در حال بارگذاری ...

غوغای شاهکار جادویی میازاکی بر صحنه تئاترهای لندن

اقتباسی تئاتری از انیمه مشهور هایائو میازاکی با عنوان «همسایه من توتورو» چندی است که تماشاگران مرکز باربیکان را در لندن مسحور خود کرده است.

به گزارش ایران‌ تئاتر، این‌ روزها یکی از پرطرفدارترین نمایش‌ها بر صحنه تئاترهای لندن، اقتباسی از دنیای خیالی و پررمز و راز هایائو میازاکی، اسطوره انیمه‌های ژاپنی است.

«همسایه من توتورو» یکی از مهم‌ترین آثار هایائو میازاکی و استودیو جیبلی است که سال ۱۹۸۸ به دنیای سینما معرفی شد.

تام مورتون اسمیت، نمایشنامه نسخه تئاتری «همسایه من توتورو» را برای کمپانی تئاتری رویال شکسپیر نوشته است.

یکی از مهم‌ترین چالش‌های به صحنه آوردن انیمه «همسایه من توتورو»، بازآفرینی ویژگی‌های فریبنده تصویری آن در صحنه نمایش است.

داستان «همسایه من توتورو» درباره دو دختر بچه است که همراه پدرشان به دهکده‌ای نقل مکان می‌کنند تا به مادر بیمارشان نزدیک‌تر باشند. آن‌ها در جنگل‌های اطراف دهکده، موجوداتی سحرآمیز به نام توتورو پیدا می‌کنند.

در این اقتباس تئاتری، نقش دو دختربچه را دو بازیگر بزرگسال بازی کرده‌اند که خود از میزان جذابیت آن نسبت به نسخه سینمایی کم می‌کند، اما بازی دای تابوچی در نقش پدر بسیار تاثیرگذار و مسحورکننده است.

به باور منتقد نیویورک‌تایمز، فلیم مک‌درموت، کارگردان نمایش توانسته تا حد زیادی جادوی داستان را در صحنه نمایش به تماشاگر منتقل کند.

در این میان طراحی صحنه تا حد زیادی به دنیای جادویی میازاکی وفادار مانده که از نقاط قوت نمایش است.

«همسایه من توتورو» تا ۲۱ ژانویه (یک بهمن) بر صحنه تئاتر باربیکان لندن روی صحنه خواهد بود.




مطالب مرتبط

«تقریبا مشهور»؛ اجرای نمایشی از روی یک فیلم سینمایی

«تقریبا مشهور»؛ اجرای نمایشی از روی یک فیلم سینمایی

کمرون کرو که در سال 2000، فیلم «تقریبا مشهور» را برپایه فیلمنامه‌ای از خودش کارگردانی کرد و برای آن جایزه اسکار گرفت، نمایشنامه‌ای را به همین نام نوشته که از ماه گذشته میلادی، به کارگردانی جرمی هرین در نیویورک، روی صحنه رفته است.

|

بالرینی که رویایش گل نخوردن بود

علی رفیعی و یک عمر نفس کشیدن با تئاتر
بالرینی که رویایش گل نخوردن بود

علی رفیعی و یک عمر نفس کشیدن با تئاتر

رویای پسربچه مورد نظر ما این نبود که گُل بزند و از تشویق تماشاگران کیفش کوک شود. نه! ماجرا جور دیگری بود. او دلش می‌خواست دروازه‌بان باشد و به تنش پیچ و تاب بدهد و توپ را بگیرد که وارد دروازه نشود. این پسربچه که نامش علی رفیعی است،‌ اما بعدتر یکی از مهم‌ترین هنرمندان تئاتر کشور ...

|

نظرات کاربران