی باربد" چنین نوشته که: در نمایش "توراندخت" نقش یک ماهی فروش را بازی کردم. البته به غیر از نمایش "توراندخت" در نمایش های "قائم مقام"، "لمبک آب فروش"، همینطور "خاقان می رقصد" و "پیر پاره دوز" هم نقش های کوتاهی داشتم.

     

    پیش پرده خوانی در "جامعه باربد"

    تا پیش از دهه ی سی، عموما برای تعویض دکور صحنه های مختلف آثار نمایشی زمان زیادی صرف می شد و گاه نیز موجب خستگی و به نتیجه اعتراض تماشاگران به اشکال مختلف می شد. به همین جهت اسماعیل خان مهرتاش پیش پرده خوانی یا "تابلو موزیکال" را پیشنهاد و اجرایی کرد، بدین صورت که طی فاصله ی زمانی تعویض دکور، یک نفر ترانه خوان که قطعات فکاهی سرگرم کننده و گاه قطعات اجتماعی را به همراه ساز و نوا اجرا می کرد و خلاء زمانی حاصله از تعویض دکور نمایش را پر می کرد.

    طی زمان اندکی پیش پرده خوانی رونق گرفت و هنرمندانی چون مجید محسنی و بعدها مرتضی احمدی و عزت الله انتظامی جایگاه ویژه ای را کسب کردند، تا جاییکه پیش پرده خوانی جزو لاینفک تماشاخانه های آن روزگار به حساب می آمد و گاهی یک تماشاخانه بنا به حضور یک پیش پرده خوان شناخته می شد و حضور او موجب جذابیت افزون تماشاخانه برای مخاطبانش بود.

    در صفحه ی 37 کتاب "جادوی صحنه" که به زندگی هنری عزت الله انتظامی پرداخته در ارتباط با پیش پرده خوانی در "جامعه ی باربد" نوشته که: مهرتاش و گروهش سبک خاص خود را داشتند. پیش پرده خوان های این گروه به جای این که "فراک" بپوشند، "تعلیمی" به دست بگیرند و "کلاه سیلندری" به سر بگذارند، کت و شلوار معمولی می پوشند. آنها از موسیقی ایرانی استفاده می کردند و فقط آهنگ های ایرانی را اجرا می کردند.

    کار به جایی رسید که انتقاداتی که در پیش پرده خوانی می شد، آن قدر تند و تیز بود که نمی شد آنها را در روزنامه ها چاپ کرد. اما همین تصنیف های پیش پرده خوانی به قدری پرطرف دار بود که به محض چاپ فروخته می شد. این تصنیف ها را چند نفر از جمله پرویز خطیبی، نواب صفا و ابوالقاسم حالت می سرودند.

     

    کارگردانان و بازیگران

    کارگردانانى که طى این مدت با جامعه باربد همکارى مى‏کردند غیر از خود اسماعیل مهرتاش، میر سیف‏الدین کرمانشاهى، هایک کاراکاش، على دریابیگى، رفیع حالتى، خان باباخان صدرى، فضل‏اللَّه بایگان بودند. و هنرپیشگانى چون: ملوک ضرابى، رقیه چهره‏آزاد، ضیاء مؤمنى، یحیى‏کیا، نورمحمد میرعمادى، شباهنگ، حسین محافظ، محسن سهیلى، سید محمدعلى‏خان کاظمى، فضل‏اللَّه بایگان، رفیع حالتى، سرهنگ اعتمادمقدم، محمد مشروطه، صفاریان و محتشمى بودند. نوع برنامه‏ها یا اپرتهاى تاریخى بود یا عشقى (نویسندگان ایرانى) با ترجمه آثار خارجى، دکوراتورها، محسن سهیلى، مهدى مقبل، میرسیف‏الدین کرمانشاهى و سرورى و خان باباخان صدرى و گاهى حالتى بودند. گاهى نمایش‏هاى بدن موزیک نیز به وسیله جامعه باربد اجرا مى‏شد که ضمن آن براى این که تنوعى داده باشند یک تابلو موزیکال اجرا مى‏گردید.

    در صفحه ی 93 کتاب "تماشاخانه های تهران" نوشته ی مشترک ناصر حبیبیان و محیا آقاحسینی، درخصوص کاگردانهایی که در سال 1318 در جامعه ی باربد فعالیت داشتند چنین نوشته که: کارگردانهای این دوره: میرسیف الدین کرمانشاهی، هایک کاراکاش، علی دریابیگی، رفیع حالتی، خان بابا سدری و فضل اله بایگان.

     

    اساتید و کلاس ها

     از نکات بارزى که ذکر آن ضرورى است ایجاد کلاس تئاتر است در سال 1321 در همین مکان که دوره آن دو سال بود و در این کلاس رفیع حالتى دکلاماسیون، على دریابیگى تئاتر، مهرتاش موزیک، دکتر احمد ناظرزاده کرمانى ادبیات، خان ملک ساسان تاریخ تئاتر و محسن سهیلى نقاشى و گریم تدریس مى‏کردند. کار در خیابان سعدى خصوصى و فقط براى اعضاى کلوپ بود و برنامه‏اى جهت تماشاى عموم عرضه نگردید. این کلاس هشت دوره دو ساله یعنى تا مدتها بعد از آمدن مهرتاش و گروهش به محل فعلى جامعه باربد ادامه داشت.

