در حال بارگذاری ...
گفت و گو با بهروز سروعلیشاهی

زمان اجرای "بازی‌های کشتار همگانی" فرا رسیده بود

نمایش بازی‌های کشتار همگانی به طراحی و کارگردانی بهروز سروعلیشاهی در سالن صنوبر پردیس تئاتر شهرزاد در حال اجراست؛ نمایشی که قرابت موضوعی با شرایط شیوع و ابتلا به کرونا را دارد.

به گزارش ایران تئاتر، نمایش "بازی‌های کشتار همگانی» به نویسندگی اوژن یونسکو، ترجمه مرحوم داوود رشیدی و طراحی و کارگردانی بهروز سروعلیشاهی در سالن صنوبر پردیس تئاتر شهرزاد بر روی صحنه است.

بهروز سروعلیشاهی، دانش‌آموخته تئاتر از فرانسه است که سال گذشته نیز در شرایط حاد کرونایی، اقدام به طراحی و کارگردانی نمایش "عبور" به نویسندگی هوگو سالسدو کرده بود که با استقبال خوبی در تالار مولوی نیز مواجه شد.

به بهانه دومین تجربه این کارگردان جوان در روزگار شیوع کرونا، با او در مورد این نمایش و سختی‌های تولید و اجرای آن در گفت‌و‌گویی ترتیب داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

نخستین مطلب در مواجهه با این نمایش و روایت آن، قرابتی است که می‌توان میان داستان این نمایش و اوضاع و شرایطی که هم اکنون کل دنیا به واسطه شیوع کرونا درگیر آن است مشاهده کرد؛ انتخاب این نمایشنامه برای تولید از سوی شما هوشمندانه و با توجه به این مسئله بود و یا نه صرفاً علاقه‌مندی شما به آثار یونسکو سبب تولید این اثر شد؟

نخستین‌بار، نمایشنامه "بازی‌های کشتار همگانی" را پنج سال پیش، در پشت ویترین "نشر چشمه" دیدم. یادم هست که تصویر پشت جلد جالبی داشت و من اول از همه جذب همین تصویر شدم و تا آن زمان اصلاً نمی‌دانستم، یونسکو چنین نمایشنامه‌ای هم  دارد.

طبیعتاً نمایشنامه را خریدم و بلافاصله آن را خواندم و به شدت جذب حال و هوای متن شدم. جستجو کردم و متوجه شدم اجرایی در ایران از این اثر نشده تا اینکه بعد از پنج سال، با جهانی که در اثر گسترش ویروسی همه‌گیر به نام کرونا، زیر سایه مرگ رفته بود؛ با خودم گفتم حالا وقتش هست و باید این نمایشنامه را روی صحنه ببرم.

از زمان آغاز تمرین این نمایش شاهد بودیم که به جهت قرمز اعلام شدن وضعیت تهران به سبب تشدید بیماری کرونا، کار در فواصل متعددی دچار وقفه شد اما با این حال گروه به شکلی مصمم بعد از اعلام وضعیت عادی، تمرینات را از سر گرفت تا اینکه در حال حاضر شاهد اجرای آن در سالن تئاتر هستیم. راجع به این روند، همدلی و انسجامی که در گروه موجب به ثمر نشستن این نمایش شد، توضیح دهید؟

من در زمان اقامت در فرانسه به جهت تحصیل تئاتر و از مجموعه مشاهداتم در فضای حرفه‌ای تئاتر آن کشور، بیشتر از همیشه به اهمیت گروه پی بردم. وقتی که می‌گویم گروه منظورم  آدم‌هایی هست  که به طریقی با هم همدل باشند و در یک کلام هدف مشترکی را دنبال کنند و لزومی هم ندارد که این آدم‌ها هنرمندان درجه یکی باشند.

وقتی حدود یک سال و نیم پیش به ایران برگشتم تنها هدفم تئاتر کار کردن بود؛ بنابراین نیروهایی مرکب از کم‌تجربه و با‌تجربه را پیدا کردم و آنها را گرد هم آوردم و شروع کردبم به تمرین و تمرین و تمرین.

خدا را شکر  بیشتر افرادی که در گروه با من همکار هستند، انسان‌های باانگیزه و همدلی هم هستند. باید بگویم که دشمن درجه یک هر گروهی ، ظهور  فرد یا افراد خود برتر پندار هست که حتی اگر هم بااستعداد باشند، به پیکره حرکت گروهی ضربه وارد می‌کنند؛ چیزی که خوشبختانه گروهی که با من همکاری می‌کند از این امر مبراست.

