در حال بارگذاری ...
  • نقد و نقبی بر دوازدهمین جشنواره بین المللی تئاتر خیابانی مریوان

    رسیدن به استاندارهای دقیق

    ایران تئاتر ، رضا آشفته: جشنواره بین المللی تئاتر خیابانی مریوان در حالی دوازدهمین دوره خود را به پایان رسانید که از برآیند مثبتی نسبت به تولیدات ملی اش برخوردار بود و این خود بیانگر رشد و توسعه نسبی آن نسبت به این دوازده دوره است و پیامد چنین برآیندی همانا برخورداری از اعتباری منطقه ای و حتی با نگاهی امیدوارانه تر جهانی خواهد بود.

    جشنواره بین المللی تئاتر خیابانی مریوان در حالی دوازدهمین دوره خود را به پایان رسانید که از برآیند مثبتی نسبت به تولیدات ملی اش برخوردار بود و این خود بیانگر رشد و توسعه نسبی آن نسبت به این دوازده دوره است و پیامد چنین برآیندی همانا برخورداری از اعتباری منطقه ای و حتی با نگاهی امیدوارانه تر جهانی خواهد بود. البته در موارد گزینش آثار خارجی جای بحث و تامل وجود دارد چون هنوز این آثار یا به درستی انتخاب نمی شوند و یا اصلا مهم نیست که چگونه و با چه کیفیتی انتخاب شوند اما آثار ایرانی در برابر این آثار از امتیازات دقیق تر و وسیع تر برخوردار بودند.