    در صفحه ی 37 و 38 کتاب " میراث صحنه زندگی تئاتری جمشید لایق" که غلامحسین دولت آبادی و مینا رحمتی در قالب مصاحبه با این بازیگر پیشکسوت تئاتر گردآوری کرده اند، درخصوص اساتید جامعه ی باربد چنین نوشته شده که:  سیار ما را با تئاتر اروپایی و بازیگران آن جا آشنا می کرد. او شخص آگاه و دانشمندی بود. رفیع حالتی کارگردانی، بازیگری و فن بیان درس می داد. او مردی همه کاره بود؛ مجسمه ساز، نقاش، نویسنده، کارگردان و بازیگری ماهر و در واقع او بهترین هنرمند جامعه ی باربد بود. درس های او مفیدترین درس هایی بود که ما آموختیم. حالتی، شخض وقت شناس، منضبط و جدی بود. اکبر مشکین گریم درس می داد. او آدم همه فن حریفی بود. تار و ویلن می زد، بازی می کرد، گریم می کرد. شعور تئاتری او بسیار بالا بود. گویا زمانی از شاگردان نوشین بوده است. ما از حرف های او یادداشت بر می داشتیم. او گریم کردن و ساخت و ساز و ریش و سبیل چسباندن، شناخت و ساخت "مو و چسب" و انواع رنگ ها را به ما می آموخت و به ما تمین هایی می داد که بطور عملی گریم کردن را بیاموزیم. مشکین شب ها بازیگران جامعه ی باربد را گریم می کرد. او گریمور اصلی جامعه ی باربد بود و دید علمی به گریم داشت. گاهی هم در نمایش هایی بازی می کرد. البته نعمت مصیری هم گریم به ما درس می داد که البته نه عملی بلکه فقط نظری بود. خود اسماعیل مهرتاش موسیقی ایرانی درس می داد. دستگاه های ایرانی را به ما می آموخت. گاهی هم سارنگ می آمد و با ما دکلاماسیون و بازیگری کار می کرد. در آن زمان او از معروف ترین بازیگران تئاتر بود. گاهی هم خان بابا خان صدری می آمد و تکنیک های حفظ کردن متن را به ما می آموخت. دو سه جلسه هم علی دریابیگی آمد و درباره ی تئاتر آن زمان دنیا صحبت کرد، حرفهایی کلی. دریابیگی شخص بسیار با سواد و آگاهی به تئاتر بود و علاقه ی وافری به تئاتر داشت ولی او را مانند سرکیسیان بسیار آزردند، در واقع نابود کردند.

     

    دانش آموختگان

    شهروز ملک آرایی، مهری مهرنیا،عبدالوهاب شهیدى، مرضیه، ملوک ضرابى، ملکه حکمت‏شعار، محمدرضا شجریان، برادران وفایى، فروزنده، حسن اعتمادى، شاپور رحیمى، حسن معبودى، محمد منتشرى، اکبر جقه، بهرام سیر، منوچهر شفیعى، گودرزى، محمد امین‏زاده، فریدون اسماعیلى "دوبلور"، رضائى و حسن یزدانیان "خوانندگان مذهبى" و محمدرضا نوابى نام برد.

    همچنین در صفحه ی 94 کتاب "تماشاخانه های تهران" نوشته ی مشترک ناصر حبیبان و محیا آقاحسینی در این ارتباط چنین نوشته که: شاگردان دوره ی اول افرادی چون: عزیزالله بهادری، خاکپور، قدکچیان، علی مرادی، عتیقه چی، جم نیا، عرب، حاجی اکبری، کوشه کلانی، انصاری، نیاکان و اسماعیل شنگله بودند.

    همچنین نعمت الله گرجی، علی نصیریان، جواد انصافی، رضا کرم رضایی و رشید اصلانی از دیگر هنرمندان جامعه ی باربد بوده اند.

    در پایان باید این نکته خاطرنشان شود که هنرمندان تئاتر کشورمان با وجود تمام سختیها و بی مهریها به فعالیت خود ادامه دادند و تئاتر امروز کشورمان محصول زحمات بی دریغ پیشینیان است که در جهت اعتلای فرهنگ جامعه گام برداشته اند. امید که با یادآوری ایشان، آئین سپاسگزاری را بجا آورده باشیم و برای نسل آتی، تاریخ مغفوله ای مربوط به تئاتر کشورمان باقی نماند.

     

     

    پایان




    نظرات کاربران

  • جشنواره بین المللی تئاتر خیابانی مریوان
  • جشنواره گام دوم
  • جشنواره ملی تئاتر خرمشهر