 در مقاطعی از نمایش شاهد گریزهای شما به مسائل بغرنجی هستیم که جهان پیرامون ما اکنون درگیر و مبتلا به آنهاست. خواستم این نکته را از شما بپرسم که تا چه اندازه به اصل متن نمایشی وفادار بودید و اینکه چه تمهیداتی اندیشیده شد که این گریز زدن‌ها، به متن نمایش لطمه وارد نکند؟ و دراماتورژی که در این نمایش شاهد آن هستیم چقدر موجب شد که مخاطب با آن احساس قرابت بیشتری داشته باشد؟

درباره متن واقعیت است که من شاید بی‌اغراق در حدود پنجاه درصد تغیبرات در نمایشنامه ایجاد کردم. صحنه‌های مطول و تکراری را حذف کردم و زمان نمایشنامه را از حدود سه ساعت به یک ساعت و نیم کاهش دادم.مونولوگ‌ها را تقریباً خودم دوباره نوشتم  و باید بگویم که صحنه‌هایی از نمایشنامه را از اساس بازنویسی کردم.

متن نمایش حالت ترجمه‌ای داشت،  هرچند که ترجمه زنده‌یاد "داوود رشیدی" ترجمه  خوبی بود ولی کلمات در نسخه ترجمه مناسب بازیگر برای ادای درست آن نبود و نیاز به یک مرمت اساسی داشت لذا اینجاست که دراماتورژی به کمک کارگردان می‌آید و اثری خوب را که گَرد زمان و بعضاً نارسایی ترجمه بر روی آن نشسته است را نجات می‌دهد و بی‌شک در این دراماتورژی،، شرایط و دورانی که در آن زندگی می‌کنیم را هم  منعکس کردم.

در انتخاب سالن نمایشی برای اجرای تئاتر چقدر حساسیت دارید؟ آیا طراحی میزانس شما مبتنی بر سالن نمایشی و امکاناتی است که در اختیار شما می گذارد و یا مبتنی بر اتفاقات و وقایع صحنه و درام است؟

سؤال بسیار خوبی هست. سالن اجرای نمایشی که  در آن در حال تمرین هستی، همیشه مبهم هست و واقعاً، نمی‌تونی مطمئن باشی که در نهایت نمایش تو سر از کدام سالن درخواهی آورد.

پول، داشتن روابط با مدیران سالن‌ها، معروفیت خود کارگردان و بازیگران از جمله عواملی است که در پیدا کردن سالن مطلوب تعیین کننده است.

من از ابتدا برای این نمایشنامه یک سالن بلک باکس یک‌سویه در نظرداشتم و مشخصاً سالن سایه یا قشقایی "تئاترشهر" در ذهنم بود ولی من هربار که  برای اجرا گرفتن سالن به تئاتر شهر رفتم تا دوسال آینده ظرفیت تکمیل بوده! بنابراین، عطای آن را به لقایش بخشیدم و به دنبال سالن‌های خصوصی گشتم که در نهایت، نمایشم  سر از سالن صنوبر پردیس تئاتر شهرزاد سر درآورد که بلک باکس بدی هم نیست. اضافه کنم که در مجموع تئاتر شهرزاد،  مدیریت و انرژی خوبی  را شاهد بودم و اکنون که مرور می‌کنم می‌بینم که باید خوشحال بود که "تئاتر شهر" میسر نشد؛ چراکه محیط پیرامون این مجموعه، اخیراً شرایطی پیدا کرده که برای حضور خانواده‌ها و تماشاگران اصلاً امن و بدون خطر نیست.

صحبت از مدیریت و انرژی خوبی که در پردیس تئاتر شهرزاد حاکم است کردید؛ تجربه قبلی اجرای شما در یک سالن دولتی  یعنی "مولوی" بود. مقداری در مورد تفاوت و وجوه تمایز این دو محیط نمایشی توضیح دهید؟

نمایش قبلی من  به نام "عبور" در تالار مولوی که سالنی دولتی ـ دانشگاهی است؛ اجرا رفت و تماشاگران زیادی کار ما را دیدند؛ آن هم شهریور سال گذشته و در بحبوحه کرونا که علیرغم این وضعیت، فروش به نسبت خوبی هم داشتیم. در نظر بگیرید که نرخ بلیط تالار مولوی پایین است اما  بدون اینکه  بخواهم وارد جزییات بشم، اجرا در این سالن تجربه تلخی برای شخص من بود به ویژه برخورد بد  افرادی که آنجا بابت اداره تالار مولوی حقوق می‌گرفتند و فقط منتظر بودم، اجراها تمام شود و از آنجا فرار کنم.