    جشنواره تئاتر خیابانی نشان داد که از تولیدات استانداری برخوردار است و همه هنرمندان با شناخت دقیق تولیدات خود را در یک عرصه رقابتی ارائه کرده اند و این ویژگی ها به اختصار چنین خواهد بود:
    1.    مساله محور بودن.
    2.    روز آمد بودن.
    3.    بومی نگر بودن با رعایت مفاهیم جهانشمول.
    4.    پرداختن به شکل های خلاقه.
    5.    رعایت معیارهای زیبایی شناسانه.
    6.    در نظر گرفتن مخاطب با تمام هم و غم اش.
    7.    تاثیرگذار بودن در سطح کلان تر و...
    به همین دلیل هم بود که هر روز با دیدن هر نمایش بر شگفتی مخاطبان افزوده می شد و این دقیقا به خاطر داشتن مولفه های بالاست که با رعایت و پرداختن به آنها ارزشمندی هر اثر نمایشی در همان آنات اولیه خود را در مواجهه ی با مخاطبان آشکار می کرد. فرقی هم نمی کرد که این مخاطب اهل مریوان و دیگر شهرهای کوردنشین باشد یا اینکه از دیگر شهرهای ایران یا کشورهای همجوار و حتی اروپایی آمده باشند؛ همه با دیدن این آثار شگفتی شان را خیلی زود و صریح آشکار می کردند و نمی شد نسبت به آنها بی تفاوت ماند. به هر روی، یک جشنواره بود تحت نام تئاتر خیابانی و انتظار هم می رفت که هر چه می بینیم بیانگر چنین خصیصه و ویژگی کلی باشد.
    آثار مساله محور بودند و به دلیل بارز بودن مساله بیکاری در مناطق کوردنشین و برجسته شدن وضعیت کولبران یکی از مسائل مهم پرداختن به این قضایا بود و هر نمایشی چه مستقیم یا چه غیر مستقیم به آن می پرداخت و طعنه و کنایه اش را در این رابطه بیان می کرد اما همین قضیه بود که گروهها خیلی راحت مسائل انتقادی و اعتراضی خود را مطرح می کردند و این شاید صدایی بود که به طور چند ساحتی می توانست مسسولان و مدیران کلان کشور را نسبت به حساسیت موضوع آگاه گرداند.
    آنچه در خیابان می گذشت متمرکز بر آنچه بود که در شهر و جامعه می گذشت و برای مخاطبان نیز وجودشان کاملا مشهود بود و می شود گفت که همه چیز بر روزآمدن نمایش ها تاکید می کرد؛ چه مساله کولبران و چه مسائلی مانند مصرف کالای ایرانی، حمایت از نخبگان علمی و فرهنگی، و چه ایدز و حمایت از بیماران سرطانی و ایدزی و مانند اینها... در خیابان می شد روزمان را تورق کرد و این خود دلیلی موجه بود برای اینکه تماشاگران توقفی آگاهانه تر داشته باشند و با گوش ها و چشم های تیزتر نسبت به این روزآمد بودن آگاه شوند و این تلنگر شامل حالشان می شد که اتفاقی در خیابان می افتد که فقط و فقط هم مختص تئاتر خیابانی است.
    به هر روی مسائل بومی بود و نگاه نیز بومی گرایی خود را به رخ می کشید اما زیباتر اینکه می توانست این مسائل و رویکرد در مناطق دیگر و کشورهای همجوار نیز مورد توجه و تامل واقع شود. یعنی آثار با دید گستره تر می توانست مسائل جهانی را مد نظر قرار دهند چنانچه ایدز یکی از این مسائل بود که در نمایش به آن پرداخته شده بود.
    هر نمایش سعی می کرد که فکر و ایده خلاقه اش را هم برایمان نمایان سازد؛ یعنی فقط تفکر و اندیشه محوری ملاک و معیار حضورشان نبود بلکه هر کارگردانی به دنبال بیان بهتری نیز برآمده بود و از عناصری بهره می گرفتند که بشود به پردازش صحیح تری از اتفاقات رسید البته برخی هم در این راه هنوز الکن و اندکی هم متاسفانه در انحراف و انحطاط به سر می بردند اما اکثریت قابلیت های خود را برای مواجهه ای بهتر با مخاطب طی طریق می کردند.
    اینکه هنر با زیبایی همخوانی دارد تعریف به غایت درستی برای ارائه عناصر زیبایی شناسانه، به منظور بالا بردن کیفیت آثار بود و اکثر این آثار در چنین فرآیندی خودنمایی می کردند؛ یعنی به موسیقی، بازیگری، و ارائه فضا نیز بها داده بودند و دلشان می خواست که در زیباترین حالت ممکن این مواجهه ی در خیابان منجر به رویدادی به یاد ماندنی شود که در اکثر این نمایش ها نیز چنین می شد و این خود بیانگر مسیری درست برای شکوفایی در تئاتر خیابانی مریوان بوده است.
    در مریوان مخاطب اصل و اساس کارها بود و البته برخی از نمایش های آیینی در این مورد کم کاری کرده بودند و نیاز به الصاق و پیوست مطالبی توضیحی درباره ی آنها بود اما در کل مخاطب به راحتی می توانست آنچه را که در اختیارش بود حل و هضم کند و به لحاظ فکری و زیبایی چندان پیچیدگی و غامض بودنی در آثار ملاحظه نمی شد.
    این نمایش های خیابانی و جشنواره مریوان فقط به منحصر به خیابان و مخاطبان محدودش نبود چون می توانست در یک گستره معنایی وسیعتر همه را تحت الشعاع قرار بدهد. به هر روی قابل پیش بینی است که این افکار می تواند از طریق رسانه و مطبوعات به شکل خبر، گزارش، گفتگو و نقد برای دیگر مخاطبان و حتی مسوولان ذیربط منعکس شود و البته چنین هدفی هم در برگزاری تئاتر خیابانی همیشه لحاظ شدنی است و اگر غیر از این باشد، دیگر جایی برای ارائه آثار خیابانی نیست. بنابراین می شود پیش بینی کرد که تاثیر تئاتر خیابانی بسیار کلان تر از آن چیزی است که تصور می شود و در جامعه ما که به دنبال آرمان های عدالت خواهانه است، باید که در بها دادن به چنین روالی انتظار داشت که ما را متوجه بسیاری از برخوردهای درست کرد.

     

    انتخاب بهتر آثار خارجی
    شاید یکی از مواردی که خیلی زود باید متوجه آن بود دعوت از کارهای خارجی است که همین مولفه های تئاتر خیابانی خودمان در آن لحاظ شده باشد و اینکه اگر هدف فقط سرگرمی است نمی تواند اصل و اساس حضور در چنین رویداد مهمی باشد و این از آن نکات دقیقی است که در صورت رعایتش شاهد برجسته شدن آثار خارجی خواهیم بود که البته انجامش، قابلیت های تطبیقی، مقایسه ای و نقد را نیز در کنارش فراهم خواهد شد که ما را دچار دگرگونی های بنیادین تر خواهد کرد و این خود رویکردی است که می تواند بستر مبادلات فرهنگی و حضور بین المللی آثار ایرانی را فراهم کند که به نظر امروز دیگر چنین فرصتی باید به راحتی برای گروههای ایرانی فراهم شود که توش و توان آن نیز مشاهده می شود.

     

    پیامد یک جشنواره
    باید در گذر از نواقص و مواردی که هنوز الکن می نماید مثل اینکه برخی تئاتر خیابانی را فقط برای سرگرمی در نظر می گیرند و اصلا ضرورتی بر آن احساس نمی شود چون خیابان محل گذر است و وجه سرگرمی بخشی از این توقف و توجه به تئاتر در خیابان خواهد بود اما مهمتر مساله محوری هایی است که ما را به آگاهی های گسترده تر متصل خواهد کرد و باید که همواره بنابر ضرورت ها و نیازهای جامعه آرمانی حرکات شایسته تر و حمایت های معنوی و مادی بیشتری را به چنین فرآیند کاربردی اختصاص دهند.
    مریوان تجربه دقیقی از ایجاد فضای باز برای پرداختن به مسائل روز است که بهترین محمل برای مطرح شدنش همانا تئاتر خیابانی است که تئاتر صحنه ای بهتر است که کما فی السابق به امور جدی تر بپردازد و در آن از ژرفا و عمق میدان دادن به مسائل بهره وری شود اما خیابان محل گذر است و مخاطب بی حوصله تر از آن هست که بخواهد پای هر کاری بایستد اما کاری که تلنگر بزند و هوش و حواسش را معطوف به خود گرداند، می تواند مسیر بهتری را برای مواجهه در خیابان فراهم کند و حالا این جشنواره به مرحله ای جدی تر برای دقیق شدن بر مسائل منطقه ای و فرامنطقه ای رسیده است و باید که از آن بهره برداری های لازم بشود و این همان الگویی است که اگر عملی شود تا چند سال آینده می توان شاهد آوازه مریوان در سطح جهان بود که در آن حرکتی هنری و قابل لمس به وقوع پیوسته است.

     




    مطالب مرتبط

    در محفل نقد نمایش «کبوتری ناگهان» مطرح شد

رشد بی‌نظیر صدا، شنوایی و تمرکز در بازیگران نابینا
    در محفل نقد نمایش «کبوتری ناگهان» مطرح شد

    رشد بی‌نظیر صدا، شنوایی و تمرکز در بازیگران نابینا

    محفل نقد «کبوتری ناگهان» روز گذشته با حضور رضا آشفته به‌عنوان منتقد، کارگردان و بازیگران اثر در عمارت هنری تو برگزار شد. رضا آشفته از افزایش توانایی و رشد بی‌نظیر صدا، شنوایی و تمرکز در بازیگران نابینا سخن گفت.

    |

    دعوت رضا آشفته، دبیر جشنواره تئاتر آرخه

مردم، عکاسان و منتقدان به دیدن انسان آرزوهایمان بیایند
    دعوت رضا آشفته، دبیر جشنواره تئاتر آرخه

    مردم، عکاسان و منتقدان به دیدن انسان آرزوهایمان بیایند

    رضا آشفته، دبیر نخستین جشنواره تئاتر آرخه از مردم، عکاسان و منتقدان تئاتر دعوت کرد که در حمایت از این جشنواره مردمی و خصوصی حضور فعالی داشته باشند و در حمایت از پاگرفتن یک جریان خصوصی در تئاتر ایران بکوشند.

    |

    در نقد و بررسی نمایش «فقط چهل روزه بودم» مطرح شد:

زندگی با عالم ارواح یا دردسرهای پیش از مرگ
    در نقد و بررسی نمایش «فقط چهل روزه بودم» مطرح شد:

    زندگی با عالم ارواح یا دردسرهای پیش از مرگ

    در نشست نقد و بررسی نمایش «فقط چهل روزه بودم» نوشته مسعود هاشمی نژاد و کارگردانی مسعود طیبی، منتقدان کانون ملی منتقدان رضا آشفته و ناهید زینی‌وند درباره این نمایش ضمن اشاره به نوآوری های متن و اجرا به نکات مهمی چون تکرار بیش از حد برخی از تکنیک ها و افتادن ریتم و استفاده از ...

    |

    نظرات کاربران