اما در پردیس تئاتر شهرزاد که یک سالن خوب خصوصی هست، تا این لحظه بسیار  برخورد خوبی با ما شده، همکاری روابط عمومی سالن با ما واقعاً خوب بوده و  خدا را شکر همه‌چیز خوب پیش رفته؛ این نکته را نیز اضافه کنم که سالنی است زنده و بانشاط که به واسطه تبلیغات مناسب محیطی و البته فضای انتظاری که برای مخاطبان برای هدیات به سالن های نمایشی طراحی  شده است، تماشاگران را جذب  و تهییج می‌کند.

مؤلفه مهم موفقیت گروه شما علاوه بر همان انسجام و همدلی که به آن اشاره شد در آینده به مداومت در کار و فعالیت شما نیز بستگی دارد. قطعاً میزان آشنایی شما با اعضای گروه حداقل طی دو کار تئاتری که طی این دو سال به انجام رساندید، ضامن این تداوم همکاری و موفقیت شما در آینده است. برای تولید نمایش بعدی فکری کرده‌اید؟

کار بعدی من در تئاتر چی خواهد بود؟! واقعاً مشخص نیست، همینقدر می‌دانم که فعلاً در نمایشی دوزبانه (فرانسه، فارسی)  در حال تمرین برای اجرای عمومی هستیم که من در آن بازیگر هستم.

اما به عنوان کارگردان باید در جایی با متن نمایشی که قرار است پروژه بعدی من باشد ملاقات کنم؛ دارم دنبالش می‌گردم، شاید خودم ترجمه کنم؛ نمی‌دانم....اما، می‌دانم که مهمترین رکن برای اجراهای من، یک نمایشنامه خوب هست . نمایشنامه‌های بد و متوسط، انرژی افراد گروه را به هدر می‌دهد.

قطعاً، ما فقط از طریق عشق و تعهد به تئاتر است که می‌توانیم تئاتر کار کنیم، چون هیچگونه دلیل منطقی برای فعالیت تئاتری وجود ندارد و کافی است نگاهی به شرایط اقتصادی از جمله تورم و افزایش هر روزه قیمت‌ها  کنید، آیا به نظرتون به جز عشق،  از خودگذشتکی و به کم قناعت کردن، چه دلیل دیگری برای تئاتر کار کردن می‌تواند  در این اوضاع و شرایط وجود داشته باشد؟

 در نمایش "عبور" و در این اثر با وجود شرایط بغرنج ناشی از شیوع کرونا، شاهد استقبال خوبی از جانب مخاطبان بودیم. اجرای نمایش که با این رمرات و سختی و افت و خیزهای زیاد آن را به سرانجام رساندید، در یک اجرا آن هم در یک سالن با ظرفیت محدود ممکن است آنگونه که باید و شاید پاسخگوی زحمات شما و سایر اعضای گروه نباشد. آیا برای آینده این نمایش ، اجرای آن در سالن و یا سالن‌های دیگر و شرکت در جشنواره و رویداد نمایشی فکری کرده‌اید؟

ما برای بیست اجرا با پردیس تئاتر شهرزاد (سالن صنوبر) قرارداد داریم و خوشبختانه تا این لحظه که دارم با شما صحبت می‌کنم در اغلب اجراها ظرفیت سالن از نظر میزان استقبال تماشاگران تکمیل شده و از همه مهمتر اینکه، تماشاگران به شدت راضی سالن را ترک می‌کنند و بدون اغراق باید بگویم که بعضی از آنها به من گفتند که ما مدتهاست تئاتر خوب ندیده بودیم. باید دید که آیا این روند مثبت، تا انتها حفظ می‌شود؟ مشخص نیست؛ خصوصاً اینکه گروه ما، چندان از بازوهای تبلیغاتی وسیعی برخوردار نیست و بودجه این کار را هم نداریم. نمایش ما بعد از این تعداد اجرا آیا خواهد مرد؟....احتمالاً.....مدیران سالن‌ها، می‌توانند بیایند و نمایشی اگر خوب هست، اگر حرف جامعه را مطرح می‌کند و اگر مورد استقبال تماشاچیان هست را انتخاب کنند و اجراهای دوباره به آن نمایش بدهند...منتقدان می‌توانند باعث شهرت یک نمایش خوب بشوند.... هر چند که در این روز و روزگار  متولیان تئاتر چندان رغبتی برای حمایت از یک نمایش محجوب ندارند.




مطالب مرتبط

نظرات کاربران